دلالیسم، موسیقیِ‌کرمانشاه را تهدید می‌کند / گفتگو با فرشاد رستمی
دلالیسم،  موسیقیِ‌کرمانشاه را  تهدید می‌کند / گفتگو با فرشاد رستمی
با کمال تاسف شاهد بودم هنرمندانی از مرکز را می آورند وکنسرت گذار چنان با حقارت خود را خاک زیر پای آنها می کند که باید فقط تاسف خورد،عزیزان اینجا کرمانشاه است. مهد موسیقی ایران،شهرام ناظری،مجتبی میرزاده،منوچهر طاهرزاده،سهیل ایوانی،حشمت لرنژاد دهها هنرمند بزرگ دیگر فرزند این سرزمینند؛هرگز در ایران موزیسین هایی نظیر هنرمندان این استان نخواهید یافت....
محسن یاری- هفته نامه صدای آزادی:کرمانشاه قطب موسیقی کشور است. در این مورد هیچ شکی وجود ندارد. نسل های مختلفی در این رشته ی هنری به تلاش هایی چشمگیر پرداخته اند. در این میان و در ماههایی که ترافیک خسته کننده ی کنسرتها ملال آور شده، اجرای موفق کنسرت «گروه آرشاویر» در کرمانشاه بهانه ای شد که با فرشاد رستمی سرپرست گروه  و یکی از هنرمندان به نام موسیقی استان گفتگویی داشته باشیم ، رستمی کارنامه هنری موفقی دارد و با هنرمندان مطرح زیادی سابقه همکاری داشته است. متن زیر ماحصل حدود دو ساعت گفتگوی شیرین است که در آن سعی شده به برخی از زوایای پیدا و پنهان موسیقی این دیار تاریخی پرداخته شود. از گلایه از متولیان فرهنگی تا بسیاری از موارد دیگر در این گقتگو خواهید خواند.
از خودتان بگویید، کار موسیقی  را از کجا شروع کردید و با چه هنرمندانی همکاری داشتید؟
از اوان کودکی با طنین موسیقی و صدای ساز برادرم در خانواده آشنا شدم، مشوق من خواهر بزرگم بود .کار حرفه ای موسیقی را از سال ۶۸ شروع کردم ، رشته اصلی من آهنگ سازی و تنظیم هست، در کنار آن  قیچک ،  کمانچه، ویولن،ویولنسل، پیانو و گیتار...... هم می نوازم.  بیش از ۹۰۰ اثر آهنگسازی یا تنظیم کردم که اکثر این آثار یا در کتابخانه ملی به صورت لوح  ثبت شده و یا در آرشیو سازمان صدا و سیما موجود است، همچنین در آثار زیادی هم  ناظر ضبط بوده ام در زمینه موسیقی سنتی و ارکسترال ایرانی با آقایان سالار عقیلی، سینا سرلک، وحید تاج، پرواز همای، سید جلال محمدیان، علی خدایی، کیوان حسنی، محمد عبدالحسینی ... و کار کرده ام،در بخش موزیک پاپ با آقایان :زنده یاد منوچهر طاهر زاده ، مهرداد کاظمی ، حسام لرنژاد ، محسن چاووشی، حمیدرضا خجندی...و در بخش موسیقی محلی وبا  آقایان:حسین صفا منش، جمشید عزیز خانی، اسماعیل سابور، اصغر ایمانی ،مصطفی اسد زاده زنده یاد ماشالله بامری، شیر کو طالب، دیدار محمودی... و عزیزانی دیگری که ذهنم یاری نمی کند همکاری داشته ام.
تعریف شما از موسیقی؟
موسیقی یعنی هنر بیان احساسات به وسیله صداها ، ولی از دید بنده موسیقی و اصوات یعنی عشق ؛ چون این نت ها فقط با عنصر عشق صدای واقعی خود را ابراز می کنند.
تا چه زمانی در کرمانشاه فعالیت داشتید؟
من تا سال ۷۸ بصورت مداوم با صدا و سیمای کرمانشاه و واحد موسیقی همکاری داشتم و سپس به تهران رفتم و در آنجا فعایت خود را با مرکز موسقی صدا و سیما و دفتر موسیقی وزارت ارشاد ادامه دادم ولی همکاری با کرمانشاه طی این سالها ادامه داشته.
چه شد که فرشاد رستمی از کرمانشاه به تهران رفت؟
دلایل زیادی داشت اول اینکه تلاش هایی که در زمینه موسیقی داشتم کمتر دیده و شنیده می شد؛ ثانیا نبود امکانات کافی از جمله نوازندگان حرفه ای بعضی از سازها و همچنین نبود سیستم مناسب ضبط و عدم امکان ارائه آثار بصورت آلبوم مجاز دلیل بسیار مهمی در این زمینه بود .بخش دیگر کوچ بنده این بود که با وجود کنسرت های بسیار موفقی که داشتیم از جمله کنسرت با زنده یاد طاهر زاده و اصغر ایمانی و استقبال فراموش نشدنی مردم، به مانند خیلی از هنرمندان دیگر در این شهر غریب شدم و مورد بی مهری قرار گرفتم ؛ همزمان می دیدم هنرمندانی که در مرکز زندگی می کنند، بیشتر مورد توجه و اقبال قرار می گیرند و تفکری ایجاد شد به سمت مرگز گرائی و به نوعی تهرانی ها را هنرمند تر دیدن !!!
از چه زمانی این تفکر به وجود آمده ؟ و آیا شما هم با این دیدگاه از کرمانشاه رفتید؟
جواب این سوال سخت است شاید یکی از عوامل آن کمبود مدیران بومی در آن زمان بود که باعث میشد خیلی ها به چشم نیاید البته در این بین عده ای فرصت طلب هم بودند که بقای خود را نادیده گرفتن هنرمندان می دیدند و حتی در این راه از بدگویی و ضعیف شمردن عزیزان موزیسین استان نیز دریغ نکردند؛ در کنار آن بزرگ نمائی هنر تهرانی مشهود بود. مهمترین علت رفتن بنده به تهران را در قسمت بالا عرض کردم که نبود امکانات مناسب حرفه ای بود ولی باید عرض کنم بخش کوچکی هم مربوط به این موضوع بود. 
.
اگر به سال ۷۸ برگردیم باز هم به تهران می روید؟
در این شرایط بله ، به دلیل اینکه واقعا هنوز امکانات مورد نیاز فراهم نگردیده و چون بنده کار حرفه ای انجام میدهم بالطبع باید برابر فعالیتم در آمد داشته باشم که در کرمانشاه امکان پذیر و میسر نخواهد بود .موضوع دیگر اینست در تهران هر کسی مشغول فعالیت خودش است  و مزاحمتی برای دیگری بوجود نمی آورد، متاسفانه در کرمانشاه در مورد جزئیات زندگی افراد کنکاش می شود، توانمندی و مزیت های هنرمند دیده نمی شود و متاسفانه بیشتر دنبال ضعفها می گردند ، خصوصا میان عزیزانی که در وادی هنر هستند .
چرا حول و حوش هنرمندان حواشی زیاد است؟
هنرمند دنبال حاشیه نمی گردد ولی چون یک مقدار خاص می شود کوچکترین مسئله ای بزرگنمائی می گردد و مردم می بینند، ولی به راحتی  ایرادات و مشکلات  دیده می شود.
تجارب حضور کرمانشاه چقدر در تهران به کار شما آمد؟ 
خیلی زیاد؛ من به صورت مستقیم در حدود ۴۰۰ اثر نقش داشتم یا آهنگسازی یا تنظیم یا نوازندگی کردم، نظارت ضبط و حتی خوانندگی نقش داشتم و تمام این ها در پیشبرد کار من موثر بوده به جرات می گویم خیلی از هنرمندانی که در کرمانشاه فعالیت دارند، یک سر و گردن بالاتر از مرکز  نشین ها هستند اما بدلیل نداشتن توان اقتصادی و عدم قدرت ریسک و نداشتن اعتماد به نفس کافی ، دیده نمی شود ..
وضعیت موسیقی استان را چگونه می بینید؟
قبل از سال ۶۸ در دوران جنگ موسیقی های خاطره انگیزی ساخته شد که همگی ماندگار گردید بعد از جنگ اولین بارقه های اجرای موسیقی توسط ارکستر آن زمان صدا و سیما و گروه موسیقی ارشاد، رقم خورد .کنسرت های خاطره انگیز آن سالهای نه چندان دور، در ذهن خیلی ها نقش بسته. به نظرم همه چیز به قاعده بود و زمان کنسرت ها و اجراها و تعداد محدود آنها باعث جذابیت و شیرینی آنها گردیده بود، حضور مردم نیز بی نظیر بود ولی امروز ترافیک کنسرتها باعث ایجاد بی انگیزگی به جهت استقبال مردم می شود وحتی اندکی دلزدگی ایجاد شده، امروز کرمانشاه پس از تهران دومین شهر پرکنسرت ایران لقب گرفته و متاسفانه کیفیت خیلی از این کنسرتها پایین است وهدفی برای ارتقای فرهنگ شنیداری وجود ندارد همزمان با کنسرت گروه آرشاویر هفت کنسرت دیگر هم در حال تبلیغ بود،که هم عجیب و غریب است و هم کمی خنده دار... مگر جمعیتی که قرار است موسیقی بشنوند و ببینند و برای آن هزینه کنند چند نفر است که بخواهندهفت کنسرت را پر کنند ؟ چرا وقتی به گروه سنتی و ایرانی مظلوم مجوز می دهند، همزمان مجوز چند اجرای دیگر صادر می گردد؟
 مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد استان از دوستان عزیز و پرتلاش در جهت خدمت به فرهنگ و هنر استان هستند اما احساس من این است که خیلی از کنسرتها به استان تحمیل میشود چه بسا سال قبل هم همزمان با کنسرت آرشاویر، کنسرت یک خواننده پاپ که دقیقه ۹۰ سفارش شده بود آسیب زیادی را به ما رساند به هر حال کسانی هستند که نمیگذارند اداره ارشاد کارش را درست انجام دهد لزومی به اجرای این تعداد کنسرت نیست، چون همین باعث عادی شدن جریان موسیقی شده است.
خیلی از کنسرت ها به دلیل نبود استقبال یا لغو میشوند یا با ترفند برای حفظ ظاهر پر میگردند وبیشتر این کنسرت ها بار هنری و موسیقیایی ندارند، به جرات میگویم یک سیستم دلالیسم در استان ایجاد شده که باعث گردیده خیلی ها به طرف کنسرت گذاری کشیده شوند، با کمال تاسف شاهد بودم هنرمندانی از مرکز را می آورند وکنسرت گذار چنان با حقارت خود را خاک زیر پای آنها می کند که باید فقط تاسف خورد،عزیزان اینجا کرمانشاه است ؛مهد موسیقی ایران،شهرام ناظری،مجتبی میرزاده،منوچهر طاهرزاده،سهیل ایوانی،حشمت لرنژاد دهها هنرمند بزرگ دیگر فرزند این سرزمینند؛هرگز در ایران موزیسین هایی نظیر هنرمندان این استان نخواهید یافت. .
چرا این سیستم دلالیسم به سمت موسیقی آمده است؟
متاسفانه این جریان را خود هنرمندان بیشتر رشد داده‌اند و حتی برخی از آنان وارد این کار شده‌اند وبه صورت عادت در آمده دوستان هنرمندی داریم به جای اینکه کار هنری انجام دهند تبدیل به واسطه شده و هماهنگ کننده کنسرت ها گردیده اند یک بخش این عمل مسائل مالی است وبخش دیگر آن عرض اندام واینکه بگویند ما همانی هستیم که فلان خواننده را به کرمانشاه آوردیم در این بین هم یک سری اسپانسر خاص وجود دارد که از این کنسرت ها حمایت می کنند در مجموع وضعیت خوبی برای موسیقی نیست، شاید خیلی ها تقصیر را گردن ارشاد بیندازند ولی کار از جای دیگر خراب است افراد خاصی تصمیم می‌گیرند چه کسی باشد و کی نباشد متاسفانه نیاز سنجی صورت نمی‌گیرد؛ طبق ضوابط در گذشته حتما میباید چندین روز قبل وپس از یک کنسرت خالی باشد ولی در عمل این اتفاق نیفتاده است و همزمان چندین کنسرت اجرا می گردد،من خودم برای گرفتن مجوز حدود دو سال درگیر بودم، هر دفعه بهانه‌ای می آوردند وشورای چندین نفره آن زمان هرکدام تقصیر را گردن دیگری میانداختند.پس از مدتی گفتند برای شکستن این تابو ورفع مشکلات خواننده برای تئاتر اردیبهشت اجرا داشته باشید، قبول کردیم و اجرای بسیار موفقی هم داشتیم ولی باز افاقه نکرد؛ در کمال تعجب مشاهده کردیم که مجوز خواننده با گروه دیگر صادر شد وبعضی از مسئولین به راحتی حق ما را زیر پا گذاشتند 
چرا آن زمان با رسانه‌ها مطرح نکردید ؟
اتفاقا مطرح کردم ولی متأسفانه ترتیب اثر ندادند
شما در کرمانشاه با خواننده های زیادی کار کردید کدام یک برای شما خاطره انگیز تر بود؟
لحظه لحظه تمام کنسرت ها و ضبط ها برای من خاطره است، من با هر خواننده ای که کار میکردم سعیم بر این بود که بهترین موسیقی را آماده و تنظیم کنم اما بدون تعارف کارهایی که با زنده یاد منوچهر طاهرزاده داشتم وکنسرت های موفق واستقبال بی نظیر مردم را هرگز فراموش نخواهم کرد
کار با حسین صفا منش چطور بود؟
خیلی عالی بود ایشان هنرمند بسیار خوب و موفقی هستند ما کنسرت های فوق‌العاده ای در تالار وحدت «هر شب» و شهرهای دیگر داشتیم که همگی با استقبال عالی مواجه شد
میدانید پخش صدای صفا منش از شبکه زاگرس ممنوع است؟
واقعا برای این وضعیت متاسفم، هنوز دنبال ممنوع کردن هنرمندان هستند و تقاضاها را نادیده می گیرند، من به صدا و سیمای کرمانشاه خیلی ایراد دارم با اینکه جناب رحیمی مدیر کل این مجموعه از دوستان بنده هستند ولی این روش قابل دفاع نیست منزوی کردن هنرمندان بدترین راه ممکن است؛ امیدوارم ترتیب اثری داده شود زیرا مردم دوست دارند موسیقی دلخواه خود را بشنوند، سالهاست موسیقی کرمانشاه سفارشی و مناسبتی مطلق شده و تولیدات این مرکز واقعا برای اکثر مردم شناخته شده نیست چه بسا تهیه کنندگان رادیو و تلویزیون نیز کمتر از این آثار استفاده می کنند، برای هر مناسبت چندین اثر ساخته شده اما دریغ از کارهایی که برای دل مردم ساخته شود، واحد موسیقی صدا و سیما هنرمندان بسیار توانمندی دارد که حیف است از قابلیت این عزیزان استفاده نشود آهنگساز، ترانه سرا، تنظیم کننده و خواننده باید آزادانه کار تولید کنند تا بتوانند توانایی خود را در معرض عموم قرار داده و بازخورد مناسب بگیرند
کدامیک از ترانه سرا های کرمانشاه کارشان خوب است؟
همگی عالی هستند، آقایان موزونی، عبادتیان، الفتی، زنده یادان فتاحی و رحمانی ولی جناب شیرزادی و حیدری مشهور فعالیت بیشتری در این زمینه دارند
در خصوص گروه آرشاویر توضیح دهید ؟
آرشاویر به معنای مرد مقدس لقب فرهاد چهارم و پنجم اشکانی است این گروه در سال ۹۰ تشکیل شد اعضای این گروه عبارتند از علیرضا صنعتی، امین امینی، ئاسو نادری، شقایق بختیاری، مرتضی فتحی، علیرضا مصدقی، مژگان حسینی، پوریا جوانمیری، غزاله شیرازی البته استدیو ضبط صدا و موسیقی هم با همین نام احداث کردیم وکنسرت های بسیار موفقی در سطح کشور داشته ایم
اجرای تالار انتظار چطور بود؟
بسیار عالی بود و خوشبختانه علی رغم کنسرت های همزمان دیگر سالن انتظار پر بود از علاقه مندان موسیقی که با رضایت خاطر آمده بودند، مردم بلیط خریدند و سالن به صورت واقعی پر شد مخاطب هم که آمده بود کار خوبی بشنود با فرهنگ بی نظیر و نظم عالی باعث دلگرمی و انرژی مثبت برای گروه شد،تمامی بلیط ها روز قبل از کنسرت به فروش رسیده بود یکی از دلایل استقبال هم تلاش های دکتر کیوان حسنی خواننده گروه بود که با تبلیغات هوشمندانه و بدون حاشیه موفق به اجرای کنسرت بسیار خوبی شدیم این کنسرت تلنگری بود به هنرمندان بومی استان که نباید دلسرد و مایوس گردند مردم فهیم به راحتی می توانند کار خوب را از بد متمایز کنند
آینده موسیقی استان را چطور می بینید ؟
موسیقی در روح و جان این سرزمین است بدون شک جوانان این دیار سردمدار موسیقی کشور بوده و خواهند بود، امیدوارم کنسرت ها نظم و سرو سامان پیدا کند تا مردم بتوانند و فرصت داشته باشند از همه کارها استقبال کنند وبه جای این همه کنسرت کمی هم سراغ آموزش بروند
حرف پایانی؟
من مردم این دیار را با همه وجودم دوست دارم و همیشه با عشق برایشان کار کرده ام مهد موسیقی ایران به کرمانشاه متعلق است

اطلاعات شما ذخيره شود ؟