چه سرانجام قشنگی که نشد ما بشویم / غزلی شیوا از رضا حساس
چه سرانجام قشنگی که نشد ما بشویم / غزلی شیوا از رضا حساس
چه سرانجام قشنگی که نشد ما بشویم
مثل یک رود شبی راهی دریا بشویم
خوش به حال من و تو که این همه حسرت داریم
و محال است شبی قسمت فردا بشویم
مثل یک واژه نبودیم که از ناچاری
...

چه سرانجام قشنگی که نشد ما بشویم
مثل یک رود شبی راهی دریا بشویم

خوش به حال من و تو که این همه حسرت داریم
و محال است شبی قسمت فردا بشویم

مثل یک واژه نبودیم که از ناچاری 
بتوانیم درون غزلی جا بشویم

هی گره بر گره قبلی خود افزودیم 
تا مبادا که به دستان فلک وا بشویم

دیگران در گذر از عشق چه کردند مگر
تا بخواهیم که ما بهتر از آنها بشویم

ما و موسیقی باران ، شب و تنهایی و غم
سرنوشتی که رقم خورد که تنها بشویم

عشق جادوی عجیبی ست که با بی رحمی
می گذارد که به وقتش همه رسوا بشویم

ما گذشتیم و هنوز آخر این قصه کسی
نگران است مبادا من و تو ما بشویم


اطلاعات شما ذخيره شود ؟