دکتر بیژن کلهرنیا در گفتگو با صدای آزادی: مسؤولان به‌خواست‌مردم‌ توجه‌کنند
دکتر بیژن کلهرنیا در گفتگو با صدای آزادی: مسؤولان  به‌خواست‌مردم‌ توجه‌کنند
مسأله گرایش‌های توسعه و چارچوب‌های تصمیم‌گیری مدیریتی روال پیچیده‌ای دارد. ولی مدیران در چنین مواردی باید نظرات شهروندان و همانگونه که گفته شده مصلحت عمومی را مبنای تصمیم‌گیری قرار دهند. درک ارزش‌هائی که نام برده شد مقارن مفهوم مصلحت عمومی است. بسیار ارزنده و زیبنده است که مدیران مفاهیم امروزین مدیریت و توسعه را در چارچوب نظام ارزش‌ها جستجو کنند.
آیا در اجرای پروژه تله‌کابین مصلحت عمومی دیده شده است؟ پرسش مهمی برای ورود به بحثی است که در چند ماه اخیر مورد توجه بسیاری از ناظران میراث فرهنگی کرماشان و همچنین کارشناسان امور شهری این دیار تاریخی بوده و همچنان خواهد بود. 
بعلاوه همین موضوع اجرای طرح تله‌کابین در تاق‌وه‌سان جدا از نگاه متخصصان، موجب گفتگوهای مختلفی بین مسئولان و رسانه‌ها و مردم شده است. پرسشی که مطرح شده این است که اگر اجرای تله‌کابین مانع ثبت تاق‌وه‌سان به عنوان میراث جهانی می‌شود، چرا نباید آنرا متوقف کرد؟ به نظر می‌رسد هنوز در این زمینه نیاز به بررسی و گفتگوهای بیشتری هست و هنوز افکار عمومی پاسخ کافی برای این سؤال را دریافت نکرده است. این پرسش را با دکتر بیژن کلهرنیا از صاحب‌نظران مسائل شهرسازی و توسعه در استان در میان گذاشته‌ایم. ماحصل پاسخ های این چهره‌ی دانشگاهی در زیر می آید: 
در اجرای طرح‌های توسعه و بهسازی شهری، در هر جایی که در نظر می گیرید، جایگاه سلایق و خواستهای مردم کجاست؟! چرا در استان ما به این امر توجه نمی شود. به عنوان مثال اثر تاریخی تاق وه‌سان دارد با سوء مدیریت، تهدید می شود!
شروع خوبی است. ببینید! این یک امر کاملاً طبیعی است که در اجرای این طرح ها باید ابتدا به مصلحت و خواست عمومی توجه شود و اطمینان حاصل شود که اکثریت مردم با آن موافقند و آنرا به صلاح  شهر و سرزمین و خودشان می‌بینند. مهم آن است که اجرای اینگونه طرح‌ها مانع تحقق هدف‌های بزرگتر و مصالح عمده‌تری نشود. به بیان دیگر یک هدف کوچک موجب عدم تحقق یک هدف یا آرمان بزرگتر نشود. اگر این دو اصل منطقی پذیرفته شود باید یادآور شد که اهمیت و جایگاه طاق بستان یا تاق‌وه‌سان به هیچ وجه قابل مقایسه با طرح تله‌کابین و امثال آن نیست. 
تاق‌وه‌سان تنها متعلق به کرمانشاهیان نیست، بلکه متعلق به همه مردم ایران و جهان است. تاق‌وه‌سان آخرین اثر دوره باستان است که جمع‌بندی نمادهای تاریخی و کهن ایران را در یک پرده هنری و سرشار از نشانه‌های فرهنگی به نمایش گذاشته است. حساب تاق‌وه‌سان فراتر از همه آثار تاریخی بجامانده از گذشته است و آن را نشانگان برگزیده تاریخ کهن باید به حساب آورد. 
عظمت و شأن جهانی و تاریخی و فرهنگی تاق‌وه‌سان ایجاب می‌کند هر‌آنچه که در حریم آن ممکن است ایجاد شود و هرگونه مداخله در منظر هویتی آن توجه و دقت کامل به جایگاه تاق‌وه‌سان و حفاظت از آن داشته باشد.  البته بدیهی است که هویت تاق‌وه‌سان فقط محدود به حدود فیزیکی اثر تاریخی نیست. بلکه شامل تمام کوهستان پیرامون آن و مناظر طبیعی وابسته به مجموعه تاریخی نیز می‌باشد. 
در مقایسه با ارزش‌های پدیدار گرانقدر تاق‌وه‌سان پروژه تله‌کابین بسیار کوچک و غیرقابل مقایسه است و در برابر تاق‌وه‌سان نه تنها ارزشی ایجاد نمی‌کند بلکه خطر زیادی وجود دارد که موجب تزلزل و کاهش ارزش‌های تاق‌وه‌سان شود. به همین سبب همان مصلحت عمومی ایجاب می‌کند که اگر کوچکترین شبهه‌ای درباره کاهش ارزش و جایگاه تاق‌وه‌سان در نتیجه اجرای تله‌کابین وجود دارد،‌از آن چشم‌پوشی شود. 
آیا به ذهن برنامه ریزان و مدیران نرسیده که تله کابین را در جاهای دیگری هم می شود اجرا کرد!؟
دقیقاً!. نکته قابل درنگ هم  همین است که تله‌کابین را می‌توان در بسیاری نقاط مناسب‌تر در تاق‌وه‌سان و به دور از حیطه میراث فرهنگی اجرا کرد. در صورتی که یک مطالعه ساده مکان‌یابی و امکان‌سنجی برای اجرای تله‌‌کابین انجام شود قطعاً به گزینه‌های متعددی می‌توان دست یافت که به نظر می‌رسد بعضی از آنها از نظر صرفه‌های اقتصادی، گردشگری، ورزشی و هم‌افزائی توسعه نسبت به تاق‌وه‌سان ارجحیت دارند. بنابراین شرط برنامه‌ریزی صحیح برای استفاده بهینه از پروژه تله‌کابین مطالعه بیشتر در مورد مکان‌یابی آن باتوجه به همه عوامل مؤثر در مکان‌یابی از جمله سودآوری طرح می‌باشد. 
کرمانشاهیان همانند شهروندان اصفهانی که اجرای برج اقتصادی مشرف به خیابان چهارباغ را با مصالح عمومی و هویت و ارزش تاریخی و فرهنگی شهرستان مغایر دانستند جا دارد با گفتمان منطقی و روشنگرانه مسئولان را متقاعد سازند که به مصلحت‌ها و خواست‌های آنان توجه کنند و در اجرای چنین طرح‌هائی تعجیل نکنند، بلکه اجازه دهند که بجای تصمیمات مدیریتی مطالعات و دیدگاه‌های کارشناسی راه‌حل‌های دیگری را برای تصمیم‌گیری بهتر ارائه کنند. 
نقش مدیران متخصص در درک چنین ارزش‌هائی چقدر اهمیت دارد و علت چنین تصمیمات غیر کارشناسانه‌ای چیست؟ 
مسأله گرایش‌های توسعه و چارچوب‌های تصمیم‌گیری مدیریتی روال پیچیده‌ای دارد. ولی مدیران در چنین مواردی باید نظرات شهروندان و همانگونه که گفته شده مصلحت عمومی را مبنای تصمیم‌گیری قرار دهند. درک ارزش‌هائی که نام برده شد مقارن مفهوم مصلحت عمومی است. بسیار ارزنده و زیبنده است که مدیران مفاهیم امروزین مدیریت و توسعه را در چارچوب نظام ارزش‌ها جستجو کنند. در آن صورت هیچگاه سودآوری و انتفاع اقتصادی شاخص اصلی تصمیم‌گیری نخواهد بود. بلکه تصمیم‌گیری متعادل مبتنی بر ارزش‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و حتی زیست‌محیطی و پایداری خواهد بود. 
از شما به خاطر وقتی که گذاشتید، ممنونم

اطلاعات شما ذخيره شود ؟