حیدر کاکی در گفتگو با صدای آزادی: هر کسی نوازنده ی زمان خودش است

kaki02.jpg

هفته نامه صدای آزادی- سرویس فرهنگ و هنر: حیدر کاکی متولد۱۳۵۱ در گوران استان کرمانشاه، نوازنده‌ی تنبور، تار و سه تار، دانش آموخته‌ی دوره‌ی کارشناسی موسیقی و کارشناسی ارشد آهنگسازی از دانشگاه سوره‌ی تهران است. نوازندگی تنبور را از کودکی شروع کرده و محضر اساتید قدیمی تنبور از جمله درویش علی میر درویشی و سید قاسم افضلی را درک کرده و طی سالیان متمادی از محضر استاد علی اکبر مرادی بهره های فراوانی برده است. در زمینه ی فراگیری موسیقی دستگاهی از محضر استادان: علی اکبر شکارچی، عطاءالله جنگوک و داریوش پیرنیاکیان و در زمینه ی پژوهش موسیقی از محضر دکتر محسن حجاریان و دکتر ساسان فاطمی و در زمینه ی موسیقی کلاسیک غربی از محضر استادان: مصطفی کمال پورتراب، تقی ضرابی، محسن الهامیان، وارطان ساهاکیان و کیاوش صاحب نسق بهره مند شده است و هم اکنون در آموزشگاه موسیقی کامکارها در حال تدریس تنبور می باشد. آثار منتشر شده:
۱ـ آلبوم ته رز، انتشارات آوای باربد
۲ـ نوایی دیگر، انتشارات حوزه ی هنری
۳ـ آلبوم سحرگاهان با صدای بیژن کامکار، شرکت سروه مهر
۴ـ نوای تنبور، انتشارات ماهور
۵ـ کتاب زمینه ی شناخت تنبور، انتشارات نوید شیراز 
۶ـ کتاب ردیف سازی تنبور، شامل مقام های مجلسی و مجازی تنبور به روایت استاد علی اکبر مرادی ـ در دست انتشار
و همچنین همکاری در تدوین کتاب صد درس استاد علی اکبر مرادی و مقالاتی در فصلنامه ی موسیقی ماهور و ماهنامه ی هنر و موسیقی.
گفتگوی ما را با این هنرمند برجسته بخوانید:

ـ آقای کاکی، ابتدا و لطفا درباره ی ساز تنبور و حوزه های آن مختصراَ صحبت بفرمایید. تنبور قدیمی ترین ساز زهی زخمه ای است و طبق رسالات کهن و نقش برجسته های کشف شده حدود پنج هزار سال قدمت دارد. به طور کلی تنبور یک ساز شرقی است و در تمام مشرق زمین به اسم های مختلف وجود دارد ولی منظور شما تنبور امروزی است این ساز و موسیقی باستانی آن توسط یارسان ها بیش از ۱۲۰۰ سال گذشته تا امروز در قالب مراسم آیینی حفظ شده و مرکز اصلی رواج آن منطقه ی گوران کرمانشاه است و هر چه از این مرکز و منبع دورتر می شویم این موسیقی تحت تآثیر زبان و فرهنگ و موسیقی های آن مناطق قرار می گیرد. امروزه بعد از گوران، شهرستان صحنه گسترده ترین مرکز رواج تنبور است و سپس کرمانشاه، لرستان، همدان، تهران و تبریز و در کردستان عراق شهر کرکوک و اطراف آن گروهی با نام کاکه ای هستند که تنبور در میان آنها بسیار رواج دارد.   

ـ تنبور سازی است که هیچگاه نمی توان گذشته ی پُر راز و رمزش را نادیده گرفت. دانستن این رموز برای نوازنده های امروز چقدر می تواند در درک بیشتر این ساز تأثیرگذار باشد؟ هر نوازنده ی تنبور می بایست ساز خود را به خوبی بشناسد. یعنی نوازنده ی تنبور علاوه بر مطالعه در خصوص پیشینه ی آن با مشق و شاگردی، مقام های آن را فرا گرفته باشد. نوازنده ای که مقام ها را یاد نگرفته باشد مثل این است که بگوید من تار می زنم اما ردیف موسیقی دستگاهی را بلد نیستم یا کسی بگوید موسیقی کلاسیک غرب کار می کنم ولی موتزارت را نمی شناسم. این گونه افراد ممکن است خیلی تند و سریع  ساز بزنند ولی مطمئناً درک درستی از ساز خود ندارند.

ـ پس به نظر شما شرط مهم تنبور نواز بودن این است که هنرجو مقام های تنبور را یاد گرفته باشد. در مناطقی که تنبور رواج دارد به دلیل استفاده در مراسم آیینی، معمولا در هر خانه ای ساز تنبور آویزان است و عموما زن و مرد دستی به تنبور دارند ولی منظور من نوازنده ی آکادمیک و اصولی تنبور است که باید حتما دوره ی آموزش بنیادی تنبور را که شامل تمام مقام های مجلسی و مجازی است و هم اکنون با زحمات استاد بزرگ تنبور ایران ـ استاد علی اکبر مرادی ـ ثبت و ضبط گردیده را فرا گیرد. به نظر من با وجود این منابع مرجع در این خصوص هیچ کم کاری و قصوری قابل قبول نیست. 
ـ ارزیابی شما از سیر تغییر و تحولات احتمالی که در مقامات تنبور در زمان و مکان های مختلف و وزن ها و ادوار کهن ایجاد شده، چگونه است؟ تنبور از نظر ظاهری تغییراتی جزیی داشته که در راستای افزایش وسعت و کیفیت صدا و ظاهر آن بوده است مانند اضافه شدن سیم مضاعف و افزایش پرده ها در پایین دسته ی ساز تا روی صفحه و ... از نظر محتوا هم باید عرض کنم که هر کسی نوازنده ی زمان خودش است. یعنی نوازنده ی قدیمی تنبور که از بدو تولد تا آخر عمرش غیر از تنبور موسیقی دیگری نشنیده مطمئناً اجرایش بسیار متفاوت تر از نوازنده ی امروزی ست که مدام در معرض شنیدن انواع موسیقی ها از سراسر دنیاست. همانگونه که در پاسخ به سوال اول شما اشاره کردم، خاستگاه اصلی مقام های تنبور منطقه ی گوران کرمانشاه است و در مناطقی مانند صحنه، مقام ها کمی تحت تاثیر موسیقی دستگاهی و خانقاهی قرار گرفته و همواره با زایش مقام های جدید روبرو هستیم به گونه ای که ساقی نامه ـ که از گوشه های موسیقی سنتی است ـ را یک مقام می دانند و یا پروفسور ژان دورینگ از قول مرحوم نورعلی الهی حدود صد و چهل مقام روایت کرده که عمدتاً موسیقی فولکلور کُردی هستند و ربطی به مقام ها و موسیقی تنبور ندارند و در دیگر مناطق نیز اتفاقات این چنینی افتاده.    
ـ ورود چنین اتفاقاتی به حوزه ی تنبور بدون پشتوانه ی علمی و کارشناسی چقدر می تواند تنبور و مقام های آن را در معرض خطر قرار دهد؟ خوشبختانه در پی زحمات، تحقیقات و پژوهش های استاد علی اکبر مرادی تمام مقام های تنبور جمع آوری و ثبت شده و هر هنرجویی می تواند آنها را فرا بگیرد. اما از روزی که تنبور وارد موسیقی جدی ایران شد و به مردم شناسانده شد همیشه افرادی ناآگاهانه و شاید آگاهانه با روی آوردن به حاشیه هایی که هیچگاه به نفع تنبور و موسیقی آن نبود، دامن می زدند و از ناآگاهی عامه ی مردم و گاهی موسیقی دانان از این ساز و موسیقی آن سوء استفاده کرده و با تقدس نمایی و ظاهرنمایی های فریبنده و ادعاهای کاذب نه تنها چیزی به شاگردان خود یاد ندادند بلکه آنها را از موسیقی دور و وارد عرصه های دیگری می کردند. به گونه ای که هنوز عده ی زیادی معتقدند که حتما با ظاهری خاص حق نوازندگی با این ساز را دارند. امیدوارم دوستان نوازنده و اساتید فارغ از هرگونه حاشیه ی انحرافی، تنبور و موسیقی آن را انتقال دهند.  
ـ شما چه پیشنهادهایی برای جلوگیری از بروز و ورود چنین اتفاق هایی دارید؟ پیشنهاد بنده این است که نوازندگان تنبور به دور از هرگونه حاشیه ای به فراگیری موسیقی و مقام های تنبور که در دسترس همگان است بپردازند. می خواهم بگویم که امروزه دیگر درویش و نوازنده ی حرفه ای تنبور کاملا از هم جدا هستند. هر چند متاسفانه بعضی از نوازندگان امروزی هنوز تکلیف خود را معلوم نکرده اند که اگر درویش هستند که باید بروند کُنج جمخانه و کلام بخوانند و مریدانشان را راهنمایی کنند و اگر هم تنبور را به شکل جدی آن دنبال می کنند باید به عنوان یک نوازنده با تمام فنون اجرایی و جزئیات تنیورو مقام های آن آگاه باشند. متاسفانه بعضی امروزه هم درویش هستند و هم نظرات غیرکاراشناسی ارائه می دهند. مثلا من شنیده ام که می گویند این ملودی اگر با فلان شعر همراه باشد یک مقام و اگر با شعر دیگر خوانده شود مقام دیگری نام می گیرد. حالا سوال اینجاست مگر می شود یک ملودی دو تا مقام باشد؟ لذا علاقمندان به موسیقی تنبور نیز باید هدفمند و با آگاهی بیشتری دنبال این ساز باشند.
ـ نقاط مشترک موسیقی تنبور با موسیقی ردیف ایران چگونه است؟ موسیقی تنبور یکی از کهن ترین انواع موسیقی ایرانی است که از لحاظ گردش ملودیک و فواصل و نغمات و اوزان به کار رفته بسیار غنی و دارای مقام هایی در متدهای متعدد است. بدون شک اگر گردآورندگان ردیف موسیقی دستگاهی در دویست سال گذشته این مقام ها را شنیده بودند در حال حاضر بخش های عمده ای از این مقام ها جزء ردیف کنونی بود. مقام های تنبور با سایر موسیقی های ایرانی به خصوص موسیقی دستگاهی اشتراکات زیادی دارد. این پیوندها را می توان در اجرای نوازندگانی که هم با موسیقی تنبور و هم موسیقی دستگاهی آشنا هستند مشاهده نمود. به طور مثال هنگام اجرای «غریبی» به سادگی می شود وارد دستگاه ماهور شد و یا از مقام «الوَن» می شود وارد دستگاه نوا و گوشه ی نهُفت شد و از طریق «گُل وَ خاک» و یا «گِل وه دره» وارد موسیقی تنبور شد. و یا مقام هایی مانند «شاخوشینی»، «حقن حقن»، «هی گیان» و «داود نه کوره» که فواصل آنها منطبق بر دستگاه چهارگاه و گوشه های آن مانند منصوری است با این تفاوت که در موسیقی تنبور رُبع پرده وجود ندارد و رُبع پرده ها با مهارت نوازنده تعدیل و به صورت نیم پرده اجرا می شود.    
ـ طی سالیان اخیر، تنبور با موسیقی دستگاهی ایران ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده و حتی برای آن نُت نویسی هم شده است (صددرس، استاد علی اکبر مرادی). این ارتباط، در تثبیت جایگاه واقعی تنبور چقدر می تواند نقش آفرینی کند؟ واقعیت این است که تمام موسیقی های نواحی ایران با ردیف موسیقی دستگاهی اشتراکاتی دارند و اگر به گذشته ی آنها برگردیم هر دوی آنها را از یک منبع خواهیم یافت. هم اکنون که ارتباط بین فرهنگها بیشتر شده هنرمندانی همچون استاد علی اکبر مرادی با تسلطی که بر انواع موسیقی ایرانی دارند از این نقاط مشترک بین موسیقی تنبور و ردیف و دیگر موسیقی های نواحی ایران جهت تعامل و ارتقای موسیقی تنبور بهره برده اند. در مورد نُت نویسی تنبور هم که فرمودید من غیر از کتاب «صد درس» کتاب های دیگری هم دیده ام اما هیچ کدام مانند «صد درس» علمی و هدفمند و در راستای فراگیری موسیقی تنبور نیست.
ـ تابستان گذشته کنسرت های تکنوازی تنبور در تهران و همدان و ... داشتید. درباره ی اهداف این کنسرت ها و چگونگی ادامه ی آن صحبت بفرمایید. این برنامه به دعوت هنرمندان و دوستان علاقمند به ساز تنبور بود. در کنار کنسرت هایی که در تهران، همدان و اصفهان داشتم یک کارگاه آموزشی تنبور نیز برگزار کردم و هدفم از این کارگاه ها، آشنایی علاقمندان تنبور با مقام ها، فرهنگ و پیشینه ی این ساز و معرفی و اجرای صحیح مضراب های متنوع و استایل درست دست راست و چپ بود که متاسفانه کمتر مورد توجه قرار می گیرد.  
گفتگو از فرهاد کریمی  
اطلاعات شما ذخيره شود ؟