جغرافیای فرهنگ و زبان‌کُردی، عرصه روایت‌های کهن است / گفتگوی فرهاد کریمی با جلیل آهنگرنژاد. روزنامه آرمان امروز
جغرافیای فرهنگ و زبان‌کُردی، عرصه روایت‌های کهن است / گفتگوی فرهاد کریمی با جلیل آهنگرنژاد. روزنامه آرمان امروز
زبان کُردی یکی از شوریده‌ترین زبان‌های زنده ‌ دنیاست. شما این شوریدگی ویژه را در همه ‌ کوچه پس کوچه‌‌های فرهنگی و اجتماعی این زبان به راحتی می‌‌توانید شاهد باشید. با همه سختی‌هایی که در زندگی این قوم وجود دارد، همواره دلدادگی با ستون‌های تازه برپا شده برای«طرح‌‌های نو» در آسمان اینان شنیدنی و دیدنی است. ..

 
فرهاد کریمی: جلیل آهنگرنژاد متولد ۱۳۵۰ در روستای هوشیارچله گیلانغرب، مدرس دانشگاه، دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی و مدیر مسئول هفته‌ نامه‌ صدای آزادی در کرمانشاه ا‌ست. اولین مجموعه ‌ شعر کُردی خود را با نام «نه ‌رمه ‌واران» در سال ۱۳۷۹ منتشر کرد. سپس  مجموعه شعر فارسی «طعم روزهای نیامده» را در سال ۸۵، مجموعه شعرهای کُردی «ته‌ م» در سال ۱۳۸۹ و «رووژ» را در سال ۱۳۹۲ روانه‌ بازار نشر کرد. آهنگرنژاد علاوه بر این آثار، کتاب‌هایی همچون تصحیح «برزونامه» را در حوزه ‌ «رزم‌ نامه‌‌های کُردی» منتشر کرده و در دست چاپ دارد. گفت‌وگوی ما را با ایشان بخوانید:


 
 معمولا زبان‌هایی که در کنار زبان رسمی ‌هر کشوری وجود دارند، وضعیتی بسیار متفاوت دارند زیرا هر زبانی ویژگی،پتانسیل و شرایط خاص خود را دارد، شما به عنوان شاعری که چند مجموعه‌  کُردی و فارسی انتشار داده، بفرمایید شرایط فرهنگی و مدنی حوزه ‌ یک زبان در ایجاد و شکوفایی شعر و ادبیات آن زبان چه اندازه تأثیر می‌‌گذارد؟
ادبیات هیچ گاه «تافته‌  جدابافته» از جامعه نبوده و اگر چنین است، آن مجموعه‌  تولیدی که نام ادبیات بر پیشانی‌اش خورده، ادبیات راستینِ آیینه ‌گر نبوده و توان ورود به سطحی معقول و مقبول را در بطن جامعه نیافته است. یکی از مهمترین پارامترها و عناصر سازنده‌ فرهنگی، اجتماعی هر زبانی، ادبیات ـ آن هم در بخش تولید آثارـ است. یعنی همان ادبیات آفرینشگر که هم از ابزارهای سازنده‌  شرایط فرهنگی است و هم موثر و مهم در شکل‌‌گیری باورها و رفتارهای مدنی.  این را همگان در جغرافیای همه‌  زبان‌‌های زنده‌  دنیا دیده‌‌اند و نیز این اصل را همه ‌ صاحب ‌نظران پذیرفته‌‌اند که مهمترین فاکتور مانایی زبان‌ها «نو شدگی» آنهاست و هر زبانی که از این قافله جا بماند، از چرخه ‌ زندگی نیز جا مانده است. این نو شدگی‌‌ها همان متون تولید شده‌ای هستند که در بستر اجتماع کارکردهای متفاوتی می‌‌یابند. کارکردهایی که در حوزه‌‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی جریان ‌ساز می‌شوند. زبان کُردی یکی از اصیل‌ ترین و ماناترین زبان‌هایی است که با شاخصه‌‌های ویژه ‌خود توانسته از دل تاریخ سر برآورد و در دنیای امروز نیز آوای مانایی ساز کند. کرمانشاه و گستره‌  جغرافیای زبانی ‌اش یکی از گویش‌‌های مهم زبان کُردی را در خویش جای داده است که به این گویش نام‌‌هایی داده‌اند از جمله «کلهری،کرماشانی و...  و این زبان ـ به قول شما ـ با شرایط متفاوتش توانسته بستری ویژه برای تولید آثاری فاخر در دنیای امروز فراهم نمایند، آن هم در روزگاری که شاهد مرگ لهجه‌‌ها،گویش‌ها و زبان‌ها در جهان هستیم. اما اگر با عینکی دیگر به  پرسش‌تان نگاه کنم، می‌‌گویم که در کنار زبان رسمی‌فارسی،  توجه به زبان‌های دیگری که در این جغرافیای کهن بالیده‌ اند، همچون سرازیر ساختن چشمه ‌سارانی باشکوه به سوی رودی است که می‌خواهد پرشتاب و با هیبت به سوی آینده سرازیر شود. پس لزوم ایجاد شرایط بالیدن این زبان‌ها اهمیتی ویژه می‌‌یابد.
 شما در مجموعه  «رووژ» اساس را بر روایتگری گذاشته‌اید و نظام آراستگی روایت نیز تا حد مطلوبی حفظ شده است. شکل‌ گیری پیش ‌مفهوم‌ها و نحوه ‌ سازماندهی روایت‌ها در یک متن فارسی با متن کُردی چه تفاوت‌هایی می‌تواند داشته باشد؟
جغرافیای فرهنگ و زبان کُردی، جغرافیای روایت‌های کهن است. سرزمین «رازهای مگو» و پهنه ‌ رنج‌‌های همواره است. نوکاوی در بافت روایت‌های جغرافیای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی زبان کُردی می‌تواند داده‌‌های تازه‌ای را بر داشته‌‌های روایت‌‌ها بیفزاید که فکر می‌کنم در حوصله‌  این گفت‌وگو نخواهد بود. همواره المان‌های فرهنگی و اجتماعی، سازه‌های زبانی، حافظه  تاریخی و بسیاری دیگر از امکانات ویژه‌ هر زبانی می‌‌توانند در پیش‌ مفهوم‌ها و نحوه‌  ساماندهی روایت‌‌ها نقش ایفا کنند. اما به گمانم مشترکات ویژه‌ای که جغرافیایی به نام «ایران» برای هر صاحب هنری ایجاد می‌کند، بسیاری از این داشته‌ها را مشترک کرده و حتی بر غنای آن افزوده است. در حوزه‌ ادبیات کُردی در کرمانشاه جریانی به نام جریان ادبی «دهه‌ هفتاد شمسی» شکل گرفته که نه تنها نحوه  سازماندهی روایت‌‌ها بلکه گستره‌‌ای فراتر می‌توان گفت که بسیاری از پارامترهای شعر آوانگارد فارسی را در خویش درونی کرده است. در این مجموعه خبری از روایت‌های پیشامدرن نیست. روایتی خطی وجود ندارد. آنچه هست ستیزی پنهان در بافت‌‌هایی تازه با جهان پیرامون است برای ساختن شکلی تازه از نگاهی که از کلیشه دلزده است و دنبال دست و پنجه نرم کردن با چرخ‌های پسامدرن است.
 انتظار بر این است که در تولید آثار با زبان محلی، المان‌‌های طبیعی و تفکر بومی‌برجسته‌ تر باشد.
برای پاسخ به این پرسش باید از دو دریچه نگاه کرد. در در حوزه‌‌های آفرینشگری در این زبان‌ها،تولیدات به دو دسته تقسیم می‌شوند. بخشی از این متون تولیدی، در سطحی پوپولیستی با بهره‌ گیری جدی و بی حساب و کتاب  از فولکلور و ادبیات عامه، آن هم به شکلی غیر حرفه‌ای تولید می‌شوند. این آثار که از المان‌های طبیعی سرشارند،  مخاطب را در سطح نگه می‌دارند و چینش واژه‌ها و اصطلاحات اکیدا اجازه‌  ورود به نُه توی ذهنی اثر تولیدی را نمی‌‌دهند و به زبانی دیگر این آثار نُه تویی ندارند که ذهنی به آنها سرک بکشد. این خاصیت ادبیات عامیانه است. همچنان که در ادبیات زبان‌‌های رسمی‌نیز با این گونه متون روبه‌روییم. یکی از کارکردهای این گونه ادبی دریچه‌ای است که ادبیات را با عامه ‌گان مرتبط می‌سازد و این در چرخه تولید ادبی برای هر زبانی مفید، مهم و مؤثر قلمداد می‌شود. از دریچه‌  دیگر که نگاه می‌‌کنیم و با متون ادبی فرودینی «از حیث تکنیک‌‌ها و سازه‌های مقبول ادبی» مواجه نیستیم، قاعدتا آثار تولیدی باید اجازه ‌ ورود به تالارهای تخصصی‌ تری بیابند. اینجا متن همان متن مقبولی است که با ساز و کارهای رسمی‌یک زبان آفرینشگربه وجود می‌آید. متنی که قابل ترجمه و ارائه در محافل رسمی‌و تخصصی است. در اینجا معیار سنجش همان معیاری است که برای هر متن ادبی در هر زبان رسمی‌ وجود دارد.
 شما در بخش اول مجموعه‌ «تَم» شعرهایی بدون تقطیع و به صورت نثر در فُرمی‌یکسان که تقریبا یک فُرم تازه در ادبیات کُردی محسوب می‌‌شود، سروده‌اید. درباره  ضرورت اجرای این فُرم توضیح می‌‌دهید؟
این یک امر طبیعی است که در حوزه ‌آثار ذوقی هر زبانی با دو نگاه ویژه روبه‌رو باشیم: نگاهی که به تثبیت اسلوب پیشین بپردازد و نگاهی که در پی ایجاد روابط معنایی جدید و سازه‌‌های زبانی نوین باشد. زبان کُردی یکی از شوریده‌ترین زبان‌های زنده ‌ دنیاست. شما این شوریدگی ویژه را در همه ‌ کوچه پس کوچه‌‌های فرهنگی و اجتماعی این زبان به راحتی می‌‌توانید شاهد باشید. با همه سختی‌هایی که در زندگی این قوم وجود دارد، همواره دلدادگی با ستون‌های تازه برپا شده برای«طرح‌‌های نو» در آسمان اینان شنیدنی و دیدنی است. در حوزه‌‌های فرهنگی داشته‌های بسیاری که امروزه برشیفتگان‌ شان آشکار شده‌اند، فریبایی می‌‌کنند. به عنوان مثال یکی از مهمترین دیریافته‌های این بستر زبانی، آثار حماسی بازمانده از گذشتگان است. جالب است بدانید که ۵۱  رزم ‌نامه ‌ کُردی کم‌کم در این فضای ادبی و فرهنگی خود را بر شیفتگان آشکار می‌‌کنند و در پی تقویت این فرضیه‌‌اند که غرب ایران یکی از مهمترین خاستگاه‌های حماسی ایران زمین بوده است. جدای از این‌ها همواره معتقدم که باید به دنبال راه تازه بود. طرح تازه داشت. اتودهای تازه زد از آنچه نبوده و ممکن است با یک اتود زاده شود و پنجره‌ای تازه را پیش‌ روی ساکنان یک زبان بگشاید. بر این اساس این فرم در کتاب تَم شکل گرفت که خوشبختانه مورد توجه مخاطبان عام و خاص قرار گرفت.
 در اجرای این فرم چقدر از اِلمان‌‌های شعر فارسی بهره گرفته‌اید؟
ادبیات و به ویژه شعر کُردی مثل تولیدات ادبی هر زبانی ناگزیر از ارتباط است. ارتباطی که می‌‌تواند الهام‌ پذیر یا الهام‌ بخش باشد. این رابطه  دو سویه همواره در زبان‌های خویشاوند وجود داشته و خواهد داشت. جدا از زبان‌های خویشاوند در این سال‌ها تأثیر و تأثرات زبان‌های غیر خویشاوند نیز آشکار است. پس شعر کُردی نیز این قانون نانوشته را می‌پذیرد. همچنان که شعر هجایی کُردی (حداقل در آثار ابوالقاسم لاهوتی) برای شعر نوین فارسی الهام بخش بوده است. نکته‌‌ای که برای مخاطبان شاید قابل توجه باشد، این است که بیشترین زبانی که توانسته این مراوده را با ادبیات کُردی در جغرافیای کرمانشاه و ایلام داشته باشد، نه گویش‌‌های دیگر زبان کُردی، بلکه زبان فارسی بوده است. اما اختصاصا برای فرمی‌که در کتاب تَم تجربه شده، بی ‌شک الهام‌ گیری مستقیمی‌در کار نبوده و تنها نگاهی متفاوت بوده است.
 عبدالله گوران هم مانند نیما تحول شعر کُردی را ایجاد کرد و می‌توان گفت رویکردهای شعری نیما و گوران دارای شباهت‌‌های زیادی ا‌ست، داشتن بستر فرهنگی مناسب چه نقشی در جریان نوگرای شعر کُرد داشته است؟
ببینید برای هر جریان تازه‌  فرهنگی و هنری به شریان‌های تازه‌ای نیاز است. این  شریان‌ها گاه از بطن همان سرزمین برمی‌خیزد و گاه داشته‌های بومی‌زبانی و فرهنگی با نگاه‌های بیرونی آمیخته می‌شود و داد و ستدهایی شکل می‌گیرد تا اتفاق از راه برسد. این اتفاق وقتی با استمرار و خواست مداوم همراه گردد، به جریان بدل می‌‌شود. طبیعی است که برای هر گونه جریان هنری، به پنجره‌های باز نیاز است. این پنجره‌های باز در نگاه شما به بستر تعبیر شده است. اما برای این امر تنها داشتن بستر فرهنگی گره ‌گشا نیست. یک جریان نوگرای ادبی به بسیاری از پارامترهای خاص اجتماعی، فرهنگی، سیاسی وابسته است. همچنان‌که جریان نوگرای شعر فارسی تنها به ستون فرهنگی تکیه نکرد و تحولات بیرونی و درونی جامعه ایران در اکثر بخش‌ها بویژه حوزه‌‌های اجتماعی نقشی انکارناپذیر در این جریان داشت، شعر نوگرای کُردی نیز با بسیاری از لایه‌های فکری، اجتماعی و...کُرد گره خورده بود.
 شاعران کُرد بزرگی مانند عبدالله گوران، رشید نجیب و ... با مهاجرت به اروپا تحت تأثیر تحولات شعر غرب قرار گرفتند و نوع نگرش و رویکردشان در شعر کُردی متحول شد. حال اگر قبول داشته باشیم که زبان‌‌ها در کنار یکدیگر زنده‌‌اند، از تأثیرپذیری ادبیات کُردی از ادبیات سایر زبان‌ها صحبت  بفرمایید.
همان طور که در سوال قبل هم اشاره‌ای به این نکته داشتم، ضمن تأیید حرف شما، باید به صراحت بگویم که گویش‌‌های مختلف زبان کُردی هر کدام با یک یا چند آبشخور زبانی و فرهنگی در ارتباط بوده‌اند. گویش سورانی و زیر مجموعه‌‌های آن با شاخص‌هایی همچون شیرکو بی‌کس، لطیف هلمت و ... بیش از هر زبان و گویشی از غنای ادبیات عرب بهره گرفته‌اند. در ادبیات کُردی در جغرافیای ایران با چهره‌‌هایی همچون «سواره ایلخانی» و...  روبه‌روییم که از جریانات نوگرایی در شعر فارسی هم بهره گرفته‌اند. در شاخه‌های جنوبی زبان کُردی که بیشتر در جغرافیای کرمانشاه و ایلام شناخته می‌گردد، جریانات نوگرایی دیرتر از همه‌ گویش‌‌های زبان کُردی اتفاق افتاد. اما تأثیرپذیری زبان فارسی در این تغییر نگاه کاملا آشکار است.
 تحلیل شما از حرکت‌های جریان نوگرایی شعر کُردی در دهه اخیر چیست؟
طبیعی است زبانی که بتواند در طول تاریخ و در برابر ناملایمات گوناگون همچنان استوار بماند، خود را همواره بر اساس نیازهای تازه بازسازی کرده است. معتقدم که زبان کُردی به عنوان یکی از ساختارمندترین و قدیمی‌‌ترین زبان‌های ایرانی در طول تاریخ حیاتش توانسته به روزهای نو و روزگاران نو سلام بدهد. این اتفاق همواره نیازمند جریانات نوین بوده است. در این پروسه  جدی و نوآیین هر گروهی در هر دهه‌ای پشت سر گام‌هایی محکم برای روزآمد کردن و ورود به دنیاهای تازه  شعر کُردی برداشته‌اند.  اگر «گوران» و هم نسلانش با شکستن قالب‌‌های کهن آغازگران نگاه‌‌های نوین بوده‌اند، جریان‌های «اربیل»، «کفری» و «روانگه» در دهه ‌ هفتاد میلادی جان تازه‌ای در کالبد شعر کُردی دمیدند و «شیرکو» و بسیاری دیگر از این جریانات سربرآوردند تا شعر کردی استوارتر از پیش در مسیری قابل اعتنا قرار گیرد.

منبع: روزنامه آرمان امروز

http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=۷۷۹&pageno=۷

دانلود PDF صفحه: مصاحبه آهنگرنژاد در روزنامه آرمان.pdf

نظرات [۶]
سه شنبه، ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ :: ۱۱:۵۶
سلام. بسیار عالی اگر ممکن است وقت صحبت کردن در رادیو را بشتر کنید .تا از بیانات شیوای شما کمال استفاده را ببریم . متشکرم دارابی
دوشنبه، ۰۸ دی ۱۳۹۳ :: ۱۱:۱۷
درود بر استاد آهنگرنژاد و دست مریزاد بر این همت و تلاشی که در راستای زنده و پویا بودن فرهنگ و ادب و زبان کُردی داشته اید . شاید یکه همانند سازی سلیقه ای و شخصی باشد اما در نگاه به آثار و روش تان گویی یک شفیعی کدکنی در ادبیات کردی می بینم . به هر روی پرچمی که از ادبیات کردی در کنار دیگر ادیبان و شاعران کرد برافراشته اید افراشته تر بادا .
دوشنبه، ۰۱ دی ۱۳۹۳ :: ۰۴:۴۶
درود بر آقای آهنگرنژاد عزیز ، خدا قوت و دست مریزاد ،گفتگوی خواندنی و زیبایی بود
یکشنبه، ۳۰ آذر ۱۳۹۳ :: ۰۷:۱۳
موفق باشید
شنبه، ۲۹ آذر ۱۳۹۳ :: ۲۲:۰۲
چقدر خوب بود این مصاحبه . از شما ممنونم
شنبه، ۲۹ آذر ۱۳۹۳ :: ۱۹:۴۰
ممنون از جناب آهنگرنژاد . گفتگویی علمی بود .دست مریزاد.
اطلاعات شما ذخيره شود ؟