«طنز» راهی برای مبارزه است / گفتگوی صید محمد پرور با هفته نامه صدای آزادی
«طنز» راهی برای مبارزه است /  گفتگوی صید محمد پرور با هفته نامه صدای آزادی
«صید محمد پرور» معلمی شریف از همین روستاست که سال‌هاست سرنشین دنیای رازآمیز شعر و ادب است. از طبیعت «بره‌کو» و خوه‌ره‌تاوش تا بهارهای دلنشین نثار «چله» همه و همه الهام بخش روح شیفته‌ی او می توانند باشند. بیشترین شاعرانه‌هایش را به زبان کوردی سروده و کتابی هم با نام «په‌ژاره» چند سال پیش منتشر کرده است. مخاطبان، شعرش را به خاطر صمیمیت، نگاه ویژه به طبیعت، باورها و داشته های فرهنگی و اجتماعی می پسندند و چاشنی طنز نیز از «صید محمد» شاعری مخاطب‌پسندتر ساخته است....

در همسایگی روستای هوشیار چله‌ی گیلان غرب، روستای کوچکی هست با نام «زاغه‌ی علیکرم». این روستا در ضلع غربی هوشیار چله و بر سر جاده‌ی اسلام آباد به گیلان غرب قرار گرفته است. مردم این روستا هم صبح‌شان را با اولین پرتوهای خورشید بر بام «بره‌کو» از ارتفاعات زاگرس آغاز می کنند. اکثراً کشاورزند و بر زمین‌های محدود، کشاورزی می کنند. 
«صید محمد پرور» معلمی شریف از همین روستاست که سال‌هاست سرنشین دنیای رازآمیز شعر و ادب است. از طبیعت «بره‌کو» و خوه‌ره‌تاوش تا بهارهای دلنشین نثار «چله» همه و همه الهام بخش روح شیفته‌ی او می توانند باشند.  بیشترین شاعرانه‌هایش را به زبان کوردی سروده و کتابی هم با نام «په‌ژاره» چند سال پیش منتشر کرده است. مخاطبان، شعرش را به خاطر صمیمیت، نگاه ویژه به طبیعت، باورها و داشته های فرهنگی و اجتماعی می پسندند و چاشنی طنز نیز از «صید محمد» شاعری مخاطب‌پسندتر ساخته است. گپ و گفتی ساده و صمیمی با او می تواند برای دوستداران ادبیات، شیرین باشد:
می خواهم از «اول آشنایی» با دنیای راز آمیز شعر بگویید! چه حسی شما را به سوی این وادی کشاند؟!
به یاد دارم زمانی‌ که سن زیادی نداشتم، اعضای خانواده‌ی پرجمعیتم که مقدمات خوابشان را فراهم می‌کردند و خانه در تاریکی که فرو می‌رفت، رؤیاپردازی من آغاز می‌شد. در اتاق کوچکی که خواهران و برادرانم دوشادوش هم به‌خواب می‌رفتند، با شوقی وافر، به‌گونه‌ای که بقیه بیدار نشوند، فانوسی کم‌سو را کنارم روشن می‌کردم، با مدادی که از آن چیزی نمانده بود و همیشه با سختی میان انگشتانم جا می‌گرفت، نقاشی می‌کشیدم، دستم را مقابل فانوس می‌گرفتم و با ایجاد سایه‌هایی برروی دیوارِ رنگ‌ورو رفته، داستان‌هایی را برای خودم نقل می‌کردم. رویا و خیال من از همان ابتدای کودکی، شاید همچون دیگر شاعران غریب سرزمینم، در تنهایی و تاریکی آغاز شد.
شروع جالبی داشتید. آیا کسی در خانواده شما با هنر ارتباط داشت!؟ فرقی نمی کند شعر یا هر هنر دیگر!
سوال خوبی است. مگر می شود کورد باشی و صبح  و شامت با هنر، رنگ آمیزی نشود! مردمان کلهر بویژه آنهایی که روستانشین یا عشایرند، «تنهایی»های ویژه‌ای را تجربه می کنند و در این دشت های وسیع تنهایی است که چشمه های ذوقشان شکوفا می شود. پدرم که بسیار زود جمع ما را ترک کرد، صدایی خوش داشت: «هوره‌چر»(هوره خوان) بود. 
گاه در خلوت و تنهایی خود، عرق کارگری که بر پیشانی‌اش می‌نشست، با ذوق و شوقی وصف ناپذیر، آواز سر می‌داد؛ آوازهای دلتنگی‌اش پیکر رنجور من‌را مدام چنگ می‌انداخت و از روزمرگی های عادت شده‌ی نوجوانان آن روزها به سوی خلوتگاههای فکری می کشاند تا اینکه در همین خلوتگاههای ذهنی، به سوی هنر شریف شعر راهی شدم. تنهایی و قدم‌زدن‌های بی‌پایان در دل فراز و نشیب‌های پر زخم زاگرس، کار مداوم من است. بیشتر اشعارم را در همین حالت سروده‌ام: قدم زدن و نظاره‌ی درختان بلوطِ وامانده از نسل‌های زخمی دیروز و از بلایای گوناگون.
چرا در میان همه هنرها «شعر» را انتخاب کردید؟!
می دانید که در خیلی از مواقع آدم انتخاب نمی کند. بلکه انتخاب می شود. فکر می کنم شعر مرا انتخاب کرد که دوستش باشم و رازهای مگو را با او در میان نهم. مشکلات ناشی از فقدان پدر، مسائل مربوط به جنگ و فقر، آلام من‌را صدچندان نمود. شعر می‌سرودم نه آن‌که دردی را برای کسی تسکین دهم، بلکه روح خود را در واقعیت مخدوش و جان‌فرسای روزگار التیام بخشم؛ فکر می کنم شعر در وهله‌ی نخست راوی رنج های روزگار شاعر است. اصلاً شاعر خودش را روایت می کند و هر چه این روایت عمیق تر باشد، تکان دهنده تر خواهد بود. شعر مرا انتخاب کرد تا راوی باشم و امیدوارم که از پس این راه دشوار برآیم. 
از فعالیت های شعری و ادبی تان بگویید. اصلا چقدر اهمیت دارد که شاعر به حیطه مسائل اجتماعی کشیده شود!؟
ببینید! بزرگی می گوید:« هنر برای همه است، و گر نه هیچ است.» شعر چون رنج مشترک انسان هاست، ناخودآگاه به فضای اجتماعی هم کشید می شود. بر همین اساس است که چنین هنری می تواند در همه زوایای زندگی بشری نفوذ کند. از زاویه دیگر هم می توانم بگویم که شاعر باید در همه فضاهای مفید اجتماعی حضور داشته باشد. هم در فضاهای تخصصی مثل انجمن ها، همایش ها و غیره برای ارتقای هنر خود و هم در فضاهایی که هنرش می تواند بر مخاطب فهیم‌اش تأثیر بگذارد. 
البته بنا به پیشرفت های امروزین، فُرمت های مختلفی برای ارائه آثار وجود دارد که تازه ترین آنها به یمن فضای مجازی و ابزارهای آن فراهم شده است. اما یکی از مهمترین پیوندها بین شاعر و مخاطب به وسیله ی کتاب ایجاد می شود. بر همین اساس سال ۱۳۸۸ اولین کتابم را با نام «په‌ژاره» با هزینه‌ی شخصی منتشر نمودم که خوش‌بختانه به‌سرعت مورد استقبال عموم قرار گرفت اما به‌دلیل مشکلات دست و پا گیر اهل هنر، کتاب دیگرم که حاصل نگاه‌های تازه تر است، هنوز به مرحله‌ی چاپ نرسیده است.
یکی از فاکتورهای ویژه ی شعر شما برخورداری از طنز است. در کوتاه ترین پاسخ دلیل بهره گیری از طنز را در کارهایتان بگویید!
راستش را بخواهید در حوزه‌ی «طنز» فعالیتم را به‌صورت جدی دنبال می‌کنم و بر این عقیده‌ام که همواره «طنز»، راهی برای مبارزه است، مبارزه علیه آن‌چه که روح یک انسان آزاده را می‌آزارد اما به عنوان آخرین جمله‌ی این مصاحبه بگویم که اشعار عاشقانه در کنار طنزهایی جدی، دنیای من را می‌سازند.

اطلاعات شما ذخيره شود ؟