«پرچم های کهنه صلح» مجموعه شعری تازه از مریم نظریان
«پرچم های کهنه صلح» مجموعه شعری تازه از مریم نظریان
پرچم های کهنه صلح یکی از مجموعه شعرهای موفق زنان کرمانشاهی در در طی یکی دو سال گذشته است. مریم نظریان کتابش را به اهتمام «نشر آثار برتر »به دست چاپ سپرده و در زمان محدودی به چاپ دوم رسیده است.

 صدای آزادی: شعر زنان کرمانشاهی شناسنامه عجیب و غریب  دارد. اگر به دنبال مستندات تاریخی برویم، شعر در بین این طیف پویا سابقه‌ای دیرینه ندارد و یا لااقل اسناد تاریخی این را به ما نمی گوید . در همین دوران کوتاهی هم که پشت سر گذاشته، پر فراز و نشیب بوده است.
 سالهایی به فروغ تک ستاره ها دلخوش بودند و گاه هم آسمان بی ستاره را تجربه کرده‌اند و امروز کم کم می توان ایمان آورد که شعر زنان نیز می تواند همپای شعر مردان  در کرماشان حرکت کند. 
 پرچم های کهنه صلح یکی از مجموعه شعرهای موفق زنان کرمانشاهی در در طی یکی دو سال گذشته است. مریم نظریان کتابش را به اهتمام «نشر آثار برتر »به دست چاپ سپرده و در زمان محدودی به چاپ دوم رسیده است.  این مجموعه شعر برگیرنده شعر های آزاد این شاعر کرمانشاهی است در ۴۸ صفحه و با قیمت ۱۵ هزار تومان در اختیار مخاطبان شعر امروز قرار گرفته است. شعری را از این مجموعه شعر با هم می خوانیم:
 چیزی را جستجو کن و نامی بر آن نگذار 
دهان ما اتوبوس مشکوکی در ایست بازرسی است
 دهانت این قفس گوشتی را کنار پنجره ببر
 و کلمه پرنده را آزاد کن 
گاهی حواست را تا دم در بدرقه کن 
بی آنکه از دستت پرسیده باشی نوازشم کن
 پیش از آنکه همه چیز ناپدید شود 
با موهای سپیدم این پرچم های کهنه صلح
 کشور غمگینی را از خیابانی به خیابان دیگر ببرم
 باید به عقب برگشت 
در ادامه یک بلوار 
جای مجسمه های سنگی درخت شد 
و شکوفه داد 
بگو از کدام پرنده سراغ جنگل را بگیرد و
 صدای او را نترساند 
عصای کهن سالی که در خانه سالمندان پارکینسون گرفته است
باید از راهی غیر از راه خانه به تنهایی ات برگردی 
و نامه‌ای را که به نشانی خودت فرستاد های بخوانی 
خودت را غافلگیر کن
 پیش از آنکه به رویایت شلیک کنند 
بهانه زنی را از رنگ سرخ پس بگیر 
گاهی زن شو 
حرف موهایت را به گوش خیابان برسان
گاهی با شعله های کوچک دوستت دارم به خانه‌ام بیا 
نور در تاریکی حرفه‌ای روشن‌تری برای گفتن دارد 
سال را باید از زمستان شروع کنم 
صبح را از نیمه های شب 
و عشق را از دوست نداشتن تو 
مرگ را باید اینگونه دست به سر کنم 
چیزی را جستجو کن 
و نامی بر آن نگذار 
دهان ما اتوبوس مشکوکی در ایست بازرسی است
اطلاعات شما ذخيره شود ؟