ریشه آهنگهای فارسی،موسیقی کُردی است / گفتگو با قباد پاکنژاد خواننده ی نام آشنای کرمانشاهی
ریشه آهنگهای فارسی،موسیقی کُردی است / گفتگو با قباد پاکنژاد خواننده ی نام آشنای کرمانشاهی
موسیقی کردی کرمانشاه را باید از حیث پردازش گویشی به دو بخش تقسیم کرد: یکی موسیقی هورامی که تکلیف آن روشن است. بیشتر از نگاه موسیقی کردستان به آن توجه می شود. بخش بعدی شاخه موسیقی کلهری و لکی است کرمانشاه روزگاری نه چندان دور...

قباد پاک نژاد متولد یکی از روستاهای شهرستان گیلانغرب است.روستایی به نام «هوشیار چله». در دوران مدرسه همیشه در فعالیتهای هنری با اجرای سرود و تئاتر شرکت فعال داشته.  تابستان ها هم در کتابخانه کوچک روستا کتابداری می کرده. سال ۶۷ تربیت معلم رفته و در سال۶۹ در یکی از روستاهای شهرستان دالاهو مشغول تدریس شده تا سال۱۳۷۴.  
وی در کنار تدریس در محضر یکی از کلام خوانان آن دیار به نام مرحوم« سید صفر رسایی» با  ساز تنبور آشنا شده و الفبای،تنبور نوازی را آموخت و بعدها خودش سه تار را یاد گرفت. از سال ۱۳۷۵ به کرمانشاه آمد و در کسوت معلمی با به تدریس در مدارس کرمانشاه پرداخت  و البته  در این مدت به موازات تدریس از یادگیری و یاد دادن موسیقی غافل نبوده است.   پاکنژاد  در کانونهای تربیتی آموزش و پرورش «آواز» تدریس می کند. این گفتگو دریچه ای به دنیای یکی از اهالی موسیقی کرمانشاه است که پیش روی شماست:

 پاکنژاد چگونه خود را برای مخاطبان یک سایت فرهنگی معرفی می کند؟ از چه زمانی وارد دنیای موسیقی شدید؟
 شاید کمی جالب باشد که بنده کار هنری را از سال ۶۵ با آموزش ردیف آواز سنتی نزد آقای احمد جوانشیر قاضی وقت دادگستری شهرستان گیلانغرب آغاز کردم.  آن روزگار به علت جنگ در روستای محل زندگی ام ساکن بود. به صورت جدی پیگیر کار موسیقی در نزد ایشان شدم.چون جوانشیر با ما رفت و آمد داشت و صدایم را شنیده بود. 
هفته ای یک گوشه از ردیف آوازی مرحوم محمود استاد کریمی را شروع به آموختن کردم.به همین شکل یک دوره ردیف مقدماتی نزد ایشان  یاد گرفتم و بعد که  خودم با عشق و علاقه کاست آثار شجریان،بنان،خوانساری،شهیدی،قوامی وتمام پیسکسوتان را گوش می دادم با اجرای گوشه های اوازی، توسط خوانندگان مختلف آشنا شدم و این آثار فتح بابی بود که این کار را ادامه دهم تا جایی که اکثر ترانه ها و آواز های زیبا را حفظ گردم.  بیشتر تحت تاثیر استاد شجریان آواز می خواندم و ۵سال هم ردیف های پراکنده ای که استاد شجریان،در کلاس از استاد برومند آموزش داده ،با دقت گوش می دادم   و بیشتر تحت تاثیر  این شیوه از آواز که حالا به مکتب اصفهان معروف است، قرار گرفته ام و آواز می خوانم
در حیطه موسیقی کُردی کارهای استاد مظهر خالقی را با علاقه تمام پی گیری کرد ه ام. بعد آوازهای طاهر توفیق و استاد علی مردان و دیگران را مد نظر قرار داده و یاد می گیرم. روش خواندن آنها را دنبال می کنم و سعی می کنم با تلفیق و ترکیبی جدید  در اجرا  استفاده کنم .در حیطه موسیقی کرمانشاه،شیفته صدای مرحوم پیر خدری و بعد مرحوم لر نژاد هستم و اکثر آهنگهای،ایشان را حفظم.خلاصه اینکه مثل تشنه ای در بیابان دنبالصداهای زیبا بوده وهستم.سال۱۳۹۰از محضر خانم هنگامه اخوان در رشته آواز،از نمره ۱۰۰،نمره۹۰ را کسب کردم و این محکی،خوب بود برایم که با اعتماد به نفس بیشتری آواز بخوانم.
چه عواملی شما را به سمت هنر موسیقی کشاندند؟
اولین عاملی که مرابه سمت موسیقی کشاند و به شدت جذب کرد،(شاید باور نکنید) صدای یک دوره گرد به نام «تاماز» بود که با تنبک بزرگی که در بغل داشت و همیشه به خانه ما می آمد،ضرب که می گرفت،میخواند،صدایی حزین و تاثیر گذارداشت. خیلی از ترانه هایش را یاد می گرفتم  و همیشه کمی دور تر کنارش  می ایستادم و صدایش را گوش می کردم،آهنگهای عامیانه و البته فولکلور...با صدایی زیبا.  بعدها ازرادیویی که داشتیم برنامه های موسیقی سنتی مثل: گلهای تازه و،رنگارنگ را گوش می دادم و یک  گرامافونی که با صفحه های خوانندگان آن زمان پرشده بود،سال ۵۳،۵۴،و.... مرا به وادی موسیقی کشاند.اما حیف،که محرومیت و عدم امکانات و فقر  و......عوامل عاطفی و فرهنگی دیگر مانع اصلی در رشد و پیشرفت در مقطع سنی پایین شدن و همانطور که خدمتتان گفتم خیلی دیر شروع کردم  و ....بماند...
عامل بعدی،که مرا جذب کرد و هنوز با خاطرات آن صداها زندگی می کنم،نوحه خوانی های  ایام محرم بود.  صدای مرحوم استاد احمدیان که آواز مذهبی می خواند در ردیف موسیقی و با تحریر و درست می خواند و نوحه های معروفی مثل: بیا مادر از حرم بیرون...که با این نوحه،ساعتها گریه می کردم در تنهایی خودم عاشقش بودم.  بعد آهنگ شام غریبانش به نام«امشب نوای کودکان،بر بام کیوان است و....»که واقعا روحم را به آسمانها می برد ونیز صدای مرحوم کافی با روایت های غم انگیزش از داستان کربلا و حر و ابوذر و..... اینها همه مرا به دنیای پر رمز و راز آواز کشاند که بعدا ردیفها را یاد گرفتم،فهمیدم که استاد احمدیان،اینها را در آواز دشتی،خوانده و  ایشان استاد ردیف بوده است .هم طراز استاد تاج اصفهانی که حالا به سبب اعتقادات مذهبی اشعار مذهبی را بدون ساز در دستگاههای موسیقی اجرا می کرد همینطور خیلی چیز ها فهمیدمدر شاخه مذهبی. بعد از انقلاب تحت تاثیر صدای عبدالباسط ،منشاوی،سید مسلم،شعیشه، در وادی،موسیقی قرآنی افتادم  و یک مدت طولانی تحت تاثیر ،صدا و لحن و تجوید این اساتید،قران می خواندم 
عاشق اذان موذن زاده اردبیلی بودم و بسیار خاطره انگیز که مرا یاد ماه رمضان دوره قبل انقلاب و آن فضای دنج آبادی و صداقت و معنویت آن مردمان و دورتر می اندازد و هکذا،در دوران انقلاب دوست خوبم «اقای عمران پرواره»یکی از عوامل  ایجاد علاقه و عشق من به موسیقی سنتی بود. آثار گروه چاووش و گروه شیدا را از ضبط صوتی پخش می کرد و ما گوش می دادیم این عوامل مرا جذب موسیقی کرد....

paknezhad04.jpg
از کارهای هنری تان بگویید. چه آلبومهایی را انتشار داده اید و چه کارهای دیگری در دست اقدام دارید؟
سال ۱۳۹۰بهمراه دوستان عزیزم و به  خواست ابوذر ایراندوست و سعید عبادتیان شاعر کُرد گیلانغربی، به زبان کردی کلهری آلبومی منتشر کردیم به نام «مه ی له م وه جی»در چند پوزیشن یک دکلمه دوم آواز کردی  در قالب ردیف ایرانی و در آخر هم تصنیفی به نام «شواربگ ذلف»در تیراژ۲۰۰۰،که با استقبال خوبی مواجه شد.   چند کار دیگر در حوزه ی موسیقی کُردی تنظیم و اجرا کردم که از سیمای ایلام پخش شد.  جدای از این کارها در تالار انتظار در سال ۹۰ کنسرتی عمومی برگزار کردم با اشعارزبان کلهری. همچنین کنسرهایی در فضاهایی متفاوت مثل دانشگاه تربیت بدنی و....
 چند سالی است در انجمن ادبی گیلانغرب اجرای موسیقی می کنم. بیشتر  در حیطه آواز در قالب دستگاه های آوازی جهت آشنایی نسل جوان که احساس کنند دستگاههای موسیقی سنتی فقط مخصوص کلام و شعر فارسی نیست بلکه اتفاقا برعکس این ردیف موسیقی ریشه و اصل آن خاص زبان کُردی است و اگر کسی انتقادی و تعصبی دارد راه خطا رفته است زیرا گوشه های موسیقی ایرانی ریشه در آوازهای اهورایی دارد که با هوره اجرا می شده و من فکر می کنم لازم است شعر کُردی را به قالب خودش برگردانیم و در دامان دستگاه های موسیقی بپرورانیم و اجرا کنیم. با قا طعیت تمام دوست دارم این روند ادامه پیدا کند مگر در میان آذری زبانها مثلا استاد اقبال آذر این کار را نکرده؟ ما هم این کار را می توانیم انجام دهیم. 
از آلبوم تازه ات بگو!
برای آلبوم بعدی تصانیفی تنظیم و اجرا کرده ام تصانیفی مثل: آهنگ سحرگاه فارسی ، اهنگ توژ خم  کُردی، آهنگ شواری زلف  کردی، آواز مس له واران شو ،کُردی،آهنگ واران ،کردی و...البته صادقانه بگویم دنبال حرفه ای گری و تجارت نبوده ام و بیشتر بخاطر دل خودم و پژوهشگرانه به این مقوله نگاه می کنم


موسیقی کردی کرمانشاهی در چه موقعیتی قرار دارد؟
 موسیقی کردی کرمانشاه را باید از حیث پردازش گویشی به دو بخش تقسیم کرد: یکی موسیقی هورامی که تکلیف آن روشن است. بیشتر از نگاه موسیقی کردستان به آن توجه می شود. بخش بعدی شاخه موسیقی  کلهری و لکی است  کرمانشاه  روزگاری نه چندان دور استانهای همدان و لرستان و کردستان را نیز زیر نام خود داشت و این موسیقی کرمانشاه را از لحاظ سابقه اصالت و غنی بودن واینکه یک موسیقی پایه  و بنیادی است متمایز کرده است و  باید آن را به دقت شناخت و بررسی کرد.  پارامترهای شاخص موسیقی، کرمانشاه  را بر قله رفیع موسیقی ایرانی نشانده است.  به خاطر انکه ما در دربارساسانیان باربد، و نکیسا را در تاربخ  مان داریم و نقش های  تاق بستان بهترین گواه بر این مدعاست که رامشگران و خنیاگران  در دربار،  چه ترانه ها و آواز هایی که نخوانده اند و  آواز هوره که اکنون با نام آورانی همچون مرحوم منوچهری سیدقلی کشاورز و ... به زبان اصیل کلهری اجرا و ماندگار گردیده است ، ریشه آواز ایرانی است و من در تفحص آواز دوره قاجار به نیکی دریافتم که آواز های سنتی ایران خیلی با هوره قرابت داشته و حتی تحریرهای آن خیلی شببه تحریرهای هوره است. اکثر تصانیف فارسی،چه مقامی،چه سنتی،با اندکی واکاوی و جستجو در اصل،موتیف و آهنگ به ریشه کردی آن بر می گردد . 
بارها  دکتر کربمی از اساتید برجسته و بنام آواز اصیل ایرانی گفته اند که اصل و ریشه آهنگهای فارسی،موسیقی کُردی است. حالا جایگاه موسیقی کرمانشاه البته به گویش کردی کلهری به طور خاص در سطح کشور زیاد خود را نشان نداده  اگر چه  در گذشته لرنژاد،پیر خدری و دیگران  از گویش کلهری استفاده کرده اند ،اما هر چه بوده آن را جزو موسیقی کردستان پنداشته اند و مبحثی به نام موسیقی کرمانشاهی یا عنوان کلهری مطرح نبوده است


نظرات [۸]
شنبه، ۲۲ اسفند ۱۳۹۴ :: ۱۸:۵۳
سلام برای خواننده کرمانشاهی پاکنژاد بنده شاگرد زیر دست ایشان هستم و خیلی از ایشان راضی هستم امیدوارم همیشه سربلند باشد.
پنجشنبه، ۱۲ آذر ۱۳۹۴ :: ۱۰:۰۲
باعث افتخار ما هستین به وجود شما افتخار میکنم
شنبه، ۰۷ آذر ۱۳۹۴ :: ۱۰:۰۹
صدای شما ضرباهنگ قلب ماست موفق و موید باشید جناب پاکنژاد عزیز
جمعه، ۱۵ آبان ۱۳۹۴ :: ۱۵:۱۶
باآرزوی موفقیت برای هنرمند گرامی وتواناوبه راستی متواضع جناب پاکنژاد عزیز...که از توانایی وتسلط ایشان درحیطه موسیقی بهره مندخواهیم بود,,,,سپاس وتقدیر از جناب آهنگرنژاد,,که به هنر موسیقی توجه دارند
جمعه، ۰۳ مهر ۱۳۹۴ :: ۱۷:۲۱
سایت بلوط در معرفی آقای پاک نژاد دقت نظر به خرج نداده است. پنیانگذار روستای هشیار پدر ایشان بوده است. اصلا روستا به نام پدر ایشان بوده است که با پیروزی انقلاب فکر میکردند هر کس بزرگ است حتما وابست به دربار است نامش را تغییر دادند. اولین مدرسه روستای علیشاه را مرحوم پدر قباد ساخته است . قباد حتی نگفته است که جوانیشر به خاطر چه کسی او این همه تحویل گرفته است.
دوشنبه، ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ :: ۰۷:۰۹
با درود به حق که نغمه داوودی شما گوش نواز وباسوزو گداز است بانگ گردشهای چرخست اینکه خلق می نوازندش به تنبور وبه حلق ما زاجزای ادم بوده ایم در بهشت این نغمه ها بشنوده ایم نغمه ی تنبورو بعضی سازها اندکی ماند بدان اوازها سر افراز باشید
یکشنبه، ۲۵ مرداد ۱۳۹۴ :: ۰۴:۲۴
باسلام ودرود برجناب آهنگرنژادکه که همواره کوشیده اند تا فرهنگ وزبان ادبیات کلهرزنده بماند وهمیشه مشوق هنرمندان استانمان بوده اند وتشکر از جناب پاکنژادامید است شاهد موفقیت ایشان درسطح ملی باشیم
شنبه، ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ :: ۱۱:۰۴
سلام بر برادر خوب نجیب زاده ام آقا قباد پاکنژاد . بی تردید مسئولیت اجتماعی بزرگ خاندان پرویزی و رفت آمد های آن با بزرگان، انتظار شکفتن ذوق و هنرمتعالی موسیقی از حنجره طلایی تان را دوچندان کرده است. به حق فرمودی اگر فقر فرهنگی و جنگ و ...دامنگیر نمی شد جایگاه قبادها این نبود اما برادر خوبم سوز صدا و شوق آموختن بهترین مشوق شماست مانا و سرفراز باشید و دروازه ی هنر برویتان گشاده باد
اطلاعات شما ذخيره شود ؟