علیرضا یعقوبی شاعر گیلانغربی؛ گاهی شاعر همسایه دیوار به دیوار پروانه می شود!
علیرضا یعقوبی شاعر گیلانغربی؛ گاهی شاعر همسایه دیوار به دیوار پروانه می شود!
از سالها پیش یا بهتر بگویم از یکی دو دهه ی پیش هر گاه بحث ادبیات کُردی و به ویژه شعر در جغرافیای گیلانغرب مطرح شده، نام «علیرضا یعقوبی» نیز یکی از نامهای قابل اعتنا و احترام بوده است. نامی که در این سالها با مثنوی های حسی و عاطفی نیز گره خورده است. اولین دیدارهای صمیمی ام با او در انجمن ادبی گیلان غرب شکل گرفت. اولین نهال دیدارهایی که به درخت سایه گستر دوستی و همراهی در فعالیت های ادبی و هنری در این سالها ختم شده است.


صدای آزادی؛ از سالها پیش یا بهتر بگویم از یکی دو دهه ی پیش هر گاه بحث ادبیات کُردی و به ویژه شعر در جغرافیای گیلانغرب مطرح شده، نام «علیرضا یعقوبی» نیز یکی از نامهای قابل اعتنا و احترام بوده است. نامی که در این سالها با مثنوی های حسی و عاطفی نیز گره خورده است. اولین دیدارهای صمیمی ام با او در انجمن ادبی گیلان غرب شکل گرفت. اولین نهال دیدارهایی که  به درخت سایه گستر دوستی و همراهی در فعالیت های ادبی و هنری در این سالها ختم شده است. کمتر مصاحبه می کند و نیز کمتر با تریبون های مختلف ادبی به دلایلی اُخت شده است.شاعر با احساس کلهر، در رشته کاراته نیز تلاش هایی چشمگیر داشته و دارد. او از معدود کسانی است که حریر لطیف شعر را با ورزشی خشن به نام کاراته پیوند داده است. این مدرس ارزنده ی دانشگاه و فرهنگی شریف با ما در لحظاتی کوتاه همکلام شده است که حاصل آن جملاتی خواندنی است که در پی می آید؛

علیرضا یعقوبی چگونه خودش را برای مخاطبان صدای آزادی معرفی می کند؟
با درود و احترام به خوانندگان گرامی شما. گیلانغربی ام و با گویش کُردی کلهُری تکلم می کنم... در آموزش و پرورش  وآموزشگاههای ناحیه یک کرمانشاه و برخی از مراکز آموزش عالی به عنوان معلم و مدرس مشغول خدمت هستم. تحصیلاتم کارشناسی ارشد تربیت بدنی گرایش آسیب شناسی ورزشی و حرکت درمانی است.در رشته های ورزشی کاراته و شنا به عنوان مربی فعالیت دارم ودرهوای شعر وادبیات نفس می کشم
آقای یعقوبی از چه سالی وارد حوزه شعر شدید؟
حدودا نیمه دوم دهه هفتاد درانجمن ادبی شهرستان گیلانغرب...روزگاران چشمه و دامنه ی دشت..روزگاران نان و گل و آب.روزگارانی که شعر بوی باران می داد و طعم آفتاب های صبح زود...
مشتاقم که نگاهی به جریانات نوین شعر کُردی در حوزه ی کرمانشاه داشته باشید
معتقدم که شعر کُردی از آغازدهه ی هشتاد شمسی با جدیت بیشتری راه خودش را به خوبی پیدا کرده است. هم از جنبه های مختلف فنی و تکنیکی خود را به قافله شعر امروز رسانده و هم از جوهره ی ناب شعری ویژه ای برخوردار شده است.اینجاست که با همین مولفه ها و شاخصه ها می توان به این باور رسید که شعر امروز کُردی توانسته است مرزهای گویشی و زبانی را بشکند و فراتر از این مرزها به شعری قابل ترجمه با داشته های بسیار مبدل شود و در سطح ملی هم توان درخشش را داشته باشد. 
باید به این نکته هم اشاره کنم که در گذر زمان ، زبانها و گویش ها با تهدیدات ویژه روبرو هستند و گویش کلهری نیز از این امر مستثنی نیست. دراین میان شعر کلهری توانسته است این گویش را در آغوش گرم خود بگیرد و  احیا کند و توان تکلم و ماندگاری را تاحد بسیار چشم گیر و قابل احساسی به این گویش وذهن وزبان این مردم مرز و بوم برگرداند. تاجایی که بسیاری از واژه ها که در اثر عدم استفاده و تکلم دچار فراموشی شده بودند، در اشعار کلهری به رستاخیزی دوباره رسیده وهمراه این اشعار زمزمه می شوند. اینجاست که به خوبی و روشنی می توان تاثیر آفرینشگری شعر را برحفظ وتداوم زبانها وگویشها دریافت.
امروز شعر کردی هم هویتش را از زبانش می گیرد و هم به او هویت می بخشد و هر دو در یک تعامل دوسویه و افقی قرار گرفته اند و در راستای حفظ هم پیش می روند. در حوزه شعری به طور خاص می بینیم که شعر کردی درقالبهای مختلف شعری مانند غزل،مثنوی،دوبیتی،آزاد و...رویش جدیدی یافته وشکوفنده شده و شاعران زیادی در زمینه ها و موضوعات مختلف اجتماعی، سیاسی وعاطفی و...در این قالبها با قدرت و به زیبایی شعر سروده اند و آثار زیبایی در این فضاها چاپ ومنتشر گردیده  و حتی در حوزه ی  شعرکودک هم شاهد گامهای بلندی هستیم. این روزها بسیاری از شاعران به این بخش نیز پرداخته اند و جشنواره های خوبی هم در این خصوص برگزار شده است تا آیینه ای برای جلوه گری ادبیات کودک باشد. همه اینها نشانگر روند رو به رشد شعرکردی درهمه حوزه هاست. امیدوارم چرخ حرکت این اتفاق هرچه وسیعتر راهش را به خوبی بپیماید.
ممنونم. پاسختان پنجره ی خوبی به دنیای شعر کردی کلهری بود. حال بگذارید از دریچه ای دیگر به شعر نگاه کنیم!چقدر شعر برایتان جدی است؟ 
شعر در جایگاه خودش یک هنر جذاب، فراگیر و جدیست و فراتر از آن برای هرشاعری این موضوع جدی تر می شود. شاعر با شعرش زندگی می کند و جدا از آن هرگز قدم برنمی دارد. او در دنیای اندیشه ها ،باورها ودلبستگی هایش جهانی را خلق نموده که خودش خداوندگار آن است.طبیعت نخست را خدواند آفرید. طبیعتی عینی و قابل لمس جسمانی با تمام زیباییهایش..کوه درخت، آب، سنگ ، پرندگان و خلاصه همه عناصر و رنگهای گوناگون و جلوه گری هایش.در این طبیعت همه چیز همانگونه که هست قابل لمس و دریافت است...شاعر طبیعت ثانی را آفرید. با الهام از طبیعت نخست. طبیعتی که در تخیل است. در دنیاهای دوردست ذهن و روان است. در دل وجان آدمی نهفته است. باید آنرا با چشم و دست دل دید و لمس کرد. در اندیشه و رویاها با رنگهای دگری جلوه می یابد..در طبیعت شاعر، گلها حرف می زنند. پرندگان و درختان دور هم می چرخند و می رقصند. گاهی خورشید بر دوش قله ای خوابش می برد. گاهی شاعر همسایه دیوار به دیوار پروانه ای می شود. و اینجاست که شاعر در طبیعتی خود ساخته اندیشه ها وعواطفش را می پروراند و می پراکند. شاعر و شعر با همند و در آغوش هم زندگی می کنند و از این رو شعر برای هر شاعری جدی است و آنرا دوست می دارد...

آینده شعر کُردی در جغرافیای کرمانشاه به کجا خواهد رسید؟
همانگونه که پیشتر هم گفتم به نظر من شعرکُردی راهش را یافته و درمسیر روشنی پیش می رود و این موضوع در حوزه ادبیات کرمانشاه در گویشهای گوناگون خود به طور خاص روشنتر قدم برمی دارد و به نوعی یگانگی شعری به لحاظ ساختار،تفکر و حفظ نطفه و بنیه ی شعری دست یافته و از آن سنت هجایی و کلاسیک با نگاههای محدود ایلی و عشیرتی  فاصله گرفته و دستش را به شاخه های بالاتر رسانده است و همانطور که شاهد هستیم کتابهای خوب و ارزنده ای از شاعران این دیار چاپ و منتشر شده و شاعران جوان بسیاری با افکار جدیدی در دامان این تحول در حال رشد و نمو هستند. 
 البته این اول راه است و قطعا باید تلاشهای بیشتری صورت پذیرد و قدمهای بلندتر و بیشتری در این مسیر برداشته شود. شاید کمی نگاه من خوشبینانه باشد اما به هر حال تحولات خوبی صورت گرفته و نیاز به حمایت و پشتبانی دارد. چه به صورت خودجوش مانند نشریات و سایتهای خصوصی مانند همین هفته نامه خوب شما و سایت بلوط و بسیاری از سایتهای دیگر  و چه حمایت همه جانبه و دلسوزانه از طرف متولیان فرهنگ و هنر این دبار که امیدواریم این چرخه همچنان روان و روشن بچرخد.
چرا تاکنون برای چاپ کتاب اقدام نکرده اید؟
شعررا برای همدمی وهمدلی دوست داشتم و شاید هم اشتیاق چاپ مجموعه درمن ایجاد نشد وصرفا برای خودم نوعی شتابزدگی می دانستم . به نوعی اشعارم مرا قانع به چاپ نمی کرد و از طرفی زندگی در فعالیتهای حرفه ای ورزشی تا حدودی مرا ازاین موضوع دور کرده بود...سال جاری اگر خدا بخواهد قصد چاپ یک مجموعه شعر دارم


مشتاقانه چشم به راهیم. نقش انجمن های ادبی را در جریان شعر کُردی چگونه می بینید؟
انجمن های ادبی می توانند و توانسته اند محافل خوبی برای بوجود آوردن اشتیاق ،شور ودانایی وآشنایی و با کلیات ساختار شعری درجوانان را ایجاد کنند و جایگاهی باشد برای تولید اندیشه های ناب و البته با حضور اساتید اهل فن دراین راستا. در واقع پایه های فکری شعری واستعدادهای نهفته می توانند در این محافل خود را نشان دهند و به عرصه «بودن» برسند.دور هم بودنها وتحلیل افکار شاعرانه وتشویق به مطالعه، خاص انجمنهای موفق است وبسیاری از شعرای خوب معاصر که امروزه شناخته شده ی دنیای شعر و ادبیات هستند از همین انجمن ها شروع کرده اند. بنابراین شکل گیری انجمنهای ادبی ضروریست و نیاز به حمایت دارد تا جوانان مشتاق واهل ذوق ومستعد بتوانند درخدمت هنر و ادبیات دیارشان باشند.
مشتاق شنیدن حرفهای پایانی تان هستم!
یقینا ضرورت توجه به یادگیری رسم الخط کردی یک اصل مهم است. با توجه به اینکه کتابهای زیادی با همین رسم الخط در قالب مجموعه اشعار و داستانهای کردی به چاپ رسیده و بسیاری از خوانندگان با مشکل خواندن روبرو شده اند، لذا به نظر می رسد باید اقدامی بسیار بیشتر و گسترده تر از حد معمول به وسیله رسانه های مختلف فرهنگی وهنری صورت پذیرد و آموزش رسم الخط همگانی شود. به نظر من این یک ضرورت مهم فرهنگی است
سپاس از شما به خاطر وقتی که در اختیار سایت بلوط و هفته نامه صدای آزادی قرار دادید.



نظرات [۵]
شنبه، ۱۱ مهر ۱۳۹۴ :: ۲۰:۲۹
یادش بخیر روزایی که در مدرسه شاهد گلی داشتیم که هم معلممون بود و هم مربی کاراته ما،کاراته بر خلاف نظر شما (سایت بلوط) با شعر و احساسات سراغ داره،بعد از ظهر ها کلاس خوشنویسی و نقاشی میرفتیم پیش آقای یعقوبی در کانون و بعدشم باشگاه،هنوز اون شعر (بان بچی مه و کول نی___کیوچه پر له هی هی بکیم) یادمه که بمناسبت دهه فحر سر صف خوندید. چه ابهتی برامون بود وقتی توی باشگاه برامون حرف میزدی خلاصه استاد خیلی دوستت دارم و به انتظار می نشینم تا کتابت منتشر بشه. . . .
چهارشنبه، ۰۱ مهر ۱۳۹۴ :: ۰۹:۱۶
ایشان در دوره راهنمایی در مدرسه شاهد گیلانغرب معلم ورزش ما بود... یادش به خیر
یکشنبه، ۲۹ شهریور ۱۳۹۴ :: ۰۹:۰۸
چه عجب اقای یعقوبی هم به بلوط دغوت شد. امیدواریم که شاعران دیگر کرد هم کم کم در این سایت آفتابی بشن
یکشنبه، ۲۹ شهریور ۱۳۹۴ :: ۰۹:۰۷
اقای یعقوبی یک ورزشکار با اخلاقه . استفاده کردیم
جمعه، ۲۷ شهریور ۱۳۹۴ :: ۰۴:۴۸
سلام مصاحبه خوبی بود با تشکر از روزنامه صدای آزادی در جهت معرفی شاعران و نویسندگان اهل قلم.،،، چون بعضی ها کمتر در تریبون ها حاضر می شوند و گاهی شعر با سیاست رقم می خورد خداوند بر توفیق شما بیفزاید سر بلند باشید
اطلاعات شما ذخيره شود ؟