شیشه‌های رنگی اعتراضی است غم‌آلود / کیسان قلی اوف ، شاعر قفقازی
شیشه‌های رنگی اعتراضی است غم‌آلود /  کیسان قلی اوف ، شاعر قفقازی
دود تند «هیروشیما»
به خانه‌‌‌ام نفوذ کرده است
دوباره خودم راگرفتار حس می‌کنم
به خانه‌ام نفوذ می‌کند

دود تند «هیروشیما» 
به خانه‌‌‌ام نفوذ کرده است
دوباره خودم راگرفتار حس می‌کنم.
به خانه‌ام نفوذ می‌کند. 
و شدیدتر که می‌شود 
بر اضطراب روحی‌ام می‌افزاید.
این سرزمین خانه ماست: خانه‌ای همگانی 
وقتی که در آن جشنی بر پا می‌شود 
به دلخواه به پایکوبی بر می‌خیزم
می‌خندم و می‌خوانم 
همه‌اش خوشی و شادمانی است.
اما وقتی مصیبتی روی می‌آورد
دلتنگ می‌شوم.
دیواری بر گرداگرد این خانه می‌سازیم
و در یگانگی است 
که خانه می‌تواند ایستادگی کند
و در برابر دشمنان پیروز شود.
تمام کسانی که چنین می‌پندارند
سزوار نام انسانند.
و می‌توانند 
همراه با دیگران در این بهار همگانی
غوطه‌ور‌ شوند.
خانه‌ام جایی که در آن پرورش یافته‌ام
سرزمین زیبایم!
در تمام جشن‌هایت شادمان خواهم بود
ولی در لحظه‌های بلا و مصیبت
تا پای مرگ
با دشمنانت خواهم جنگید
و آنها را از خاکت بیرون خواهم راند.
از شیشه‌های رنگی 
کنستانتینوس پ. کاوافی
شاعر یونانی
در "بلاچرنه" 
در تاجگذاری "جان کانتا کوزن" 
و "ایرن" دختر "اندرونیکوس" اهل آسان
موضوعی کوچک به هیجانم آورد.
آنها تنها چند سنگ قیمتی داشتند
(ملت بیچاره ما خیلی فقیر بود.)
و در آرایش خود
از سنگ‌های مصنوعی استفاده کرده بودند:
انبوهی از شیشه‌های رنگی: سرخ، سبز، آبی.
اما، به نظر من 
این خرده‌ شیشه‌های کوچک رنگی 
چیزی نبود که آنها را حقیر سازد، 
برعکس به نظر می‌آمد
که این شیشه‌های رنگی اعتراضی است غم‌آلود
بر بدبختی ستمگرانه سرهای تاجگذاری شده‌شان.
نشانه‌هایی از آنچه سزاوارش بودند
از آنچه به یقین، حق بلامنازعشان بود
در تاجگذاری لرد "جان کانتاکوزن"
و "ایرن" دختر "اندرونیکوس" اهل آسان‌.

ترجمه ضیاء الدین ترابی
اطلاعات شما ذخيره شود ؟