ای نگاهت ز تماشای غزالان خوش تر / دو غزل از مهرداد محمدی شاعر ایوان غربی
ای نگاهت ز تماشای غزالان خوش تر /  دو غزل از مهرداد محمدی شاعر ایوان غربی
باغ بارآور می پرور لبخند اینجاست
باید آن دل به نگاهش بسپارند اینجاست
دامن از گل، صدف صورتش از برفی نو
هیبت دبدبه آمیز دماوند اینجاست ...


۱
باغ بارآور می پرور لبخند اینجاست
باید آن دل به نگاهش بسپارند اینجاست 
دامن از گل، صدف صورتش از برفی نو
هیبت دبدبه آمیز دماوند اینجاست 
خفته بر مجمر افروخته ی لبهایش
چشم بد دور، که شهدانه ی اسپند اینجاست 
فکر رستن همه بیجاست ز چنگ گیسوش
حلقه اینجا، کنف اینجا، گره و بند اینجاست 
مولوی کو؟! که به وجد آورمش از خبری:
که فراوانی بازار لب قند اینجاست 
ساقدوشی بفرستید ز جنس ساقی
که می آلوده ترین مجلس پیوند اینجاست


۲
ای نگاهت ز تماشای غزالان خوش تر
شهد لب های تو از قند فریمان خوش تر
لهجه ی گرم گل آمیز هوس آلودت
از طرب ریزی موسیقی باران خوش تر
تنت - آن ماه فرو هشته به آغوش زمین
هر چه بی هاله و تنهاتر و عریان خوش تر
عشوه ی چشم خمارین غزل آگینت
از نظر بازی خورشید زمستان خوش تر
خانه تا بیخود از عطرش بشود شب همه شب
گیسویت هرچه رها  هرچه پریشان خوش تر
بر من از جام بلورین دو چشمت بچشان
زان شرابی که رسد هر چه فراوان خوش تر
غزل ناب بلندی ست سرا پای تو کز
آنچه شعر است به هر دفتر و دیوان خوش تر
تو اگر گرمی این خانه نباشی، به خدا
هر چه ساکت تر از این باشد و ویران ...خوش تر

نظرات [۱]
دوشنبه، ۲۱ دی ۱۳۹۴ :: ۲۰:۴۷
درود بر مهرداد محمدی شاعر خوب اشعار زیبایی هستن لذت بردم ,مرسی
اطلاعات شما ذخيره شود ؟