رودی که نمی‌گریخت، مرداب شده / محمد مرادی نصاری
رودی که نمی‌گریخت، مرداب شده / محمد مرادی نصاری
نصاری از هنرمندان جوان و پرتلاش شهرستان ایوان است که در حوزه ی ادبیات کردی و فارسی آثار خوبی در کارنامه ی هنری خود دارد ،این شاعر ایلامی به تازگی آثار برخی شاعران نام آشنای کشور از جمله سیروس نوذری و میر افضلی را به کردی ترجمه کرده است ...



نصاری از هنرمندان  جوان و پرتلاش شهرستان ایوان است که در حوزه ی ادبیات کردی و فارسی  آثار خوبی در کارنامه ی هنری خود دارد ،این شاعر ایلامی به تازگی آثار برخی شاعران نام آشنای  کشور از جمله سیروس نوذری و میر افضلی را به کردی ترجمه کرده است قالب مورد علاقه ی محمد مرادی نصاری رباعی است 

****
چند رباعی از محمد مرادی نصاری 

۱
در خانه همیشه بی‌صدا گریه کنم
در کافه، کلاس، سینما گریه کنم
"ابری شلوار پوش" و سرگردانم
باید که تو را در همه جا گریه کنم
 
۲
زیبایی در قفس نه دیدن دارد
نه ارزش بر صفحه کشیدن دارد
درددل یاکریم‌ها را چه کسی
جز این آهن تاب شنیدن دارد؟
 
۳
هرچند همیشه با شماها هستم
در کافه، کلاس، خانه... تنها هستم
ماهی کوچولویی‌ام که کنسرو شده‌
چندیست عجیب فکر دریا هستم
 
۴
تاک چه کسی شراب من را دیده؟
آغوش که التهاب من را دیده؟
من جلوه‌ی آن ستاره‌ی سرخم که
یک بار فروغ خواب من را دیده
 
۵
رودی که نمی‌گریخت، مرداب شده
چون ساعت زنگ خورده در خواب شده
آن پرچم صلح را به خاطر داری؟
انگار که پیراهن قصاب شده
 
۶
نه جای "اگر" مانده نه جای "شاید"
می‌آید او، مطمئنم می‌آید
من چشم براه خواب هستم هر شب
یک ثانیه هم پلک نبندم باید
 
۷
از مرگ بیا و پرده برداری کن
کابوس مرا بدل به بیداری کن
خورشیدک من بزن! که من کوه یخم
رود از رگ من به هر طرف جاری کن
 
۸
باید بشوم... پرنده باید بشوم
حیف است که این بار مردد بشوم
من آخر خط بندبازی پیرم
این مرتبه باید از خودم رد بشوم

اطلاعات شما ذخيره شود ؟