از مفاخر بومی برای نامگذاری معابر کرمانشاه استفاده کنید / گفتگوی دکتر موزونی با استاد اردشیر کشاورز
از مفاخر بومی برای نامگذاری معابر کرمانشاه استفاده کنید / گفتگوی دکتر موزونی با استاد اردشیر کشاورز
کمتر کسی است که در این استان زرخیز به «کرماشان» عشق بورزد و نام استاد اردشیر کشاورز را نشنیده و یا مقاله، کتاب و یادداشتی را از این چهره‌ی محبوب نخوانده باشد. مصاحبه با این پژوهشگر و صاحبنظر در عرصه‌ی تاریخ کرماشان وقتی خواندنی‌تر می شود که دکتر رضا موزونی آن طرف میز مصاحبه در هفته نامه صدای آزادی باشد. این گفتگوی خواندنی اکنون پیش روی شماست:
تنظیم مصاحبه: محمدجواد جلیلیان:
 کمتر کسی است که در این استان زرخیز به «کرماشان» عشق بورزد و نام استاد اردشیر کشاورز را نشنیده و یا مقاله، کتاب و یادداشتی را از این چهره‌ی محبوب نخوانده باشد. مصاحبه با این پژوهشگر و صاحبنظر در عرصه‌ی تاریخ کرماشان وقتی خواندنی‌تر می شود که دکتر رضا موزونی آن طرف میز مصاحبه در هفته نامه صدای آزادی باشد. این گفتگوی خواندنی اکنون پیش روی شماست: 
ـ طی برنامه‌های فرهنگی مختلفی که در صدا و سیما و یا تریبون های دیگر داشته اید، شاید بتوان گرانیگاه نظرات شما را پیرامون بافت سنتی کرماشان ترسیم نمود که از دوره های تاریخی مختلف برایمان به یادگار باقی مانده است؛ در ابتدا مشتاقیم که اشاره ای به پیشینه تاریخی توسعه شهری در کرماشان داشته باشید؟
اسناد اولیه بافت شهری کرماشان به سال ۱۱۷۶ هجری قمری بازمیگردد.
کرماشان از حوالی سال۱۱۶۶ به وسیله محمدخان زند ویران شده بود و به مدت ۱۱ سال در جغرافیای شهری، دیگری شهری به نام کرماشان وجود نداشت و مردم آن به شهرهای «گرمسیرات» و روستاهای حاشیه کرماشان کوچ نموده و یا راهی قرمیسین در دامنه پراو شده، یا به منطقه دینور رفته بودند. لذا در این بازه زمانی در جغرافیای شهری ایران و جهان شهری به نام کرماشان وجود نداشت.
 بنا به همین شرایط؛ کریم خان زند، علا قلی خان زنگنه رکن الدوله را به عنوان حاکم کرمانشاهان تعیین نمود و در حکم او چنین نوشت: «کرمانشاهان از بلاد نفیسه قلمرو علی شکر است» در آن زمان از کرمانشاه ویرانه‌ای بیش باقی نمانده و به جزئی از بلاد علی شکر همدان تبدیل شده بود. در نهایت با ورود علا قلی خان به شهر مخروبه کرمانشاه در حاشیه رود قره سو؛ بنا به برخی صلاحدید هادر بخش چهاردانگ موقوفه شهر کرمانشاه یعنی روستاهای باغ نی، چاله چاله، چغاگلان، برزه دماغ، عباس آباد(فیض آباد کنونی) بنای شهر جدید کرمانشاه را پی ریزی کردند. 
بافت امروزین که در شهر کرمانشاه می بینیم در واقع همان بافت علاقلیخانی است و بافت کلی شهر بر همان اساس تا سال ۱۳۰۰ خورشیدی محفوظ ماند اما جانشینان و حکامی که بعد از علا قلی خان آمدند؛ ـ سران و خوانین زنگنه ـ ساختار شهر کرماشان را بر اساس اسکان و استقرار مردم عشایر استان طرح ریزی نمودند و هر محله‌ای بر اساس عشیره ساکن در آن قسمت، شکل گرفت و در واقع تا سال ۱۳۰۰ خورشیدی، شهر فقط در محدوده فیض آباد، برزه دماغ، چنانی، سرتپه شکل گرفته بود.
اما با روی کار آمدن محمد علی میرزا دولتشاه، دوره‌ی دیگری از عمران و آبادانی آغاز شد لیکن به دلیل ناامنی در مرزهای ایران و عثمانی (به خطر افتادن عتبات عالیات و جلوگیری از زیارت مردم توسط ترک های عثمانی) حکومت دولتشاه از عمران و آبادانی بازماند و در واقع تا سال ۱۲۶۸ هجری قمری و جانشینی امام علی میرزا هیچ‌گونه عمران و آبادانی در کرمانشاه صورت نگرفت و عمده انرژی آنها صرف نیروهای نظامی و فرونشاندن آشوب های داخلی شد. [دولتشاه دو دسته نیروی نظامی در اختیار داشت یکی نیروی مدرنیزه بود که تحت تعلیم مستشاران روسی بودند و دیگری نیروی سنتی نامنظم عشایر]
در راستای همین مسائل، کشاکش های قبلی ایلات و عشایر موجب شد تا یک حالت رکود در توسعه شهری داشته باشیم و لذا  در این میان توسعه ای صورت نگرفت و سیستم تنها درصدد بقای خود و ایجاد امنیت داخلی بود اما از سال ۱۲۶۸ به بعد با شروع به کار امام قلی میرزا عماد الدوله؛ ایشان ادامه کارهای عمرانی ناتمام پدرش محمد علی میرزا دولتشاه را دنبال گرفت. 
طرح قبلی دولت شاه، پی‌ریزی شاکله اصلی شهر کرمانشاه به وسیله ایجاد بازارهای سرپوشیده بود. عمادالدوله بازارهای سرپوشیده را ایجاد کرد و این کار تا سال ۱۲۸۵ یعنی به مدت ۱۷ سال به طول انجامید. این بازارهای سرپوشیده از سبزمیدان پیشین شروع و به آرامگاه خروجی شهر موسوم به آقا محمدعلی مجتهد آل آقا ختم می‌شد. این بازارها به واسطه درختان زینتی و مثمر شهر کرمانشاه به صورت گنبدی سبزینه فام جلوه می نمود که موسیو چریکوف روسی نیز در سفرنامه خود به این نکته اشاره نموده است. همزمان با این اقدامات، عمادالدوله به ساخت کاروانسرا و مسجد پرداخت و بافت قدیمی علا قلی خانی در داخل شهر استمرار و تداوم یافت
ـ خب! اشاره به این پیشینه اولیه کامل برای آگاهی مخاطبان و استحکام گفتگو لازم بود؛ تا اینجای بحث به دو بخش از توسعه شهر کرمانشاه اشاره شد؛ یک حالت رکود در توسعه شهری و پس از آن اقدامات موثر عمادالدوله. اما بافت درونی شهر حاصل کدام برنامه ها بود؟keshavarz36.jpg
همانطور که اشاره کردم؛ در ادامه کار عماد الدوله جهت توسعه شهری از درون، بازارهای سرپوشیده را ایجاد نمود و مساجدی نیز به تبعیت از ایشان ساخته شد و بافت درونی به صورت نسبی شکل گرفت. از سال ۱۳۰۰ که حاکمیت قاجار رو به ضعف و تزلزل نهاد، طرحی ایجاد شد که به موجب آن می بایست شهرهای کشور همزمان از درون و بیرون توسعه شهری پیدا کنند. در امتداد این طرح از سال ۱۳۰۰ تا سال ۱۳۰۶ را توسعه شهری سکون نام نهادند؛ یعنی تا سال ۱۳۰۶ هیچ اقدامی در جهت توسعه شهری صورت نگرفت. از سال ۱۳۰۶ می‌بایست معابر و خیابان‌هایی ایجاد می‌شد که این کار مستلزم تخریب منازل و بازارهای قدیمی شهر بود و این اقدام نیاز نیز به صدور فتوا از جانب علما داشت.
پس تخریب بناهای قدیمی در جهت توسعه شهری از سال ۱۳۰۶ انجام شده است که در این راستا در بخشی از شهر کرمانشاه یعنی در محدوده بافت سنتی سبزه میدان، شروع به تخریب بناها و بازارهای قدیمی نمودند و در مسیر کنگاور نیز چنین تخریب هایی صورت گرفت تا مکان های جدید متناسب با نقشه های  مدرن آن روزگار به وجود بیایند. در این دوره از کار، حجم تخریب ها بالا بود و دولت از پرداخت خسارت به مردم امتناع می ورزید و همین امر موجب شد که برخی اعتراضات و نارضایتی های مردمی نیز شکل بگیرد.
این کارها همچنان ادامه یافت تا اینکه در سال ۱۳۱۴ اولین خیابان شهر کرمانشاه شکل گرفت و دو سال پس از آن هم این نقشه در مورد بخش دیگری از بازار ادامه یافت. دومین خیابان کرمانشاه مربوط به سال ۱۳۱۶ است. اما به دلایلی چون عدم پرداخت خسارت ها و... کار به سامان نهایی نرسید و عمرانی که می‌بایست در امتداد این مسیر تقریبی عمل انجام می شد شکل کلی به خود نگرفت و به اصطلاح در نوعی سمبل کاری خلاصه شد.
این وضعیت نامناسب مردم تا شهریور ۱۳۲۰ ادامه یافت. مرحوم امیر مخصوص کلهر که از سال ۱۳۲۲ به بعد (مجلس چهارم) به عنوان نماینده کرمانشاهان در مجلس فعالیت می‌کرد؛ در سخنانی به وضعیت مردم در آن ایام اشاره کرده است: « ما آنقدر بدبخت هستیم که ماشین های آبرسان نیروهای متجاوز انگلیسی مستقر در کرمانشاه آبرسانی به مردم را برعهده گرفته اند و دولت هیچ کاری انجام نداده است.» این دوره را دوره‌ی حرکت از شهرنشینی سکون به شهرنشینی آرام نامگذاری کرده اند. در مرحله بعدی لازم بود که شهر از حالت بافت قدیمی خارج شده و در جهات دیگری ضمن تخریب بخشی از بازارها خیابانهای ایجاد شود که از سال ۱۳۳۶ ـ دوره‌ی موسوم به شهرنشینی شتابان ـ تخریب بسیاری از منازل قدیمی و معابر صورت گرفته است. این وضعیت شهر کرمانشاه تا پدیده انقلاب اسلامی تداوم یافت و در دوران انقلاب نیز در سال ۱۳۷۵ بنا بود بافت های قدیمی شهر کرمانشاه ترمیم می‌شوند اما آن توجهی که می بایست مقام مسئول شهرداری استانداری و به تصویب این بناها داشته باشند رقم نخورد. 
ـ آیا در نامگذاری معابر و خیابان های کرمانشاه، از پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های بومی بهره گرفته اند و متولیان امر در این نامگذاری ها تا چه اندازه پیشینه بافت قدیمی کرمانشاه را مورد توجه قرار داده اند؟
واقعیت آن است که شورای نامگذاری معابر، کمتر از چهره‌های مطلع کرمانشاهی بهره گرفته است و افرادی که مشخص نیست در کدام رشته نامرتبط تحصیل کرده‌اند و چه اطلاعات و تجربیاتی در این حوزه دارند بدون هیچ منطق و استدلالی نام خیابانها و کوچه ها را تغییر می‌دهند. در حالی که این نامگذاری ها باید بر اساس بررسی های دقیق و روی اصول مشخص صورت بگیرد. ما در تاریخ کرمانشاه رجال، مشاهیر، علما، دانشمندان و مفاخر بومی بسیاری داریم که لازم است برای نامگذاری خیابان ها و معابر کرمانشاه از این نام های بزرگ استفاده شود.
ـ وجود ساختمان هایی ناهمگون و با المان های امروزی در بطن بافت قدیم خیابان مدرس ـ به عنوان بخش مهمی از ساختار سنتی شهر کرماشان ـ چه توجیهی از نظر شهرسازی می‌تواند داشته باشد؟
معتقدم که بافت قدیم کرمانشاه مظلوم واقع شده است. اصولاً شهرسازی در کرمانشاه با خیابان هایی با حجم نامتناسب همراه بوده است درکشورهای اروپایی سیستم شهرسازی منطبق با همان سیستم شهرسازی گذشته است و هیچگاه یک ساختمان قدیمی را تخریب نمی‌کنند بلکه ترمیم می‌کند. در مورد خیابان مدرس می‌توان گفت که تقریباً بعد از پایان جنگ تا به امروز سیستم مربوطه نتوانسته این خیابان را به شکل درستی سر و سامان بدهد. خیابان مدرس با توجه به ظرفیت هایی که از نظر تاریخی و زیباشناسی دارد بایستی به عنوان یک خیابان تماشایی و توریستی مورد استفاده قرار می گرفت. چنان که چنین کاری در مورد بسیاری از خیابان های سنتی شهرهای معروف دنیا انجام شده است
مرحوم رئوفی که حاصل کار ایشان توسعه شهر کرمانشاه از بیرون از پل قره سو به طرف طاق بستان بود؛ می‌گفت تا میتوانید خیابان ها را برای ۱۵۰ سال آینده طراح ریزی نمایید. اما در اینجا هیچ تدبیری در این رابطه اندیشیده نشده، ربطی هم به مدیریت شهری ندارد و از اساس این حرکت نادرست است.
شهرداری کرماشان از گذشته تا به امروز به عنوان بخش مهمی از سیستم مدیریت شهری تا چه اندازه توانسته است در حفظ و تثبیت این مجموعه بافت های سنتی ایفای نقش داشته باشد؟
شهرداری نیز در هر زمانی چنان در قید و بند رفع حوائج داخلی خود گرفتار و درگیر مانده است که هیچگاه نتوانسته به رسالت خود در این رابطه عمل نماید. به نوعی مدیریت شهری در کرمانشاه گرفتار حاشیه شهرداری است.
ـ آیا میراث فرهنگی توانسته به خوبی روی داشته های فرهنگی کرمانشاه تمرکز نموده و گام‌های موثری در راستای القای هویتی مردم این دیار فراهم آورد؟
گزینش مدیران سازمان میراث فرهنگی اصولا بر اساس تخصص نیست و کسانی انتخاب می شوند که شاید اصلا اطلاعی درباره مسائلی چون گردشگری و یا آثار تاریخی نداشته باشند و البته بحث داشتن تخصص هم نباید فقط با گرفتن یک مدرک در آن زمینه اشتباه شود؛ بلکه در کنار آن بایستی که تجربه ملموس علمی و عینی هم داشته باشند. بنابراین سازمان میراث فرهنگی تنها بر اساس دستورات سیستم بالادستی عمل نموده است و هیچ‌گونه خلاقیتی در این حوزه از خود نشان نداده اند
پیش از این انجمن آثار ملی کتاب های گرانبهایی در جهت بیان و تشریح توسعه شهری از جمله کتاب "کرمانشاهان کردستان" دکتر مسعود گلزاری منتشر می نمود که در حجم بسیار بالای صفحات و تیراژ توانست در روزگار خود به عنوان یک مدرک تاریخی معتبر شناخته شود. 
در حوزه گردشگری کرماشان در زمان مدیریت "سهراب دل انگیزان" در بخش گردشگری، چهار کتاب با همین موضوعات از بنده منتشر شد که در ایام نوروز به صورت بسته های ویژه در اختیار مسافران قرار می گرفت و اقدام خوبی در جهت کرمانشاه شناسی بود.
یا در زمینه آثار خطی، ما نمونه های بسیاری داریم؛ به ویژه شاهنامه هایی که در مناطق ماهیدشت و لکستان وجود دارند اما در حقیقت مشوقی برای مشارکت مردم در امور فرهنگی و واگذاری آثار خطی نیست و میراث فرهنگی نتوانسته به وظیفه خود عمل کند.
keshavarz35.jpg


انتشار در هفته نامه صدای آزادی شماره ۵۲۹
اطلاعات شما ذخيره شود ؟