در گفتگو با دکتر سهامی مطرح شد: فرمانروایی کوردهای کلهر بر بغداد

alisahami21.jpg
صدای آزادی: در کرماشان کم نیستند کسانی که مایل به پژوهش در آثار تاریخی دارند و در این حوزه پژوهش هایی را منتشر کرده اند. دکتر علی سهامی شاعر و ادیب نام‌آشنای این دیار تاریخی نیز با توجه به پیوندهای عمیقی که بین ادبیات و تاریخ وجود دارد، دست به کاری تحقیقی زده و اثری قابل توجه را به نام: « تاریخ به افق مرزبانان کُرد» منتشر نموده است. این اثر از ویژگی‌هایی همچون: شیوایی متن نوشتاری، توان قلمی نویسنده‌، منابع و مآخذ مستند و... برخوردار است و به نوعی برگی معتبر از  شناسنامه‌ی جغرافیای تاریخی کرماشان در عهد صفویه به شمار می‌آید. به خاطر آشنایی بیشتر با کتاب مذکور، با دکتر سهامی گفتگویی کوتاه داشته ایم که تقدیم شما مخاطبان گرامی هفته نامه صدای آزادی می شود: 
سال‌هاست جامعه فرهنگی کرماشان شما را با آثاری ادبی می شناسند. علت ورودتان به دنیای تاریخ آن هم تاریخِ جغرافیای زندگی تان چه بود؟
خوشحالم که با پرسش خوبی آغاز کردید. واقعیت را بخواهید، ماهیت ادبیات گسترده تر از آن است که به عنوان یک رشته دانشگاهی  به آن نگاه کنیم. بنابراین برای یک شاعر یا هر اهل قلمی،  شناخت اجمالی بر متون و میراث ِ مکتوب سرزمینش که جزئی از هویت و پیشینه فرهنگی اوست، بایسته و ضروری به نظر می رسد.
 به همین خاطر بخت و اقبال با من یار بوده که دوران تحصیلی متوسطه و دانشگاهی‌ام  بازخوانی متونِ گردنکشانِ نظم و نثر تاریخ ادبیات ایران باشد؛ یعنی در کنار واحدهای درسی سعدی، مولانا، حافظ و صائب و... با کتب و منابع دسته اول تاریخی مثل: تاریخ طبری، بلعمی، تاریخ بیهقی، تاریخ جهانگشای جوینی، تاریخ وصاف و دره نادری و همچنین سیاست نامه ها از جمله: کلیله و دمنه، سیاست نامه خواجه نظام الملک و شاهنامه فردوسی و ... در طول دوره های تحصیلی  از کارشناسی تا دکتری دمساز بوده و با این گونه متون در آزمونهای پایانی هر نیمسال دست و پنجه نرم کرده ام.
گویا تحصیلاتی هم در این عرصه (شناخت‌واره‌های تاریخی) داشته‌اید!؟
کاملاً درست است. علاوه بر تحصیل در دوره دکترای ادبیات فارسی واحدهای دوره دکتری ایرانشناسی را نیز گذرانده ام و شاید یکی از دلایل چرایی ورود به حوزه  پژوهش‌های تاریخی به ویژه در کتاب «تاریخ به افق مرزبانان کُرد»- که در آن به  بررسی وضعیت کُردهای کلهر و زنگنه در شطرنج سیاسی صفویه  وعثمانی می پردازم - ناشی از  همین آبشخور مطالعات ایرانشناسی  و کنکاش برای هویدا کردن گوشه ای از فرهنگ و هویت فرهنگی  و ایرانی کُردان سرزمین صخره و بلوط در مناطق غربی ایران باشد.
امروزه بسیارند کسانی که به دلایل گوناگون فرصت مطالعه در تاریخ جغرافیای زاگرس نداشته اند. کتاب شما ، به بخشی مغفول از تاریخ این خاک در عصر صفویه پرداخته است. از رسیدن به نگاه‌های تازه و حاصل جمع نگاهتان در این کتاب بگویید!
همانطور که می دانید در درازنای تاریخ اقوام مختلفی از قبیل: کُرد و لُر و فارس و بلوچ و طبری و آذری و ... در  این زیست بوم ایرانی روزگار را سپری کرده اند و همچنان «تا شقایق هست،» جریانِ زندگی هم ادامه دارد. در نخستین نگاه و از چشم اندازِ  من، این اقوام با تمام تفاوت ها در فرهنگ و آداب رسوم  و فولکلور و اعتقادات و افسانه ها و تنوع در پوشاک و خوارک و تنوع در لهجه ها و گویشهای ایرانی و دیگر عناصر هویتی و متمایز کننده، مثل دانه های تسبیح هستند که  با یک نخ به همدیگر متصلند و آن نخ، نقشی به مثابه  فرهنگ ملی و ایرانی ایفا می کند. هر چقدر  پژوهشگران در مورد زوایا و خبایای این مهره ها  یا همان اقوام ایرانی تحقیق و پژوهش انجام دهند در نهایت به سود همگرایی فرهنگ ملی  و انسجام و وحدت اقوام ایرانی به پیش می رود. یکی از عناصر هویتی  هر قومی، گذشته تاریخی و پیشینه ی  فرهنگی اش است که مردمان با  شناخت و به مدد آن، می تواند از اشتباهات و رخدادها عبرت بگیرند و  گذشته را چونان چراغی فرا راه آینده قرار دهند.
اجازه بدهید علل و انگیزه‌های تالیف کتاب «تاریخ به افق مرزبانان کُرد» را از شما بپرسم!
ببینید! کار این کتاب در حقیقت روشن کردن گوشه ای از پیشینه  مردمان دیار زاگرس در عصر صفویه و تقابل آنها با عثمانی بوده است. در واقع در این کتاب می خواهم بگویم هر چند  در دوران حکمرانی صفویان بر ایران - که بیش از دویست سال بوده- و باعث شده ایرانیان هویت تازه‌ای پیدا کنند و کشور مستقلی با مرزهای جغرافیای سیاسی به وجود آورند که تا امروز کم وبیش، به ویژه در مناطق غربی همان مرزها باقی مانده است؛ اما در شکل گیری ایران با مرزهای مستقل، کُردهای نواحی غربی ایران به ویژه ایلات کلهُر و زنگنه در کنار  قزلباشان صفویه نقش بسزایی داشته اند. علاوه بر حفظ مرزهای غربی و فرمانروایی کُردهای کلهر بر شهر بغداد به عنوان یک شهر ایرانی توسط ذالفقارخان کلهر در دوره شاه طهماسب صفوی، مرزهای شمال شرقی ایران نیز از جمله بازپس گیری شهرهای خراسان و هرات از تصرف ازبکها، به عهده‌ی کُردهای کلهر و زنگنه به فرماندهی شیخ علیخان زنگنه بوده است.
چه جالب! منابع معتبری هم برای این ادعا دارید!؟
این ادعا نیست! یک واقعیت تاریخی است.  این موضوع  در کتابها و منابع دسته اول، از جمله: روضه الصفویه، تاریخ عالم آرای عباسی، تذکره الملوک میرزا سمیعا، خلاصه التواریخ قاضی احمد قمی، تاریخ عباسی، شرف نامه امیرشرف خان بدلیسی، تاریخ جهان آرای عباسی وحید قزوینی و... که در دوران صفویه نوشته شده اند، به طور مفصل  آمده و  به نوعی گواه بر این امر است.
به تقابل کُردهای کلهر و عثمانی اشاره داشتید. مشتاقم کمی بیشتر به این موضوع پرداخته شود! 
بله سوژه ی خوبی برای برای بحث است. ببینید! همانطور که گفته شد، در این پژوهش نخستین بارقه حضور سیاسی کُردان کلهر دیار کرماشان برای مرز داری و حفظ  استقلال ارضی ایران در مقابل عثمانی نشان داده شده  که مربوط به فرمانروایی آنها از جمله: ذالفقارخان کلهُر بر شهر بغداد تا سال ۹۳۵ بوده است. باز هم می توان اضافه کرد: به استناد کتاب شرف نامه بدلیسی که در سال ۱۰۰۵ نوشته شده، حاکمیت سیاسی کلهرها در دوره شاه اسماعیل یکم با غیب الله بیگ کلهر در منطقه پلنگان نزدیک شهر کامیاران بوده است. مولف شرفنامه به ازدواج شاه طهماسب با دختر محمد بن غیب الله بیگ کلهُر نیز اشاره دارد.
آیا بین حاکمان کلهر و شاهان صفویه اتفاقات خاصی افتاده است؟
اتفاقات آن دوران و حتی پیش و پس از آن بین شاهان و والیان محلی از امور طبیعی بوده است. از جمله این اتفاقات می توان در دوره دومین پادشاه صفوی یعنی شاه طهماسب به ماجرای  خلع ید و کشتن ذوالفقارخان کلهر در بغداد اشاره کرد که در کتاب‌های زبده التواریخ استرآبادی و خلاصه التواریخ قمی و... آمده است. در زمان شاه اسماعیل دوم هم امیر اسکندر فرزند غیب الله بیگ حاکم کردان کلهر در منطقه پلنگان بوده و در زمان سلطان محمد خدابنده یا چهارمین پادشاه صفوی، جنگی بین تیمور خان اردلان و قباد بیگ کلهر پسرعمربیگ بن سهراب بیگ از حاکمان درتنگ حُلوان یا سرپل ذهاب امروزی اتفاق می افتد و مولف شرفنامه قلمرو قباد بیگ کلهُر را از دینور تا بغداد می داند و همین مولف  به ائتلاف قباد بیگ کلهر با شاهوردی خان والی لرستان علیه تیمور خان اردلان در زمان سلطان محمد خدا بنده اشاره می کند. بدلیسی می گوید: در  این جنگ اکثر فرماندهان و سربازان حاکم اردلان کشته می شوند و تیمور خان اسیر و گرفتار ائتلاف کلهر- لُر می گردد.
مشتاقم نمونه‌های دیگری را هم از این دست بشنوم!
حتماً ! و با شوق خواهم گفت. در زمان پنجمین پادشاه صفوی یا همان شاه عباس اول که ایران در میان  دو دشمن عثمانی و ازبک گرفتار شده بود، به ناگزیر طبق قرارداد ۹۹۹ مناطق غرب ایران  از جمله: کرماشان و مابقی سرزمین کلهرها به عثمانی واگذار می گردد که پس از موفقیت این پادشاه در سرکوبی ازبکها، طی اقدامات و جنگهایی در دشتهای ماددشت و ذهاب  مناطق غربی را دوباره از عثمانی پس گرفته می شود. ناگفته نماند امرای کلهر در اوضاع و احوال جنگ میان صفوی و عثمانی در زمان  شاه عباس اول ، نظر واگرایانه و تمایل و همدلی با عثمانی نداشته، ولی اندکی درد سر برای شاه صفوی داشته اند. نافرمانی و سر پیچی «میر عمر کلهُر» از جمله ی این درد سرها بوده که ملا جلال الدین منجم در کتاب تاریخ عباسی یا روزنامه ملا جلال  به این موضوع اشاره کرده  و شاه عباس اول با فرستادن سپاهیانی به فرماندهی الله وردیخان موفق به سرکوبی میرعمر کلهرشده است.
کمی هم از نقش «زنگنه» در عصر صفوی بگویید. گویا شیخ علیخان کُرد زنگنه و برخی از اقوام وی در سال‌هایی از عصر حکومت صفویه نقش پر رنگی داشته اند.
بله همین طور است. در دوره  ششمین پادشاه صفوی یا شاه صفی به ماجرای شورش خان احمد خان از امرای کُرد اردلان و سرکوب خانزاده خانم کلهر توسط احمد خان اشاره شده است. امّا در زمان هفتمین فرمانروای صفوی، شاه عباس دوم، شیخ علیخان زنگنه به رتق و فتق کُردان ایل کلهر و زنگنه می پردازد. شیخ علیخان در زمان شاه عباس دوم حاکم کرماشان بوده و در مقام  فرمانده و جنگسالار صفوی به همراه کُردان کلهر و زنگنه برای جنگ با ازبکان روانه خراسان می شود. یکی دیگر از اقدامات شیخ علیخان  این بوده که با کمک  کردهای کلهر و زنگنه  مانع رفتن سلیمان خان اردلان به خاک عثمانی شده است.
در زمان هشتمین پادشاه صفوی ، یعنی شاه سلیمان، با حضور پر رنگ  کُردهای زنگنه و افزونی نفوذ  آنها در نزد شاهان ِصفوی روبرو هستیم که با صدر اعظمی و نخست وزیری شیخ علیخان زنگنه در عصر شاه سلیمان به اوج خود می رسد. در همین زمان نقش کُردهای  زاگرس نشین کرماشان در شطرنج سیاسی صفویان بیشتر می شود و شیخ علیخان  در واقع پاداش هزینه کرد و  ریختن ِ خون ِکُردهای کلهُر و زنگنه را در سراسر مرزهای ایران، آن هم در میان آن هم جنگسالار قزلباش و طوایف ترکمان، به همراه کیاست و سیاست با رسیدن به مقام صدر اعظمی صفویان دریافت می کند.
کمپفر آلمانی، سانسون و شاردن فرانسوی در سفرنامه های خود در مورد توانمندی شیخ علیخان زنگنه مطالبی نوشته اند. شیخ علیخان زنگنه همچنین به شعر و ادبیات علاقمند بوده  و بنا به گفته  میرزا محمد طاهر نصر آبادی صاحب تذکره نصر آبادی که در دوره شاه سلیمان نوشته شده، شرح حال  شیخ علیخان و برادر بزرگترش نجف قلی خان را در فصل اشعار پادشاه و پادشاه زادگان و امرا و خوانین آورده است، میرزا نورا، نادرا، میرم بیگ از شاعران سبک هندی سرای دربار شیخ علیخان  بوده اند و در زمان نهمین یا آخرین پادشاه صفویه یعنی شاه سلطان حسین، شاهقلی خان زنگنه فرزند شیخ علیخان به مقام وزیری صفویان می رسد و پس از شاهقلی ، داماد وی ، فتحعلیخان، جانشین وزارت پدر زنش می گردد.
به عنوان آخرین سوال می خواهم از شخصیتی بپرسم که در ابتدای این گفتگو نامش برده شد: ذوالفقار خان کلهر! این شخصیت را بیشتر معرفی کنید!
خب! اشاره شد به اینکه ذوالفقار خان کلهر در سال۹۳۵ بر بغداد حکمرانی می کند و پس از پیروزی  و برگشت شاه طهماسب  از جنگ با ازبکها سرکوب می شود. این شخصیت کیست و چگونه به پشتیبانی کُردان کلهر  بر  شهر بغداد تسلط می یابد، از لابلای متون تاریخی  به ویژه  خلاصه التواریخ و تاریخ ایلچی،چنین بر می آید که رهبری کُردهای کلهر  قبل از ابراهیم خان و ذالفقارخان بدست «چوهه سلطان کلهر» بوده است و اما این ذوالفقار خان کلهر،پسر نخودالسلطان و نوه‌ی پسری «گلابی بیگ» بوده که این  گلابی بیگ از بزرگان دربار یعقوب پسر اوزن حسن آق قویونلو در منطقه دیار بکر بوده و فرزندانی به نام‌های امیرخان، قایتمس و ابراهیم خان و نخود السلطان داشته است. 
زمانی که ابراهیم خان والی شهر بغداد است، در فصل تابستان برای هواخوری به ییلاقات ماددشت می آید، در همین زمان ذوالفقار خان با گروهی از سواران کلهر  بر اردوی ابراهیم خان می تازد و پس از کشتن عموی خویش، شهر بغداد را به تصرف خود در می‌آورد و سپس شاه طهماسب چون مدتی  با  محاصره بغداد نمی تواند در این شهر رخنه کند با تطمیع  و وعده‌ی حکومت محلی به یکی از عموزادگان ذوالفقارخان به نام علی بیگ ذوالفقار کش، شعله ی حیات این حاکم کلهر نژاد را خاموش می کند و پس کشته شدن ذوالفقارخان، شاه طهماسب اختیار حاکمیتی و اداره کلهر ها را به شرف الدین اوغلی واگذار می کند.
ممنونم که در این گفتگو شرکت کردید. بدون شک کتاب‌تان خواندنی خواهد بود.

انتشار در هفته نامه صدای آزادی شماره ۵۷۶ / ۲۹ خرداد ماه ۱۳۹۹
اطلاعات شما ذخيره شود ؟