پاییز آمد پرنده ریزان تگرگ
تقویم به باد رفت برگ از پی برگ
پاییز آمد درخت ها کوچیدند
پرواز درخت: برگ... پرواز تو: مرگ...
- - -
او دار نبود، او سپیدار نبود
هرچند نخفته بود، بیدار نبود
آن نیمه ی پوک، توت پیر فرتوت
تابوت خودش بود و خبردار نبود
- - -
در کوچه ی بن بستِ نمی دانم ها
زیر تیر چراغ برقی تنها
پیراهن راه راهِ باران بر تن
مردی یکریز می برد نام تو را
- - -
باران پر زد پرنده ای پرپر زد
باران خود را به کوچه ای دیگر زد
شاید باران پرنده ای کوچک بود
که از شب خیس گیسوانت پر زد