رؤیا صنعتی گوینده ی نام آشنای رادیو کرمانشاه؛ به حق واقعی ام در حیطه ی شغلی نرسیده ام

sanati04.jpg

صدای آزادی - سرویس فرهنگ و هنر: با برنامه خوب آن سالهای «دیار خوش نیشان» خود را به مردم فرهنگ دوست کرمانشاه معرفی کرد. بسیارند کسانی که صدای متفاوت گوینده ای را در طول هفته از رادیو کرمانشاه می شنوند که هم به شیوایی شعر می خواند و هم به زیبایی برنامه های فرهنگی و اجتماعی اجرا می کند. از همه مهمتر به شیوایی تمام گویندگی برنامه های کُردی را در رادیو بر عهده دارد. رویا صنعتی گوینده ی رادیو کرمانشاه، متولد سال یکهزار و سیصدو شصت شمسی است. در خانواده ای قصرشیرینی که اهل هنر هستند، بزرگ شد. شروع فعالیت هنری اش با شعر و ترانه سرایی بود و بعد به عرصه ی گویندگی قدم گذاشت. اکنون او نامی آشنا در میان معدود گویندگان موفق کرمانشاهی است. گفتگوی ساده و صمیمی او را با صدای آزادی بخوانید

رویا صنعتی در نگاه خودش چگونه فردی است؟
سوال جالبی پرسیدید... من در وهله ی اول سعی می کنم انسان امن و بی حاشیه ای باشم...برایم مهم است دیگران در کنارم احساس آرامش کنند.به کارم بی نهایت علاقمند هستم.گویندگی بخشی از وجود من است با آن زندگی میکنم.من یک مادرم و این به من آرامش میدهد. از زندگیم راضیم.سعی می کنم وظایفم را در هر حوزه ای خوب انجام بدهم.از اینکه بابت کم کاری یا اشتباهی تذکر بشنوم، به شدت ناراحت میشوم. نه اینکه انتقاد پذیر نباشم نه،از اینکه کوتاهی کنم از خودم آرزده خاطر میشوم. گاهی شعر میگویم و البته یک دفتر خاطره دارم که پر از حرفهای ناگفته ی من است. من همانم که مردم می بینند نه کس دیگری...

از چه زمانی وارد فعالیت های رادیو شدید؟
سال ۸۱ فعالیتم را در سیمای زاگرس آغاز کردم.بعد از دوماه به رادیو دعوت شدم...زمانی که بعد از سالها برنامه ی کُردی از این شبکه به صورت پخش زنده شروع به کار کرده بود.برنامه ی دیار خوش نیشان با محتوای فرهنگی که امروز بعد از گذشت سالها گویندگی در برنامه های مختلف رادیو به اعتقاد خودم دیار خوش نیشان بخش عمده ای از شناسنامه ی کاری بنده را تشکیل میدهد.
چه عامل یا عواملی دست به دست هم داد که به رادیو کرمانشاه ورود کنید ؟
من از کودکی به این حرفه علاقمند بودم.وقتی برای اجرای برنامه ی کردی دیار خوش نیشان به رادیو دعوت شدم پدرم مرا بسیار تشویق کرد و گفت که گویندگی رادیو تا چه اندازه می تواند به رشد من کمک کند.اجرای زنده ی کُردی هم انگیزه ای بود که باعث شد قدم به دنیای رسانه ی گرم رادیو بگذارم.

sanaati07.jpg
عامل موفقیت یک گوینده به نظر شما چیست ؟
بهتراست بگوییم عوامل موفقیت یک گوینده ی خوب. گوینده ی خوب از صدایی گرم و مناسب رادیو بهره مند است.دانش کافی در زمینه ی برنامه ای که اجرا می کند دارد.با شنونده ارتباط خوبی به دور از هرگونه تکلف برقرار می کند.فراز و فرودهای کارش را می داند و در رساندن برنامه به هدفش نقش کلیدی ایفا میکند.
چند در صد مخاطبان در کوچه و خیابان شما را می شناسند؟
مخاطبان رادیو مخاطبان وفاداری هستند و سالهاست با برنامه های ما همراه هستند. شاید بیشتر از پنجاه درصد
عموما واکنش آنان چگونه است( مصداقی بفرمایید)
من در این سالها واکنشی جز محبت و احترام از مردم خوبم ندیده ام.یک روز سوار تاکسی شدم راننده مرا شناخت و بسیار لطف داشت.اتفاقا چند شب قبل در «شبکه ی شما» با لباس کُردی اجرا داشتم.ایشان گفتند که آن شب در تهران اجرای بنده را دیده اند و اقوام کرد زبانشان از اینکه مجری یک شبکه ی استانی با لباس و گویش کردی جلوی دوربین شبکه ای سراسری ظاهر شده بسیار خوشحال شده و بنده را تحسین کرده بودند. البته این تنها یک نمونه بود. از خانمی که در گذری بنده را می بیند و از اجرای من تعریف می کند تا کارمند اداره ای که وقتی برای انجام کاری به آنجا می روم و با نهایت احترام بنده را کمک می کند تا کارم را انجام دهم همه برایم ارزشمند است. شاید به عنوان گوینده ی رادیو که سالها شبانه روز برای شغلم وقت گذاشتم و سعی کردم کار قابل قبولی ارائه دهم ، به حق واقعی خود در حیطه ی شغلی نرسیده ام و وضعیت شغلی کنونی من با توقعی که از این سازمان در قبال زحمات مداوم داشتم بسیار مغایر بوده و بعداز این همه سال حتی از امنیت شغلی برخوردار نیستم، اما با قاطعیت می گویم که لطف و تشویق و قدرشناسی مردم باعث شد تا همچنان با وجود کاستی ها،رنجشها و تنگناهایی که وجود دارد با انگیزه به کارم ادامه دهم وبا شوق پشت میکروفن بنشینم فقط به عشق مردمی که دوستشان دارم.
اولین تجربه ات در رادیو چگونه شکل گرفت؟ چقدر برایت مهم بود؟
به صورت مقطعی یک یا دو برنامه ی رادیویی ضبطی را به مدت خیلی کوتاه تجربه کردم. اما شروع جدی کارم با برنامه ی دیار خوش نیشان بود.. سخت بود برنامه ای زنده برای من تازه کار ان هم باگویش کردی در رسانه ای مثل رادیو. به عنوان شروع برایم مهم بود چون هم وارد حیطه ی اجرای زنده می شدم و هم اینکه می دانستم این برنامه، برنامه ای اثر گذار و ماندگار خواهد بود.پس تمام تلاشم را کردم. بعد از اجرای اولین برنامه وقتی معاون وقت رادیو حاج آقا خسروی به پخش آمد و با همان خوشرویی همیشگی گفت: آفرین خیلی خوب بلدی با مخاطب ارتباط برقرار کنی! نفس عمیقی کشیدم و فهمیدم که کارم را خوب انجام داده ام و با این باور به طور جدی گویندگی در رادیو را ادامه دادم
«تُپُق زدن» امری طبیعی برای هر گوینده ای است. در طول سال چند بار در برنامه ها تپق می زنید؟

sanaati06.jpg
تهیه کننده ها و صدابرداران رادیو بنده را از گویندگان کم تپق می دانند. اگر گاهی تپق بزنم به شوخی می گویند: چه عجب، چرتمان را پاره کردی!! معمولا تپق نمیزنم.چون وقتی وارد استودیو می شوم به چیزی جز اجرای آن برنامه فکر نمی کنم.در بدترین حالت یک یا دو تپق! البته بگذریم از دست خط بعضی از نویسندگان که نیاز به رمز گشایی دارد و بدون تپق خواندن چنین متنهایی مهارت خاص خودش را می خواهد...
فکر می کنید یک برنامه ی موفق رادیویی چه فاکتورهایی باید داشته باشد؟
یک برنامه ی موفق در قدم اول از یک ایده ی مناسب شکل میگیرد.سپس پشتوانه های کارشناسانه.بعد تهیه کننده ای که می داند اجزا برنامه را مانند پازل چگونه در کنار هم بچیند و چگونه برنامه و عوامل را مدیریت و هدایت کند. عوامل برنامه نیز هر کدام نقش اثرگذاری دارند.نویسنده، گزارشگر، صدابردار،گوینده و... برنامه ای که درست و در مسیر خود تهیه شود، مخاطب هم با همراهی خود مُهر تاییدی برآن خواهد زد و در این نقطه، برنامه به موفقیت خود دست می یابد.
رویا صنعتی در خانواده ای هنری بزرگ شده است. مشتاقیم که از این پیشینه ی هنری خانوادگی بگویید
پدرم اهل موسیقی است.آهنگساز،نوازنده و خواننده که برای موسیقی محلی زحمات فراوان کشیده . با صدای ساز پدرم (ویلن) بزرگ شدم... بعد از آواره شدن خانواده به دنیا آمدم. کودکی من پیوند عجیبی با این ترانه ی پدرم دارد که خود ایشان شعر و آهنگش را نوشت و آن را اجرا کرد: 
ای خدا تو خود زانی زندگیم له دس چیه
ای خدا حقم بسین لی صدام بعثیه 
روژ و شو نیرم ئرای شهر قصرشیرینم
ناوی و یادم نارین ئاگر دین وه دریونم
زنده یاد لرنژاد به این ترانه بسیار علاقمند شد و از پدرم خواست که ترانه را ایشان در رادیو اجرا کند و پدرم قبول کرد.این ترانه را همه ی کسانی که شنیدند، حس تلخ غربت و آوارگی پدرم را با تمام وجود درک کردند.چهار برادر دارم. علیرضا، مجتبی، محسن و پویا...آنها هم مانند پدرم در عرصه ی موسیقی فعالیت دارند. موسیقی با زندگی ما عجین است و من از پدرم آموخته ام که شنیدن موسیقی فاخر و اصیل را به عنوان بخشی از زندگی ام حفظ کنم.

همانطور که گفتید؛ خانواده ی شما با زنده یاد لرنژاد هم  آشنا بودند؟ چه شناختی از این چهره ی نامی موسیقی کرمانشاه دارید؟
آنچه که از این هنرمند نام آشنا و دوست داشتنی به خاطر می آورم چهره ای مهربان و دوستی عزیز برای خانواده ی ما بود.ایشان به منزل ما رفت و آمد داشت. با پدرم اجراهای مختلف و کنسرتهای متعددی داشت. پدرم می گوید: وقتی با دستان خالی از قصرشیرین به کرمانشاه آمدیم، زنده یاد حشمت اله اولین دوستی بود که به سراغمان آمد و در کنارمان بود.زنده یاد لرنژاد اگر آگاه می شد که کوچکترین مشکلی برای ما پیش آمده، قبل از هرکسی درکنارمان بود. یادم می آید یکبار مریض بودم به عیادتم آمد. تب داشتم. برایم شعر خواند و آنقدر با چهره ی مهربانش به روی من خندید و بامن حرف زد که من بیماری را فراموش کردم و غرق مهربانی ایشان شدم. تصویر این هنرمند بزرگ در ذهن من، عمویی مهربان و دلسوز است. صدای گرم ایشان و اجرای نوحه های کُردی در ایام محرم،هنوز هم در گوشم می پیچد:« شیرین شمامه ی نوبرم روله لای علی لای...»

خود شما هم از هنر بهره برده اید و علاوه بر هنر گویندگی در عرصه ی شعر هم فعالیت دارید. از چه زمانی شعر برایتان جدی شد؟
از کودکی چیزهایی شبیه شعر می نوشتم.مثلا کلاس دوم ابتدایی در مجله ی نوروزی ما عکس گلی کشیده و از ما خواسته شده بود تا شعری درمورد آن پیدا کنیم و بنویسیم.خیلی گشتم اما پیدا نکردم.خودم دست به قلم شدم و شعری نوشتم که اینطور شروع میشد: گلی دارم که زیبا و قشنگ است
و من او را بسیار دوست دارم...
به طور جدی از شانزده سالگی با شعر نو شروع کردم. بعد ترانه سرایی در حوزه ی کودک را تجربه کردم.و بعد از آن برای خوانندگانی مثل جمشید عزیزخانی، اکبر آرمانده، فرشاد رستمی و بهرنگ جباریان ترانه سرایی کردم.نویسندگی رادیو تا حدودی فرصت شعر گفتن مرا گرفته اما مدتی است که بازهم به سرودن شعر بیشتر توجه می کنم و بیشتر برایش وقت می گذارم

گویندگان خوبی مثل شما می توانند به ادبیات کُردی خدمت شایانی داشته باشند. مثلا دکلمه ی آثار برگزیده ی کُردی می تواند کاری در این راستا باشد. چقدر تمایل دارید در این فضاها کارهای ماندگاری ارائه کنید؟
اگر بتوانم در این زمینه تلاشی کنم و آن تلاش اثری داشته باشد،بی شک آن تلاش تداوم خواهد داشت. البته مدتی است به این موضوع فکر می کنم و یکی دو اثر کُردی را انتخاب و دکلمه کردم و در شبکه های اجتماعی قرار دادم.این اقدام بازتاب بسیار خوبی از سوی مردم داشت و به سرعت در کانالهای مختلف به اشتراک گذاشته و بیش از حد انتظار بنده شنیده شد. جالبتر اینکه این روزها بسیاری از دوستان و آشنایان را که می دیدم از این آثار صحبت و ابراز خرسندی می کردند.انشاءالله بتوانم این کار را به نحو مطلوبی به انجام برسانم. شاید هم مجموعه ای از اشعار کُردی فاخر را جمع آوری و دکلمه کنم و به عنوان یک اثر در اختیار علاقمندان قرار دهم.
از شما سپاسگزاریم و از اینکه با ما هم کلام شدید، بسیار مسروریم

نظرات [۲]
دوشنبه، ۱۸ دی ۱۳۹۶ :: ۱۲:۲۶
خانم صنعتی عزیز غزل زیبای استاد پرتو رو خیلی زیبا و دلنشین خوندین هناسد بژیه ده نگدیش ده دنیا بود. 👏👏👏👏
چهارشنبه، ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ :: ۰۲:۲۶
با سلام خدمت خویشگ خاصم.خانم صنعتی.فرهنگ کردواری خومان زنده کردیده. موفق بیدن
اطلاعات شما ذخيره شود ؟