حسام لرنژاد هنرمند مطرح کرماشانی در گفتگو با صدای آزادی: آرزو دارم موسیقی کرماشان به جایگاه واقعی اش برگردد
حسام لرنژاد هنرمند مطرح کرماشانی در گفتگو با صدای آزادی: آرزو دارم موسیقی کرماشان به جایگاه واقعی اش برگردد
به اعتقاد من جوهره و پتانسیل های واقعی موسیقی کرماشان بسیار فراتر از آثاری است که امروزه توسط عده ای از خوانندگان و به اسم موسیقی کرماشان منتشر میشود. فرهنگ ما بسیار عظیم و عمیق است و اگر هم بخواهیم در این زمینه دست به نوپردازی و ساختار شکنی بزنیم؛ تمام اصول زیربنایی حرکت ما باید همراه با علم و آگاهی باشد. اگر بخواهیم جریان تازه ای در موسیقی ایجاد کنیم باید به خاطر داشته باشیم که در این مسیر نباید از غنای فرهنگی گذشته و داشته های دیروزمان غافل شویم.


محمدجواد جلیلیان - صدای آزادی: بدون تردید نام ماندگار زنده یاد حشمت اله لرنژاد با تاریخ هنر و موسیقی دیار کرماشان و مردمان کورد گره خورده است؛ چنان که گویی صدای زلال استاد لرنژاد از عمق تاریخ کرماشان به گوش عاشقان دیار بیستون میرسد. صدایی که همچنان بر بلندای موسیقی کوردی با غرور و افتخار از آن یاد می شود.
اما همه چیز گواهی میدهد که بزرگی و شکوه این نام ماندگار، مسئولیت سنگینی را در وادی هنر بر شانه‌ی حسام لرنژاد نهاده است. کاک حسام لرنژاد جدا از آنکه این سالها به سبک خودش و با هویت هنری ویژه اش به هنر و فرهنگ کوردی خدمت میکند؛ به خوبی آگاه است که در این برهه از زمان باید پرچمدار مصمم و موفقی برای نام و نشان پرافتخار خانواده لرنژاد باشد.
حسام لرنژاد در آثاری که تا به امروز منتشر نموده؛  نشان داده است که تسلط بالایی به گویش های مختلف زبان کوردی دارد و برخلاف اغلب هم نسلانش کمتر به سمت و سوی دنباله روی از برخی سبک های تکراری و کلیشه ای موسیقی کوردی رفته است.
این فرزند شایسته‌ی حشمت لرنژاد تا به امروز به واسطه آثار موسیقیایی قدرتمند و متفاوت توانسته است به خوبی جایگاه خود در موسیقی کوردی کرماشان را تثبیت کند.
و حالا پس از سالهای بسیاری که دیار کرماشان از کنسرتهای کوردی اصیل و راستین به دور مانده است؛ اینک فرصتی دست داده تا حسام لرنژاد دوباره صدای فرهنگ کوردی را از اعماق دل و جان کرماشان بلند نموده و به گوش مردمی برساند که عاشقانه هویت فرهنگی دیارشان را دوست میدارند.گفتگوی ما با این هنرمند محبوب و نام آشنا پیش روی شماست:

ـ حسام لرنژاد از نخستین روزهایی که به عرصه موسیقی پا گذاشت تا به امروز؛ چگونه و به چه شکلی توانسته است نام و هنر خودش را از زیر سایه بلند نام بزرگی چون حشمت لرنژاد بیرون بکشد و سبک هنری مستقل و شناسنامه داری برای خود داشته باشد؟
در پاسخ این سوال باید اینگونه بگویم که موسیقی حشمت لرنژاد فاکتورهای خاص خودش را دارد و گام نهادن در این مسیر پرفراز و نشیب و ادامه حرکت در آن، کار سختی است... من نمی توانم بگویم چگونه توانسته ام فضای ذهنی و هنر خودم را از سایه این نام بزرگ کمی این سو تر بکشم؛ اما امیدوارم که بتوانم در این مسیر موفق باشم. می دانم به خاطر آنکه من پسر حشمت لرنژاد هستم؛ آنگاه که به دنیای موسیقی کوردی وارد می شوم؛ مخاطبان موسیقی کوردی توقع و انتظار بالایی از من دارند و البته بیشتر این توقعات نیز طبیعی و بجاست. فکر میکنم خودم نیز از نخستین لحظه ای که به وادی موسیقی کوردی گام نهاده ام، هدفم این بوده که از سبک و سیاق زنده یاد لرنژاد جدا نباشم اما کاملا آگاه هستم که باید به سمت سبک و امضای ویژه خودم بروم و درعین حال معیارها و شیوه ی هنری پدرم را نیز به عنوان یک اهرم گرانبها به همراه داشته باشم. نمی دانم تا چه حد توانسته ام در این زمینه تجربه خوبی را پشت سر بگذارم اما تمام توان و قابلیت های خود را به کار گرفته ام تا بتوانم دست کم از نظر شعری و موسیقیایی کار خودم را درست انجام دهم؛ بقیه ماجرا برعهده مردم و مخاطبان موسیقی است که هنر اصیل و هنر ضعیف را از یکدیگر تفکیک کنند.
ـ آیا آثار موسیقی کوردی که تا به امروز به گویش کوردی جنوبی منتشر شده اند؛ این پتانسیل و قابلیت را داشته اند که به اندازه آثار کلاسیک کوردی مخاطب را به خود جذب کنند؟
سوال خوبی است! متاسفانه باید بگویم نه! بخاطر اینکه مهمترین مسأله ای که در این زمینه مطرح می شود، «خلأ دانش موسیقیایی» است. عمده‌ی آثاری که در عصر ما و تا به امروز به اسم موسیقی کرماشان در میان جامعه و مردم انتشار یافته اند، از زاویه های مختلف دانش موسیقی از ساختار قدرتمند و محکمی برخوردار نیستند. وقتی به آثار اساتیدی چون زنده یاد یداله رحمانی، استاد پیرخزری، برادران سابور و حشمت لرنژاد توجه می کنیم، پی میبریم که اغلب آثار این اساتید، از نظر شعر و موسیقی بسیار اصیل و فاخراند و به اصطلاح بارها و بارها چکش کاری شده اند. اما متاسفانه باید بگویم امروزه موج کاذبی از ناآگاهی و کم سوادی در موسیقی کوردی کرماشان به راه افتاده است؛ عده ای می آیند و بدون هیچ دانشی و بدون اینکه احساس مسئولیتی در قبال محتوای کارشان داشته باشند، فقط می خوانند.
 اینها به محتوای شعر ها توجه نمی کنند و نمی دانند که شعر آنها چه تاثیری می‌تواند روی جامعه و فکر مردم داشته باشد. به نظرم بسیار مهم و حائز اهمیت است که بدانیم در نهایت چه چیزی می‌خواهیم به جامعه و مردم تحویل بدهیم و اثر تولیدی ما چه تاثیری می‌تواند روی فکر و باور مردم داشته باشد. به اعتقاد من جوهره و پتانسیل های واقعی موسیقی کرماشان بسیار فراتر از آثاری است که امروزه توسط عده ای از خوانندگان و به اسم موسیقی کرماشان منتشر میشود. فرهنگ ما بسیار عظیم و عمیق است و اگر هم بخواهیم در این زمینه دست به نوپردازی و ساختار شکنی بزنیم؛ تمام اصول زیربنایی حرکت ما باید همراه با علم و آگاهی باشد. اگر بخواهیم جریان تازه ای در موسیقی ایجاد کنیم باید به خاطر داشته باشیم که در این مسیر نباید از غنای فرهنگی گذشته و داشته های دیروزمان غافل شویم. به راستی کرماشان در میان مناطق کوردنشین صاحب یکی از عمیق ترین و گسترده ترین گنجینه های موسیقی کوردی است.
ـ می دانیم که موسیقی کلاسیک کوردی، گذشته ارزشمندی به یادگار گذاشته است اما آیا توانسته ایم در عصر امروز موسیقی کوردی را از بافت کهنه و تاریخی آن خارج نموده و پنجره های تازه روبه آن باز کنیم؟ مشکل اساسی در این زمینه را چه چیزی می دانید؟
hesamlornezhad10.jpg
برای هر جامعه‌ای نیاز اساسی است که در تمام زمینه ها به سمت افق های تازه تر پیش برود و تحولاتی را در بسترهای مختلف تجربه کند. موضوع موسیقی هم بدون تردید نیاز به ساختارشکنی و نفس های تازه دارد اما این جریان های تازه باید همراه با آگاهی و کار علمی باشد. متاسفانه میتوانم بگویم که در حوزه‌ی موسیقی کوردی ما نتوانسته ایم آن  پنجره های جدید و آن افق های تازه مد نظر را پیدا کنیم. در نخستین گام، برخی از شعرها که من می شنوم یا به دستم میرسد شعرهایی نیستند که فکر و اندیشه تازه ای داشته باشند یا از مفاهیم و کلمات کوردی جانداری در آنها استفاده شود. تردیدی نیست که ضعف ها و کاستی های بسیاری دست به دست هم داده اند که تا به امروز مانع رسیدن ما به این هدف شوند. البته  لازمه ساختارشکنی و نوپردازی هم این نیست که چنان کاری به سر موسیقی کوردی بیاوریم که سر از دنیای نامشخصی دربیاورد و آن‌گاه اسم این کار را نوپردازی و ساختارشکنی بگذاریم.
ـ در بحث ساختار شکنی اشاره کوتاهی به اهمیت موضوع شعر و ادبیات داشتید. می دانیم که ادبیات کوردی در منطقه کرماشان بیشتر از دو دهه است که همچنان فضاهای مدرن و تازه را تجربه می کند و جریان های نوین و متفاوتی نیز در این زمینه شکل گرفته است آیا صاحب نظران موسیقی کوردی توانسته اند برای پیشبرد و ارتقاء محتوای آثار خود از این جریان های متفاوت استفاده کنند؟
ببینید! مسئله شعر به نظر من در تمام دنیا همیشه یک قدم جلوتر از موضوع موسیقی حرکت نموده وفعالان موسیقی ما باید تلاش کنند به پیشرفت شعر و ادبیات برسند. اگر به دنبال افق های تازه و بلندتر در حوزه موسیقی کوردی هستیم باید از آثار متفاوت ادبیات کردی در دوران معاصر استفاده کنیم و کمک بگیریم.
ـ اگر موافق باشید به سراغ موسیقی کرماشان بیاییم و بیشتر در این زمینه صحبت کنیم؛ آیا موسیقی کوردی در کرماشان توانسته است هم سطح سایر مناطق کورد پیشرفت نموده و خود را به مخاطبان متفاوت موسیقی معرفی کند؟
متاسفانه ما به نوعی مونوتومی و  تکرار در این زمینه دچار شده ایم. به باور من شاید مهمترین مسأله ای که باعث این آسیب شده است توقف و ایستایی میل و علاقه مردم روی همان ریتم های مراسمی و رقص باشد. و همین مسئله بزرگترین آسیب را به موسیقی کرماشان وارد کرده است.
 موسیقی کرماشان قابلیت های گسترده ای در خود نهفته دارد و ما می توانیم با ریتم های اصولی تری آثار موسیقی کوردی بسازیم و منتشر کنیم اما بیشتر مردم ما، موسیقی کوردی را با همان ریتم های رایج مراسمی می‌شناسند و عموما ریتمی را می پسندند که بتوانند در جشن ها با آن برقصند. برخی از خوانندگان عروسی جدا از اینکه مشغول کار خود هستند؛ متاسفانه در کنار این زمینه شغلی، آسیب بزرگی نیز به برای موسیقی اصیل و راستین کوردی ایجاد نموده اند. متاسفانه امروز در موسیقی کرماشان عده ای فعالیت می کنند که موسیقی را نمی شناسند و از فاکتورهای مختلف گویش کوردی جنوبی اطلاعی ندارند. هدف مشخصی هم پشت کار آنها نیست. آگاهی و فهم جامعه ما باید به حدی برسد که اثر خوب و اثر ضعیف را از هم تشخیص بدهند. این وظیفه اصلی افرادی که در حوزه موسیقی کار می‌کنند و باید بتوانند «خوراک هنری» مناسب برای مردم فراهم کنند. کسی که خود را هنرمند می داند؛ وظیفه‌ی مهمی بر دوش دارد....
تا جایی که من اطلاع دارم و بازخورد میگیرم؛ مردم کرمانج و سوران بسیار علاقه نشان میدهند که بیشتر از گذشته به فرهنگ کرماشان نزدیک شوند. ما هم باید تمام تلاش و توان خود را به کار بگیریم تا موسیقی و فرهنگ خود را با افتخار به آنها معرفی کنیم. آرزویم این است که موسیقی امروز کرماشان همچون گذشته به جایگاه واقعی اش بازگردد.
ـ خوب است بدانیم دیدگاه شما درباره موسیقی پاپ کوردی چیست؟ آثاری که امروزه به اسم موسیقی پاپ کوردی در کرماشان منتشر می شوند تا چه اندازه با پتانسیل ها و قابلیت های والای فرهنگ کرماشان تناسب دارند؟
ناگفته پیداشت که کسی با موسیقی پاپ کوردی مشکلی ندارد اما نیاز است که در این زمینه به شکل علمی و در چارچوب مشخصی کار شود. موسیقی پاپی که اصولی و از سر دانش و آگاهی باشد؛ با پتانسیل های بسیاری که دارد می‌تواند به خدمت موسیقی فولکلوریک کوردی بیاید. در زمان بزرگانی چون مرحوم لرنژاد اگر ساختارشکنی داشتیم؛ این ساختار شکنی و نورپردازی همراه با آگاهی و دانش بود و به همین خاطر است که هنوز نام حشمت لرنژاد ماندگار و جاودان مانده است. باور من این است که هر کدام از هنرمندان دیار ما در هر زمینه و سطحی که مشغول فعالیت هستیم؛ باید جایگاه خود را بشناسیم.

ـ در پایان این صحبت‌ها آینده موسیقی کرماشان را چگونه می بینید؟ موسیقی کوردی کرماشان به کدام سمت پیش می‌رود؟
اگر به این شکلی که امروز می بینیم رو به جلو برود؛ متأسفانه در حال نابودی و ویرانی است. اما اگر از همین الان جوان‌های ما گام‌های درستی بردارند و روز به روز آگاهی خود در زمینه موسیقی را افزایش دهند؛ من امیدوارم که به خاطر پتانسیل های ویژه ای که در فولکلور منطقه کلهر هست، آینده روشنی چشم انتظار موسیقی این دیار خوش نیشان است.

اطلاعات شما ذخيره شود ؟