بی روزنامه ها خبرم را گرفته اند ! / پیمان سلیمانی
بی روزنامه ها خبرم را گرفته اند !
سبابه های ترس اثرم را گرفته اند!
هربار می رسند تبر ها به وقت مرگ!
قبلا ! تگرکها ثمرم را گرفته اند!
این روزها شکارچیان دور نیستند !
از من چقدر بال و پرم را گرفته اند!
...

بی روزنامه ها خبرم را گرفته اند !
سبابه های ترس اثرم را گرفته اند!
 
هربار می رسند تبر ها به وقت مرگ!
قبلا  ! تگرکها ثمرم را گرفته اند!
 
این روزها شکارچیان  دور نیستند !
از من چقدر  بال و پرم  را گرفته اند!
 
آن جنگجوی زخمی  بیرون  ِ قلعه ام
دروازه های  پشت سرم را گرفته اند!
 
دیگر امید نیست ! به تسلیم قانعم!
آن  کشورم که بیشترم  را گرفته اند!
 
سخت است اینکه کاج بمانم از این به بعد
مشتی کلاغ دور و برم را گرفته اند...!!!
 
در ایستگاه قبل  زبانم اضافه بود
در ایستگاه بعد سرم را گرفته اند!!
 
تزریق اشتباه و شاید تصادف آه!
من خواب دیده ام نظرم را گرفته اند!
***
 
این شعر یک توهم بسیار ساده بود......!
پیمان سلیمانی
خرداد ۹۲
نظرات [۳]
دوشنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ :: ۰۵:۳۶
خوب بود.
دوشنبه، ۰۹ دی ۱۳۹۲ :: ۱۴:۴۶
واقعا زیبا بود ...ممنون
دوشنبه، ۰۹ دی ۱۳۹۲ :: ۰۸:۰۵
شعر زیبایی بود اقای سلیمانی . متفاوت بود . ممنون
اطلاعات شما ذخيره شود ؟