ئهی دهروهچه
چهوهری کهسی نییه
چهوهیلی
پاوهن دیاری وان و
ئهسرهیلی
کوره گلالهیل نادیاری زمسانن
ئهی دهروهچه
چهوهری کهسی نییه
دهسهیلی
پهلوهچهیل هشک
سهرماوهزن و
پایلی سونهیل نهرمیاگ
ههر مالی
ههر قهلبی
ئهی دهروهچه
چهوهری کهسی نییه
ئیوارگانی
مهترووزه له پهژارهی نهرهسین و
شوهکیان چوول هوولی
بی زگ هاتن کهی.
***
این پنجره
منتظر کسی نیست
چشمانش
زنجیر بادند و
اشک هایش
باریکه جوی های زمستان
این پنجره
منتظر کسی نیست
دست هایش
شاخه های خشک دی ماهند و
پاهایش
ستون های تخریب نشده ی
هر خانه ای
هر قلبی
این پنجره
منتظر کسی نیست
غروب هایش
پراز اندوه نرسیدن و
صبحگاهانش
ویار آمدن دارد.
با سپاس از" بلوط" حافظ جان کوهستان.از شعرهای استاد علیرضا خانی که بی شک نامش تداعی کرد و کوه و بلوط و آتش است بیش این توجه نمایید که مرحم سبز برگهایش جراحت دلهای کوهستانیان راشفا ببخشد.
زور سپاس ارای شعر دلنوازد