در گفتگو با دکتر علی بیگی باستان شناس تشریح شد: از سیر تا پیاز نقش‌برجسته‌ی تخریب شده‌ی کرماشان
در گفتگو با دکتر علی بیگی باستان شناس  تشریح شد: از سیر تا پیاز نقش‌برجسته‌ی تخریب شده‌ی کرماشان
باید با صراحت گفت که هیچ شباهتی بین لباس شاه نقش برجسته با لباس کوردی وجود ندارد و اصلاً هم نباید این شباهت باشد. چون این شاه، بین النهرینی است و از سرزمینی دیگر آمده است.
صدای آزادی: این سالها اکثر مصاحبه‌هایی که در صدای آزادی انجام می‌گیرد، به زبان کوردی است. مصاحبه شونده هم از این اتفاق خوشحال بود. گفتگو آنقدر جذاب بود که با همکارانم در صدای آزادی همگی دور میز مصاحبه جمع شدیم و مشتاقانه پیگیر کلام و بهره مندی از پاسخ های دکتر سجاد علی بیگی( استاد دانشگاه رازی) در خصوص نقش برجسته جدید شدیم. از این همه داشته های تاریخی و باستانی هم بر خود بالیدیم و هم حسرت به دل ماندیم...!. مرکزیت بحث، «نقش‌برجسته‌های ازگله» بود. از سیر تا پیاز این آثار تاریخی را بی کم و کاست از زبان این باستان شناس ارزنده می خوانیم: 
این روزها داغ ترین بحث در حوزه‌ی فرهنگی کرماشان، «یافتن و سپس تخریب نقش برجسته ازگله ثلاث باباجانی واقع در استان کرماشان است. بسیارند کسانی که کنجکاوانه می خواهند درباره وقایع تاریخی و باستانی این اثر اطلاعات کافی و علمی از زبان یک فرد دانشگاهی داشته باشند. مشتاقیم از زبان شما حکایاتش را بشنویم!
سرزمین ایران از هزاره های قبل به دلایل موقعیت جغرافیایی و منابعی طبیعی سرشاری که داشته همواره مورد تهدید و تهاجم دیگر اقوام و سرزمین ها، بویژه همسایه های غربی اش بوده است. سرزمین بین النهرین به همان اندازه که به لحاظ منابع آبی و از دیدگاه کشاورزی غنی است، به همان اندازه از لحاظ منابع معدنی فقیر بوده است. علاوه بر اینها سه چیز در آن منطقه وجود نداشته که عبارتند از: الوار چوب، معادن نمک و فلز. با توجه به اینکه بین النهرین از لحاظ کشاورزی بسیار غنی بود، اقتصاد شکوفایی داشته است. تمدن های مهمی چون سومر، اکد، بابل و آشور در آنجا شکل گرفته و توسعه یافته اند. این قدرت و حکومت ها برای نشان دادن توانمندی ها و نیز تأمین اقلام و فراورده های مورد نیازهایشان معمولا به مناطق همجوار و فرا دست، دست درازی می کردند. به عنوان مثال برای به دست اوردن مس و اشیا فلزی به ایران و یا به مناطق زاگرس برای به‌دست آوردن اسب، حمله می کردند. همچنین برای بدست آرودن «نمک» کالای به ظاهر کم اهمیت امروز و پر اهمیت دیروز، تلاش های فراوانی کرده اند. منابع بین النهرینی این اتفاقات را به خط میخی و به شکل های گوناگونی ثبت و ضبط کرده اند. این ثبت و ضبط ها عمدتاً به دو صورت بوده است. یکی در خود بین النهرین و در مقرهای مهم حکومتها و دیگری در مناطق فتح شده به صورت ایجاد نقش برجسته ها و برپایی سنگ یادمان ها انجام می شده است. 
آیا در کشورمان ردی از این سنگ نوشته های بین النهرینی هست؟!
بله دقیقاً ! در ایران چند نقش برجسته از هزاره سوم و دوم پ.م و پنج یادمان از حملات آشوری ها برجای مانده است. یکی نقش برجسته کتیبه دار تنگی ور کامیاران در آبادی تنگی ور، دیگری سنگ یادمانی از روستای نجف آباد شهرستان اسدآباد و سومی بخش های شکسته ای از یک سنگ یادمان که ظاهرا در حوالی کنگار پیدا شده است. دو نقش برجسته هم در ملکشاهی و میشخاص ایلام پیدا شده است. اینها نشان می دهند که قدرت های ان روزگار در بین النهرین برای بدست اوردن منابعی که در بالا ذکر شد، و اهداف دیگر مدام به سرزمین های پیرامون و اطراف لشکر کشی می کردند و یادمان آن لشگرکشی ها و پیروزی ها به صورت همین سنگ نوشته ها و نقش برجسته ها ثبت و ضبط می شده است. 
 پس به اعتقاد شما بهترین مدارک برای ترسیم جغرافیای تاریخی و تاریخ این نواحی همین اطلاعاتی هستند که سالنامه ها و سنگ نوشته و نقش برجسته ها به ما می دهند؟
در حال حاضر بله، حتماً همین طور است. گزارش های لشکرکشی، حملات و تهاجمات وپیروزی های این اقوام از همین طُرُق به دست امروزیان رسیده است. 
دستور ساخت نقش برجسته‌ها عموماً در چه نقاطی است!؟
سوال خوبی است. رسم بر این بوده که این نقش برجسته ها را یا بر سر راههای مهم ایجاد کنند که ارزش تبلیغاتی برای شاهان پیروز داشته و یا در محل واقعه ایجاد می شدند که به نوعی یادمان پیروزی به شمار می آمده اند. مثلاً نقش برجسته ی کامیاران به دلیل صعب العبور بودن، نشان می دهد در منطقه ای ساخته شده که احتمالا اتفاق مهمی در آنجا افتاده است. ولی نقوش برجسته ی سرپل ذهاب به این دلیل که سر راه مهمی واقع شده، ساخته شده اند
در سرپل ذهاب چهار نقش برجسته داریم که تاریخ انها به اوایل هزاره دوم پ.م باز می گردد که برخی همه آنها را به اشتباه به لولوبی ها نسبت می دهند در صورتی که تنها یکی از آنها مربوط به لولوبی هاست.  
معروف ترین این نقوش آنوبانی نی پادشاه معروف لولوبی ها را نشان می دهد که از جنوب دریاچه ارومیه و بویژه مناطق کردستان امروزین (حلبچه، سلیمانیه، شهرزور و... ) حکومت می کردند. محدوده فرمانروایی آنها سرپل ذهاب نیست و برخی به اشتباه سرپل ذهاب را محل فرمانروایی شان می دانند. در واقع سرپل ذهاب به احتمال حد نهایی یکی از لشکرکشی های انوبانی نی شاه لولوبی هاست!.
منابع تاریخی به ما می گویند که از هزاره سوم قبل از میلاد بین حکومت های بین النهرینی و زاگرس نشین ها همواره درگیری هایی وجود داشته است. بر اساس متون میخی و گل نوشته های به دست امده از  تل سلیمه در منطقه دیاله و تپه‌ی «چیا گاوانه»، حاکمان بین النهرینی عده ای از مردمان زاگرس را به عنوان برده به بین النهرین برده اند اما متاسفانه منابع تاریخی در دست نداریم که بگویند واکنش زاگرس نشین ها نسبت به بین النهرینی ها چه بوده است؟ آیا همیشه توسری خور بوده ایم؟ و... ردپاهایی وحود دارد که اتفاقا مردمان زاگرس همیشه مغلوب نبودند. گاهی لولوبی ها، گوتی ها، کاسی ها و مادها به بین النهرین حمله کرده اند و روند فرهنگی منطقه بین النهرینی را به هم ریخته اند. ماد آشور را شکست داد. عیلامی ها بابلی ها را شکست دادند. کاسی ها بر حکومت آموری بابل قدیم پیروز شدند و این اتفاق چند باری روی داده است. همه ی این پیروزها و شکست ها با ردپاهایی در متون تاریخی برجای مانده است. یکی از این سندها که حاکی از زد و خوردهای میان ساکنان این نواحی و حاکمان بین النهرینی است، همین دو نقش برجسته‌ی ازگله است که اخیراً کشف شده اند. 
یعنی همین نقش برجسته‌ی ازگله در اصل دو نقش برجسته است؟!
بله در ازگله دو نقش جدید معرفی شده است! ما در آنجا دو نقش برجسته داریم که به فاصله ی چند متر از هم حجاری شده اند.
شما اینها را از نزدیک دیده اید؟ 
بله! عکسی که از نقش برجسته منتشرشده، را خودم عکاسی کرده ام.
این دو نقش برجسته به هم شبیه‌اند یا تفاوت هایی با هم دارند؟لطف کنید تشریح بفرمایید
نقش برجسته ی دوم یادمان صحنه پیروزی یک شاه است که یک اسیر را در زیر پا و شخص دیگری را روبه روی خود دارد. متاسفانه بر اثر زلزله سال ۹۶ بخش هایی از سر و بدن این شاه از بین رفته و احتمال دارد که مرمتگران بتوانند قطعات فرو افتاده آن را پیدا کنند. 
دلیل طمع دستبرد زنندگان به یکی از این نقش برجسته ها چه بوده است؟
سوال خوبی است. نقش برجسته ی تخریب شده یک تَرَک طبیعی دارد و در زمان زلزله احتمالاً سنگ بزرگی به گوشه ی سمت راست آن خورده و تا حدودی کمی سست  شده است. افراد ناآگاهی که سراغ این نقش برجسته رفته اند، به این گمان که ممکن است این سنگ  نشانی از یک گنج دارد با دیلم  در تلاش به جدا کردن این سنگ از کوه بوده اند که پس از تلاش ناموفق به سر شخص حجاری شده آسیب رسانده اند.
هیچگاه تصور نمی کردیم که افرادی با این سطح از ناآگاهی باشند که به یک اثر تاریخی ان هم به قصد کشف گنج لطمه بزنند. خوشبختانه این نقش برجسته ها با قصد درک جزییات به دقت طراحی شده اند. این اطلاعات و مستندات کمک می کند که اداره میراث فرهنگی در مرمت این اثر با دست پُر عمل کند. 
چگونه در جریان این نقش برجسته قرار گرفتید ؟ اولین برخوردتان با این خبر چگونه شکل گرفت؟
 یکی از اهالی منطقه به نام آقاى «یوسف کرمی» گزارش وجود این اثر را به دوست و  همکار باستان شناسم آقاى «شهرام علی‌یاری» داد. پس از بازدید اولیه آقای علی یاری، به اتفاق هم سراغ نقش برجسته رفتیم. با توجه به موقعیت اثر، متوجه شدیم که دام ها و چوپانان بسیاری سالهای سال از کنار این نقش برجسته گذشته اند، آن را دیده اند و ممکن است هزاران نفر در کنارش ساعاتی را گذرانده باشند. اما برای آن افراد وجود این نقش اهمیتی نداشته است. ولی خوشبختانه یوسف کرمی (اهل همان منطقه) اهمیتش را درک کرده و با همکار باستان شناس ما در میان نهاده است. 
پس می فرمایید که مردم محل هم از وجود این آثار آگاه بوده اند؟!
بله ! سالیان دراز از آن مطلع بوده اند و هیچ کاری به کارش نداشته اند و هیچ آسیبى هم به ان نرسانده اند.
این دو نقش برجسته.یادمان پیروزی حکومت های بین النهرینی بر ساکنان زاگرس هستند. این دو یادمان احتمالاً نتیجه‌ی دو لشگر کشی متفاوتند. به عنوان یک باستان شناس معتقد هستم که کانون همه اتفاقات در هزاره دوم پ.م، منطقه سر پل ذهاب نبوده است. چون هم در منابع تاریخی بیشتر به این منطقه اشاره شده و هم چهار نقش برجسته از اوائل هزاره دوم قبل از میلاد در آن وجود داشت، اغلی محققین تمرکز ویژه ای به سرپل زهاب دارند. اکنون که منابع و شواهد باستانی شناسی را مرور می کنیم، ظاهراً در امتداد کوهپایه های غربی زاگرس مرکزی سرپل ذهاب تنها منطقه مهم نیست بلکه نواحی همچون پیرامون کوه بمو هم اهمیت شایانی داشته است. مثلاً سال ۱۹۳۴ یک نقش برجسته در نزدیکی روستای دربند بهلوله در عراق پیدا شده (در دامنه جنوب غربی کوه بمو) که در آن نقش پادشاهی پای خود را روی اسیری گذاشته و شخص مغلوب دیگری نقش شده که دست هایش را به نشانه ی التماس بلند کرده است. این نقش برجسته مهم که کتیبه ای به خط میخی اکدی دارد به نقش هورین و شیخان نیز معروف است. جالب است بدانید که این اثر در خاک عراق امروزی واقع است ولی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. 
سال ۱۳۳۴ یکی از باستان شناسان ایرانی به نام آقاى محمود راد به منطقه سرپل ذهاب آمده و در نزدیکی ازگله و در دامنه کوه بمو بخشی از یک سنگ یادمان شکسته را یافته که در آن سر شخصی مشخص است. از لحاظ شکل و شمایل و آیکونوگرافی یک پادشاه بین النهرینی را نشان می دهد. 
همکارم آقاى عارف بیگلری نیز در نزدیکی کوه بمو یک سنگ یادمان دیگر را در جایی به نام «سراو سی‌خان» پیدا می کرده که اکنون در اداره میراث فرهنگی استان کرماشان موجود است. در این نقش برجسته شاهی پای خود را روی بدن بزی قرار داده و شاخ هایش را گرفته در حالیکه یک مرد کوچک هم مقابلش ایستاده است. این شاه هم با توجه به ویژگی های نقش برجسته های مشابه، بین النهرینی است. این ها پیشینه اطلاعاتی است که پیرامون کوه بمو وجود دارد. 
حال برگردیم به نقش برجسته های تازیافته. این مقدمات ما را به سمت و سوی روابط، درگیری ها و حضور بین النهرین در دامنه کوهستان زاگرس کشاند. آیا این دو اثر هم با آثار پیدا شده شباهتهای قابل توجهی دارند؟
حتماً. جالب است بدانید که یکی از این نقش برجسته ها شباهت بسیاری به یکی از نقوش سرپل زهاب در کوه کل گا ر دارد. حتی یک نقش برجسته مشابه نیز در روستای بیت واته نزدیک سلیمانه کشف شده که اکنون در موزه‌ی عبرانی بیت المقدس قرار دارد. 
در نقش برجسته شماره یک ازگله، شاه  دامنی پوشیده و اسیران پوششی شبیه شلوارک به پا کرده اند. بالاتنه هایشان اما لخت است و موهای صافی دارند. به خاطر اینکه عظمت شاه  در نقش نشان داده شود، او را در اندازه بزرگتری حجاری کرده اند و اسیرها از حد معمول کوچکترند. تصویر هفت دایره در نقش برجسته وجود دارد که نماد خوشه ی پروین و نماد ایزدان بین النهرینی هستند و چنگالی که نماد "نبو" یکی از خدایان بین النهرین است.
در کنار این نقش برجسته، اثری دیگر وجود دارد که در یک فضای ایوان مانند تصویری حجاری شده و بقیه فضا خالی به نظر می رسد. شاهی تمام قد با لباسی بلند را نشان می دهد که احتمالاً پایش را بر سینه اسیری گذارده است، اما به دلیل فرسایش حاصل از عوامل طبیعی بخش هایی از تصویر در طول چهار هزار سال پاک شده است. احتمالاً شاه در دست چپ کمانی دارد و در دست راست شیء مخروطی دو سر تیزی دارد که در مورد کاربرد آن بی اطلاعیم. «لوشای» در یک مقاله در مورد یک «جام» نقره ای که از مرودشت فارس پیدا شده بود می نویسد که این ابزار احتمالا نماد یک نیروی ماورایی است. 
از لحاظ چهره، نقش برجسته شماره یک شاهی را نشان می دهد که صورت بدون مویی دارد. موهای سر وی صاف است و  رو به پایین شانه شده و سربند باریکی دارد که شبیه یکی از نقش برجسته های سرپل ذهاب است.
حال همه ی این شواهد به ما چه می گویند؟ کدام دفتر تاریخ را برایمان ورق می زنند؟
سوالتان بجاست. احتمالاً همه این نقش برجسته ها و ویژگی ها نشان می دهد که احتمالا به یک مقطع تاریخی مربوطند. وقتی اسناد تاریخی را بررسی می کنیم و حملات بین النهرینی ها را واکاوی می کنیم، متوجه می شویم یک حکومت در شرق بین النهرین وجود داشته که به نام دولت «سیموروم» شناخته می شود. این حکومت در منطقه دیاله و شرق رود دجله فرمانروایی می کردند. سیمورومی ها احتمالا در دره رودخانه سیروان و جنوب شهرزور تا کلار حکومت می کردند و این لشکر کشیها احتمالا از قلعه شیروانه در کرانه غربی رودخانه سیروان سامان دهی می شده است. این نقش برجسته ها بر سر راهی واقع شده که راه دسترسی از شمال بین النهرین به سرپل ذهاب که به دروازه زاگرس مشهور بوده، ممکن می شده است. راهی که از سلیمانیه به شهرزور و سپس به سرپل می رسد همین راهی است که موضوع بحث ما هم هست.
پس با این زمینه سازی می توانید حدس بزنید که نقش برجسته ها مربوط به که مربوط به کدام پادشاه است
چون این آثار تازه یافت شده، کتیبه ندارند، ناچاریم با اضافه کردن کلمه «احتمالاً» بگوییم که مربوط به «ایدین سین» شاه سیموروم هستند.
خیلی ها بر این باورند که شاه بی ریشی که در نقش برجسته دیده می شود، پوششی کوردی دارد. شما چقدر با این باور کنار می آیید؟
به نظرم باید با صراحت گفت که هیچ شباهتی بین لباس شاه نقش برجسته با لباس کوردی وجود ندارد و اصلاً هم نباید این شباهت باشد. چون این شاه، بین النهرینی است و از سرزمینی دیگر آمده است.
از شما برای شرکت در این مصاحبه  سپاسگزاریم
اطلاعات شما ذخيره شود ؟