تقابل گویش ها و لهجه های زبان کردی به نفع هیچ گروهی نیست
تقابل گویش ها و لهجه های زبان کردی به نفع هیچ گروهی نیست
کردپرس: «سایت بلوط» با مدیریت جلیل آهنگرنژاد وارد هشتمین سال فعالیت خود شده است، تداومی قابل تحسین که در عرصه رسانه های مجازی حوزه گویش وران کردی کلهری(کرماشانی) کم نظیر و یا حتی بی نظیر بوده است. البته «بلوط» تنها به این بسنده نکرده و هر ساله دامنه فعالیت هایش را گسترده تر کرده و بی گمان امروزه معتبرترین رسانه مجازی در حوزه شعر و ادبیات کردی کلهری محسوب می شود. طی این سال ها شاعران و نویسندگان نوگرا و خوش فکر گیلانغربی و مناطق اطراف آن موتور محرکه اصلی «بلوط» بوده اند، جوانان پرشوری که از ابتدای دهه هفتاد ...
مدیر وبسایت بلوط در گفتگو با کردپرس:
تقابل گویش ها و لهجه های زبان کردی به نفع هیچ گروهی نیست
کردپرس
: «سایت بلوط» با مدیریت جلیل آهنگرنژاد وارد هشتمین سال فعالیت خود شده است، تداومی قابل تحسین که در عرصه رسانه های مجازی حوزه گویش وران کردی کلهری(کرماشانی) کم نظیر و یا حتی بی نظیر بوده است.
 البته «بلوط» تنها به این بسنده نکرده و هر ساله دامنه فعالیت هایش را گسترده تر کرده و بی گمان امروزه معتبرترین رسانه مجازی در حوزه شعر و ادبیات کردی کلهری محسوب می شود. طی این سال ها شاعران و نویسندگان نوگرا و خوش فکر گیلانغربی و مناطق اطراف آن موتور محرکه اصلی «بلوط» بوده اند، جوانان پرشوری که از ابتدای دهه هفتاد با ارایه آثار متعدد و زیبای خویش حیاتی دوباره به شعر و ادبیات کردی کلهری بخشیدند. این موج نوگرایی خیلی زود گیلانغرب را در نوردید و به کرمانشاه رسید، عرصه ای فراخ تر و با امکانات بیشتر که این جوانان به واسطه فعالیت های گسترده شان خیلی زود سکان دار بخش های قابل توجهی از برنامه های کردی شبکه زاگرس و دیگر رسانه های مکتوب و مجازی آن شدند. البته این موقعیت جدید چندان راحت و بی دردسر هم به دست نیامد و با جبهه گیری های گاه و بی گاه گویش وران دیگر لهجه های گویش کلهری روبرو بوده، که طی این سال ها آن ها را متهم به بهره گیری از این امکانات رسانه ای برای غالب کردن لهجه گیلان غربی در دیگر جاهای استان (و به خصوص شهر کرمانشاه)، وهمچنین جلوگیری از عرضه اندام دیگر گویش های کردی رایج در منطقه همانند «جافی سورانی»، «هورامی» و «لکی» در شبکه زاگرس می کنند. این کشمکش های بیهوده و انتقادهای بعضاً غیر منصفانه متأسفانه همچنان ادامه دارند و کسی مانند جلیل آهنگرنژاد به عنوان یکی از تأثیرگذارترین شاعران و نویسندگان موج نو شعر و ادبیات کردی کلهری و همچنین مدیر «سایت بلوط» نیز از آن ها بی نصیب نمانده است. گفتگوی ما و آقای آهنگرنژاد هر چند به بهانه هشتمین سالگرد افتتاح «بلوط» انجام گرفت ولی دامنه صحبت های ما خیلی زود به سمت انتقادهای مطرح شده پیرامون عملکرد وابستگان به جریان نوگرای کردی کلهری کشیده شد، که ماحصل آن را در ادامه می خوانید:
"آقای آهنگرنژاد «سایت بلوط» با مدیریت شما وارد هشتمین سال تأسیس خویش شده، که در نوع خود کم نظیر و قابل ستایش است. به عنوان مقدمه از انگیزه ها و اهدافتان در زمینه راه اندازی این سایت برای ما بگوئید؟"
دنیای تازه همیشه نیازهای تازه ای را با خود به همراه دارد، نیازهایی که انسان ناگزیر است برای پاسخگویی به آن ها از ابزارهای جدیدی استفاده کند. از سال ها پیش یکی از مهم ترین دغدغه های ذهنی ام برای ترویج تولیدات فرهنگی، ادبی و هنری جغرافیای زبانی ام استفاده از ابزارهای نوینی بوده که خوشبختانه امروزه بسیار فراگیرتر شده اند.
"«بلوط» اولین سایتی بود که شما راه اندازی کردید؟"
قبل از افتتاح «بلوط»، با ایجاد وبلاگ هایی در زمینه شعر و ادبیات کردی فعالیتم را در این عرصه آغاز کرده بودم. از آنجا که بخشی از فعالیت هایم با کار ژورنالیستی مرتبط است، دوست داشتم قدری به روزتر با مقوله ی دنیای مجازی برخورد کنم. با فراگیرتر شدن نگاه نوگرایانه شعر کردی و حرکتهای فرهنگی شایسته ای که به عنون پروسه ای پویا در جغرافیای کرمانشاه، ایلام و دیگر مناطق شکل گرفت و مشتاقان زیادی پا به عرصه نهادند. من هم که مشتاق انعکاس این فعالیت های هنری و ادبی بودم از سویی نیز ناگزیر شدم که کارها را در قالب یک وبسایت دنبال کنم.
"چرا به رسانه های مکتوب اکتفا نکردید و به فعالیت در عرصه دنیای مجازی روی آوردید؟"
گستره جغرافیایی رسانه های مکتوب، استانی، منطقه ای و کاملاً محدود بود. دوست داشتم از رسانه ای استفاده کنم که تمام دوستداران فرهنگ و ادبیات این منطقه در هر کجای این جهان که هستند بتوانند از آن استفاده کنند، و اینترنت بهترین و ساده ترین ابزار برای انجام این کار بود. از همان ماه های اولیه ای که «سایت بلوط» راه اندازی شد مخاطبان بسیاری توانستند با آن ارتباط برقرار کنند و این سایت تبدیل پاتوقی برای هزاران علاقمند به ادبیات کردی کرماشانی و کلهری شد.
"گستره جغرافیایی گویشوران کردی کلهری فراتر از کرمانشاه و ایلام بوده و بخش هایی از کشور عراق مانند شهرهای خانقین، مندلی و کلار را نیز در بر می گیرد. آیا سایت بلوط برای فراهم کردن زمینه انتشار آثار شاعران و روشنفکران آن مناطق هم اقدامی انجام داده است؟"
باید شفاف و واضح باید بگویم که ما ارتباط مستقیم و مستمری با نویسندگان و شاعران کلهر در حوزه جغرافیایی عراق نداشته ایم، اما مخاطبان جدی فراوانی در آنجا داریم که هر کدام معمولاً هر هفته حداقل یکی دو بار از مطالب آن استفاده می کنند.
"بیشترین بازدید کنندگان شما از کدام استان ها هستند؟"
بعد از استان کرمانشاه و تهران، بیشترین مراجعه کنندگان ما از استان ایلام و سپس کردستان هستند.
"آقای آهنگرنژاد شما از نفرات شاخص جریانی ادبی هستید که به موج نو شعر کردی کلهری(کرماشانی) معروف است که بی گمان تأثیرگذارترین جریان در این حوزه طی دهه های اخیر محسوب می شود. با توجه به لیست افراد فعال در سایت و مطالب منتشره در آن، آیا می توان «بلوط» را بازوی رسانه ای این جریان نوگرا قلمداد کرد؟"
بدون شک همینگونه است. البته «بلوط» به اعتراف و اعتقاد بسیاری از صاحب نظران نه تنها حرکت های نوین در شعر و ادبیات کردی را به خوبی پوشش داده، بلکه حتی فراتر از آن توانسته بسیاری از بخشها و لایه های فراموش شده فرهنگ اصیل کردی را نیز به مخاطبانش معرفی کند. بسیاری از شاعران، صاحب نظران و نویسندگان با اشتیاق تمام برای ما مطلب می فرستند. اما با وجود این استقبال کم نظیر، مجموعه «بلوط» سعی کرده که منفعلانه برخورد نکند و بسیاری از نویسندگان و شاعرانی که انگیزه ای برای انعکاس آثار خویش نداشته اند را وارد عرصه کرده و در قالب گفتگوها و یا پژوهش ها از دانش آن ها بهره بگیرد.
"آقای آهنگرنژاد یکی از انتقادهای جدی که منتقدان به شما و دیگر شاعران و نویسندگان همسو با شما وارد می کنند این است که سایت بلوط تمام و کمال در خدمت شاعران و نویسندگان منطقه گیلانغرب و آن اطراف است و توجهی به بقیه جاها ندارد. آیا واقعاً همینگونه است؟"
یکی از مهم ترین سئوالات و انتقاداتی که در ذهن ها شکل گرفته همین نکته ای است که شما مطرح کردید. خوشبختانه شاعران و نویسندگان کلهر در سایت بلوط حضور بسیار پررنگی دارند، و شاید همین قضیه باعث شده خیلی ها فکر کنند که در آسمان بلوط تنها پرندگانی باید پرواز کنند که چهچه کلهری می زنند، ولی واقعیت قضیه این نیست. دنیای امروز مدت هاست که به این موضوع پشت کرده و اگر ما در این راه حرکت کنیم مسیر قابل اعتمادی را انتخاب نکرده ایم. هر گویش، فرهنگ و خرده فرهنگی در صورت داشتن پتانسیل های لازم می تواند در جغرافیاهای دیگری هم مطرح شود. این قضیه به پتانسیل بالای گویش کلهری باز می گردد، نه به قدرت و نفوذ ناچیز یکی دو نفر از شاعران یا نویسندگان این حوزه. این قدرت شعر، زبان، هنر و اندیشه است که می تواند فضاهای تازه و دنیاهای تازه ای را باز کند. دنیا خیلی وسیع است و ابزارها هم بسیار گسترده اند، به قولی: «گر تو بهتر می زنی بستان بزن.» آیا آهنگرنژاد می تواند به کسی بگوید که شما حق راه اندازی سایت و وبلاگ را ندارید! هر فرهنگ و هر سنتی که بتواند با توجه به نیازهای زمانه خودش را به روز کند به راحتی می تواند در جاهای دیگر هم نفوذ داشته باشد. در ضمن ما مشتاقیم که در کنار سایت بلوط سایت های دیگری هم راه اندازی شوند. به عنوان نمونه گویشوران لک در این استان بسیارند و با توجه به پتانسیل های بالای فرهنگی و ادبی، توانسته اند حرکت های ارزشمندی را در حوزه رسانه مجازی داشته باشند.
"برخی از منتقدان عنوان می کنند که شاعران و نویسندگان وابسته به جریان نوگرایی ادبیات کلهری، با بهره گیری از ابزارهای رسانه ای (همچون وبسایت ها و برنامه های تلویزیونی و رادیویی) که در اختیار دارند، در پی پررنگ کردن گویش کلهری با لهجه گیلان غربی در سایر مناطق استان هستند. تا چه اندازه این انتقادها را منصفانه می دانید؟"
این نکته جالبی است که باید از جنبه های مختلف به آن پاسخ داد. اولاً گویش کلهری با ایل کلهر تفاوت بسیاری دارد و بسیاری از لهجه های دیگر رایج در منطقه کرمانشاه و ایلام و حتی بخشی از کشور عراق نیز در زیر مجموعه این گویش قرار می گیرند. همچنین در کتب معتبر تاریخی مانند «شرفنامه»، گویش کلهری را به عنوان یکی از چهار زیرشاخه اصلی زبان کردی تعریف کرده اند. نکته دوم این که یک شاعر و نویسنده حق دارد آثار هنری خویش را با گویش و لهجه مادری اش بیان کند. قرار نیست که من شاعر، گویشی را که با آن دلتنگی ها، احساسات و عواطف عمیق خویش را بیان می کنم به کناری گذاشته و به سراغ گویش و لهجه دیگری بروم که در آن ناخواسته تمام آن احساسات و عواطف هنرمندانه ام کاملاً خلع سلاح شوند. این حق طبیعی یک شاعر و نویسنده است که با کلمات و اصطلاحاتی که سال ها با آن ها زندگی کرده جهان پیرامونش را به تصویر بکشد. شاعران خوش قریحه ای مانند موزونی، الفتی، یعقوبی، بنفشی، عبادتیان، کرمی، رضایی ، قنبری و بسیاری دیگر نیز طبیعتاً از این دریچه نگاه می کنند و این حق مسلم آنها است. همین شاعران و نویسندگان بسیاری از واژه هایی که فراموش شده بودند را دوباره در اذهان زنده کردند و این کار ارزشمندی است. این که ما بگوئیم آن ها در پی گسترش لهجه گیلان غربی هستند و می خواهند آن را در هر حوزه ای تحمیل کنند، بی انصافی بسیاربزرگی است و این ادعاها هیچ ارزش علمی و کارشناسانه ای ندارند و خوشبختانه کارشناسان و آگاهان، این سوال را حرفه ای نمی دانند. هیچ کسی نمی تواند گویش و لهجه ی خودش را حتی با بهره گیری از بهترین ابزارهای رسانه ای امروزی غالب کند. زبان یک موجود پویا و زنده است که خودش مسیرش را انتخاب می کند.
"شما لهجه های مختلف گویش کلهری را با هم برابر و در عرض یکدیگر می دانید یا اینکه برتری هایی برای لهجه متداول در منطقه خودتان (گیلان غرب) قائل هستید؟"
هر کدام از این لهجه ها در جای خودش ارزشمند هستند و ممکن است در فلان لهجه از گویش کلهری واژه هایی باشد که در لهجه های دیگر وجود ندارند. چه ایرادی دارد که ما خلأهای زبانی و گویشی خودمان را با استفاده از واژه گان بسیار سلیس و زیبای دیگر لهجه ها پر کنیم و سراغ واژه های بیگانه نرویم. چندی پیش خدمت دکتر کزازی بودم، ایشان می گفت اگر واژه ای در منطقه کرمانشاه از میان برود باید برایش مراسم «پرسه» بگیریم. در اینجا باید تعصب به لهجه ای خاص را فراموش کنیم و حرمت همه آن ها را نگه داریم. متأسفانه نگاهی که امروزه در دیار ما حاکم است نگاهی غنیمت خواهانه نسبت به زبان، گویش و لهجه ها است. یکی از افتخارات بزرگ استان کرمانشاه تعدد و تکثر بسیار لهجه ها و گویش ها است و به همین خاطر و مواردی دیگر، این دیار را هندوستان ایران نامیده اند. هر گویشی گنجینه ای از آداب و رسوم را در پس خویش دارد و اگر این سرمایه های معنوی در کنار هم قرار گیرند بدون شک می توانند غرورانگیز و افتخار آفرین باشند. اینگونه نباشد هر کسی که زودتر از راه رسید عنوان کند گویش من باید حاکم باشد. تمام داشته هایمان را درسفره ای رنگارنگ عرضه کنیم تا همگان از آن استفاده کنند. با این کار به غنای زبانی خود کمک کرده ایم و برای اصالت فرهنگی مان نیز حرمت قایل شده ایم. هرگاه تقابلی میان این لهجه ها ایجاد شود به نفع هیچ گروه زبانی و گویشی نخواهد بود. نکته دیگر اینکه ما بایستی در برخوردهای روزمره مان یکسری از ظرافت ها را به کار بگیریم. مثلاً من به عنوان یک گویشور در حوزه گیلانغرب سال های سال است که می گویم «ئه ول منا به و» اما وقتی که از آن جغرافیا فراتر می روم و به کرمانشاه می رسم به جای این واژه از واژه «وه گه رد منا به و» استفاده می کنم. این ظرافت ها بایستی رعایت شود. چه خوب است که ما از پتانسیل های دیگر لهجه ها هم استفاده کنیم.
"یعنی معتقدید که باید کم کم به سمت این برویم که به لهجه ای واحد از گویش کلهری برسیم که حساسیت کمتری بر سر آن وجود داشته باشد؟"
این یک نگاه کاملاً آرمانی است که از خیلی وقت پیش در حوزه کردی سورانی تحت عنوان «زمانی یه کگرتوو» قرار بود اتفاق بیافتد. برخی از کارشناسان زبان و ادبیات کردی معتقد بودند که تمام کردها باید با یک زبان واحد صحبت کنند و از واژگانی بهره بگیرند که برای همه قابل فهم باشد. این کار در کنار فوایدی که دارد لطمات جبران ناپذیر بسیاری را نیز در پی دارد. بسیاری از واژه هایی که من «کلهر» و یا شمای «لک» به کار می گیرید یک شکل بکر و باستانی را با خودش دارد، چرا باید این درخت تنومند طبیعی را بخشکانیم. چرا باید ما بسیاری از واژه هایمان را کنار بگذاریم تا به یک زبان واحد برسیم. در زیر مجموعه هر گویشی لهجه های گوناگونی وجود دارند که ما باید هر کدام از این ها را حفظ کنیم، نه اینکه از همه این ها ملغمه ای درست کنیم که به درد هیچ چیزی نخورد.
" گویش ورانِ گویش های کردی همانند لکی، هورامی و سورانی جافی که بسیار زیاد هم هستند انتظار دارند که شبکه زاگرس به آن ها نیز فرصت ابراز وجود بدهد در حالیکه اینگونه نیست و تنها به لهجه کلهری اکتفا کرده اند. آیا فکر نمی کنید همین امر جبهه گیری هایی را نسب به گویش کلهری پدید آورده است؟"
این نکته که هر کدام از این گویش ها و لهجه ها بایستی سهمی از تریبون ملی داشته باشند، خواسته به حقی است، اما پارامترهایی را هم باید در نظر بگیریم. به گواه آمارهای منتشره گویشی که امروزه از تریبون صدا و سیما پخش می شود برای بیش از ۸۵ درصد مردم این منطقه قابل فهم است. اما آن گویندگان شریف و عزیز «لک» و یا «جاف» و «هورامی» هنگامی که برنامه ای را با گویش زیبا و اصیلشان پخش کنند مخاطبانش محدودتر می شوند. پس طبیعی وعاقلانه است گویشی انتخاب شود که مخاطبان بیشتری دارد.
"در این صورت تکلیف گویش وران دیگر گویش هایی که برشمردیم چه می شود، یعنی باید آن ها را به کناری گذاشت؟"
من معتقدم که تکثر صداها باید وجود داشته باشد و این تکثر از تریبون های مختلف هم شنیده شود. هر زبان و گویشی به چشمه ساران متعدد نیاز دارد تا دریای واژگانی اش را غنی تر کنند و برای هر گویشی نیز به لهجه های مختلف نیاز داریم که هر کدامشان به زلالی چشمه ها بجوشند و واژه های تازه را تزریق کنند. هیچ کدام از این مسایل با جراحی کردن، برداشتن و حذف کردن قابل درمان نیست. بهترین رویکرد در قبال گویش های مختلف این است که در پی تقویت آن ها باشیم نه اینکه با قوی قلمداد کردن یکی، دیگری را حذف کنیم.
" به عنوان یک کارشناس پیگیر و صاحب نظر بفرمائید، آینده فرهنگ و ادبیات کردی را در این منطقه چگونه می بینید. آیا ما به سمت یک تعالی فرهنگی به پیش می رویم و یا اینکه با توجه به تحولات جهانی و منطقه ای یک زوال ناگزیر را در پیش رو خواهیم داشت؟"
 بسیاری از زبانشناسان معتقدند در دنیایی که امروزه از دهکده جهانی مک لوهان گذشته و به آپارتمان شیشه ای رسیده، بسیاری از زبان ها، گویش ها و لهجه هایی که حرف تازه ای برای گفتن ندارند از گردونه تحولات عقب می مانند و در دام مرگ می افتند. همچنان که ما امروزه شاهد هستیم بسیاری از لهجه ها و گویش ها را به طور ناخواسته و با ندانم کاری های خودمان می میرانیم. در صورتی که ما با این داشته های بسیار غنی فرهنگی و هنری می توانیم در دنیای امروز سرفرازانه باقی بمانیم و حرف های بسیاری نیز برای گفتن داشته باشیم. با توجه به تکثر رسانه ها و ابزارهای مدرن، و همچنین فراهم بودن زمینه ها برای پذیرش تکثر اندیشه، امکان بقای فرهنگ ها و لهجه ها بسیار بیشتر از گذشته است. فرهنگ ما به عنوان یکی از غنی ترین فرهنگ های مشرق زمین از دیرباز تا کنون همچنان پایدار مانده مانده و مطمئناً با حضور پر رنگ هنرمندان، شاعران، پژوهشگران و نویسندگان قوی و ارزشمند زبان کٌردی ویزای عبور به آینده را خواهد گرفت.
گفتگو: بهزاد خالوندی
نظرات [۲۲]
سه شنبه، ۱۶ مهر ۱۳۹۲ :: ۱۲:۰۴
کلهر یک ایل است که محدوده جغرافیایی را در بین شهرستانهای شاباد، گیلان،ایوان،سرپل را در بر می گیرد.چیزی به نام زاراوی کلهری وجود ندارد.این ترکیب ساخته ذهن پان کلهر شماست که میخواهید زبان و فرهنگ و تاریخ کرماشان را به نفع یک ایل مصادره کنید.اگر نگاه شماها ایلگرا نیست جرا برایتان سخت است که ترکیب کوردی خوارو یا کورمانجی خوارو را به کار برید؟! و برای اسباط گفته هایتان فقط چسبیدین به تقسیم بندی زبانی شرفخان که یک تاریخ نگار بوده استو چرا به زبانشناسانی که زبان کوردی را تقسیم بندی کرده اند استناد نمی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟خواهشمندم سانسور نکنید
یکشنبه، ۲۳ تیر ۱۳۹۲ :: ۲۱:۴۹
با درود به مدیریت وبسایت زیبای «بلوط» و درود و ارادت به همه ی همزبانان گرامی و نازنین کُردم با هر گویش و لهجه ی زیبای کُردی که دارند با پلورالیم زبانی بس همسو و همسازم که براستی همچنان که استاد کزازی فرمودند اگر واژه ای از این زبان فراموش گردد باید برایش مراسم «پرسه» برگزار نمود . «تو در میان فراتی و ندانی این معنی / براه بادیه دانند قدر آب زلال» شاید گویای احساس ما مردمان کُردتبار و کُردزبان قوم عبدالملکی باشد که با سالیان بس دور و دراز کوچ و تبعید که افزون بر چند قرن شده نگران و دلواپس گویش خود باشیم که مبادا بلای فراموشی اش خانمان سوز شود و پُرسان پُرسان جویای واژگان کمرنگ شده از درون و سینه ی پیران و گذشتگان مان باشیم تا همچنان بتوانیم به موجودیت و هویت زبانی خود زندگی ببخشیم . از همینجا دست همه ی ملت بزرگ کُرد را در همه ی جغرافیایِ بزرگ کردستان و کرمانشاهان به گرمی و مهر مفشارم و خواهشمندم به قدر و ارج از هم یاد کنیم و پشتیبان هم باشیم تا ما کُردهای دور افتاده از سرزمین مادری دلخوش و دلگرم بمانیم . بیتی از سروده های کُردی ام را پیشکش به همه ی همزبانان مهربانم می کنم : حامی تا ئوسه زوانش کورده ن ماچوو مژنه ئو ، ئه گه نه و مرده ن
چهارشنبه، ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ :: ۱۶:۱۸
Dear Sir realy I can not undrestand you!? why you want to presuaed every body to accept that the best southern accent of kurdish is Kalhori!!!!!! I write with my accent abecause i have god filling whit it and i can say my motions with my owns not yours please stop Kalhorism. hivam iasa ia roje ima betioanim la jiae taasobe bikhod kame fekr bekaim. Best Regards riviar
دوشنبه، ۰۷ فروردین ۱۳۹۱ :: ۰۹:۳۹
جناب آقای آهنگر نژاد کار شما و تلاش شما و همه‌ی کسانی که در راه حفظ و اصالت زبان کردی با تمامی گویش‌ها می‌کنند قابل سپاسگزاری است. من به عنوان شخصی کرد با گویش لکی هنوز به طور کامل قانع نشده‌ام که لکی گویش است یا زبان و یا لکی به لری نزدیک است یا به زبان کردی و از همه مهم‌تر خواندن و نوشتن به زبان کردی و لکی را بلد نیستم و اگر هم برخی از کلمات را می‌توانم بخوانم فقط کلماتی هستند که ساختار نگارش آن‌ها به زبان فارسی نزدیک‌تر است. این اساسی‌ترین مشکل حفظ و ارتقای زبان کردی و تمامی گویش‌ها است. در بین تمامی خویشاوندان و آشنایان اینجانب که تعداد زیادی از آن‌ها هم تحصیل کرده هستند کسی را نمی‌شناسم که به زبان کردی و لکی بتواند به راحتی بخواند و بنویسد. به نظر من جای این موضوع در بحث ارتقای فرهنگ کرد به‌ویژه کرماشان و ایلام و لکستان بسیار خالی است، اگر در این زمینه به ویژه ساختار دستوری و نگارشی تلاشی درخور صورت گیرد کاری اساسی و ریشه‌ای صورت گرفته است و یا صورت گرفته من نمی‌شناسم. راهنمایی و کار در این زمینه موجب سپاس و امتنان است.
چهارشنبه، ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ :: ۰۱:۳۹
لکی گویشی از کوردی نیست. لکی زبانی جداست که قرابت زیادی با کردی دارد. غنی بودن این زبان و تحقیقات زبان شناسی در این زمینه دلیل این نکته است
دوشنبه، ۱۹ دی ۱۳۹۰ :: ۱۱:۴۱
جناب آقای آهنگرنژاد با سلام و عرض ارادت دوست عزیز قبل از هر چیز امیدوارم که در کارهایت پشتکار داشته و موفق باشی. با تمام نکاتی که گفته بودی موافقم اما استاد عزیز آیا فکر نمی کنی که شما هم دارید همان کاری را با دیگر دیالکت و زبانهای کردی بسان هورامی می کنید که دوستان شما در کردستان عراق و برخی مناطق دیگر کردستان ایران می کنند. کرمانشاه از دیرباز مهد تمدن و فرهنگ ایران زمین بوده است و یکی از این ارکان این تمدن و فرهنگ چندگونگی و بقولی پلورالیسم زبانی بوده است . بیایید با نگاهی انسانی و بحق به دیگر زبانهای حوزه کردی بها داده و در مجلات ، مطبوعات و از همه مهمتر در رسانه های دیداری و شنیداری از آنها هم استفاده کنیم.
پنجشنبه، ۰۸ دی ۱۳۹۰ :: ۲۲:۵۲
فارسی می نویسم ته دوستان با مشکل مواجه نشوند خواهشآ اجازه ندهید کوردی کرماشانی جای خود را به فارسی بدهد.کوردی در ردیف ۳۷ ولی فارسی ۴۲.پس چرا فرهنگ خود را دست کم بگیریم.
دوشنبه، ۲۸ آذر ۱۳۹۰ :: ۲۳:۳۰
باسلام خدمت جناب آقای آهنگر نژاد این فرمایشات را به آقایان الفتی و ف/ع بفرمایید تا بدانند بین لهجه های کردی و شهرهای استان تبعیض قایل نشوند
جمعه، ۲۵ آذر ۱۳۹۰ :: ۲۳:۰۷
سلام جناب آهنگرنژاد درست است حق هر کسی است که به لهجه خود بنویسد این یعنی اینکه همه لهجه ها و گویش ها باید حفظ شوند. ایرادی هم ندارد اگر لهجه ای مخاطب محدود داشته باشد اما یک زبان واحد برای کردی به معنی انکار کردن سایر گویشهای آن نیست.و یک زبان واحد باعث ارتباط بهتر یک ملت می شود
سه شنبه، ۲۲ آذر ۱۳۹۰ :: ۰۱:۱۳
آقای آهنگرنژاد سلام مثل همیشه از صحبتهای متین علمی وبجای تان استفاده ولذت بردم وجزاین انتظارنمیرود.خوشحالم فزصتی شدعرض ادب کنم هه ربژیه یی ئه رامان
دوشنبه، ۲۱ آذر ۱۳۹۰ :: ۱۵:۱۲
سلام .واقعا خسته نباشید نقطه نظرات جالب وجامعی در ارتباط با گویش کلهری بیان کردید امید است شرایطی برسد که تمامی مردم کرد زبان منطقه بتوانند در کنار هم برای غنی کردن زبان کردی با گویشهای مختلف بکوشند تلاش شما را در این رابطه تحسین می کنم .موفق باشید
یکشنبه، ۲۰ آذر ۱۳۹۰ :: ۱۴:۳۱
در پاسخ بهaliakbar pormozeh : من هم با شما موافقم که هر روز در دنیا چند زبان می میرد. و یکی ازبانهایی که در معرض این خطر قرار دارد فارسی است. برایم جالب بود که زبان مادری خودتان(کردی) را گویش به حساب می آورید! باید بگویم آن منابع علمی که شما از آن صحبت میکنید زیاد هستند. کافی است سری به سایتهای زبانشناسی عربی بزنید تا ببینید که با دلایل علمی و محکم ثابت میکنند که فارسی گویش صد و شصت و هشتم عربی است و از نظر قابلیت بعد از گویش عمانی و قبل از گویش مراکشی است. و یا سری به سایتهای آذری ها بزنید که با دلایل تاریخی و جامعه شناسی عنوان میکنند که سه کشور ترک در خاورمیانه وجود دارد:ترکیه، آذربایجان و ایران. خواهش میکنم از زیر یوغ پان فارسیسم بیرون بیائید و اجازه بدهید زبان زنده و پویای کردی نفسی بکشد.
جمعه، ۱۸ آذر ۱۳۹۰ :: ۰۱:۱۱
استاد از شما ممنونم که به فکر این زبان هستید و من سایت شما را به عنوان مرجع برای کردی کرمانشاهی قبول دارم.امیدوارم مطالب بیشتری درباره دیگر گویش های کردی هم قرار دهید که این سایت مرجع کاملی برای کردها باشد. اگر هم امکان دارد سایت را به دو زبان کردی و فارسی طراحی کنید
یکشنبه، ۲۹ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۸:۴۲
سلام اقای آهنگر نژاد امیدوارم موفق باشید ودر مورد بلوط بیشتر بنویسید
شنبه، ۲۱ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۰:۱۴
جناب آقای آهنگرنژاد له لید ممنونم.....له سایت خوش نامد (بلوط) هیچ نشانی از عظمت درخت بلوط در آن نمی بینم( عکس -اسلاید- میوه و...) لوگوی سایتت را مزین کن عزیز به بلوط تو خودت اهل ذوق- نواوری و پویایی هستید. عوض کن دوست من اگه نداری حقیر میتواند کمک کوچکی کند.
چهارشنبه، ۱۸ آبان ۱۳۹۰ :: ۲۳:۲۲
سلاو ریزمان هه یه بو کاک جه لیل و هه موو ئه و که سانه ی که خرمه ت به زمانی کوردی به تایبه ت به زاراوه ی شیرینی که لهوری ئه که ن. ته مه ن دریژ بیت
چهارشنبه، ۱۸ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۶:۲۶
با سلام جناب آهنگر نژاد، در دنیا هر روز چند زبان می میرد و زبان های صاحب قدرت جایگزین آنها می شوند. پویایی هر زبان، گویش و یا لهجه ا ی کاملا به سخنوران آن بستگی دارد. بنده ازشما قدردانم و مفتخرم که به هویت و اصالت خویش پایبند هستید و در جهت شکوفایی ادبیات کردی می کوشید. برایم جالب بود که دعوا بر سر گویش هاست. می خواهم به عرض تمام مخاطبان برسانم که در دایره ای گسترده تر (یعنی زبان های دنیا) زبان کردی را گویشی از زبان فارسی می دانند و دلایلی نیز برمی شمارند و با این قضیه به صورت کاملا علمی برخورد می کنند. اما معتقدم دلایلشان چندان هم علمی و کاوشگرانه نیست.باید با بینشی کاملا علمی به حل مسئله رفت. خلاصه میگویم: دعواها همیشه خانگی است.
سه شنبه، ۱۷ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۵:۱۲
سپاس آقای آهنگرنژاد گفتمان تازه ای را آغاز نموده ای من مطمئنم این روش ارائه شده کارگشا تر است ما معتقد به حذف هیچ صدایی نیستیم وکرمانشاه با این تنوع وتفاوت ها ارزشمند تر است ما زبان یکدیگر را خوب می فهمیم ومشکلی در ارتباط گیری نیست واین تفاوت ها مشخصه های زیبایی هستند که باید آنها را حفظ نمود در اکثرزبان های زنده دنیا نیز چنین وضعیتی هست
سه شنبه، ۱۷ آبان ۱۳۹۰ :: ۱۲:۴۵
با سلام شما بحثتان این است ک از زبان کردی بیشتر از گویش کلهری استفاده میشود ای هم نژاد این نه هات خلق هم مه است که من لک در استان جعلی لرستان باید در این تلویزیون فقط زبان لری که هیچ ریشه ای ندارد را بشنوم و از زبان کردی{لک}بی بهره ایم و اگر حرف هم میزنیم به ما میخندند و میگویند عقب مانده ها به فکر قوم گراییند در حالی که این استان ۶۰٪به بالا لک هستند ولی ....لرستان نام دارد من دیگه نمیدونم چی بگم ب فکر تفرقه نباشید که در این برهه به نفع نژاد ما نیست به امید سربلندی خلق خودمان.سامان هستم از بروجرد
سه شنبه، ۱۷ آبان ۱۳۹۰ :: ۰۹:۲۲
من زور زور خوشحالم بو ئه و برای که لهوره .
اطلاعات شما ذخيره شود ؟