فرید الهامی، سرپرست و آهنگساز گروه فردوسی در گفتگو با صدای آزادی: خواندن شاهنامه، لحنی روایی و حماسی می خواهد.
فرید الهامی، سرپرست و آهنگساز گروه فردوسی در گفتگو با صدای آزادی: خواندن شاهنامه، لحنی روایی و حماسی می خواهد.
فرید الهامی متولد فروردین ماه سال ۱۳۵۹ در شهرستان صحنه (استان کرمانشاه) در خانواده ای هنرمند چشم به جهان گشود، پدربزرگ ایشان استاد زنده یاد سید ایاز قزوینه ایی از اساتید صاحب سبک تنبور بوده و پدر ایشان از کارگردانان برجسته ی کرمانشاه و شهر صحنه می باشد. در هفت سالگی به تشویق مادر سه تار را نزد پسر عموهایش سید صفی الدین و سید وهاب آغاز کرد و همزمان به فراگیری تنبور نزد پدربزرگ پرداخت. پس از وفات پدربزرگ شاگردی را نزد استاد زنده یاد سید امرالله شاه ابراهیمی ادامه داد و مقام های باستانی و حقانی تنبور را نزد ایشان فرا گرفت. وی در سال ۱۳۷۹ اقدام به تشکیل گروه موسیقی زمزمه ی عشق کرد و همزمان در گروه روچیار به سرپرستی استاد بهروز طاهری ادامه فعالیت داد و در سال ۱۳۸۴ گروه فردوسی را پایه نهاد. از سال ۱۳۸۵ مشغول به تمرین و ضبط دو اثر شاهنامه ی کُردی (تراژدی رستم و سهراب) و شاهنامه ی فردوسی بزرگ(درفش کاویانی) با آهنگسازی ایشان و تدوین استاد شهرام ناظری شد و برای اولین بار در سال ۱۳۸۵ سعی نموده یک داستان از شاهنامه ی فردوسی به اختصار (با گروه تلفیقی مقامی،  سنتی) روایت کند.
گفتگو از فرهادکریمی

ـ در ابتدا گروه فردوسی را معرفی بفرمایید. گروه فردوسی در سال ۱۳۸۴ و در شهر صحنه بر اساس دیدگاه های موسیقی مقامی و تنبور با آهنگسازی و سرپرستی اینجانب و با نوازندگی فرنود الهامی، مهراب اسرافیلی، آرمان دکه ای و یونس پاک نژاد تشکیل شد.
ـ تنبور علاوه بر آنچه که درباره ی آن نوشته شده، یک تاریخچه ی شفاهی مهمی نیز دارد. مکتوب نکردن این تاریخچه دلایل خاصی دارد یا ضرورتی برای این کار دیده نمی شود؟ تنبور سازی ست باستانی با پیشینه ی چند هزار ساله که مردم کُرد یارسان میراث دار این ساز و مقام هایش هستند. تنبور ساز ذکر و عبادت و جمخانه و نیایش مردم یارسان است و به همین دلیل جایگاه بسیار خاص و ویژه ای در بین آنان دارد و  این ساز را مقدس می شمارند. در واقع جایگاه این ساز در میان مردم یارسان مانند ساز پیانو در کلیساها و همچنین مدها و آواهایی است که در کلیساها خوانده می شود. مسائلی هم که در مورد این ساز در هیچ جا نوشته نشده، به این دلیل است که مردم یارسان معتقدند مسائلی که راجع به تنبور وجود دارد جزیی از ایدئولوژی و اندیشه ی آیینی خودشان بوده و نیازی به بحث و گفتگو و موشکافی ندارد. در مورد تاریخچه ی تنبور مسائل دیگری هم هست مثلا اینکه تنبور در ابتدا دو سیم داشته( و نه سه سیم) که طی یک قرن اخیر تنبور سه سیم شده. به یاد دارم که تنبور پدر بزرگم (زنده یاد سید ایاز قزوینه ای، از اساتید برجسته ی مقام نواز منطقه) دو سیم داشت و ایشان عمدتا با تنبورهای دو سیم می نواختند و علاقه ای به نواختن با تنبورهای سه سیم نداشتند. در گذر زمان مانند اتفاقی که برای سه تار افتاد و سیم واخوان را (مشتاق) به آن افزودند، برای تنبور هم سیم سومی اضافه شد. شیوه نواختن تنبور  در یارسانیان  با تنبوری که ما امروزه در خیلی از محافل می شنویم (به اصطلاح تنبور شهری که هر کسی هر جور که دوست دارد به نواختن این ساز می پردازد) کاملا  متفاوت است. تنبور تعریفی دارد و بنیان و اساس و ریشه ای به نام مقام که البته متاسفانه کم کم در حال فراموشی است.
ـ شما ارتباط بین ساز تنبور و موسیقی دستگاهی و تأثیرات آنها بر همدیگر را چگونه می بینید؟ با نقل قول از استاد مشکاتیان و اساتیدی دیگر چون استاد محمدرضا درویشی و استاد تعریف، عرض می کنم که موسیقی دستگاهی ایران برگرفته از دریای عظیم موسیقی مقامی و موسیقی مناطق مختلف ایران زمین است.  به عنوان مثال گوشه ی «نیشابورک» در نوا شباهت بسیاری با مقام «ساروخانی» در تنبور دارد و یا گوشه ای با نام «یتیمک» در ابوعطا  عینا در موسیقی آذری وجود دارد و یا «کُرد بیات»  که در آوازها و مقام های کُردی عینا  وجود دارد. و یا «گیلکی و دیلمان» در دشتی که دقیقا از موسیقی شمال ایران گرفته شده. یعنی در واقع موسیقی دستگاهی ما از موسیقی مناطق و موسیقی مقامی ما نشآت گرفته است. آنهم نه به طور کامل بلکه قطره ایست از دریای موسیقی مقامی و مناطق ایران زمین.  
ـ در آلبوم درفش کاویانی، شاهنامه خوانی با مقام های تنبور تلفیق شده و  موسیقی مقامی قسمت عمده ی این اثر را تشکیل می دهد. در رابطه با نزدیکی فضای موجود در لحن شاهنامه و مقام های تنبور صحبت می کنید؟ شاهنامه خوانی با مقام های تنبور از چند قرن پیش وجود داشته و با این ساز شاهنامه ی کُردی خوانده می شده. مثلا «ته رز رستم» یا مقامی با نام «رستم نوازی» که هر کدام فضای موسیقایی متفاوت دارند. یا مقام های «هفت خوان رستم» و «نکیسا». کار بر اشعار شاهنامه در بین کُردها و همچنین کسانی که تنبور می نوازند موضوعی نیست که تازگی داشته باشد. از خیلی پیش تر وجود داشته و اساتید تنبور از دیرباز تاکنون میراث دار این فرهنگ بوده اند و آنرا تا به امروز حفظ کرده اند. گروه فردوسی از ابتدا فعالیت خود را بر داستان «رستم و سهراب» از شاهنامه ی کُردی متمرکز کرده و در سال ۱۳۸۸ با آواز بی نظیر استاد شهرام ناظری آلبوم ضبط شد و کار آن آلبوم تقریبا به پایان رسیده و با صلاحدید استاد در زمان مناسب منتشر خواهد شد. کار بر روی شاهنامه ی کُردی «رستم و سهراب» از ابتدا بر اساس شاهنامه خوانی و تلفیق با حدود بیست و چهار مقام باستانی تنبور با استفاده از لحن های شاهنامه خوانی های مختلف و روایت های متفاوت مقام های تنبور آغاز شد. مجموعه ی «رستم و سهراب» کار آغازین گروه فردوسی بود و بعد از آن «درفش کاویانی» ساخته شد. آهنگسازی بر اساس اشعار شاهنامه و همچنین لحن آوازی خوانش شاهنامه با لحنی که در زمینه ی آهنگسازی و حتی آواز اشعار حافظ و سعدی خوانده می شود، بایستی کاملا متفاوت باشد. خواندن اشعار فردوسی لحنی روایی و حماسی می خواهد اما اشعار حافظ و سعدی معمولا عاشقانه هستند و لحنی عاشقانه را طلب می کنند و حتی ملودی ها و نوع تنظیم هم از این قاعده مستثنی نیست که البته این مساله متاسفانه اکثر وقتها در موسیقی ما رعایت نمی شود.  بعد از انتخاب اشعار شاهنامه ی کُردی با دوست خوبم امین گجری در مجموعه ی شاهنامه ی کُردی و همچنین اشعار آلبوم درفش کاویانی با خانم دکتر الهامی و دکتر میثم سلگی خدمت استاد ناظری رسیدیم و ایشان با درایت و آگاهی که نسبت به شاهنامه و لحن های حماسی داشتند کمک بسیاری در زمینه ی تلفیق شعر و موسیقی و زیبایی شناختی ،اثر داشتند. مقام هایی که در کار «رستم و سهراب» استفاده شده عبارتند از: «ساروخانی» در بخش نیایش و استفاده از «هوره و مور» ،آواهایی که چند هزار سال قدمت دارند. مقام های «گله وه دره، قطار، الله ویسی، غریبی، باریه، طرز رستم، مجنونی سحری و ... استفاده شده و البته با تلفیق این مقام ها با شاهنامه خوانی و البته دیدگاهی روایی.
ـ چگونه و بر چه اساسی متوجه شدید که شاهنامه را می توان بر پایه ی مقام های تنبور اجرا کرد؟ پیش تر عرض کردم که خواندن شاهنامه با تنبور متداول است فقط کار کردن به صورت تصنیفی و یا قطعه ی ضربی نمونه ای کار شده در موسیقی تنبور وجود نداشت که بر حسب نیاز در این مجموعه از آن استفاده شد. نمونه کارهایی از شاهنامه خوانی که تا به حال با دیدگاه موسیقی سنتی و مناطق  ارائه شده عبارتند از: «از خشت و خاک» کاری از آقای صادق چراغی و با آواز دوست نازنینم علیرضا قربانی و البوم «سیمرغ» با آواز همایون شجریان و آهنگسازی جناب آقای حمید متبسم.
ـ پروژه ی درفش کاویانی قطعا کار عظیم و پر هزینه ای بوده، سرمایه گذاری این پروژه به چه شکل بوده است؟ بله دقیقا همین گونه است که می فرمایید. از ابتدای پروژه دوست عزیزم گودرز تتری تمام هزینه های پروژه را به عنوان سرمایه گذار اثر تقبل کردند. عشق ایشان  به ساز تنبور و  فردوسی بزرگ و استاد ناظری باعث شد طی  ده سال کار بر پروژه شاهنامه با تمام وجود در کنار گروه باشند و علیرغم عدم حمایت های دولتی و عدم اسپانسر بخش خصوصی یکه و تنها از این پروژه حمایت کنند. البته در انتهای کار هم خود استاد ناظری بخشی از هزینه ها را پرداختند.
ـ ظاهرا همکاری شما با استاد شهرام ناظری فقط به آلبوم درفش کاویانی منتهی نمی شود. نحوه ی آشنایی با استاد و سمت و سوهای همکاری شما با ایشان چگونه است؟ بنده با افتخار حدود ده سال شاگرد ایشان بوده ام و در محضر ایشان تلفیق شعر و موسیقی و زیباشناختی و همچنین آواز یاد گرفته ام. ابتدای آشنایی با استاد از طریق دوست خوبم جناب آقای عبدالرضا رهنما از اساتید تنبور شهر صحنه بود. این اتفاق دقیقا همان زمانی بود که در حال کار بر شاهنامه ی کُردی بودم که آن کار دیگری است از گروه فردوسی با آهنگسازی بنده و آواز استاد ناظری که سال ۸۸ به تمام رسیده.
ـ یعنی قبل از شاهنامه ی فارسی، شاهنامه ی کُردی را تنظیم و اجرا کرده اید؟ بله، آهنگسازی شاهنامه ی کُردی برمی گردد به سال ۸۰ که ضبط آن در سال ۸۸ به اتمام رسید.
ـ گروه فردوسی قرار است با آهنگسازی شما و خواننده گی استاد صدیق تعریف آلبومی منتشر کند. درباره ی این اثر توضیحات بیشتری برای مخاطبان ارائه بفرمایید. ابتدا باید  عرض کنم که آهنگسازی این اثر کاری ست مشترک از بنده و برادرم فرنود الهامی و با تنظیم دوست خوبم جناب ارشک رفیعی برای ارکستر بزرگ. استاد تعریف  از خوانندگان خوب کُرد و البته موسیقی ایرانی هستند. ایشان هنرمندی گُزیده کار هستند و با روند فکری خاص که در طی دوره ی فعالیت هنریشان هر کاری را نپذیرفته و نخوانده اند که این خصوصیت ایشان ستودنی ست. با توجه به کُرد بودن آقای تعریف و همچنین ساز تنبور به عنوان ساز مقامی کُرد،  با توجه به اینکه ایشان تا به آن زمان آلبوم موسیقی مقامی و تنبور انجام نداده بودند، به همین دلایل از ایشان تقاضای همکاری کردم و ایشان پذیرفتند و همکاری با ایشان از حدود دو سال پیش آغاز شد. با استفاده از شعرهای مولانا و مقام های تنبور که جزییات این کار هم در آینده اعلام خواهد شد. جا دارد از دوست خوبم جناب آقای ارشک رفیعی که تنظیم این کار را برای ارکستر بزرگ و تنبور انجام دادند تشکر کنم.
ـ زمان مشخصی برای انتشار این آلبوم مشخص شده و اگر امکان دارد نام این آلبوم را نیز ذکر بفرمایید. این اثر تا پایان امسال منتشر خواهد شد.
نظرات [۳]
دوشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ :: ۲۲:۳۱
گفتگوی خیلی آموزنده ای بود
دوشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ :: ۱۸:۳۰
آلبوم درفش کاویانی رو بارها شنیدم خیلی زیباست
دوشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ :: ۱۱:۲۸
درود بر استاد الهامی عالی بود
اطلاعات شما ذخيره شود ؟