از سیر تا پیاز زندگی یک پژوهشگر / گفتگویی خواندنی با دکتر محمد ابراهیم مالمیر / بخش پایانی
از سیر تا پیاز زندگی یک پژوهشگر / گفتگویی خواندنی با دکتر محمد ابراهیم مالمیر / بخش پایانی
کمتر پیش آمده یک مصاحبه این قدر واکنش های متفاوت داشته باشد. اما مصاحبه با دکتر مالمیر این واکنش ها را با خود داشت. گروهی موافق بودند و در تماس ها و ارتباطات حضوری از این کار ابراز خوشحالی می کردند . با دلایلی خاص از جمله اینکه بالاخره صدای دکتر مالمیر هم شنیده شد....
کمتر پیش آمده یک مصاحبه این قدر واکنش های متفاوت داشته باشد. اما مصاحبه با دکتر مالمیر این واکنش ها را با خود داشت. گروهی موافق بودند و در تماس ها و ارتباطات حضوری از این کار ابراز خوشحالی می کردند . با دلایلی خاص از جمله اینکه بالاخره صدای دکتر مالمیر هم شنیده شد. در فرصت خوبی که پیش آمده توانسته حرفهایش را بزند. عده ای دیگر تیغ از نیام کشیدند که «تو چرا باید این فضا را ایجاد می کردی؟و چرا و چرا ؟و...» خوشحالم که توانستم یک «صدای متفاوت» دیگر را در «صدای آزادی» به گوش مخاطبان برسانم. این چیزی نیست جز رسالت یک روزنامه نگار که می خواهد آیینه گری کند. این بار بخش پایانی مصاحبه با پژوهشگر توانای این سامان دکتر محمد ابراهیم مالمیر پیش روی شماست.می شود این استاد ادبیات دانشگاه رازی را با عینک متفاوت تری دید. با شما در این گفتگو همراه می شویم:
سرویس فرهنگی صدای آزادی

مدتی است که چند کتاب از شما به شکلی نفیس ارائه شده است. کتابهایی که حوزه ی شعر کرمانشاه هستند. با آن که می دانم آثار وزینی هستند، اما در یک غفلت عجیب، هیچگاه رسانه ای نشده اند! دوست دارم این کتابها را به گونه ای به مخاطبان معرفی کنید.
رهبر معظم انقلاب اسلامی می فرماید: «افسوس که چهره ی حقیقی علمی و هنری و ادبی کرمانشاه آنچنان که باید شناخته شده نیست و این جای افسوس و دریغ است.» این جمله را حضرت آقا در  جمع نخبگان کرمانشاه بیان داشتند.
 از سالهای قبل برای کرمانشاه زحمت های زیادی کشیده ام و در کنج سوته دلی های خودم غصه های بسیار خورده ام و چون کسی نیستم که با ادارات استان و مدیران آنها برای منافع شخصی عجین شوم و ارتباط منفعت طلبانه برقرار کنم، منزوی ، مهجورم و طبیعتا زحمات طاقت فرسای بنده نیز دیده نمی شود!  من طی ۲۰ سال دایره المعارف بزرگ آیین یاری را تدوین کرده ام در ۱۲۱ جلد که خیلی دلم می خواست یک روزی حداقل برای پژوهشگران ادیان و مذاهب و فرقه پژوهان در تیراژ ۲۰۰ -۳۰۰  نسخه چاپ می شد. به حول و قوه ی الهی بالغ بر ۴۰۰ کتاب آماده ی چاپ دارم و حقیقتا حسرت زیادی خوردم و دلم ترکید و آروزیی جانکاه داشته و دارم که کسی از راه برسد و بگوید کمتر لاف بزنید و ادعا کنید! حداقل ۱۰۰ نسخه از آنها را نشان بدهید تا صداقتتان آشکار شود! اما دریغ که تا کنون کسی سراغ این حقیر را نگرفته است!
یک مؤسسه فرهنگی پژوهشی دارم که در آن فقط برای کرمانشاه و اهل بیت علیهم السلام و مبانی عرفانی کار می کند و در این راه بسیار خون جگرها خورده ام. هفت کتاب نفیس از علمای بزرگ اهل سنت درباره ی ائمه اطهار با تعلیقات و شروح مبسوط احیاء  کرده ایم که متأسفانه هنوز نتوانسته ام آنها را چاپ کنم! کتابهایی چون« الفتح و البشری فی بعض مناقب فاطمة الزهراء علیها السلام» ؛ الدرة الیتیمة فی بعض مناقب السیدة العظیمة فاطمة الزهراء علیها السلام» ؛ « الثغور الباسمة فی مناقب سیدة فاطمة علیها السلام» ؛ « قرة کل عین فی بعض مناقب سیدنا الحسین علیه السلام » ؛ «المواهب و المنن فی بعض مناقب سیدنا الحسن علیه السلام» ؛ « العجاجة الزرنبیة فی اولاد الزینبیة». یکی دیگر از کارهای من این بود که در پی فرمایش مقام عظمای ولایت ، دنبال نسخه های خطی در حیطه ی ادبیات کرمانشاه گشتم و به فضل الهی ۳۰  اثر نفیس را در این حوزه پیدا کرده ام و تحت عنوان مکتب ادبی کرمانشاه چاپ شان را شروع کرده ام و ۱۱ جلد از آنها تا کنون چاپ شده و ۱۵ جلد نیز آماده ی چاپ است و باقی مانده ی آنها نیز در مرحله ی حروف چینی و صفحه آرایی نهایی است. جالب این است که این کتابها و نویسندگان و سرایندگان آنها برای بسیاری از فرهیختگان کرمانشاهی ناشناسند تا چه رسد به مردم عادی این مرز و بوم!
در معرفی این آثار باید بگویم:
فخر الشعراء میرزا محمدخان زنگنه معروف به نصیبی کرمانشاهی یکی از شاعران بزرگی است که دو اثرش را به چاپ رسانده ام. نصیبی نه تنها در حوزه ی استان و مکتب ادبی کرمانشاه، بلکه در سطح کشور و طول تاریخ ادبیات فارسی استثنایی و بی نظیر است. وی تنها شاعری است که تاریخ انبیاء را از حضرت آدم علیه السلام تا حضرت خاتم صلی الله علیه و آله و سلم بر اساس متقنترین سندهای روایی و تاریخی به نظم درآورده است. بنده کتاب منظومه ی بلقیس و سلیمان ایشان را که در شرح زندگی حضرت سلیمان  علیه السلام و بلقیس است به کمک سرکار خانم دائی چین به نام «لؤلؤ و مرجان شرح منظومه ی بلقیس و سلیمان» در ۴۷۲ صفحه چاپ کرده ام.
ایشان کتاب دیگری دارد به نام طریق النجات که در آن صحف چهل گانه ی حضرت موسی علیه السلام را به نظم درآورده است و بنده  آن را به نام «عین الحیات شرح طریق النجات» در ۳۶۰ صفحه بچاپ رسانده ام.
نصیبی چند کتاب مهم دیگر نیز دارد که عبارتند از ۱- رونق المجالس که در آن داستان زندگی انبیاء علیهم السلام را از آدم علیه السلام تا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به نظم درآورده است . این کتاب نفیس را جناب شهیدی، دانشجوی دکتری بنده، با راهنمایی اینجانب در دست تصحیح و تعلیقه دارند که ان شا ء الله بزودی آماده ی دفاع و چاپ خواهد شد. ۲- منظومه ی ید و بیضا در بیان منظوم قصه ی حضرت موسی علیه السلام که این اثر را نیز بنده تصحیح و با شرح و تعلیقه ی مبسوط آماده چاپ کرده ام. ۳- دیوان اشعار که مجموعه ی اشعار نصیبی کرمانشاهی است در قالبهای مختلف شعری که این اثر گرانسنگ نیز توسط این حقیر تصحیح و با شرح و تعلیقه ی مکفی آماده ی چاپ است.
نویسنده ای توانمند و شاعری ارجمند در کرمانشاه بوده است به نام محمدیوسف کلهر کرمانشاهی که دو اثر بی نظیر از وی به یادگار مانده است. یکی دیوان اشعار اوست، مشتمل بر شعرهای زیبایی در قالبها ی مختلف و اکثرا تعلیمی، اخلاقی، عرفانی و ولایی به فارسی و بعضا ترکی که بنده با همکاری سرکار خانم حسین زاده آن را به نام «دیوان اشعار محمدیوسف کلهر» تصحیح و با تعلیقه های فراوان در ۸۲۴ صفحه چاپ کرده ام.
کتاب دیگر ایشان بهارستان است که مجموعه ی خطبه ها و نامه ها و رقعه ها و دیباچه ها و عریضه هایی است که او برای دیگران و از جمله حکام قاجار و از طرف آنها به سلاطین و شاهان سایر بلاد نوشته است و در نهایت آنها را در چهار خیابان تنظیم کرده است و بنده به کمک خانم حسین زاده آن را با نام «نگارستان معانی شرح بهارستان محمدیوسف کلهر کرمانشاهی» در ۷۹۰ صفحه به چاپ رسانده ام.
شاعر شیرین سخن دیگری در کرمانشاه بوده است به نام املح المتکلمین ملا محمدحسن بسمل کرمانشاهی که در نوع خود بی نظیر است! چرا که ما در ادب فارسی دو دیوان اطعمه مطرح داریم یکی از بسحاق اطعمه و دیگری از بسمل کرمانشاهی است که بنده این اثر نفیس را به نام «خوان مطاعم شرح دیوان اطعمه ی بسمل کرمانشاهی» تصحیح و با شرح و تعلیقه ی مبسوط و با کمک سرکار خانم دائی چین در ۲۷۱ صفحه به چاپ رسانده ام.
دیوان اشعار ایشان را نیز به نام «معراج خیال شرح دیوان بسمل کرمانشاهی» تصحیح کرده و با شرح و تعلیقه ی مکفی در ۴۶۳ صفحه چاپ کرده ام.شاعر بزرگ دیگری در استان کرمانشاه بوده است به نام میرزا جعفر کنگاوری متخلص به ساغر کنگاوری دیوان اشعار بسیار خوب ایشان را با همکاری سرکار خانم غفوریان و با نام «باده ی الست شرح دیوان ساغر کنگاوری» در ۷۲۸ صفحه به زیور طبع آراسته ام.
شاعر ولایی کم نظیری در کرمانشاه بوده است به نام اسماعیل بن محمد شهسواری کرمانشاهی که دیوان بی نظیر ایشان را با نام نورالموافقین که بر همه ی دواوین سبک دوره ی بازگشت برتری دارد، با همکاری سرکار خانم محمددخت تصحیح کرده و با شرح مبسوط به نام «ساغر ولایت شرح نورالموافقین شهسواری کرمانشاهی»  در ۷۱۲ صفحه به حلیه طبع آراسته ام.
دیوان وحدت کرمانشاهی را نیز با نسخ خطی و چاپی متعدد تصحیح کرده ام و با شرح عرفانی مفصل و با نام «میکده ی وحدت شرح دیوان وحدت کرمانشاهی» در ۶۰۰ صفحه چاپ کرده ام.
میرزا الله دوست سالک کرمانشاهی، تذکره ای در باره ی شعرای کرمانشاه ترتیب داده بوده که آن را تحت عنوان «تذکره ی شعرای کرمانشاه» با همکاری جناب آقای دکتر نادریفر تصحیح و با شرح و تعلیقه فراوان در ۶۴۰ صفحه به چاپ رسانده ام.
حسینقلی خان سلطانی کلهر کرمانشاهی که انصافا از سرآمدان شعرای سبک بازگشت است و اشعار او همطراز اشعار خاقانی و امیر معزی و انوری و امثال آنهاست.  بلکه بهتر! تذکره ای را به نام تحفة الحسینیة نگاشته است که متأسفانه در اثنای تألیف آن از دنیا می رود و سالک کرمانشاهی آن را مختصرا به اتمام می رساند. این اثر را با یاری آقای دکتر نادریفر و با نام «نکته های نغز شرح تحفة الحسینیة» در ۴۸۰ صفحه به زیور طبع آراسته ام. حسینقلی خان سلطانی کلهر آثار متعددی دارد که بنده «دیوان اشعار حسینقلی خان کلهر» و «گلستان مراد» و «مناقب حسامیه» ایشان را تصحیح و با شرح مبسوط آماده ی چاپ کرده ام.
علاوه بر کتب یازده گانه چاپ شده و مواردی که آماده چاپ شده اند و عرض شد ، این آثار را نیز تصحیح کرده و با شرح مبسوط و مکفی آماده ی چاپ نموده ام: ۱- دیوان نامی کرمانشاهی. ۲- دیوان بیدل کرمانشاهی. ۳- تحفة الذاکرین بیدل کرمانشاهی که مقتلی جامع، منظوم و منثور و بی نظیری است. ۴- قوائم العروض بیدل کرمانشاهی. ۵- سر الاسرار فی مصیبت ابو الائمة الاطهار از جلیلی کرمانشاهی که این کتاب نیز مقتلی بسار مهم و حائز اهمیت است. ۶- دیوان حیرت کرمانشاهی. ۷-دیوان عطا کرمانشاهی.  ۸- دیوان سالک کرمانشاهی. ۹- دیوان نصرت کرمانشاهی. ۱۰- بدیع اللغه میبدی کرمانشاهی. ۱۱- زواهر اللغه جوانرودی. لازم به ذکر است که همه ی کتابهای مذکور با ویراستاری دقیق سرکار خانم محمددخت ، همسر بنده ، به چاپ رسیده و یا آماده ی چاپ شده که صمیمانه از ایشان تشکر می کنم و امیدوارم به همت مسئولان استان و فرهنگ دوستان این دیار به زودی به چاپ برسند.

چرا برای کتابهایی به این وزانت و ارجمندی جلسه ی رونمایی برگزار نشده است؟!
متأسفم که عرض کنم، بنا بر مصوبه ی کار گروه پژوهش و فناوری استانداری، برخی از ادارات فرهنگی استان بنا بود مراسم رونمایی این کتابها را برگزار کنند، اما هر کدام با نهایت کم لطفی به گونه ای طفره رفتند. بنده در قید نام و نشان خودم نبوده و نیستم، اما ای کاش متولیان فرهنگی، بدون ذکر نام مالمیر، برای معرفی و اعتلای فرهنگ غنی کرمانشاه و معرفی این آثار معتبر و گران قدر وقت می گذاشتند و اینها را به ملت ایران و جهان و مردم کرمانشاه معرفی می کردند! مسئولین استان حتی نتوانستند این آثار را که به گونه ای اجابت امر حضرت آقا بود و به رسم لبیک به ایشان اهداء شده اند به دفتر ایشان بفرستند و جالب اینکه این  ۱۱ کتاب و ۳ کتاب دیگر که در سال ۹۲ به چاپ رسیدند مشمول بی مهری و حذف کتاب سال استان کرمانشاه هم شدند!
ای کاش در بین مسئولین استان، همتی وجود داشت که همان ۱ تا ۳% هزینه های مصوب برای پژوهش در هر اداره ای، اجرایی می شد؛ آن وقت بود که تمام آثار ارزشمند علما و پژوهشگران این استان مهجور چاپ می شد و از حیث فرهنگی جایگاه قابل اعتمادی به دست می آورد. می گویند حرمت امامزاده با متولی است. چند سال پیش به مسئولین وقت پیشنهاد دادم که فرهنگ فرهیختگان استان را تنظیم و چاپ کنیم، و علی رغم آنکه در زمان آقای ترک نژاد طرح آن به تصویب رسید اما کسی آستین بالا نزد که برای این کار گامی بردارد. و این در حالی است که تمام استانهای کشور آن را اجرا کردند.
 البته دو کار کوچک در این زمینه سال گذشته چاپ شد که جای تشکر دارد اما جوابگوی معرفی فرهیختگان کرمانشاه را ندارد و انصاف را که باید همان طرح فرهنگ فرهیختگان به صورت علمی و پژوهشی انجام شود. طرح آن در اداره کل ارشاد اسلامی موجود است و جالب آن است که مصوبه ی استانداری آن نیز احتمالا هنوز وجود داشته باشد!

در کرمانشاه چه کسانی به خاطر کار فرهنگی شما را رنجانده اند؟
گفته اند: بیگانه جدا دوست جدا می شکند/ هر کس به طریقی دل ما می شکند / بیگانه اگر می شکند باکی نیست/ از دوست بپرسید چرا می شکند
شفاف بگویم از برخورد مدیر کل کنونی ارشاد دلخورم و توقع نداشتم که با کم لطفی هایش روبرو شوم. مجموعه ی قبلی استانداری بسیار کم لطفی کردند! برای کنگره ی بین المللی گونه های ادبی در مکتب ادبی کرمانشاه به کسانی رجوع کردم که اگر فرزندم از فقر من می مرد به آنها رجوع نمی کردم آنها نیز دلم را شکستند. ریاست دانشگاه رازی جناب آقای دکتر خدایی و آقای هاشمی استاندار وقت کرمانشاه و معاون مالی اش نیز جزو این گروه بودند.
برای چاپ کتابهایی که قبلا معرفی کردم درد سرهای زیادی کشیدم . از طرف شورای شهر برای چاپ این آثار قولهایی داده شده بود و قراردادی تنظیم و مبالغی تعیین شده بود. اما در زمانی که قرار شد پول دست انتشارات برسد ، تعلل شهرداری کار دستمان داد و قیمت کاغذ تا سه برابر هم بالا رفت و من مجبور شدم بیش از هفت و نیم میلیون تومان از جیب خودم برای چاپ کتابهایی که باید آنها بچاپ می رساندند هزینه کنم. البته فدای مردم کرمانشاه! اما خون دلم از آنجاست که ممکن است در بیرون بگویند مبالغ هنگفتی از چاپ این کتابها برده است!
من هم موافق اینم که شایعات بسیار در حوزه ی فرهنگ نصیب اهالی فرهنگ می شود. در مورد شما هم این قضیه وجود دارد! حتی اجازه بدهید کمی فراتر بروم و بگویم که برخی از طیف های فرهنگی جامعه فکر می کنند در همایشی که هر ساله به نام امام رضا علیه السلام برگزار کرده اید، سعی تان بر انتخاب نزدیکان خودتان بوده و به همین دلیل هدایای نفیسی نیز به همین مجموعه برگشته است و عده ای نیز پا را فراتر گذاشته و معتقدند که استاد مالمیر دنبال سکه های همایش امام رضا علیه السلام  است. لطفاً دراین باره با صراحت با مخاطبان صحبت کنید.
ببینید، اولا قضیه ی همایش ها کاملا دو دو تا چهار تاست. تمام امور این همایش ها شفاف است. داور در جای خود حق الزحمه می گیرد و برگزیدگان نیز با وضوح تمام در جای خودشان هدیه ها را می گیرند و اتفاقاً این هدایا در استان کرمانشاه نسبت به جاهای دیگر بسیار کمتر بوده و هست! و بنده در خصوص حق داوری مقالات هیچ نقشی نداشته و پرداختی آن بر اساس مصوبه دست اندرکاران اداره کل ارشاد اسلامی بوده.
ثانیا ۹۹% مقالاتی که به کنگره  می آمد، بر این اساس بود که من با هزینه ی شخصی با پژوهشگران استان و خارج از استان تماس می گرفتم و خواهش می کردم برای همایش مقاله بنویسند که خود نوعی سفارش مقاله بی هزینه برای همایش بود و افراد اکثر مقاله ها از این طریق جمع آوری می شد و به اداره کل ارسال می گردید و بعد از حذف نام  با کد گذاری مقاله به داوران داده می شد و هر داور جدای از دیگران به داوری مقالات می پرداخت!
مثلا امسال من مشمول فرایند کم لطفی شده بودم و با تعمد بعضی ها خیلی دخیل نبودم، اما در نهایت آقایی زنگ زدند و گفتند خواهش میکنیم طبق سنوات گذشته کمک کن تعدادی مقاله نوشته و جمع شود، هیچ مقاله ای هنوز نیامده است. کمک کن که تعداد مقالات ارسالی به همایش بیشتر شود. من باز مجبور شدم زنگ بزنم و حدود ۲۰ تا ۲۵ مقاله را جمع کردم و برایشان ارسال شد. نکته ی دیگری که قابل بحث است، اینکه مجموع مقالات پارسال مدتهاست که آماده ی چاپ است، اما عزمی برای چاپ آن مقالات نیست! و جالب اینکه شاید به نحوی عدم چاپش را نیز قصد دارند به گردن بنده بیاندازند!
 ای  کاش می بودید و می دیدید که امسال همایش امام رضا علیه السلام چگونه برگزار شد ! بنده علی رغم آن که در جلسه حضور نداشتم اما اخبار آن را داشتم. برگردم به سوال شما احتمالاً مراد از نزدیکان بنده ، یکی آقای نادری فر است که دوست بنده می باشدو دیگری خانم بنده است و الا کسان دیگر هیچ ربطی با من نداشته اند. جناب آقای نادریفر یکی از پژوهشگران پرکار در عرصه ی پژوهشهای تخصصی و دینی است و در اکثر همایش ها و مجله های علمی پژوهشی مقاله دارند و بدیهی است برای همایش امام رضا علیه السلام نیز مقاله نوشته اند .
 این نکته را باید دوستان می دانستند که مقالات را گروه داوران داوری می کنند، نه یک نفر که مالمیر باشد. ثانیا مقالات همیشه با کد و بدون نام به داوران داده می شود و در نهایت معدل امتیازات اعلام می شود و مسئولین اجرایی کدها را با اسامی تطبیق می دهند و نتایج را اعلام می کنند و جالب این است که بنده بر اساس سنت سخت گیریم همیشه از سایر داورها به همه ی مقالات کمتر امتیاز داده ام! در ثانی مثلا برای اولین باری که مقاله ی خانم بنده برگزیده شده بود ،  من هیچ نقشی در داوری مقاله ایشان نداشتم و اصلا امتیازی به آن مقاله نداده بودم و داوران مقاله ی ایشان عزیزان دیگری بودند. علی رغم این موضوع سال بعد بنده نگذاشتم ایشان مقاله بنویسند. گفتم خانم اینجا کرمانشاه است! حرف می زنند، شما نمی خواهید مقاله بنویسید.
در همایش بعد که خواستم مانعش شوم استدلال کرد که چرا ما چون عضو خانواده ی مالمیر هستیم حق تحقیق و پژوهش در این استان نداشته باشیم. چرا نباید کار پژوهشی ارائه کنیم و لذا بیشتر ازین حق شرعی نداشتم مانع آن شود و جالب اینکه بدون آگاهی بنده با عزیزانی مقاله نوشته بود و من و سایر داورها پس از داوری متوجه شدیم مقاله ایشان پذیرفته شده که من به مسئولان ارشاد گفتم و خواهش کردم مقاله ایشان را حذف کنند که آنها از سر بزرگواری و اطلاع از فرایند داوری حذف نکردند در ثانی مگر حق مقالات چقدر است یا به من چه ارتباطی دارد که سکه ها ببرم و کیسه بدوزم !
معروف است که می گویند: «انسان های بزرگ درباره ی عقاید سخن می گویند. انسانهای متوسط درباره ی وقایع سخن می گویند. انسانهای کوچک پشت سردیگران سخن می گویند! انسانهای بزرگ درد دیگران را دارند. انسانهای متوسط درد خودشان را دارند. انسانهای کوچک بی دردند! انسانهای بزرگ عظمت دیگران را می بینند. انسانهای متوسط به دنبال عظمت خود هستند. انسانهای کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند!
انسانهای بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند. انسانهای متوسط به دنبال کسب دانش هستند. انسانهای کوچک به دنبال کسب پول هستند!
انسانهای بزرگ به دنبال طرح پرسشهای بی پاسخ هستند. انسانهای متوسط پرسشهایی می پرسندکه پاسخ دارند. انسانهای کوچک می پندارند پاسخ همه ی پرسشها را می دانند! انسانهای بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند. انسانهای متوسط به دنبال حل مسئله هستند. انسانهای کوچک مسئله ندارند! انسانهای بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند. انسانهای متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند. انسانهای کوچک با سخن گفتن بسیار فرصت سکوت را از خود می گیرند!

اگر فکر می کنید نکته ای ناگفته مانده بفرمایید که بهره مند شویم
بگذار نکته ای باورمند عرض کنم و آن اینکه در کار برای خدا و اهل بیت علیهم السلام و فرهنگ ولایی، اگر مایه از آبرویت نگذاری نمی توانی کار کنی. لذا باید همه چیز را به جان بخری. ما برای فرهنگ اهل بیت و امام رضا علیه السلام حاضریم جان خود را نثار کنیم و هر تهمتی را به جان بخریم. علاوه برآن باید این جمله را هم بگویم که افتخار می کنم که خادم فرهنگ غنی و معنوی استان کرمانشاه هستم و حاضرم برای فرهنگ این سامان همه ی سختی ها را به جان بخرم.
امید دارم دیگران نیز کارهای بزرگی را که بنده بدون چشم داشتی برای این استان انجام داده ام ، انجام دهند چون ما از کار دیگران برای خدا خشنودیم مریدی بعد از سالها سلوک نزد مراد خود گفت استاد اجازه هست خلق خدا را به خدا دعوت کنم مراد کفت: آری دعوت کن اما مواظب باش به خود دعوت نکنی ! گفت استاد مگر به خود دعوت کردن هم می شود ؟! گفت: آری آنجا که دیگری به خدا دعوت کرد و تو ناراحت شدی بدان که تو به خود دعوت می کردی!

نظرات [۷]
سه شنبه، ۱۲ اسفند ۱۳۹۳ :: ۲۰:۰۳
با درود به رهگذر برای تیز بینی عالمانه ا ش اما استا د به نرگسانگی وخیمی دچارند ایشان که این همه اهل تحقیق اند چرا چنان که مشهورند پایان نامه ها را بدون خواندن داوری می کنند!
شنبه، ۲۰ دی ۱۳۹۳ :: ۰۹:۰۵
شاید برخی از سخنان استاد صحیح است؛ اما کجای آقای نادری فرمحقق و پژوهشگر است؛ ایشان کارنامه اش مشخص است. در ضمن کتابهای ایشان اکثرا با تک نسخه و به دور از تصحیح انتقادی ضبط شده اند. ۱۲۰ جلد کتاب در مورد آیین یاری نیز می تواند جک سال ۹۴ باشد. با تشکر لطفا نمایش دهید.
جمعه، ۰۵ دی ۱۳۹۳ :: ۲۱:۰۰
جناب استاد دکتر مالمیر یکی از اساتید بی بدیل وزحمت کشی است که بدون هیچ ادعایی مشغول انجام وظیفه ودر خدمت مردم خوب کرمانشاه است
جمعه، ۰۵ دی ۱۳۹۳ :: ۱۶:۳۷
سلام براستاد ارجمند وزحمتکش از تمام مسئولان استنان میخواهم به این استاد عزیز وبی ادعا وبی ریا کمک نمایند تاآثار غنی وپرمحتوایش برای جوانان این مرز وبوم چاپ و همه از اندیشه های پاک ایشان بهرمند شوند
سه شنبه، ۰۲ دی ۱۳۹۳ :: ۱۴:۰۶
من هم با بخشایی از نطر رهگذر موافقم بهره برداری ابزاری از دین ومعنویت برای رسیدن به منافع شخصی و مادی و دنیو ی خویش
سه شنبه، ۰۲ دی ۱۳۹۳ :: ۱۴:۰۵
با سلام . این رهگذران چرا بی نام می آیند؟
سه شنبه، ۰۲ دی ۱۳۹۳ :: ۰۸:۵۰
جناب آقای آهنگر نژاد سلام بر شما .از صراحت وبی تعارفیت در مصاحبه با جناب استاد دکتر مالمیر تشکر ویژه باید داشت...و اما بعد هم شما و هم جناب استاد نیک واقفند که به قول مولانا "این جهان کوه است و فعل ما ندا/ باز گردد این صداها سوی ما" این بنده به عنوان نظاره گر بیرونی چند نکته را لازم است در گزند شناسی این رخداد بازگفت نمایم ۱- متاسفانه جناب دکتر مالمیرقدرجایگاه وشان خود را دراین سالها ندانسته ...مثلا چه ضرورتی دارد که ایشان سالیان متمادی داور ارشاداستان باشند و در تمام جشنواره های آیینی و دینی سرکار خانم محمد دخت (همسر ایشان )و آقای نادری تنها شاگرد وبهتر بگویم دوستشان نفرات برگزیده سالهای متمادی بشوند و متاسفانه علاوه بر داوری در سطح استان در شهرستانهای جوانرود.هرسین .صحنه و...... این اتفاق افتاده است و اسناد آن در مطبوعات و ادارات ارشاد موجود است.... آری جناب استاد علیرغم زحماتش . اندکی چوب کم انصافی هایش را می خورد ( نه اینکه اینجا کرمانشاه است )۲-واقعیت این است که پایه واساس تاسیس دانشکده های ادبیات به ویژه رشته ادبیات فارسی از سال ۱۳۱۳ ( زمان تاسیس دانشگاه تهران در عهد رضا شاه )به بعد تربیت شاعران . نویسندگان . منتقدان وجریان سازان ونظریه پردازان ادبی بوده است وبه همین خاطر اولین استادان زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران کسانی مثل ملک الشعرای بهار . دهخدا .رشید یاسمی کرمانشاهی .بدیع الزمان فروزانفر و......بودند که ویژکی بارز آنها صفت شاعری و قدرت خلاقیت ادبی بود ( نه مثل خیل استادان کنونی دانشکده های ادبیات که متاسفانه چون قدرت خلاقیت ادبی و نویسانگی ندارند عملا" ذات نایافته هستی بخشند . و طبیعتا" نمی توانند هستی بخش باشندچون خودشان عامل و کنشگر نیستند و فقط وقت واژه ها را می گیرند و نتیجه اش همین است که در جامعه کنونی چهار نفر ذوقمند ادبی پیدا نمی توان کرد که با شهامت بگویند که ما دست پروردگان دانشکده های ادبیاتیم و این ناشی از عدم خلاقیت و توانایی آفرینندگی ادبی استادان ادبیات ما در حوزه شعر و نویسندگی و نظریات ادبی است و این سوال مشمول جناب دکتر مالمیر هم می شود و در نهایت جای شاعران و نویسندگان کرمانشاهی برای تدریس در دانشکده های ادبیات این استان واقعا خالی است زیرا من دوستان اهل قلمی را می شناسم و شمانیز می شناسید که در حقیقت خودشان یک دانشکده ادبیات هستند ..اما مجال حضور به آنها داده نمی شود .مصداق عینی آن داستان نویسان و شاعران توانمند استان که شمار آنان کم نیست ۳ - غرور وتبختر و فرعونیت بی جا و توانایی علمی دیگران را ندیده گرفتن نیز یکی دیگر از مواردی است که از زبان دانشجویان هر از گاهی شنیده می شود ۴ - بهره برداری ابزاری از دین ومعنویت برای رسیدن به منافع شخصی و مادی و دنیو ی خویش۵ عدم توجه به نو آوری و رواج گفتمان تصوف که مهم ترین آموزه تصوف . اخلاق تسلیم .رضا و توکل و در یک سخن جبر صوفیانه است که این جبر گرایی همواره به شیوه های گوناگون ادبی. صوفیانه و نیز عوامانه به مردم آموزش داده می شود.که این شیوه ای گوناگون با هم یک صدا می گردند تا باز دارنده تحول زبان و ادبیات در جامعه شوند . این موضوع نیز قابل تامل است
اطلاعات شما ذخيره شود ؟