بازنشر گفتگوی آفاق شوهانی شاعر معاصر : کسی که واقعا درد شعر دارد هرگز تسکین پیدا نمی‌کند
بازنشر گفتگوی آفاق شوهانی شاعر معاصر : کسی که واقعا درد شعر دارد هرگز تسکین پیدا نمی‌کند
آفاق شوهانی متولد ۱۳۴۶در ایلام است. از این شاعر تا به امروز مجموعه‌ شعرهایی از جمله «تنهاتر از آغاز»، «در این نه در سیزده» و «من در این شعر آفاق شوهانی تویی» منتشر شده است. در این گفت و گو بیش از همه شوهانی در باب وضعیت امروز شعر معاصر سخن گفت...


آفاق شوهانی متولد ۱۳۴۶در ایلام است. از این شاعر تا به امروز مجموعه‌ شعرهایی از جمله «تنهاتر از آغاز»، «در این نه در سیزده» و «من در این شعر آفاق شوهانی تویی» منتشر شده است. در این گفت و گو بیش از همه شوهانی در باب وضعیت امروز شعر معاصر سخن گفت. او به ما گفت:" من بعد از انقلاب ادبی دهه هفتاد به شعر ایران خوشبین بوده و هستم. شاعران جوانی را می‌شناسم که به خوبی داده‌های دهه هفتاد را درونی کرده‌ و با فضای روزمره و دغدغه‌های زندگی‌شان یافته‌های زبان "شعر حرکت" را آمیخته‌اند. حتما می‌پرسی مثلا چه کسانی؟ بی هیچ اما و اگری و خلاف آمد پیشینیانی که از آوردن نام شاعران تاثیر گذار و حداقل ذکر نام خود من سرباز زدند خیلی سریع چند شاعر را نام می‌برم: فرهاد کریمی، ستاره انصاری، روزبه سوهانی و هادی ترابی ...
مشروح گفت و گوی ما چنین است...

خانم شوهانی به عنوان سوال اول بفرمایید وضعیت شعر امروز ایران را پویا ارزیابی می‌کنید یا ایستا؟ برای توضیح بیشتر می‌گویم که این اظهار نظر شما می‌تواند فارغ از نگاه ایجابی یا سلبی به کیفیت شعر امروز باشد... آنچه اهمیت دارد این است که شما فکر می‌کنید جنب و جوش در شعر امروز ایران نسبت به قبل کمتر شده است یا نه؟
قضاوت قطعی راجع به اینکه شعر امروز ایران پویا یا ایستا است چندان درست به نظر نمی‌رسد. شاید ما امروز بهتر بتوانیم راجع به ده چهل تا هشتاد نظر بدهیم و درباره شعر هشتاد و سال‌های ابتدایی نود نیازمند گذر زمان بیشتری هستیم اما می‌توان به سوال از این منظر نگاه انداخت و پرسید که آیا به شعر امروز خوشبینم یا نه؟
من بعد از انقلاب ادبی دهه هفتاد به شعر ایران خوشبین بوده و هستم. شاعران جوانی را می‌شناسم که به خوبی داده‌های دهه هفتاد را درونی کرده‌ و با فضای روزمره و دغدغه‌های زندگی‌شان یافته‌های زبان "شعر حرکت" را آمیخته‌اند. حتما می‌پرسی مثلا چه کسانی؟ بی هیچ اما و اگری و خلاف آمد پیشینیانی که از آوردن نام شاعران تاثیر گذار و حداقل ذکر نام خود من سرباز زدند خیلی سریع چند شاعر را نام می‌برم: فرهاد کریمی، ستاره انصاری، روزبه سوهانی و هادی ترابی و باز هم اگر لازم باشد طی گفت‌وگوی دیگری تک تک شاعران فعال و پویای امروز را نام می‌برم.
اما درباره جنب و جوش شعر امروز ایران باید بگویم که این جنب و جوش مانند دهه چهل و دهه هفتاد ایران نیست.در آن دو دهه مطبوعات و محافل ادبی فعال و جریان ساز بودند. در دهه هفتاد فرهنگسراها در تهران، شب شعرها و جلسات ادبی و جلسات نقد و گفت‌وگو برگزار می‌کردند اما هم اکنون در تهران ما چند مجله ادبی حرفه‌ای داریم؟ در ماه چند جلسه نقد شعر یا شب شعر داریم؟ شاعران نوپای ما به آرا و افکار شاعران پیشکسوت و معاصرشان دسترسی ندارند و با وجود فضای مجازی و اینترنت ناگهان شاعر جوانی، ترانه سرا می‌شود یا به رشته‌های دیگر هنر مانند نقاشی و خطاطی رو می‌آورد.
فضای مجازی با وجود تاثیر بسیار خوبش بر زندگی ما، شتاب زدگی و تا حدودی سردرگمی را به ارمغان آورده است. مثلا بعضی شاعران سراغ شعر بیناژانر رفته‌اند، خالق اثر هنری خاصی نشده‌اند و شعرشان را هم گم کرده‌اند و این حاصل دقت در فضای غول آسای مجازی است بی آنکه توجه داشته باشند که یافته‌های هنرمندان غربی پیشینه‌ای چند ساله دارد. این که چند خط بکشیم و بعد چند کلمه‌ بی ربط در کنارش بنویسیم. راه هنری و حرفه‌ای اش را شل سیلور استاین رفته است. هنرمند ما باید ببیند چه چیز تازه‌ای می‌تواند به آن اضافه کند. آیا واقعا می‌تواند؟ و البته منظورم در تمام زمینه‌های هنری است.

به نظر شما چه رویدادها و چه رفتارهایی از جانب اصحاب جامعه شعری امروز ایران می‌تواند به رونق فضای شعری ما کمک کند؟
فکر کنم ضمن صحبت‌هام تا حدودی به این موضوع اشاره کردم و البته در ادامه باید بگویم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان فرهنگی-هنری شهرداری تهران در این زمینه می‌توانند سهیم باشند. شما اگر به روزنامه‌ها، مجله‌ها و ماه‌نامه‌ها نگاهی بیندازید، صفحه اختصاصی شعر نداریم یا جلسات شعر خوانی و نقد شعر در فرهنگسراها برگزار نمی‌شود. به نظر می‌رسد اصحاب جامعه شعری اگر هم توجهی به شعر نشان می‌دهند صرفا شعر کلاسیک و قالب‌های کهن شعر فارسی است شعر بعد از نیما دیده نمی‌شود و برای شعر سپید که اصلا بهایی قائل نیستند. ادیبان انجمن نشینی هم هر ازگاهی بخواهند به شعر سپید تفقدی نمایند خوب و بد را یک کاسه می‌کنند و می‌فرمایند این نثرهای ادبی سخیف چیست؟
در حوزه شعر سپید هم کسانی هستند که بر ساختار و زیبایی شناسی شعر سپید احاطه دارند اما شرح آن شعر چون نتیجه‌اش برجسته نمودن شاعر آن است از موقعیت اقتصادی و منافع مادی‌شان می‌ترسند و بسیار ساده از کنار آن شعر و شاعر می‌گذرند. این روزها که مجموعه شعرهای دهه هشتاد را می‌خوانم ردپای مجموعه شعرهای "راه‌های در راه" و "در این نه در سیزده" را به خوبی می‌بینم اما تکنیک‌های این دو کتاب توسط منتقدین جدی ما فاش نشده و ناشران شاعر و دست به قلم ما آن‌ها را تجدید چاپ نکرده‌اند اکثر ناشران فقط و فقز به خاطر سودآوری مجموعه شعرهای سطحی را چاپ و یا حتی تجدید چاپ می‌کنند.

 بعضی بر این گمان‌اند که غالب شعرهای منتشر شده در این روز و روزگار صلاحیت انتشار ندارند... یعنی شاید به لحاظ کمی انتشار شعر وضعیت مناسبی داشته باشد اما به لحاظ کیفی وضعیت، وضعیت غم انگیزی است... شما هم همین تز را دارید؟ لطفا توضیح دهید...
پیشینه این معضل برمی‌گردد به دهه هشتاد و باب شدن متون ساده انگارانه "به جای ساده نویسی" پیشکسوتانی که از عدم مخاطب انبوه رنج می‌بردند متن‌های ادبی ساده‌ای به اسم شعر ساده رواج دادند. آن سال‌ها وضعیت امروز را حدس می‌زدم. بله متاسفانه انبوهی از مجموعه شعرهایی منتشر شده است که فاقد خلاقیت‌اند اما چرا ناشران و حتی ناشران شاعر ما از آن‌ها استقبال کرده‌اند؟ برای آنکه وضعیت اقتصادی نشر متزلزل است و ناشر ناگزیر است برای آنکه توازن اقتصادی‌اش را حفظ کند چند میلیون از شاعر مبتدی بگیرد و مجموعه نثرهای ضعیف او را به اسم شعر معاصر از شماره یک تا الی ماشاءالله چاپ کند... و این فقط در حوزه شعر نیست. در حوزه نقد، ادبیات داستانی، علوم سیاسی شاهد رکود کیفی هستیم به خصوص در زمینه نقد ادبی با توجه به ترجمه منابع کتاب‌های اروپایی و آمریکایی شاهد انتشار ترجمه‌های مبهم پر از تعقید لفظی و معنایی هستیم و جالب‌تر اینکه عده‌ای می‌خوانند و در جمع ارباب فضل و هنر با همان زبان مغلوط پز روشنفکری می‌گیرند و سخنرانی می‌کنند یا نظریه و نقد راجع به شعر می‎نویسند و به کسانی که به زبان سلیس فارسی خودشان شعری را در جمع نقد می‌کنند انگ بی سوادی و به روز نبودن می‌زنند.
سوال من این است که ما که مکتب‌های ادبی غرب را طبق روال طبیعی آن طی نکرده‌ایم چه ایرادی دارد مثلا آثاری در زمینه ساختارگرایی در شعر سپید داشته باشیم و به سراغ تجربه‌هایی در زمینه نشانه شناسی و پدیدار شناسی برویم.

 خانم شوهانی نکته دیگری که در حوزه نشر شعر خودنمایی می‌کند و نمی‌توانیم از آن چشم بپوشیم این است که اکثر شاعران ما - خوب و بد یا گمنام و شهیر- برای چاپ شعر مشکل دارند... پر بیراه هم نیست اگر بگوییم نود درصد شاعران ما جز تک و توک شاعران بنام معاصران با هزینه خودشان شعرشان را چاپ می‌کنند...
این موضوع باز به وضعیت نشر و بحران مالی ناشران برمی‌گردد. و البته باید بگویم کتاب شعری که نمی‌تواند در فضای فکری جامعه ما نشو و نمو کند و مثل هر کتاب خوبی فاش شدن رموزش به دست آیندگان است به طور طبیعی به مشکل چاپ برمی‌خورد.
از طرفی کلاهمان را هم قاضی کنیم؛ ناشر نمی‌تواند با وجود بحران مالی‌اش برای این دست آثار سرمایه‌گذاری کند. این دست آثار باید توسط رسانه‌ها و مطبوعات شناسایی و معرفی شوند تا متقاضی داشته باشند و آنگاه عرضه کنندگان پا به میدان بگذارند.

 به نظر شما تعداد شاعرانی که امروز رفته رفته از شعر عقب می‌نشینند و به امور دیگر می‌پردازند، زیاد است؟ اگر چنین است شما فکر می‌کنید چرا؟
هر پدیده‌ای روند طبیعی‌اش را طی می‌کند. کسی که واقعا درد شعر دارد هرگز تسکین پیدا نمی‌کند. آن که بر این در می‌زند اما صدایی نمی‌شنود باید برگردد. این در اگر به روی کسی باز شد بسته نمی‌شود گستره‌های تو در تویش تن "او" می‌شود.

بازنشر از هنرآنلاین

نظرات [۱]
دوشنبه، ۱۹ بهمن ۱۳۹۴ :: ۱۱:۲۱
عالی بود من همیشه از فکر های جدید لذت می برم
اطلاعات شما ذخيره شود ؟