به بهانه‌ی برگزاری نمایشگاه شادی نظریان در کرمانشاه؛ پرواز رؤیایی با قالی کلیایی / کاوه آهنگرنژاد

shadina03.jpg
به بهانه‌ی برگزاری نمایشگاه شادی نظریان در کرمانشاه؛
پرواز رؤیایی با قالی کلیایی

کاوه آهنگرنژاد: آخرین ساعت کاریِ همکارانم در صدای آزادی است که باید با یک هنرمند برای گفتگویی هنری هماهنگی کنم. پس از گذشت ساعتی، خانمی به دفتر نشریه وارد می شود. او را نمی شناسم اما حدس می زنم که همان شخصی است که در انتظارش نشسته ام. بحث ها گُر می گیرند. کمی جدی تر به حرف های مهمان تازه وارد گوش می کنم تا بیشتر با ایده‌ها و نگاه هنری ‌آشنا شوم. از فعالیتهای شخصی گرفته تا دلبستگی‌هایش در عرصه‌ی فرهنگ و هنر کُردی، همه را با حسی محافظه کارانه بیان می‌کند و در بخش دیگر بحثش بی‌پروا از علاقمندی به فلسفه دم می‌زند. انسان جالبی است. از تهران آمده و چند روز است که مهمان کرمانشاهیان اهل هنر است. آن هم در «گالری آفرینش» کرمانشاه. مقدمه‌ای برای یک مصاحبه مهیا می شود تا دریچه‌ی کوچکی بر دنیای بزرگ این هنرمند گشوده گردد. با سرک کشیدن از این پنجره ی چوبین سنتی، می توانید دنیای او را برای لحظاتی ببینید: 
خانم نظریان چگونه خود را برای مخاطبان صدای آزادی معرفی می کند؟
شادی نظریان هستم کُرد و اهل کرمانشاه اما ساکن تهرانم. «روزنامه نگاری» خوانده‌ام و بعد به صورت غیر آکادمیک، فلسفه را ادامه داده‌ام. از سال ۷۸ تا به اکنون در حال یادگیری و مطالعه در زمینه‌ی فلسفه هستم  و البته به صورت پراکنده، برای تعدادی از مطبوعات و سایت‌های استان کرمانشاه، ایلام و کردستان مطلب می‌نویسم.
در چند روز گذشته شاهد برپایی نمایشگاهی از آثار هنری‌تان در کرمانشاه بودیم. مشتاقیم با نگاهی تخصصی به کارهایتان در نمایشگاه بپردازید
نمایشگاهم در کرمانشاه با نام «کولیش» برگزار شد. کولیش در کُردی جنوبی و کلهری به معنای شکاف صخره است (در فرهنگ باشور عباس جلیلیان قابل دسترسی است) به مدت پنج روز در گالری آفرینش به صاحب امتیازی آقای هومن حیدری و مدیریت خانم سارا مهتابی برگزار شد. در این نمایشگاه مجموعاً ۲۸ اثر را به نمایش گذاشتم . شش تابلو و بیست و دو حجم . در دو تکنیک «پتینه» و «میکس مدیا». حجم‌ها همه با تکنیک پتینه و تابلوها میکس مدیا هستند. در توضیح این دو تکنیک به طور مختصر باید بگویم  که پتینه یک نوع تکنیک رنگ آمیزی احجام است بدون محدودیت در متریال حجم، به منظور جلوه پردازی و گاه قدمت بخشیدن به اثر.  به نظر می‌رسد خاستگاه اصلی این هنر رنگ‌کاری، بریتانیا و مشخصاً انگلستان است . اما «میکس مدیا» یک تکنیک پرداخت بر روی بوم است که مربوط به رشته‌ی گرافیک و هنرهای تجسمی است و البته هیچ مشابهت و ربطی با هنر نقاشی ندارد  و کاملا تکنیکی مدرن و تازه است.
 مخاطبان را با اصطلاح «میکس مدیا» بیشتر آشنا کنید!
میکس‌مدیا شاخه‌های بسیار متنوعی دارد که در حالتهای تخصصی‌اش ترکیبی از عکس و گرافیک است. اما شاخه‌ای که من در تابلوهایم استفاده کردم، استفاده از سه عنصر عکس، رنگ و حجم است . از آنجا که جهان امروز ما به سمت شتاب گرفتن در تمام جنبه های زندگی پیش می‌رود، لاجرم  فرهنگ و هنر نیز دچار همین شتابزدگی شده است. روح غالب بر فرهنگ و هنر جهان امروز، روح «مینیمالیستی» است. ما از دوره‌ی رُمانهای چند جلدی و اشعار چند صد بیتی و نقاشیهای رٸالیستی «رامبراندی» گذر کرده ایم . این برای انسان معاصر افتخاری نیست. ما وامدار عالیجنابان فرهنگ و هنر تاریخ بشریم. از گذشته تا اکنون اما جهان لاجرم رو به تغییر است و ما اکنون در این نقطه ایستاده ایم . پس روح تاریخ هنر در نقطه‌ی مینیمال شدن ایستاده است و نیاز به تکنیکهای جدید برای پرداختن به هنر مدرن ضروریست . میکس مدیا یکی از این تکنیکهاست
چرا سعی دارید که کارهایتان را با پرداختهای هنری و با المان های کردی ارائه کنید ؟
مشخص ترین جوابی که می توانم به این سوال شما بدهم، این است که چون یک کُردم. اما در بُعد تخصصی‌تر باید عرض کنم یک نگرانی من را به این سمت سوق داد . دو سال پیش بود که با دوستی زبان شناس بر سر مقاله‌ای از «نوام چامسکی»، زبان‌شناس معاصر، بحث می‌کردیم . گفتگویی بود در مورد مرگ واژه‌ها و زبان. به اینجا رسیدیم که اِلِمانهای فرهنگی هم اگر بازتولید و بازآفرینی نشوند به یقین خواهند مُرد . این تلنگری بود برای من که به فکر بازآفرینی موتیفهای کُردی بیفتم. چون تعلق خاطر شخصی خاصی به موتیفهای کُردی دارم . از همان زمان شروع کردم به جمع آوری تمام موتیفهای کُردی و در همین گیر و دار نظرم به سمت نمادهای کُردی هم جلب شد. نمادهای موجود در این فرهنگ فولکلوریک و همچنین سنگ‌نوشته‌های باستانی . 
اگر برایتان مقدور هست، از دو اصطلاح «موتیف» و «نماد» بگویید
ببینید! موتیف نقش‌مایه‌ایست تکرار شونده در یک اثر که یک یا چند معنا را در خودش دارد . تمام نقشهای موجود بر روی گلوَنی و یا نقشهای موجود بر روی قالی‌های کلیایی، موتیف هستند و همچنین نقشهای تکرار شونده بر روی چیقهای سیاه چادرها از این دست‌اند.
اما به گمان من، نمادها اشکالی عینی و مجزا از متن هستند که اندیشه ای را در درون خود دارند و با حضورشان در متن اثر، اندیشه‌ای را به آن اضافه می کنند  و مظهر همان اندیشه هستند در فولکلور کُردی انار، به و لیمو، مظهر زنانگی‌اند.
برگردیم به سوال قبل چقدر و چگونه وقتتان را صرف این هنر کرده اید؟
واقعیت این است که در این مدت دو سال من به دنبال جمع آوری این اِلِمانها و عناصر بودم، تا آنها را بازآفرینی کنم اما زبان مناسب را نمی یافتم تا اینکه با این دو تکنیک آشنا شدم و به سرعت شروع به آموختن و تمرین کردم. این کار نزدیک به دو سال ادامه داشت تا در نهایت توانستم برای این تاریخ این چند اثر را آماده کنم و به عنوان اولین قدم در این راه دشوار، این مجموعه را ارائه کنم.
من در این مجموعه از موتیفهای گلوَنی استفاده کرده‌ام از سه نماد: انار ، خروس و کلاغ. مجموعه‌های بعدی هم یقیناً سراغ موتیفها و نمادهای دیگر خواهم رفت.
چه انگیزه‌ای شما را به این وادی کشانده است؟
فکر می کنم جواب این سوال شما را هم  داده‌ام. فقط یک نکته را اضافه کنم . هنگام جمع آوری موتیفها متوجه این نکته شدم که هنر کُرد در زمینه‌ی تجسمی چندان غنی نیست. برخلاف وضعیتش در ادبیات، فولکلور و موسیقی. علت این امر را نمی دانم اما این کار هنرآموختگان رشته‌ی گرافیک است که این خلاء را پر کنند. سنگ نوشته‌های باقیمانده از دوران مادها بی‌شک حاوی عناصر تجسمی گرانقدری‌است که قابلیت آن را دارد که «بازتولید» شوند و همچنین نقشهای فراوان بر روی دو تاق، طرحهای آماده برای گرافیستهای کرمانشاه هستند. این همان پتانسیلی است که کاملاً نادیده گرفته شده و یا فراموش شده است .
قبل از اینکه به کرمانشاه بیایید چه انتظاری از مردم کرمانشاه داشتید؟ آیا به همان پیش زمینه ی ذهنی و هدف رسیدید؟
ببینید! یک عنصر مهم در پیشرفت کاری آرتیست، مخاطب است. هنرمند بدون مخاطب هرگز نمی تواند کامل رشد کند. به نظر من حتی مخاطب غیرحرفه‌ای هم بهتر از بی مخاطب بودن است. حجم‌هایی را که من برای این نمایشگاه آماده کردم، حجم‌هایی کاربردی بودند. چیزهایی که در زندگی روزمره قابل استفاده است. هدفم این بود که این اشکال به صورت تکرار شونده در معرض دید باشد. این یادآوری بر داشته‌هایمان برایم اهمیت داشت و پیش از نمایشگاه امیدوار بودم که کارها با استقبال مواجه شوند که خوشبختانه این اتفاق هم افتاد و از این بابت از همشهریانم بسیار ممنونم.
اگر به جای هنرمندان تجسمی کرمانشاه باشید ، بیشتر به کدام بخش مغفول خواهید پرداخت؟
واقعیت این است که فضاهای خالی زیادی وجود دارد که باید با فعالیتهای هنری و فرهنگی پُر شود . طرف صحبتم فقط با هنرمندان تجسمی نیست بلکه تمام حوزه های هنری و فرهنگی باید تولیدات بیشتری داشته باشند .استان در زمینه ی ادبیات و موسیقی کاملا قویست. این وضعیت باید به حوزه های دیگر هم سرایت کند . از جمله فیلمسازی، تئاتر و هنرهای نمایشی. به نظر من خیابانهای غالباً پر ازدحام شهر مکان مناسبی برای اجراهای «پرفورمنس» هست . این کار بچه‌های تئاتر است و همچنین یاری و همکاری اداره ی ارشاد و زیر مجموعه اش: اداره‌ی نمایش . امیدوارم که این اتفاقهای خوب برای شهرمان و مردم خوب شهرمان بیفتد.
حرف‌های پایانی‌تان !
در نهایت آرزوی هر چه بهتر شدن کارنامه ی هنری و فرهنگی شهر و استان را دارم به کمک متولیان امر در اداره‌ی ارشاد، شهرداری و استانداری و همچنین آرزومندم که هنرمندان استان از پوسته‌ی کم کاری بیرون بیایند و فعالیتهای بیشتری داشته باشند

اطلاعات شما ذخيره شود ؟