...ولی صدای تو را می توان شنید / دو غزل از لطیف عمران پور
...ولی صدای تو را می توان شنید  / دو غزل از لطیف عمران پور
«لطیف عمران پور» را شاعران دهه هفتاد خورشیدی بیشتر می شناسند. شاعری متفاوت که بیشتر در عرصه های کلاسیک، شعرهایش را شنیده ایم. اگر چه در اسمان آزاد هم پروبال هایی زده و نیمایی نویسی هم بخشی از شناسنامه اوست. در عرصه نقد و مباحث تئوریک ادبیات امروز هم حرف دارد و مخاطبان خاص‌اش قلم متفاوت او را خوانده اند. اکنون دو غزل از این شاعر سرپل ذهابی پیش روی شماست:
«لطیف عمران پور» را شاعران دهه هفتاد خورشیدی بیشتر می شناسند. شاعری متفاوت که بیشتر در عرصه های کلاسیک، شعرهایش را شنیده ایم. اگر چه در اسمان آزاد هم پروبال هایی جدی زده و نیمایی سرایی هم بخشی از شناسنامه اوست. در عرصه نقد و مباحث تئوریک ادبیات امروز هم حرف دارد و مخاطبان خاص‌اش قلم متفاوت او را خوانده اند. اکنون دو غزل از این شاعر سرپل ذهابی پیش روی شماست:

برای شاعر آوانگارد معاصر  جناب محمد سعید مبرزایی 
ب ) 
.
■ غزل سعید   
 لطیف عمران پور

به هر کجا غزل نابتان رسید ، سعید
نسیم تازه از این  _سطر ها - وزید ، سعید

برای شعر معاصر ، بشارتی آمد
برای باغ پر از زخم نا امید ، سعید

پس از مصائب بسیار ، از کویر گذشت
نهال کوچک دیروز قد کشید ، سعید

تو می دهی غزلت را به باغ های نجیب
به برگ های پراکنده ی بعید ، سعید

ربات های غزلساز در دل شهرند
ولی صدای تو را می توان شنید ، سعید

برای سایه ی خود حرف می زند یک مرد
به جز سیاهی این سایه ها چه دید ، سعید؟ 

صدای شیون یک زن میان این غزل است 
صدای له شدن مرد نا پدید ، سعید

تمام حجم تو را قطعه قطعه کرد غزل
و بعد داد به یک خانم جدید ، سعید

تو می روی و بلند است یک صدا در شب
صدای ملتهب یک نفر: سعید_ سعید...

دی ماه   ۹۷ سرپل ذهاب



 الف) غزل شاعران

*غزل شاعران برای آن شاعر که به مکاشفه ی خواب ها رفت پیش از بهار*

شاعران ابر های دلگیرند 
آب دریاچه های پاتیرند*

اصل شان می رسد به غربت کوه
عابر کوچه ی اساطیرند

در مسیر سفر، به عادت رود
دائم از دره ها سرازیرند 

هر کجا دشت تشنه، بارانند
هر کجا قاب کهنه، تصویرند

مثل ( گل های حسرت) از دل برف  
آیه هایی برای تفسیرند 

یک نفر گفت: ماه تنهایی است
شاعران در مسیر تبخیرند 

شاعران را بیا که دریابیم  
چون که قبل از بهار می میرند...

بهار ۹۷ - سرپل ذهاب


* بهار بود که(استاد احمد عزیزی) یک یادداشت به من داد که بروم تهران،( انتشارات برگ) برای چاپ دفتر شعرهایم که من رفتم ولی دنبال نکردم قصه را وهنوز حسرت می برم آن ایام را که درست مصادف بود با شهادت شهید آوینی

*پاتیر _ یکی از کهن ترین اسامی سرپل ذهاب است که در کتب تاریخی آمده است و نیز نام کوهی است مشرف بر دشت ذهاب که نقش برجسته ی آنو بانی نی بر آن حک شده است
اطلاعات شما ذخيره شود ؟