محمود محمودی: هنرمند تعیین می کند که به چه شیوه ای دنیا را به نمایش بگذارد
محمود محمودی: هنرمند تعیین می کند که به چه شیوه ای دنیا را به نمایش بگذارد
محمود محمودی طراح و نقاش کرمانشاهی متولد سال ۱۳۵۹ است که بیش از یک دهه به صورت جدی و حرفه ای مشغول خلق آثار هنری در زمینه نقاشی است. محمودی بخشی از آثارش را در نمایشگاه های گروهی و انفرادی در شهرهای تهران، اصفهان، قزوین و کرمان به نمایش گذاشته است. ایشان دارای تحصیلات آکادمیک نقاشی ( کارشناسی و کارشناسی ارشد) می باشد ...

محمود شاه محمدی : محمود محمودی طراح و نقاش کرمانشاهی متولد سال ۱۳۵۹ است که بیش از یک دهه به صورت جدی و حرفه ای مشغول خلق آثار هنری در زمینه نقاشی است. محمودی بخشی از آثارش را در نمایشگاه های گروهی و انفرادی در شهرهای تهران، اصفهان، قزوین و کرمان به نمایش گذاشته است. ایشان دارای تحصیلات آکادمیک نقاشی ( کارشناسی و کارشناسی ارشد) می باشد و مطالعات گسترده ای بر روی « تکرار در نقاشی» داشته است. با این هنرمند کرمانشاهی در مورد نقاشی و وضعیت هنرهای تجسمی در کرمانشاه گفتگویی انجام داده ایم که در پی می آید:

جناب آقای محمودی آثار شما دارای یک نظم هندسی و متاثر از معماریست اهمیت نظم و تکرار را توضیح دهید.

- تکرار در زندگی روزمره، کاربرد و تأثیر بسیار زیادی دارد. این تکرار به صورت های مختلف در تاریخ هنر بازنمایی شده است و مخصوصاً در هنر ایران به این تکرار می شود بسیار برخورد کرد. چه در هنرهای تجسمی و چه در دیگر هنرها به تکرار برخورد می کنیم. تکرار در استفاده از اصول کلی در طول تاریخ و دوران های مختلف هنر ایران و تکرار صرفاً در خود اثر هنری به صورت استفاده از یک موتیف و آوا.

مثال ها را می توان از هنرهای ایران در فرش، گلیم، کاشی و . . . آورد. در آثار ایرانی قرینه گی و تکرار و گذر از بیان احساس شخص هنرمند مسأله اصلی می باشد. در آثار ایرانی دوره اسلامی هنرمند از خود فراتر رفته و به بیان هندسه ی پنهان موجود در جهان می پردازد. این هنرمند احساسات خود را وقف بیان یک دستاورد تجسمی در طول تاریخ می کند و به اعتلاء بخشیدن به آثار هنری می پردازد و در دنیای معاصر از این نوع نگاه شی شده که از احساسات دنیایی روزمره دوری می کند و به نوعی به بیان فضای دیگری می پردازد، استفاده فراوانی شده است.

نقاشان و هنرمندان بسیاری از این نوع نگاه، بهره گرفته اند. نه صرفاً با دیدن این آثار بلکه با تلاش های فراوان فلسفی و تجسمی در دنیای معاصر به نتایجی دست پیدا کرده اند که مشابه آنها را در آثار شرقی می توان مشاهده کرد. و در سیر تحول کاری خود از این آثار نیز بهره فراوان برده اند. به عنوان مثال هنرمندی به نام « جان کیج» در یک اجرایی با تکرار مداوم قطعه ای موسیقی برای مدت ۱۸ ساعت و نواختن آن ۸۴۰ بار پشت سرهم می تواند نوعی استفاده ی معاصر از این تفکر باشد. در این اثر نوعی خلسه ایجاد می کند و زمان را به چالش می کشد. در واقع می توان گفت که در این اثر زمان را تمدید کرده است و اشاره به نوعی بی انتهایی دارد.

و وقتی مشاهده می کنیم در آثار تجسمی ایران نیز این تکرار مداوم انسان را به خلسه می برد و قرینه گی آن نیز بر این مسأله صحه می گذارد و نیز بی انتهایی و ادامه پیدا کردن را در آثار مشاهده کرد.

برای من تکرار یک موتیف و یا نقش مایه و یا هر عنصر تجسمی مبدل به فضای تجسمی جدیدی می شود که این خود نوعی گسترش فضای تجسمی را در یک اثر نقاشی به دنبال می آورد. یعنی به صورتی که این اثر می تواند در بیرون از خود نیز ادامه پیدا کند. در این وادی از هندسه موجود در زیر نقش های نقوش اسلامی استفاده شده است و نه صرفاً خود نقوش.

·         آیا در دنیای پر آشوب ما آثار هنری نباید به محوریت انسان نمایی و فیگورگرایی میل پیدا کند؟ آیا تجرید و انتزاع را برای همیشه جایگزین فیگور کرده اید؟

- به نظر من شروع و پایان کار یک هنرمند بازنمایی است. بازنمایی از اطراف، ذهنیات و دنیای پیرامونش و در این بین برای عمیق شدن تجربیات تجسمی و رسیدن به ایده های جدید تجسمی نیاز به دورانی فارغ از بازنمایی دارد. من فضای تجریدی را به هیچ وجه جایگزین فیگور نکرده ام و ممکن است در آینده استفاده های زیادی از فیگور در کارهایم بکنم( البته  با توجه به ذهنیاتی که دارم). هر چند با وجود این توضیحات، نگاه من به این آثار نگاهی تجریدی نیست و آنها را فیگورایتو می دانم. چون این کارها از یک فرم و قالب خاص پیروی می کنند.

·         اساساً هنر تا چه اندازه متاثر از رویدادها و وقایع انسانیست؟

- هنرمندان از دنیای اطرافش تأثیر می گیرند ولی هر کدام متفاوت. بحث اینجاست که هنرمند تعیین می کند که به چه شیوه ای دنیا را به نمایش بگذارد و در این مورد نمی توان از قاعده ی مشخصی پیروی کرد. به عنوان مثال، تابلوی معروف پیکاسو ( گرنیکا) که برای شهر گرنیکا و مسائل اسپانیا خلق شده است، نگاهی فیگوراتیو با د فرماسیون خاصی صورت گرفته به جزئیات زیادی پرداخته شده است که از اسطوره های اسپانیا تا روزنامه های معاصر که در مورد جنگ اسپانیا هست، را در بر می گیرد. این نگاه، نگاهی جزیی نگر است تا به بیانی در مورد جنگ اسپانیا برسد و اما در تابلو دیگری از « رابرت مادرول» با عنوان « مرثیه برای جمهوری اسپانیا» ازچند لکه مشکی با جسارت فراوان برای بیان مرثیه ی خود استفاده می کند . در این جا ذهنی تجریدی به موضوعی اجتماعی می پردازد و از نگاهی کلی پیروی می کند و در عین حالی که در عنوانش اشاره به اسپانیا دارد می توانیم تابلو را برای کل دنیا در نظر بگیریم .

·      وضعیت نقاشی در کرمانشاه چگونه است؟ برگزاری نمایشگاه و روابط هنرمندان با یکدیگر و فضای هنری استان را مناسب می بینید؟

·         به نظر من نقاشی در کرمانشاه در دوران گذار به سر می برد. چون شروع مباحث معاصر تا حدودی در این شهر دارد شکل می گیرد و استعدادهای فراوانی وجود دارد.

·         نقاشان خوبی داشته که به دلیل شرایط نامناسب هنر در این شهر، اینجا را ترک کرده اند و بقیه کسانی که توانایی بسیار خوبی برای کار هنری دارند و در اینجا ماندگارند به دلیل کمبودهای بسیار زیاد و نبود فضاهای متنوع هنری، مجبورند برای تغییر دادن فضای هنری این شهر و قابل تحمل کردن آن به کارها اجرایی که مربوط به کار یک هنرمند نیست، بپردازند. و تمام وقت وانرژی آنها صرف تدریس و کارهای جانبی می شود. 

اما به دلیل ضعیف بودن اقتصاد هنر در این شهر، هنرمند باید برای گذران زندگی به تدریس و کارهای اجرایی دولتی بپردازد که این خود باعث صرف وقت و انرژی زیادی از هنرمند می شود و تمرکز او را بر روی کارش از بین می برد و نمی تواند به تجربیات تجسمی جدیدی دست یابد. چون زندگی کارمندی و تدریس در دانشگاه ها نوعی از محافظه کاری را در انسان رشد می دهد و دیگر نمی تواند خلاقانه به تجربیات تازه بپردازد.

همچنین به دلیل نبود دانشکده هنر در دانشگاه رازی کرمانشاه، مسأله هنر در این شهر به صورت جدی دنبال نمی شود. هر چند در این چند ساله تلاش هایی در مراکز هنری دیگر صورت گرفته است،اما این به هیچ وجه کافی نیست.

همچنین به علت نبود مراکز فرهنگی، هنری مستقل از دولت و فقیر بودن موسسات هنری که فقط تنها فعالیت آنها در آموزش هنر است که آن خود هم بحث ها دارد.

 نبود انجمن نقاشان مستقل و در کل نداشتن انجمن نقاشان فعال در کرمانشاه و نبود گالرهای خصوصی، موجب شده است که بسیاری از مباحث مربوط به هنر در این شهر دنبال نشود. در نتیجه ارتباط هنرمندان با هم، بسیار کم است و گروه های قوی شکل نمی گیردو زمانی که گروه نباشد ارتباط با خارج ار استان و کل ایران کم می شود و مسأله هنر به یک مسأله فرهنگی و اجتماعی تبدیل نشده و به جامعه نزدیک نمی شود و روز به روز منزوی تر می شود.

·         با اینکه اطلاع دارم که در تهران چندین نمایشگاه برپا کرده اید چرا تا به حال در کرمانشاه شاهد نمایشگاهی از آثار شما نبوده ایم؟

دلیل اول به علت کوتاهی خودم بوده است و به دلایلی که مقداری از آنها در بالا اشاره شد ولی در کل به دلیل نبود فضای نمایشگاهی مناسب، و نداشتن ارتباط چندان هنرمندان با هم تاکنون این کار را انجام نداده ام. ولی در آینده به فکر برپایی نمایشگاه در کرمانشاه هستم.

* به عنوان آخرین سوال اگر پیشنهاد یا بحثی دارید بفرمائید.

امیدوارم که در آینده شاهد راه اندازی موزه هنرهای معاصر در کرمانشاه باشیم و در کنار آن مکان های طراحی شود برای برگزاری نمایشگاهی گروهی و انفرادی در سطوح مختلف و مهم تر از همه بهتر شدن روابط هنرمندان با هم و نزدیک شدن به هم برای ایجاد گروه های محتلف هنری، نه تنها در زمینه نقاشی بلکه در گروه های چند رشته ای چون غیر از اینکه ارتباط نقاشان با هم کم است ارتباط رشته های مختلف هنری نیز بسیار بسیار محدود است چونکه در ارتباط نویسندگان، هنرمندان موسیقیف تئاتر، سینما و . . . با هم است که می توان فضایی فعال ایجاد کرد

مسأله دیگر استفاده از قابلیت های فرهنگی و تاریخی کرمانشاه برای برگزاری جشنواره هایی با نام این شهر در رشته های مختلف هنری در سطح کشور می باشد .

از اینکه وقت گران بهایتان را در اختیار ما گذاشید از شما سپاسگزارم.


  

نظرات [۵]
پنجشنبه، ۲۱ بهمن ۱۳۹۵ :: ۰۱:۲۶
ایشان به علاوه هنرمند بودن بسیار سخت گیر هم هستند ولی واقعا در هنر نه فقط نقاشی در تمام هنر ها عالی هستند.
چهارشنبه، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ :: ۲۰:۰۵
محمود محمودی استادی گران قدر کسی که کارش را اصولی انجام می دهد و بلد است
شنبه، ۰۸ اسفند ۱۳۹۴ :: ۱۷:۰۷
من از شاگردان ایشان در مدرسه استعدادهای درخشان کرمانشاه هستم و می توانم به جرات بگویم که ایشان یکی از هنرمندان برتر استان می باشند. آقای محمودی موجب شدند که استعداد من در حوزه موسیقی شکوفا شود. از ایشان بسیار متشکرم.
شنبه، ۰۹ آبان ۱۳۹۴ :: ۱۰:۲۱
با سلام و درود به دوست عزیز و هنرمند فرهیخته جناب محمودی .بسیار خوشحال شدم که بعد از مدتها از طریق سایت پر بار بلوط باز هم چهره ی نورانیتان را زیارت کردم .شما بدون شک از بزرگان هنر نقاشی و طراحی در کشور و از افتخارات استان کرمانشاه هستید امیدوارم همچنان سالم و سلامت بوده و دستان هنرمندتان همچنان پویا باشند ...
یکشنبه، ۲۳ آذر ۱۳۹۳ :: ۱۰:۵۳
واقعا هنرمند واقعی ایشان هستند . فقط یک سوال آیا اصلیت کرمانشاهی دارند؟
اطلاعات شما ذخيره شود ؟