گفتگو با استاد عبدالله جواری خوشنویس کرماشانی / اشکان میری
گفتگو با استاد عبدالله جواری خوشنویس کرماشانی / اشکان میری
برای خوشنویسی با رسم الخط کوردی ما با مشکل جدایی حروف روبرو هستیم که سبب میشود در ترکیب بندی حروف و کلمات مشکلاتی به وجود بیاید. طی یک دوره شش ماه از اساتیدی که در رسم الخط کوردی فعالیت داشتند، دعوت کردیم و کارگاههایی برای خوشنویسانی که علاقه مند بودند برگزار کردیم، که خوشبختانه بسیاری از دوستان کار را دنبال کردند و الان هم در حال فعالیت هستند.
کرماشان در هنر خوشنویسی مثل برخی دیگر از هنرها با وجود چهره هایی ممتاز همواره سرآمد بوده است. میرزا رضا کلهر از بزرگان هنر خوشنویسی ایران زمین از این دیار تاریخ برخاسته و تا امروز بزرگان دیگری نیز در این خاک گهر خیز پرورش یافته اند که یکی از معروفترین چهره های امروزین آن استاد عبدالله جواری است که رضا موزونی او را «کلهر دوم» می خواند.
در حال دیدن تصاویری از تابلوهای زیبایشان در فضای مجازی بودم که با لبخندی بر لب و رویی گشاده به دفتر هفته نامه آمد. مهربانانه و با صمیمیتی مثال زدنی که نشان از خوی اصیل کرماشانی در وجودش میدهد با ما گرم گفت و گو شد. استاد عبدالله جواری خوشنویس نام آشنا و از مفاخر فرهنگی و هنری استان کرماشان، که در سال ۱۳۳۵ در شهر کرماشان متولد شد، مهمان هفته نامه صدای آزادی بود و گفتگویی صمیمانه با ما داشت تا در مورد چالش های هنر خوشنویسی در استان کرماشان از ایشان بیشتر بشنویم. شما را به مطالعه این گفتگو دعوت میکنم:

 استاد جواری لطفاً در ابتدا از تفاوت های فرهنگی کرماشان قدیم و جدید بگویید!
با سوال خوبی شروع کردید. ببینید! بافت شهری کرماشان که بسیار دستخوش تغییرات شده است. با نگاهی به گذشته همیشه حسرت هایی در دل جوانه میزند که فکر میکنم اتفاقی طبیعی باشد. از حسرتهای بجا مانده از آن روزگار فضای صمیمی و گرم شهر کرماشان به ویژه تاق وسان و سراب کرماشان را به یاد دارم. همدلی، ساده زیستی و شور و اشتیاق بین مردم بارزترین ویژگی های مردم آن دوران بود که متاسفانه با پیشرفت زندگی شهری آن حال و هوا نیز کم رنگ شده است. همیشه دوستدار کرماشان بوده ام. حتی زمانی که سال ۵۵ و ۵۶ که برای ادامه تحصیل به تهران رفتم، برنامه ای برای ماندگاری در پایتخت نداشتم چون همیشه تعلق و تعصبم نسبت به  کرماشان مرا رها نمیکرد. کرماشان همیشه شهری فرهنگی بوده است. در رشته ما قطع و وصل های تاریخی داشته ایم اما در رشته های هنری دیگر همواره کرماشان زبان زد خاص و عام بوده است و هنرمندان نامداری در آن زندگی میکردند. 

 پیش از شما خوش نویس دیگری هم در خانواده تان سراغ دارید؟
استعداد خوشنویسی را از مادرم به یادگار برده ام. مرحوم آقای اقبال بزرگ، معلم، خوشنویس و نماینده کرماشان در مجلس در سالیان دور که به گفته استاد بهزاد به کمتر کسی نمره بالای پانزده می داده، معلم مادر و دایی‌ام بوده و آنها توانستند که از درس ایشان در خوشنویسی نمره بیست را بگیرند. میرزا آقا کریمی، دایی بزرگوارم، که خط خوشی داشت را همیشه به عنوان اولین استاد خودم در خوشنویسی یاد می کنم، روزهایی که با ذوق مشق خطم را به او نشان می دادم و راهنمایی هایش را به کار می گرفتم از روبه ای آغازین آشنایی من با خوشنویسی بود. مادرم نیز یکی از مشوق های من در این راه بود. اگرچه ایشان خطاط نبودند اما به واسطه دوران معلمی، خوش خط بودند و من را بسیار در این راه حمایت کردند.

  از چه زمانی با فضای فرهنگی و هنری کرماشان ارتباط گرفتید؟ آیا با هنرمندان دیگر کرماشانی نیز از همان ابتدای راهتان ارتباطی داشتید؟
رمان شادکامان دره قره سو از «افغانی» اولین رمانی بود که از نویسندگان کرماشانی خوانندم، شاید به واسطه علاقه  پدرم به مطالعه و دوستی ایشان با آقای افغانی، این رمان و رمان های مشابه تاریخی را شروع به خواندن کردم. بعد از مرحوم آقا اقبال و حسن خطاط که خوشنویسانی به نام بودند در هفتاد و هشتاد سال گذشته، دوره ای کم رمق و گسست در هنر خوشنویسی به وجود آمد.
 زمانی هم در اوایل سنین جوانی از محضر مرحوم آقای عطوفی که خطاط قابلی بودند، استفاده کردم. از دوره اول دبیرستان، حدود شش سال مستمر در اردوی رامسر شرکت می کردم، و در آنجا با شرکت در کارگاه های خوشنویسی و هنری و بهره بردن از اساتید بنام کشور مانند استاد سلحشور و هنرمند کرماشانی آقای بنی عامریان که آنجا می آمدند، برای بالا بردن سطح خودم و یادگیری تکنیک های خوشنویسی تلاش کردم. خوشنویسی، منتقل کننده ادبیات و فرهنگ است. به واسطه علاقه به خوشنویسی به ادبیات هم علاقه ای ویژه پیدا کردم، از همان دوران مانند همه هم سن و سالانم که به استاد بهزاد علاقه داشتیم پیگیر کارهای ایشان هم بودم.
 اما ارتباط جدی و عمیق من با ادبیات از سال ۶۰ و تاسیس انجمن خوشنویسان کرماشان بود. ارتباط ویژه من با استاد بهزاد که با دقت کارهای مارا دنبال می کرد و یکی از بزرگترین مشوق های ما هم بودند، نیز از همان دوران شروع شد. اگر بخواهم از دو نفر را که در این شهر بسیار بر من تاثیر گذار بودند و از ایشان استفاده کردم، نام ببرم، بدون شک به این دو بزرگمرد اشاره می کنم: آیت الله نجومی که به طور مستقیم به واسطه خوشنویسی از محضرشان استفاده کردم و استاد بهزاد که ایشان نه تنها بر خوشنویسی بلکه الهام بخش علاقه من در ادبیات نیز بودند.
 به یاد دارم روزی از ایشان اسامی شاعران را خواستم که شعر آنان را خوشنویسی کنم. ایشان دفتری به من دادند که اسامی تمامی شاعران به جز خودشان به ترتیب حروف الفبا را در آن نوشته شده بود، به من دادند که البته با کمک استاد عاطفی بعدا شعرهای خودشان را هم ضمیمه آن دفتر کردیم و شروع به خوشنویسی آن اشعار کردم.

از اشعار کدام شعرا در حوزی ادبیات کلاسیک خوشنویسی کرده اید؟
چند سال پیش منتخبی از دیوان شمس را که در حدود هفتصد غزل بود، خوشنویسی کردم. از ادبیات کلاسیک می توانم خوشنویسی شاهنامه را نام ببرم که حدود نه هزار بیت از آن را خوشنویسی کردم و بسیار آن اشعار به واسطه تصویرسازی قوی که داشتند، الهام بخش بودند و الان نیز در حال خوشنویسی دیوان حافظ هستم. 
 استاد جواری! شاید بسیاری از همشهریهایمان به ویژه جوانان، شناختی از میرزا رضای کلهر نداشته باشند، از شما می خواهیم شرح حالی از او بگویید و اینکه آیا تا به اکنون بزرگداشتی در حد نام آن بزرگمرد برگزار شده است؟
استاد «میرزا رضا کلهر» از افتخارات ایران است که از بخت بلند ما تبارش از ایل کلهر کرماشان است. ایشان دومین استاد خوشنویسی ایران پس از میرعماد قزوینی از روز به وجود آمدن خط نستعلیق است. میرعماد در زمان صفویه زندگی می کرد و حدود دویست سال تمامی خوشنویسان ایران از سبکش پیروی می کردند اما از زمانی که میرزا رضا کلهر در عهد ناصری در خوشنویسی ایران ظهور کرد چاپ سنگی نیز رواج یافته بود، و چاپ به شیوه میرعماد بسیار سخت بوده است، اما میرزای کلهر با نبوغ و ذوقی که داشته، آرام آرام تغییراتی در خط نستعلیق به وجود می آورد که با آن شیوه خوشنویسان می توانند چاپ سنگی را بنویسند. 
اما در رابطه با بزرگداشت باید بگویم که حدود هفت سالی است که از طریق استانداری پیگیر اجرای دوسالانه ای هستیم که هنوز به مرحله اجرا نرسیده است! در سال ۶٨ نیز به مناسبت صدمین سال درگذشت میرزای کلهر طرحی را ارائه کردیم که در کرماشان یادوارهی استاد کلهر را برگزار کنیم ولی متاسفانه به دلیل شرایط آن روزهای کرماشان جنگ زده، انجمن خوشنویسان تهران برگزاری این برنامه را به ساری منتقل کرد. که این برنامه با همراهی اساتید بزرگ موسیقی کرماشان مانند مرحوم سید خلیل عالی نژاد، استاد محمدیان و... در ساری برگزار شد. گرچه آن مراسم، مراسمی بزرگ بود اما امیدواریم این اتفاق روزی در زادگاه استاد کلهر نیز برگزار شود. 
 اکنون که مدیران فرهنگی استان توانایی برگزاری یک مراسم حداقلی برای این استاد نامی ایران و استان نداشته و ندارند، آیا حداقل مکانی به نام ایشان در کرماشان به ثبت رسیده است؟
بله یکی از خیابان های قدیمی شهر به نام ایشان ثبت شده است اما کمتر کسی از نام ایشان برای نامیدن آن خیابان استفاده می کند. به نظر من، برای اساتید فرهنگی شهرمان باید یک جای فرهنگی برای نامگذاری به نامشان در نظر گرفته شود. 
کاملا با صحبت شما موافقم که بهترین مکان برای نامگذاری به نام اساتید فرهنگیمان مکان های فرهنگی است، اما در بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا نیز می بینیم که نام اساتید فرهنگی بر خیابان ها و میادین نیز گذاشته شده اند.
بله می توان بر مکان های عمومی مانند میادین نیز نام اساتید فرهنگی را گذاشت، اما چه بهتر که این میادین و معابر از مکان های بارز شهر همانند ورودی شهر باشد. مثلا نام استاد کلهر با تندیسی زیبا از ایشان می تواند برازنده میدان ورودی غربی شهر کرماشان باشد، که راه ورود به منطقه ایل کلهر و خاستگاه ایشان نیز هست. 
 با روند رو به رشد نرم افزارهای کامپیوتری که به خوبی توانسته اند انسان را از قلم دور بیندازند آیا حیات خوشنویسی آینده روشنی دارد؟ 
سوال خوبیست! این نگرانی ها حتی در زمان قاجار و میرزا رضا کلهر نیز به وجود آمد. آن زمان با ورود چاپ سنگی بسیاری فکر می کردند که خوشنویسی به پایان خودش رسیده است. اما نابغه ای مانند میرزا رضا با نبوغ و خلاقیتش نه تنها جلوی این زوال را گرفت بلکه آن را کامل نیز کرد. حیات خوشنویسی با توجه به رشد همین تکنولوژی های نو برای همه ما در ابتدا دغدغه بزرگی بود. اما با بازخورد و نوع رفتاری که از مردم به ویژه جوانان می بینم این نگرانی کمتر شده است. زمانی آموزش و پرورش هم با تهیه کتاب های درسی خوشنویی در مدارس توجه ها را به خوشنویسی و هنر جلب کرد که حرکت خوبی بود.
 الان هم حرکاتی در جامعه در حال وقوع است که ضربان خوشنویسی از حرکت نیفتد. می توانم بگویم علاقه مندان به خوشنویسی نه تنها با قلم و مرکب بلکه خودکار نیز در میان نوجوانان و جوانان بسیار علاقه مند پیدا کرده است مثلا در انجمن ما حدود شصت درصد مراجعین برای تعلیم خط تحریری و خودکاری و چهل درصد برای خوشنویسی سنتی و نستعلیق هستند. این نگرانی ها از جنس همان نگرانی هاییست که هنگامی که شعر نو به وجود آمد برای شعر سنتی و کلاسیک پیدا شد، در حالیکه می بینم با وجود شعر نو شعر کلاسیک نیز همچنان طرفدار و علاقهمند خود را دارد. 
استاد به نظر می آید مقایسه  شعر که همیشه شاعر در آن به دنبال نوآوری و فضای تازه است با خوشنویسی که قالبی مشخص دارد، آنچنان صحیح نباشد. مگر اینکه بگوییم در خوشنویسی نیز فضای برای ابداع و خلاقیت وجود داشته باشد، آیا این فضا وجود دارد؟
من جواب شما را با یک مثال بیان می کنم. در دوره حاضر، فردی به نام استاد امیرخانی در خوشنویسی مطرح شده است که به عقیده من همانند کلهر و میرعماد که ابداعاتی داشتند، ایشان نیز در زمان حاضر ابداعاتی در خوشنویسی دارند، پس نمی توان گفت خوشنویسی فضایی غیرقابل انعطاف دارد. کارهایی که ایشان از نظر ترکیب بندی کلمات، فرم کلمات و... انجام داده اند روحی تازه به کالبد خوشنویسی ایران دمیدهاند. جالب است بدانید در حدود نیم قرن پیش، قبل از ابداع تکنولوژی های جدید، خوشنویسی در حال سکون و زوال بود اما با حرکت و تلاش ایشان خوشنویسی جان تازهای گرفت. به جرات می توان گفت که هم از منظر کیفیت و کمیت ما در پربارترین دوران خوشنویسی از هفتصد سال پیش تا کنون هستیم. در شهر کرماشان، حدود ۲۰۰ خوشنویس قابل داریم! که از بین این تعداد ۱۰ نفر شاخص هستند ولی همین که میگویم ۲۰۰ خوشنویس خوب داریم نشان از حال خوب خوشنویسی در شهرمان و کشورمان دارد. 
 به عنوان حرف پایانی میخواهم درباره خوشنویسی کوردی که حرکت هایی نیز چند سال پیش به همت شما و دیگر هنرمندان شهرمان شکل گرفت برایمان بگویید. خوشنویسی کوردی به کجا رسیده است؟ 
برای خوشنویسی با رسم الخط کوردی ما با مشکل جدایی حروف روبرو هستیم که سبب میشود در ترکیب بندی حروف و کلمات مشکلاتی به وجود بیاید. طی یک دوره شش ماه از اساتیدی که در رسم الخط کوردی فعالیت داشتند، دعوت کردیم و کارگاههایی برای خوشنویسانی که علاقه مند بودند برگزار کردیم، که خوشبختانه بسیاری از دوستان کار را دنبال کردند و الان هم در حال فعالیت هستند. در جشنواره های هنری کوردی که در کردستان بیشتر برگزار میشود، کسی مانند استاد امیرخانی که کوردی هم بلد نیستند تابلوهایی بسیار زیبا به زبان کوردی راهنمایی میگیرند و مینویسند و با دیدن این نمونه کارها، بسیاری از خوشنویسان به فعالیت در حوزه ی ادبیات کوردی و خوشنویسی با رسم الخط کوردی علاقه مند میشوند و امیدوارم این فعالیت ها در آینده بیشتر هم بشود.
از شما برای وقتی که برای صدای آزادی گذاشتید،سپاسگزاریم

انتشار در هفته نامه صدای آزادی / شماره ۵۵۵ 

اطلاعات شما ذخيره شود ؟