محمدرضا فتحی : آرامشم را در نگارگری و شعر یافته ام
محمدرضا فتحی : آرامشم را در نگارگری و شعر یافته ام
جمعی ازنقاشان کرمانشاهی هم اکنون در جمع ما نیستند و بر خود لازم می دانم از آنها به نیکی یاد کنم. بزرگانی چون: مرحوم زیّن الملک (شاگرد کمال الملک) ، مرحوم گوران (نقاش سبک قدیم)، زنده یاد هانیبال الخاص (نقاش نوگرا، استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و فارغ التحصیل دانشگاه ایلی نو) نقاشانی هستند که به انحاء مختلف شهرتی جهانی، ملی یا منطقه¬ای دارند. از آن جمله می توان به: نیکزاد نجومی، منوچهر ملکشاهی، محسن کرمانشاهی، هندسی، حسین نجومی، عطاء الله ذی نوری، حسین تابعی، خاورزاده، مهرداد نوری، مکاری و ... اشاره کرد...
در روزهای بهشتی اردیبهشت در سالن دانشگاه فرهنگ و هنر نمایشگاهی برپا بود  و بخشی از آثار استاد محمد رضا فتحی از مدرسان آن دانشگاه  در آن به نمایش در آمده بود. کارهایی کا با استقبال ویژه دانشگاهیان روبرو شد و به نگارنده ی این سطور انگیزه داد تا با وی به گفتگویی بنشینم. در این گفتگو کمتر سوال طرح شد تا بیشتر از اندوخته های هنری این هنرمند گرانقدر بهره مند شویم.محمدرضا فتحی، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی و متولد ۱۳۴۸ است. وی  حوزه های مختلفی همچون : نقاشی، نگارگری و شعر به فعالیت مشغول است و برپایی ۵ نمایشگاه نقاشی به صورت گروهی و انفرادی در سطح کشور را در کارنامه اش دارد. بی هیچ حرفی دیگر با او همراه می شویم: 
چرا در میان این همه تنوع هنری ،نقاشی و مینیاتور را انتخاب کرده اید؟
وجود یک حس لطیف در انسان می تواند او را به تمامی عرصه های هنر و ادب سوق دهد. گرایش دیرینۀ من به شعر و ادبیات مرا به سمت نقاشی و نهایتاً آشنایی با هنرمند پرشوری چون «کاوه حدادی شیرازی» در سال ۱۳۷۱ مرا با دنیای نگارگری آشنا کرد. 
«نگارگری دنیای کوچکی از زیبایی است، طبیعت، انسان و زندگی که با بهترین نقوش و رنگ های زنده ترسیم شده است در واقع نگارگری تصویری زنده است از آنچه باید باشد نه آنچه هست». نگاه زیباشناسانه، آرمانگرایانه و نگرش آرمان شهری انسان را به مرزهای نگارگری نزدیک می کند. اما در عین حال این نوع از نگاه باعث نمی شود که هنرمند از واقعیت های محیط بدور بماند. چه اینکه در خیلی از آثار نمایشگاهی ایجاد دلشوره ها حتی در فضای لطیف نگارگری با محدودیتهایی که از حیث فرم، تکنیک، شیوه و موضوع دارد در آثار یک هنرمند نگارگر منعکس است. «آفریننده حساس و بیننده پر احساس ممکن است در عرصه هنر فضایی برای تزکیه روح یا پالایش روان بیابد.» من آرامشم را در نگارگری و شعر یافته ام. 
برخی از دوستان و نزدیکان تأسی و تأثیرپذیری من از آثار استاد فرزانه محمود فرشچیان را بارها یادآور شده اند که من ضمن تأیید این موضوع و بالیدن به آن، باید بگویم این حقیقتی است که اگر خود بگویم نیست ... آثارم فریاد می زنند که هست. 
بی شک با بنده هم نظر خواهید بود که کرمانشاه نیز یکی از قطب های هنر نقاشی است. از سوابق نقاشان و هنر نقاشی در کرمانشاه بفرمایید:
هنرمند نقاش خواه نوگرا باشد خواه پیرو کلاسیک باید تلاش کند تا سطح بینش مخاطبین ارتقاء یابد. خلق موضوعات، شیوه و تکنیک های تازه و خلاقانه و آشنایی مخاطبان و هنرجویان با سبک های جدید نقاشی و ارتقاء درک بصری مخاطبین شاید از اصلی ترین وظایفی است که بر شانه های هنرمندان نقاش سنگینی می کند. برپایی نمایشگاه های متعدد در این حوزه می تواند ما را به رسیدن به این هدف کمک کند. این وظیفۀ خطیری است که نقاشان بر عهده دارند تا هنرجویان را در گذر از مرحله تکنیک یاری کنند. اگر قرار باشد نقاش ما از مرحله تکنیک عبور نکند هرگز نقاشی خلاقانه درک نمی شود. شیخ اجل سعدی می فرماید:
تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد
 تا یک هنرمند آثار خود را در معرض دید عموم و نقد هنرمندان قرار ندهد، امکان رشد و تعالی برای او مهیا نخواهد بود. راستش را بخواهید من با عزلت و گوشه گیری هنرمندان هرچند از سر تواضع و فروتنی باشد، موافق نیستم. بر پایی نمایشگاه هنری می تواند به شهر ما، جامعۀ هنری و ارتقاء فضای هنری و خود هنرمند کمک کند.
 و حالا دوباره به پاسخ پرسش برگردیم ! 
درباره سوابق نقاشان کرمانشاهی باید گفت: هر گونه ابراز نظری در معرفی نقاشان شهرمان کرمانشاه از حوزه توانایی ذهن من خارج است. بی پرده می گویم، بیم آن دارم که بزرگی، هنرمند خلاقی و یا نقاش با ذوقی از قلم بیفتد. از این رو بیش از هر ابراز نظری از ساحت تمامی هنرمندانی که نامشان باید ذکر می شد و نشده است پوزش می خواهم. 
جمعی ازنقاشان کرمانشاهی هم اکنون در جمع ما نیستند و بر خود لازم می دانم از آنها به نیکی یاد کنم. بزرگانی چون: مرحوم زیّن الملک (شاگرد کمال الملک) ، مرحوم گوران (نقاش سبک قدیم)، زنده یاد هانیبال الخاص (نقاش نوگرا، استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و فارغ التحصیل دانشگاه ایلی نو) 
نقاشانی هستند که به انحاء مختلف شهرتی جهانی، ملی یا منطقه¬ای دارند. از آن جمله می توان به: نیکزاد نجومی، منوچهر ملکشاهی، محسن کرمانشاهی، هندسی، حسین نجومی، عطاء الله ذی نوری، حسین تابعی، خاورزاده، مهرداد نوری، مکاری و ... اشاره کرد. 
گروه سوم نقاشان منتقد و اساتید دانشگاهی هستند که ضمن فعالیت در حوزه نقاشی، هنرمندان این رشته را با مبانی و فنون نقاشی آشنا می کنند افرادی چون ایراندخت محصص (دکترای نقاشی و استاد دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران)، بشیر نظری، محمدرضا محمدی پور، فرهنگ عاطفی، توران نوری و محمود محمودی (مدرسان دانشگاه فرهنگ و هنر واحد یک کرمانشاه ) و دیگران.
  آیا نقاشی می تواند در همه زمان ها خود را با شرایط روزگار وفق بدهد؟
این سؤال قدری هوشمندانه و پیچیده است و نیازمند توضیحی مفصل. پاسخ به این پرسش از دو منظر متفاوت قابل تأمل است. گروهی از هنرمندان بصورت عام و نقاشان بصورت خاص که پیرو «فرمالیسم» یا فرم گرایی هستند با شعار «هنر برای هنر» اولویت کار خود را بر فرم قرار داده اند. نوعی از نقاشی مدرنیسم تحت عنوان «آبستره» تنها به فرم می پردازد و مفهوم و موضوعیت ندارد. گروه دیگر هنر را در خدمت موضوع و محتوا می دانند. این دسته از هنرمندان «هنر را فرزند زمان خویش» و آن را بازتاب شرایط، فضا و مناسبات روزگار خود می دانند.
گروهی از هنرمندان که در کشور ما از آنها به هنرمندان متعهد یاد می کنیم از این دسته اند. هنر نقاشی هم از این قاعده مستثنی نیست. در اینجا صحبت از وفق دادن خود با روزگار نیست. بلکه هنر آیینه ای تمام نما از وضعیت و شرایط حاکم بر محیط است. همین قاعده در داستان نویسی، شعر و دیگر عرصه های ادب و هنر حاکم است. یک مثال ساده می تواند قدری موضوع را روشن کند. کتاب «شوهر آهو خانم» اثر جاودان علی محمد افغانی که در قالب یک رمان دراماتیک نوشته شده است صرف نظر از ساختار داستانی و ارزشهای ادبی آن بازگو کنندۀ اوضاع اجتماعی زنان کرمانشاهی در زمان نویسنده است. یک هنرمند یا حتی نویسندۀ واقعی، نه سیاست مدار است، نه جامعه شناس، نه روانشناس و ... اما در عین حال اثر او می تواند بازگو کنندۀ تمامی شرایط و فضایی باشد که هنرمند در آن بسر می برد. «هر هنرمند ممکن است به شرایط زمانی و مکانی پاسخ فردی متفاوتی بدهد. در یک فضای واحد ممکن است نقاشی خود را با شرایط وفق بدهد و ممکن است نقاشی دیگر از این فضا گذر کند»، اما چنانچه بستر ذهنی یک هنرمند با شرایط محیطی اش در تناقض و تضاد باشد، یک عدم تطبیق پیش می آید. در این شرایط هنرمند در لایه های هزارتوی سمبولیک و نمادهای پیچیده که گاهی هم شخصی می شود، دلشوره هایش را به تصویر می کشد. این دغدغه ها به گونه های مختلفی در آثار هنرمند نمایان می شود.
محققین در مطالعه نقاشی های پیکاسو به دوره ای بر می خورند که پیکاسو در آثارش از رنگ آبی بیشتر استفاده کرده است که از آن به دوران آبی (Blue period) یاد می کنند. در حقیقت او (پیکاسو) تنها با رنگ آبی کار می کرد تا دلتنگی، تأثر و غمهای درونی اش را با آن به روی تابلو نقاشی منتقل کند؛ در واقع رنگ آبی در آثار او بیشتر جنبۀ گویایی یا تفسیر دارد.
نقاشی این توانایی را دارد که وسیله¬ای برای بروز دلشوره های هنرمند باشد. اما در نگارگری مسئله اندکی پیچیده¬تر است! در این هنر فاخر هنرمند لازم است به اصول و سنن نگارگری و رعایت محدودیت¬های فرم، تکنیک، شیوه و موضوع وفادار باشد. همین امر سبب می¬شود تا ابراز دلشوره و دغدغه¬ها به دشواری صورت بگیرد. گفتیم که نگارگری دنیای کوچکی است از زیبائی ها... نگارگری تصویری زنده است از آنچه باید باشد نه آنچه هست! 
تمام تلاش های نگارگر ایرانی از دیرباز حفظ این فضا بوده است. از این رو گذر از این قواعد و سنن به آسانی ممکن نیست. اما هستند کسانی که ضمن پایبندی به این اصول با مهارت خیره کننده ای از این مرزها عبور می کنند.  استاد محمود فرشچیان از جمله محدود افرادی است که باورها، عقاید و دلشوره هایش را به زیبایی به تصویر کشیده است. 
باید پذیرفت که هنر به صورت عام و نقاشی و نگارگری به صورت خاص خلاقیت است، تکامل است، جهش است. همین چیزهاست که نگارگری و نقاشی را به روز می کند. هنر یکی از نیازهای اساسی انسان در زندگی است. اشتیاق انسان به هنر بسیار عمیق و ریشه دار است. هنر در انسان ذاتی است چرا که گرایش به زیبایی یک امر فطری است. خواجه شیراز می فرمایند:
بکوش خواجه و از عشق بی نصیب مباش          که بنده را نخرد کس به عیب بی هنری
موضوعی که نباید از قلم بیفتد این است که ثبات و پایداری اجتماعی به شکوفایی هنر کمک می-کند. عصر صفویه در عهد شاه عباس کبیر نمونه ای از این شکوفایی است. در واقع تمامی رویدادهای اجتماعی، تاریخی و سیاسی ممکن است به سهم خود بر هنر و هنرمند تأثیرگذار باشد. انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس نمونه ای از این رویکرد است که در پیدایش نوع خاصی از انواع هنر تحت عنوان «هنر انقلاب اسلامی» و «پایداری» تجلی یافته است. 
جدای از مباحث بالا چه موضوعات دیگری با هنر در پیوند است؟
از دیگر موضوعات ارتباط و پیوند تنگاتنگ بین ادبیات، اسطوره، حماسه و باورهای مردمی با هنرهای تجسمی بویژه نگارگری است. در حقیقت نقاشی ایرانی آینه ای تمام نما از تجلی و ظهور همین باورهاست. موضوعاتی چون عشق، عرفان، اسطوره، حماسه و ... همگی می تواند در خلق یک اثر جاودان نقش آفرین باشد. به دیگر سخن هنر این قدرت را دارد تا معجزه بیافریند. معجزه ای که منجر به جاودانگی هنر و هنرمند شود. وظیفه یک هنرمند شاید این باشد که تلاش کند تا با هنر خود این موضوعات را که می رود در روزمرگی دنیا به فراموشی سپرده شود؛ بار دیگر به ویترین ذهن مخاطبان برگرداند.در پایان دنیایی مملو از زیبایی و عشق را برای همه آرزو دارم.
نظرات [۱]
چهارشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۹۴ :: ۰۹:۳۸
ضمن عرض سلام وشادباش خدمت شمااستادمحترم من ازبیانات پرمحتواوناب شماکمال استفاده رابردم وارزوی توفیق وپیروزی شمارا دارم.
اطلاعات شما ذخيره شود ؟