پاره ای سخن در باره ی تولدی دیگر فروغ: تولد «بعدتر» در مرگ / دکتر علیرضا زرین
پاره ای سخن در باره ی تولدی دیگر فروغ: تولد «بعدتر» در مرگ / دکتر علیرضا زرین
تولدی دیگرسرآغاز دوره ای نو در شعر پارسی است. شعری که درآن یک شاعرزن-- که در بزرگترین شهر ایران زیسته وبخشی از جهان را درنوردیده با تجربیاتی بیشتر تلخ تا شیرین، بی پرده تر از هر زن شاعر پیش از خود می سراید.

چرا گرامیداشت زادروز شاعری را مصادف می کنیم با گرامیداشت پنجاه و پنجمین زاد سال کتاب شعری از او؟   
چرا و چگونه "تولدی دیگر" یک رویداد شگرف ادبی در شعر معاصر پارسی است؟  برخی از دلایل و ویژگی هایش این است:
١.  تولدی دیگرسرآغاز دوره ای نو در شعر پارسی است. شعری که درآن یک شاعرزن-- که در بزرگترین شهر ایران زیسته وبخشی از جهان را درنوردیده با تجربیاتی بیشتر تلخ تا شیرین،  بی پرده تر از هر زن شاعر پیش از خود می سراید.
۲.  تولدی دیگر بخشی از به نتیجه رسیدن بوطیقای نیمایی است که در شعر اخوان و شاملو و چند نفر شاعر دیگر نیز تجلی دارد.
۳.  تولدی دیگر شعر پارسی را بیشتر از هر مجموعه ی شعری تا زمان انتشارش به زبان محاوره ای و روزمره ی زندگی نزدیک می کند.
۴.  وزن عروض نیمایی در آن از انعطافی بی سابقه برخوردار است و به آهنگ گفتگوی کوچه و خیابان و خانه نزدیک تر.
۵.  بیش از شعر شاعران معاصرش به جزییات زندگی امروزین می پردازد.
۶.  فاصله اش با واقعیت زندگی و زبان و ذهنیت مردم در زمان خودش نزدیک تر است.
۷.  با وصف آن که سخن از تولدی دیگر می گوید اما سرشار از نومیدی و یاس است: "همه ی هستی من آیه ی تاریکی است."
٨.  هرچند که از زایشی نو سخن می گوید اما این زایش را انجام شده و پیشاپیش اتفاق افتاده تلقی می کند.  زایشی نیست که حلقه ای از حلقه های زایش های دیگر و نوتر و متحول تر باشد.  "شکفتن‌ها و رستن‌های ابدی" وابستگی تامش به "تویی" است که شخصیت معشوق را در این شعر در بر می گیرد.
۹.  نومیدی فروغ در تولدی دیگر وحشتناک است--به وحشتناکی ی" پائین رفتن از یک پلهٔ متروک" و " به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن."
۱۰.   متاسفانه رستاخیز معنوی برای فروغ فقط در مرگ و نابودی او شکل می گیرد: "دستهایم را در باغچه می کارم/سبز خواهم شد، می دانم، می دانم، می دانم"
۱۱.  به رغم نوگرایی ها و تازگی های موضوعی و بیانی و زبانی که در این کتاب تموج دارد، فروغ جدا و دور از شاعران معاصرش نیست و بسیاری از مولفه های شعری آنان را نیز درخود دارد  و از آنان متاثر است.  به عنوان مثال خود نام کتاب "تولدی دیگر" متاثر است از کتاب شعر "آهنگ دیگر" از منوچهر آتشی که چند سال زودتر منتشر می شود و نشان می دهد که می توان  در سبک نیمایی نوگرا و متفاوت بود.
۱۲.  غم آلودگی و نومیدی و رمانتیسمی که در"تولدی دیگر" به چشم می خورد، بی شک بی رابطه با وقایع زمان و مکان نیست، اما در نهایت از سرنوشت زنی شاعر سخن می گوید که از هر لحاظ، به ویژه مالی، مستقل و خودکفا نیست و از این وابستگی و عدم خودکفایی رنج می برد.
۱۳.  افسوس و افسوس که تولدی دیگر فروغ،  نابودی و مرگ اوست که به ماندگاری ی صدای او می انجامد که همیشه "بعدتر" می آید: "تنها صداست که می ماند."
 
اطلاعات شما ذخيره شود ؟