سعید قاسمی: شبکه ی محلی زاگرس هیچ گونه برنامه ای برای رقابت با یک رقیب حتی فرضی را ندارد
سعید قاسمی: شبکه ی محلی زاگرس هیچ گونه برنامه ای برای رقابت با یک رقیب حتی فرضی را ندارد
شاید بهتر باشد برای شروعِ بحث، از همین یادداشتی که شما دو هفته ی قبل با عنوان «ناکجا آبادی به نام شبکه ی زاگرس» در «غرب» نوشتید آغاز کنیم. به نظر من خیلی خوب به مسائل و بحران های صدا و سیما مرکز کرمانشاه پرداخته اید؛ اما نکته مهم این موضوع انتقادهای شدیدِ شما از این جهت است که خودتان روزگاری در همین مرکز مشغول فیلم سازی بوده اید حائز توجه است که....

علی صادقی - هفته نامه غرب: شاید بهتر باشد برای شروعِ بحث، از همین یادداشتی که شما دو هفته ی قبل با عنوان «ناکجا آبادی به نام شبکه ی زاگرس» در «غرب» نوشتید آغاز کنیم.  به نظر من خیلی  خوب به مسائل و بحران های صدا و سیما مرکز کرمانشاه پرداخته اید؛ اما نکته  مهم  این موضوع  انتقادهای شدیدِ شما از این جهت است  که خودتان روزگاری در  همین مرکز  مشغول فیلم سازی  بوده اید  حائز توجه است که چگونه می شود فردی که روزی در صدا و سیما اسمش بر سر زبان ها بوده و همینطور صدا و سیما از او حمایت می کرد، حالا به منتقدی علیه صدا و سیما بدل شده؟ اجازه بدهید از چند کلید واژه در یادداشت شما مثال بیاوریم تا واژه ی منتقد را بهتر توضیح داده باشم. شما گفته اید: «شبکه ی محلی زاگرس هیچ گونه برنامه ای برای رقابت با یک رقیب حتی فرضی را ندارد. این مرکز با تمام نیروهای متخصص و البته بیشتر غیر متخصصِ خود، حتی نمی تواند با یک شبکه ی کوچک ماهواره ای رقابت کند». یا «شبکه ی زاگرس کپی کمرنگ و البته بی محتوایی از شبکه های ملی است؛ تکرار چند باره ی سریال ها و...»
- اول  سلام عرض می کنم  خدمت خوانندگان محترم  هفته نامه وزین  غرب و اما ، منهم با پیشنهاد شما موافقم  و  به نظرم انتخاب  این کلیدواژه ها برای شروع بحث مناسب است  و می تواند کمک کند  که بحث خوبی با هم داشته باشیم    اول باید منتقد  و بعد انتقاد را تعریف  کنیم ،  موافقی 
 بله 
-ببنید  من متاسفم از اینکه  در ابتدای بحثمان بگویم  با نقد من   اولین  دودش به چشم  خود من می رود ،  برای این حرف نیز  دلیل دارم ،  شنیده های من خبر از این می دهد همان چند خطی که من نوشتم واکنش های منفی  داشته  ، تعبیر های همانند تو از پشت به ما شمشیر زده ای ،  دری وری ها چیه  که نوشته است  و ...  از جمله واکنش هایی است که من  شنیدم ،  متاسفم از اینکه بگویم ، عدم پیشرفت ما در کرمانشاه  همین جبهه گیری های منفعت طلبانه  در مقابل با نقد  سازنده است  در صورتی شما می بینید روزانه ده ها نقد  در مطبوعات و سایت ها  در خصوص تولیدات شبکه های سراسری در مطبوعات درج می شود و حتی جلساتی هم در این خصوص از سوی فیلمسازان  با حضور  منتقدین بر گزار می شود و همه چیز همه به خوبی و خوشی  تمام می شود ، یکی  از مشکلات ما در عدم پذیرش نقد مناسب  در کرمانشاه  نداشتن آستانه تحمل است ، دوستان من  در صدا و سیما  نقد و منتقد  را به مثابه  رقیب و  دشمن تلقی می کنند ، وقتی نگاه اینگونه باشد منتقد از ابتدا  متهم است و  هرچه هم بگوید  با این دید که دشمن  حرف های خوبی نمی زند  مورد بی مهری  قرار می گیرد ،  ببینید این یک واقعیت  تلخ  است که  امروز برنامه های صدا و سیما مرکز کرمانشاه بیننده ای ندارد  که دلایل مختلف و متعددی دارد که من  در   همان مطلب اشاراتی به آن داشته ام  و امیدوارم  برای تاثیر گذاری این گفتگو  بتوانیم بخشی از آنها را آسیب شناسی نمائیم ،   واقعیت این است این شبکه  استراتیژی  خاصی برای  جذب مخاطب  ندارد مگر در مقاطع کوتاه و گذرا  که به نظر می رسد  حاصل  مدیریت اتفاقی است و  کافی نمی باشد ،  نیاز  جامعه  امروز ما بیش از اینهاست  در صورتی که  این مرکز  هیچ گونه  برنامه ای برای  سرگرمی مردمی که بنا به دلایل مختلف نیاز شدیدی  به نشاط دارند ،  ندارد .  پخش  برنامه های  تامینی و کپی  دست چندم  که بارها از شبکه های مختلف آنها را دیده ایم   به مثابه غذایی می ماند که بارها آنرا در یخچال بگذاریم و  صبح و شام بخوریم و بازهم آنرا  بخورد ما بدهند ،  متاسفانه امروز  صدا و سیما مرکزی کرمانشاه  همان یخچال است ؛ خب  این باعث  فرار مخاطب می شود  که شده است وجذبی هم وجود نخواهد داشت و  این یکی از آسیب های جدی  این مرکز است  که دلیل آن  سیاستگذاری های غلط  مدیران این مرکز  محلی  است  ، آن ها برای جذب مخاطب کاری نمی کنند؛ چون سیاستگذاری، تخصص و سوادش را ندارند ،  وضعیت صدا و سیما چیزی غیر از این نیست ، چون اگر بود ما امروز شاهد این ریزش نبودیم  ،  با قدرت می گویم  اگر  مدیران این  رسانه  تاثیر گذار  از انتقادها برای بهبود   کارها  استقبال  نکنند  شک نکنید  وضعیت  از این که هست بدتر هم خواهد شد 
-چند روز پیش در سایت فر تی وی  قسمتی از «پِشی کشی» یکی از آثار شما را دیدم  ، خیلی خندیدم؛ آن صحنه ای که شخصیت پدر و پسری خواستند دوئل کنند . یادم می آید وقتی «سگ کشی» بیضایی را دیدم چیزی از آن نفهمیدم چون خیلی کوچک بودم. می دیدم هرجا می روم اسمش هست و عکس اش را روی مجله ی فیلم خوب به یاد دارم؛ اما وقتی «پشی کشی» را دیدم کلی تعجب کردم؛ حتی انتخاب اسمش هم جذاب، خلاقانه و جسورانه بود. با خانواده پای هر قسمت اش کلی می خندیدیم . این نشان می دهد شما و صدا و سیمای آن دوران چقدر به سرگرمی اهمیت می دادید؛ اما حالا چیزی محض دل خوشی هم در زاگرس نمی بینیم. به نظر شما از کی این ریزشِ مخاطبِ شبکه ی زاگرس آغاز شد؟
- حدوداً از ده سال پیش صدا و سیما مرکز کرمانشاه رو به افول رفت و مخاطبانش ریزش کردند ،  به نطرم یکی از دلایل آن  هم  مدیران هم زمان بودند ،  عدم شناخت مدیران از خواسته های مردم ،  تکیه بیش از حد بر برنامه  هایی  با گویش فارسی و  درک  نا درست از خواسته های مردم  از عمده مشکلات آنزمان  بود ، در مقطعی که آقای کامیار  مدیر کل بودند شاید  بتوان آن زمان را بهترین  زمان نامید و  اما بعد از آن  از افول و ریطش مخاطب  شکل گرفت  که یکی از مهمترین  دلایل آن  گماردن  مدیران ن نا بلد   میانی  بود ، یعنی معاونین  خوبی منصوب نشدند که متاسفانه  همان رویه تا به امروز  ادامه دارد  ،  ببنید من رضا رحیمی  مدیر کل فعلی را بخوبی می شناسم ، با توانایی ها و  مدیریت ایشان آشنا هستم ، ایشن زمانی مدیر کل صدا و سیمای مرکز ایلام بودند و  زمانی هم  سیستان و بلوچستان ، در هر دو استان  موفق بودند  چرا که  نوع مدیریت ایشان در این دو استان جواب داد و کارهای خوبی هم در این مراکز تولید شد ، ولی چرا در کرمانشاه موفق نشدند ، به نطر من ایشان میراث خوار مدیریت افرادی شدند که  مرکز را نابود کردند ، کرمانشاه که بیش از این جزء استان های بر تر در جشنواره ها بود  به یکباره  فید شد ، خیلی از مراکز  از  اینکه کرمانشاه این همه جایزه می برد واهمه داشتند ، یادم می آید افرادی که برای جشنواره می رفتند تا جوایز خود را دریافت کنند با اتوبوس  عازم می شدند ولی حالا چه ؟ اگر من اشتباه می کنم  دوستان آمار بدهند تا ما هم از اشتباه دربیائم ، امروز کار صدا و سیمای مرکز کرمانشاه به آیتم سازی رسیده است ،آنهم آیتم هایی که  مدل آیتم سازی دهه  هفتاد است ، مردم ما  الان در حال  تماشای شبکه هایی هستند که قدرت آنها در فیلمسازی  خیلی بالاست ، بپذیریم با آیتم سازی نمی شود صدا و سیما را نگه داشت . الان اگر ابراهیم مرادی به عنوان  یک کمدین  که اصستداد هایی در این زمینه دارد  نباشد شبکه ی زاگرس هم نیست،  باید تعطیل شود ،  ببینید کار صدا و سیما به کجا کشیده شده که به دو تا آیتم بند است !!  
 - مشکل از کجاست؟ رحیمی مدیر بدی است یا مجموعه ای که با ایشان کار می کنند؟
سعید قاسمی : خدمت شما عرض کردم ،   سال هاست رحیمی را می شناسم ؛ رحیمی یک مدیر تولیدی است ، او کارش را خوب بلد است ،  چه آن زمانی که در ایلام بود و چه آن زمانی که در سیستان و بلوچستان بع عنوان مدیر کل  بوده ،  ایشان مدیر خوبی بود  ولی  واقعیت این است  که همین مدیر خوب  به یکباره در مرکز کرمانشاه عملکردش اینگونه می شود ، چرا ، قاطعانه  عرض می کنم خدمت شما   این معاونین رحیمی هستند که اینکاره نیستند ،  آنها به عنوان مشاوران و  البته برنامه ریزان این مرکز  او را درست حمایت  نمی کنند ، برای حرکت رو به جلو هیچ گونه برنامه ای ندارند ، اسیر روز مرگی های   بی خود شده اند  ،  خیلی از آنها هنوز یک فریم فیلم نساخته اند ، قابلیت های استان را  نمی شناسند ، هنرمندان استان را نمی شناسند ،  مهمترین  عنصر یک اثر نمایشی نویسنده است ، صدا و سیمای مرکز کرمانشاه  چه تدبیری  برای شناسایی اهالی  قلم برداشته است ، بیاد دارم  همان زمان که روزهای اوج مرکز کرمانشاه بود  جشنواره های مختلف درون استانی از جمله فیلم نامه نویسی بر گزار می شد و  چقدر هم نویسنده شناسایی شد و  اما بعداً با بروز مدیریت های منفعل  به امان خدا رها شدند ، نکته دیگر موج جدیدی است که جامعه را فرا گرفته است ، باید بپذیریم که ما دیگر نمی توانیم مدل زندگی  دهه  شصت و هفتاد را داشته باشیم ، جامعه دچار تحولاتی شده است شبکه های سراسری و مراکز استانهای دیگر  از این مرحله گذر کرده اند ؛ اما صدای و سیمای مرکز کرمانشاه  بنا بر ملاحظاتی خود بافته  هنوز در اوایل دهه ی هفتاد گیر کرده است  ! صدا و سیما مرکز کرمانشاه خواب است ،  و این هم  بر می گردد  به عدم جسارت مدیران ا میانی  این   رسانه  که من فکر می کنم  مدیران صدا و سیمای مرکز کرمانشاه به مدیریت سنتی  اعتقاد بیشتری دارند و به  مصداق  شعر همه  چی آرومه من چقدر خوشحالم   خیال می کنند   مدیریت همین است که توسط  ایشان انجام می شود .  
-به نظر می رسد می شود این عدم مدیریت را در تکیه کردنِ شبکه ی زاگرس به یکی دو آیتمی که گفتید به خوبی مشاهده کرد و شاید بشود ریشه اش را یافت. من فکر می کنم ابراهیم مرادی با بازی کوتاهی که در فیلم «چ» داشت، می توانست خودش را جدی تر بگیرد و مانیفست اش را با عنوان تکیه بر صدا و سیما تغییر دهد؛ اما وقتی که به کارش در شبکه ی زاگرس به همان شکل سابق ادامه داد ، صدا و سیما هم او را بیشتر از پیش جدی گرفت و خودش را هم به این دلیل که یک بازیگر مشهور را در دامان اش دارد، مغرورتر یافت و دستِ بالا را گرفت و فکر کرد می تواند با آیتم های شبانه ی او هزاران مخاطبِ قهر کرده را بازگرداند؛ غافل از آنکه حالا اینترنت و ماهواره مخاطب بیشتری دارند و کیفیت برنامه هایشان بهتر است. چطور می خواهند مخاطبی که سلیقه اش بالاتر رفته به شبکه ی زاگرس برگردد؟
- ابراهیم مرادی بسیار بازیگر مستعدی است؛ شما باید قدرت بازیگری او را در تاتر های صحنه ای ببنید  ،  اما مدیران صدا و سیما بلد نیستند و نمی دانند  چنین بازیگرانی را نگه دارند و از آن ها به نحو مطلوب تری بهره مند شوند ،  تا یکی می خواهد «برند» شود صدا و سیما اخراجش می کند! نمونه هایش را در شبکه های سراسری هم  داریم مثل: «رضا رشیدپور» یا «مهران مدیری» که  مدتی از صدا و سیما دور بودند  و بالاخره  مدیران رسانه ملی  پذیرفتند به چنین افرادی برای جذب حدا کثری  مردم  نیاز دارند ،  آن ها باید به افراد مستعد و کاربلد میدان دهند و آن ها را برگردانند ،  در میان هنرمندان  عده ای با یک اشاره می آیند و  عده ای ناز بیشتری  دارند  ، مسئول باید ناز هنر مند را بخرد و  نوکر هنرمند باشد ، این یک واقعیت است  ، شعار نیست ، هنرمند  ارزش و اعتبار زیادی در جامعه دارد ، تلویزیون  باید  برای نگهداری هنرمندانش هزینه کند ، این هزینه همیشه هم مالی نیست ، زبانی ، دلی و محبت است ، ولی در مرکز کرمانشاه این قضیه بر عکس است ،  بطور حتم شما نیز در جریان مهاجرت  بازیگران به شبکه جم هستید  و البته چندین بازیگر از استان ما هم  ترک دیار کرده و جمی  شده اند ، به نکته  خاص در این مورد می خواهم اشاره کنم ، اول اینکه  آیا  مرکز تحقیقات صدا و سیما که در مورد  چیز های پیش پا افتاده  تحقیقات   می کند  به خود زحمت داده است که تحقیق  نماید  چرا  بازیگر ما  می رود بازیگر جم می شود و حتی هویت و نام خود را نیز عوض می کند ، جواد می شود  زانیار و طیبه ، تیبا ، چرا ؟ بعدش به بد ترین شکل ممکن نقش یک کاراکتر کرمانشاهی  را در سریالی  بشدت  آبکی به مسخره می گیرد و در تله فیلمی دیگر  خانم همین بازیگر با وضعی آنچنانی  بوسه هایی را از سوی بازیگران دیگر تحمل می کند ، دوم اینکه  این بازیگران غافل از سوء  استفاده ای هستند که از آنها می شود ، ترکیه  برای جذب توریست ، و مراکز فساد خود بازیگران ایرانی را ابزار قرار داده است و  هیهات ..
-به توجه به هنرمندان  اشاره خوبی داشتید  ، به نظر می آید درباره ی شما هم بهتر است همین کار را انجام دهند.
- ببنید من توقعی  ندارم ،  چون در بیرون از این مجموعه و در شرکتی  که مدیریت ان بر عهده خودم است  در حال فعالیت  هستم و  وقتی هم برای  برای حضو ردر تلویزیون ندارم   ،   همه اخلاق مرا بخوبی می دانند  ، اهل کلاس گذاشتن های بی خودی هم نیستم  ،  اما  من آخرین سریالم را سال ۸۴ برای صدا و سیما ساخته ام و  بعد از آن هیچ کاری برای مرکز نساخته ام  ،  ولی  چه اشکال  دارد  آن ها باید بیایند ناز من و امثال مرا بخرند ،  خیلی کار شاقی نیست ؛  یکی از وطایف مدیر کل  جمع کردن هنرمندان  است آنهم   با هنر مندی کامل ، مگر ما کم فیلم ساز و هنر مند در استان داریم ،  چند  در صد آنها در صدا و سیما جایگاه دارند  ، چرا نباید صدا و سیما برای جذب آنها  برنامه داشته باشد  ، من بیش  از چندین سریال و مجموعه نمایشی  برای این مرکز ساخته ام ، بشتر آمار را در رابطه  با کار های نمایشی در صدا و سیمای مرکز کرمانشاه دارم  ،  اگری سری به آرشیو بزنند  متوجه این موضوع می شوند  ،  چرا  معاونین  باید  غافل باشند  از تخصص و  تلاش های امثال  من  در سالهای دور  این مرکز ، و خیلی چرا های دیگر ...  یکی دیگر از مشکلات مدیران صدا و سیمای  مرکز کرمانشاه  محافظه کار ی است  تا جایی که هیچ  انگیزه ای برای چالش در آنها وجود ندارد ، آهسته بیا آهسته برو ، همین ، در صورتی که برای  عرصه یه کار بزرگ باید منتظر حملات بزرگ بود  و دل داشت . 
-شاید به دلیل مشکل مالی است که صدا و سیما نمی تواند از تمام ظرفیت هایش استفاده کند.
سعید قاسمی : خیر، مشکل مالی نیست و اگر هم هست می شود می توان آنرا بر طرف نمود  ، راهکار دارد تلویزیون می تواند و این پتانسیل  را دارد  که اسپانسر جذب کنند ؛  این توانایی وجود دارد  ، اما اول می بایست  با ساخت برنامه های پر بیننده  این انگیزه را در حامیان مالی بوجود بیاورند تا   وی تمایل به حضور به عنوان اسپانسر را داشته باشد  ، اما با این روند هیچ اسپانسری حاضر به سرمایه گذاری نیست ،  مثلا صنعت یا گردشگری،  مدیران  صدا و سیما  برای جذب توریست در کرمانشاه چه برنامه ای دارند که میراٍ فرهنگی مشارکت نماید ؟ آیا شما تا به حال برنامه ای جذاب درباره ی صنایع دستی و گردشگری استان  در شبکه های سراسری پخش شده است ، آیتم های گذرا در برنامه های ارتباطی بماند  ، ببینید ما همین کار را درشبکه نوپای  «فر تی وی» (FAR TV) می کنیم . در کنار برنامه هایی که برای مخاطب سرگرم کننده است برنامه هایی را به معرفی ظرفیت های صنعت کرمانشاه اختصاص داده ایم. یا درباره ی سریال سازی؛ صدا و سیما باید از همین حالا به فکر سریالی پر بیننده برای عید نوروز باشد نه آنکه سریال ها و فیلم های سینمایی را که بارها در شبکه های دیگر پخش شده برای چندمین بار پخش کنند.
- امروز پنج شنبه است و اجازه بدهید نگاهی بیندازیم به لیست برنامه های امروز شبکه ی زاگرس. طبق قاعده باید برنامه ها بهتر از روزهای دیگر داخل هفته باشند؛ چون روز پایان هفته است. در لیستِ برنامه های شبکه ی زاگرس در سایت این شبکه آمده است : سینمایی، طنزپیشگان، خبر زاگرس، شجره ی طیبه، کودک (تکرار)، خانه ی مهر (تکرار)، گزارش ورزشی (تکرار)، خبر زاگرس، سفر (تکرار) و با شهدا. سینمایی و طنز پیشگان اش که تکراری است. برنامه ی کودک اش هم که عاری از کودکانه بودن و شناخت کودک است ، آن یکی ها هم که تکرار است ،  می ماند خبر زاگرس و شجره ی طیبه که آن هم وضعیت اش مشخص است ،  به نظرم با این وضعیت اگر کسی شبکه ی زاگرس ببیند یا مخ اش تاب دارد یا دارد از سر تمسخر می خندد ،  با این وضعیت الان صدا و سیما مأمن چه نوع اندیشه و تفکری است؟ آیا جای بچه حزب ا... است یا روشنفکر یا مردم؟ فکر کنم جای هیچ یک نیست؛ حتی جای بچه بسیجی شش دانگ هم نیست. جایی است برای عده ای دائما شعار  های تکراری بدهند و  یا خودشان را لوس کنند برای این رییس و آن رییس ، نظر شما چیست؟
- در این بخش من خیلی با سئوال شما موافق نیستم ،  نظرم همان چیزی بود که گفتم . خنثی و محافظه کارند ،  از اینکه از آن ها شکایت شود می ترسند،   از اینکه مورد نقد قرار گیرند  نگرانند و  می خواهند  همه چیز همین گونه که هست باشد ، در زمانی آقای نقی زاده مدیر تولید سیما بود  یادم می آید یک روز سی چهل صفحه از نظرات مردم را به من دادند ،  در خصوص  مجموغع طنز هفت شنبه ، وقتی به آن ها نگاهی انداختم هم نظرات مثبت و هم نقدهای تند و تیز در آن ها بود ،  البته نقدهای تند و تیزش بیشتر بود ؛ آقای نقی زاده گفت:  نطرت چیه ؟ مانده بودم   چه بگویم  ادامه داد  برنامه تو دیده شده است و  از همین جهت است واکنش ها  زیاد است  ، ولی امروز  ما خبری از واکنش های مردم را نداریم  ، البته  واکنش هست ف بعضا که مردم  ما را می شناسند که زمانی در این مجموعه بوده ایم  می گویند  این چه برماه هایی است پخش می شود و  ما هم  فقط  می گوئیم ما کاره ای نیستیم  ، تلویزیون امروز نیاز مخاطب خود را نمی شناسد 
 -بله مخاطب شناسی بسیار ضعیف است. ده سال پیش وقتی مخاطبان از شبکه ی زاگرس آهسته آهسته رفتند، اینترنت و ماهواره به این شکل نبود؛ اما حالا با این همه تنوع و قدرتِ انتخاب، شبکه ی زاگرس چگونه می تواند هم سطحِ سلیقه ی آن ها برنامه بسازد؟
- امروز تکنیک ها ، فیلترها  و ابزار فیلمسازی و برنامه سازی زیاد شده و امکاناتِ فنی بهتر است؛ اما عده ای که این ابزار و امکانات را در اختیار دارند ، نابلد و بی سوادند ، یادم می آید  زمانی که ما در جبهه با دوربین سوپر ۸ فیلم می گرفتیم   خیلی  در گیر مسائل فنی نبودیم  ،  آن دوربین در مقابل  دروبین های  امروز حرفی برای گفتن نداشت ولی آنچه  فیلمبرداری  می شد به دل می نشست  چرا چون آنچه جلوی دوربین اتفاق می افتاد جان داشت و  همچنین کار های  سالهای گدشته  همین مرکز ، کرایه  نشینی را شما  بننید ، با دوربین یوماتیک کار شده است ولی کار جان دارد ،  نوشته خوبی دارد ، بازی های ماموس و جانداری  داری  همه چیز به واقعیت نزدیک  است  ، ولی امروز  نور مهم است ، جلوه های ویژه افتر افکت مهم است و ... هر فیلم و سریال خوب از فیلمنامه ی خوب نشأت می گیرد ،  نداشتن نویسنده خوب هم یکی از مشکلات صدا وسیمای مرکز کرمانشاه  است 
-شما در زمان جنگ کار غیلمسازی کرده اید ؟
- فیلمساز به معنی امروز نه ، در قرار گاه  جنوب  من مدتی فیلمبردار پروه چهل شاهد  بودم ، با دوربین های سوپر  هشت  فیلم می گرفتیم و غروب به غروب آنرا تحویل می دادیم ، آزاد هم بودیم که از هر اتفاقی که صلاح می دانیم تصویر بگیریم ، جلسات مهم  جنگ و  جان دادن شهدا ، البته فیلمها  را غروب تحویل می دادیم 
-برگردیم  به بحث قبلی ، این بی سوادی عوامل تولید یک برنامه را  که گفتید خیلی جاها می شود دید؛ مثلا در برنامه های مختلفی که می بینیم شخصیتی که کُردی حرف می زند اغلب عصبی و پرخاشگر است؛ در حالی که شخصیتی که فارسی صحبت می کند آرام و متین ، چرا ؟ 
- چرایش را که باید برنامه ساز ان برنامه بگوید  ولی من در این مورد حرف زیاد دارم. منهم  با شما هم عثیده ام  که  نباید اینگونه باشد ؛  ما باید گویشمان را  بخوبی باید حفظ کنیم ؛ مخصوصا در یک برنامه ی محلی ،  آنجا که لازم بود کردی حرف بزنیم و آنجا که لازم بود فارسی؛ اما نمی دانم این عصبیت و پرخاشگری نمی دانم از کجا می آید! این خودش یک تحلیل مفصل می طلبد . 
- راستی خود شما یک برند برای شبکه ی زاگرس هستید. دوست ندارید به صدا و سیما برگردید؟
-از لطف شما ممنونم و  این را به حساب محبت شما می گذارم   می دانید  که  من کارمند آنجا نبودم و نیستم و در مدت تولید برنامه هایم  قراردادی با آن ها کار کرده ام؛ اما الان سال هاست از مرکز  فاصله گرفته ام و ترجیح می دهم در همین فضای مجازی و سایتهای فرینوز  که مدت هفت سال است  فعالیت می کند  و فرتی وی به عنوان اولین رسانه تصویری  غرب کشور  که به تازگی راه انداخته ایم فعالیت ام را ادامه دهم،  ولی  واقعیت  این  است  ک من تلویزیون  را دوست دارم ، تلویزون به  نوعی خانه ماست هرچند صاحب خانه لطفش شامل حال ما نشود  ،  بر همین اساس  چندی پیش فیلمنامه ساخت مجموعه ای  بنام  هتل فامیلی  را به  صدا و سیما پیشنهاد دادم  که متوجه شدم  نه  توانی از سوی  صدا و سیما   برای ساخت هست و نه  انگیزه ای  برای تولید  و نه ممیزی ها اجازه پرداختن به  موضوع  های انتخابی ما را می دهد و  در انتها منهم دیگر حوصله سر .و کله زدن  با  ممیزی های بسته  پخش را نداشتم و به همین دلایل کنار کشیدم ،   همچنین   بهمراه دوست خوبم  جناب اقای حسام الدین  صبوری  در حال پیش تولید   یک کار سینمایی برای پخش از شبکه خانگی  هستیم  به نام «رستم ماهواره» که مدتی است در گیر فیلمنامه اش هستم  
- آقای قاسمی اگر در پایان صحبتی دارید بفرمایید.
- حرف  بسیار  است ، اما برای جمع بندی  تاکید می کنم  من و همه ی  کسانی که از سر دلسوزی در مورد تلویزیون و عملکرد مدیران آن می نگارند نه دشمنی با تلویزیون دارند و  نه  منافعی که به خطر بیفتند  بلکه  این واگویه ها  از سر دلسوزی  است ، درد  است هنرمند ما را صدا و سیمای مراکز همسایه به نام خود مصادره کنند ، همین هنرمند در بزرگترین تالار های تهران و سراسر کشور با قدرت برنامه اجرا کند بعد در دیار خود غریب باشد ، بیائیم این فضای بسته  ذهنمان را جلایی بخشیم تا شاید مردم بواسطه حضور هنرمندان ترد  شده  با تلویزون آشتی کنند ف هر چند می دانم بازهم  با این گفتگو ها کاری درست نمی شود و بازهم  حملات تشدید می شود و  بازهم ...  بازهم  ، ممنون از شما و خوانندگانی که تحمل کردند موفق باشید 





 

اطلاعات شما ذخيره شود ؟