بابک دولتی در گفتگو با صدای آزادی: من با شعـرهـایم نفس می کشم
بابک دولتی در گفتگو با صدای آزادی: من با شعـرهـایم نفس می کشم
بابک دولتی متولد دیماه ۱۳۵۳ کرمانشاه و فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی. از ۱۳۷۲به صورت حرفه ای شعر را دنبال کرده و قالب تخصصی او غزل بوده و عمده مضامین غزل ایشان، فلسفی ـ اجتماعی است. دولتی انجمن های مختلفی را مدیریت کرده و توانسته به سه نسل از جوانان کرمانشاه در حد وسع کمک کند. علاوه بر آن پنج دوره داور جشنواره ی دفاع مقدس در غرب کشور بوده و دبیری کنگره ی ملی مرصاد نیز در کارنامه ی ادبی ایشان دیده م یشود. اولین کتاب بابک دولتی «دست نوشته های یک سنگ» شامل چهل غزل بود که در سال ۸۴ توسط نشر مدیا روانه بازار شد. مجموعه شعر «سلام خواهر باران» دومین کتاب این شاعر است که توسط نشر تکا، تحت نظر وزارت ارشاد اسلامی و از سری کتابهای صد شاعر سی سال پس از انقلاب بود که در سال ۸۷ منتشر گردید. این مجموعه ی صد جلدی تاکنون به هفت زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است. «هزار سال نمک زیر پلکهای من است» سومین مجموعه از از غزلهای دولتی ست که در بهار ۱۳۹۳ توسط نشر شانی چاپ و امسال به چاپ دوم رسید. دولتی همچنین گزیده ای از آثار غزلسرایان کرمانشاه را در دست انتشار دارد. گفتگوی ما را با ایشان بخوانید:
گفتگو از فرهادکریمی

ـ آقای دولتی اگر از منظر روایت پردازی ها به آثار شما نگاه کنیم شعرهای شما نمونه هایی خوب از طرح مسائل اجتماعی و عاطفی است. این شناخت حسی چقدر می تواند معرفت و شناخت مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد؟ تا آنجا که پیداست در این پرسش حس و شناخت در برابر هم قرار گرفته است. در زمان اکنون دیگر شاعر موظف نیست که مخاطب را با درک عرفانی اش سهیم کند. یا با استفاده از آرای فلاسفه چونان شیخ محمود شبستری عقل شنونده را هدف بگیرد. هر شاعر برای خود آبشخور اندیشه ای می جوید و روی آن موضوع سرمایه گذاری می کند پس از این نکته تاثیر روی مخاطب نیز جای بحث دارد. من به عنوان مولف اثر را خلق می کنم و شعر دیگر در تصرف من نیست. تاثیر رابطه ایست بین اثر و مخاطب. هر مخاطب حق دارد از اثر دریافت هایی شخصی داشته باشد.
ـ دریافت های شخصی هر مخاطب که کاملا درست است اما با توجه به کارکردهای ذهنی مولف، چگونه می توان مخاطب را با یک نگاه کل و جزءنگر همزمان در متن شریک کرد؟ تنها کاری که در این زمینه از مولف بر می آید چند لایه بودن معناست. متن باید طوری نوشته شود که توقع شمای منتقد برآورده شود. متنی چند لایه که هر کس بتواند از یک زاویه به آن نگاه کند.
ـ در این متن چند لایه ای که شما به آن اشاره می کنید چقدر امکانات واژه ­پردازی با گستره­ ی معنایی خاص در ارتقای مفاهیم متن موثر است؟ واژه ها صرفا ابزارند. وقتی ما به دنبال خلقِ نشانه هستیم. واژه ها همه می توانند به کار بیایند. و واژه پردازی در ادبیات چندان پخته نمی نماید. نشانه نیز دو سویه است، یک سوی رو به هنرمند زمانی که اثر را خلق می کند و معنای مورد نظرش را درون نشانه می ریزد و یک سویه در ارتباط با مخاطب که می تواند معناهای مختلفی برداشت کند. حال یا این معناها با ذهنیت هنرمند همسو هستند یا خیر و کاملا جدیدند. وقتی می فرمایید: "مفاهیم مورد نظرش" این شین با حس مالکیت مرگ مولف را رد می کند.
ـ همه ی ابزارها و امکان های شعری و شگردهایی که آن را می سازد و شکل می دهد  بیش از هر چیز، انگاره های ذهنی و واگویه های درونی شاعر را نقش می دهند. چقدر خوِد واقعی شما با خودِ حاضر در شعرهایتان هماهنگ است؟ من با شعرهایم نفس می کشم. حرفی که از دل برنیامده باشد در کتاب شاعر ثبت می شود و تا آخر عمر همچون غده ای بدخیم شاعر/کتابِ شاعر/ و مخاطب فهیم را آزار می دهد. علم نقد این نکته را قبول ندارد که دقیقا شعر و زندگی شاعر همخوانی داشته باشند. منتقدین بر این باورند که شعر یک اثر هنری ست و ربطی به زندگی شخصی شاعر ندارد اما من شعرهایم را زیسته ام و از خواندن هیچکدام به سبب مضمون احساس شرمساری نمی کنم.
ـ اینکه شعر یک اثر هنری ست و ربطی به زندگی شخصی شاعر ندارد با نقش تجربیات زیستی و اجتماعی مولف در شکل گیری و گسترش درون‌ مایه‌ های متنی ـ که نظریه پردازان ادبی به آن معتقدند ـ همخوانی ندارد. شما چه نظری دارید؟ با هم تناقضی ندارند. به قول اهل منطق عموم و خصوص مطلق است، شاعر از یک سو عضوی از جامعه است و ممکن است از فضای اطراف تاثیر بگیرد اما خواسته ی جامعه از یک هنرمند خلق اثر فاخر است. شما وقتی می روید یک محصول غذایی بخرید کاری ندارید که دامدار چه اخلاقی داشته، اعتیاد داشته یا نداشته و... شما کباب تان را میل کنید!
ـ ولی همین کباب اگر با چاشنی اعتیاد آغشته شده باشد، می تواند بیماری زا باشد. قبول دارید؟ خیر، قبول ندارم یک سری جاها هست که عوام از ویژگی های رفتاری هنرمند تقلید می کنند و در ناخودآگاهشان به دنبال اینند که شبیه او شوند. اما در حوزه ی تخصصی هنر، و نقد و تحلیل هنر رفتارهای شخصی هنرمند ،دست کم در دوران معاصر ، جایی ندارد و صرفا شخصی ست.
ـ شعر هر شاعری انعکاسی­ ست از منِ درونی و منِ بیرونی او و شما در آثارتان علاوه بر بیان تجارب شخصی، دغدغه­ های اجتماعی را نیز به خوبی بیان می ­کنید. موافق هستید که شناخت هر متن و نوع ارتباط آن با مسائل اجتماعی ­ای که متن از آن برخاسته، بسیاری از ابهامات مخاطب در هنگام خوانش را برطرف می­ کند؟ بی شک شاعر باید در زمان اکنون زندگی کند و شناخت مسائل اجتماعی در هر دوره ای به شناخت بیشتر آثار شاعران در همان دوره کمک خواهد کرد. یک روانشناس حرفه ای، یک جامعه شناس توانا خواهد توانست تاثیرات جامعه و محیط اطراف را در آثار شاعران استخراج کند.
ـ متن یک نوع الهام به مؤلف است و بر اساس نبوغ و ویژگی های فردی مؤلف شکل می گیرد. در این باره توضیح می­ فرمایید؟ در  مورد الهام نظرها مختلف است. اعراب قدیم معتقد بودند که هر شاعر یک جن اختصاصی دارد و مضامین را به شاعر القا می کند. برخی هم بر این باورند که اصلا الهامی در کار نیست میانگین این دو نظر شاید همان باشد که بین شعرا ضرب المثل شده. می گویند مصرع اول هدیه ی خدایان است. یعنی آن جرقه و استارت اولیه. نظر شخصی من این است که زندگی ِ یک شاعر چقدر اندوخته ی تجربی عاطفی داشته باشد هر چه اندوخته غنی تر شعر پر بارتر.
ـ پُل والری می گوید: «شعر، هنر زبان است چرا که زبانی پنهان و مرموز درون زبانِ عادی وجود دارد که کشف آن نیازمند کنجکاوی و تلاشی هنرمندانه است». همنشینی کلمات چگونه خلاقیت و نوآوری ایجاد می­ کند به گونه­ ای که از بازی­های زبانی بی­ هدف هم دور ماند؟ برای شخص من زیرساخت زبان به روساخت آن ارجحیت دارد. شاید نگاه برخی متفاوت است این اولویت بدین معنا نیست که استحکام و ظرافت های زبانی نادیده گرفته شود اما اینکه بازیگوشی کنم و به چند بازی زبانی دلخوش شوم برایم قانع کننده نیست.
ـ طی سالهای اخیر در شعر تجربی، مخاطب در جریان پردازش معنایی و حتا ساختاری شعر دخالت داده شده است. به نظر شما مخاطب چگونه می­ تواند از تداعی­های موجود در متن به یک کلیّت واقعی دست پیدا کند؟ در یک تقسیم بندی کلی مخاطب به دو دسته ی حرفه ای و غیر حرفه ای تقسیم می شود و بسته به درک خود از یک اثر برداشتی شخصی خواهد داشت. نویسنده نیز به نسبت توانایی اش اثر تولید می کند حال در چالش روبرو شدن مخاطب و اثر چه اتفاقی می افتد/چقدر مقبول خواهد بود و... را به دقت نمی شود پیش بینی کرد.
ـ ببینید خواندن، عملی هرمونتیک است و در دنیای هرمونتیک، دریافت هر معنایی نسبی ­ست از طرفی هم شیوه­ های تولید معنا در متن متفاوتند. حالا یک متن چگونه باید سویه ­های معنایی­ اش را اجرا کند تا در ارتباط سازی و هدایت جریانِ ذهنی مخاطب موفق عمل کند؟ کسی که میخواهد از چند لایه بودن معنا بکاهد و خواننده را تا جای ممکن مجبور به پذیرش ذهنیات خود کند یک راه بسیار ساده دارد: استفاده ی بالا از کلیشه ها تا اولین و آشناترین معنا را به سوی مخاطب شلیک کند. البته در این حالت نیز برداشت های آزاد اتفاق می افتد اما با درصد و قدرتِ کمتر.
ـ شعر کرمانشاه با وجود داشتن پتانسیل های بالا، سالهاست نتوانسته در عرصه ادبیات کشور خودش را مطرح کند. شما دلایل آن را در چه چیزی می بینید؟ شاخص ِ ادبیات افت و خیز دارد، همیشه رو به اوج نیست. قبول دارم که چند سالی ست تولد چهره های جدید را شاهد نبوده ایم ولی اگر رخوتی هست سراسری ست در کل کشور چنین است. اما هنوز چهره های شعر کرمانشاه کتاب چاپ می کنند، در جشنواره ها حضور دارند و... این سقفی ست که کشور از ادبیات می خواهد. شاید برای من و شما قانع کننده نباشد اما با مقیاس های موجود استان کرمانشاه هنوز جایگاهش را از دست نداده است.
اطلاعات شما ذخيره شود ؟