جوان، چون کاج کهنسال کرمانشاه... / علیرضا سپاهی لایین
جوان، چون کاج کهنسال کرمانشاه... / علیرضا سپاهی لایین
کشش‌های جادویی و جاودانه‌ی زبان مادری و اشراف آنان به ظرفیت وظرافت این زبان باستانی و توقعی که جامعه‌ی کُردی از فرزندان اهل ذوق و هنرمند خویش دارد، آنها را سرانجام به این مهم می‌رساند که زبان مادری‌شان را دریابند و به ساحت این میراث مشترک و مقدس هم ادای دین کنند.

یادداشت اختصاصی علیرضا سپاهی لایین به مناسبت روز پرتو کرمانشاهی:

این دو بیت حضرت سعدی را که به مثل بدل شده و معمولا در مقام تحسینِ تجربه مورد اشاره و استناد قرار می‌گیرد، بارها شنیده و زمزمه کرده‌ام و نمی‌دانم چرا هر بار مرا به یاد احوالات شعرا و نویسندگان کُرد می‌اندازد؛

مرد خردمند هنر پیشه را / عمر دو بایست در این روزگار
تا به یکی تجربه آموختن / با دگری تجربه بردن به کار
آنچه بین من و این شعر و یاد سخنوران کُرد کشورم پیوند برقرار می‌کند، درک غمباری است که از  تقدیر و انتخاب‌های ناگزیرشان دارم... روا می‌بود اگر که یک شاعر یا نویسنده‌ی کُرد دوبار به جهان می‌آمد و دست کم بار دوم این فرصت را می‌یافت به‌تمام و کمال، ذهن و ذوقش را به زبان مادری‌اش ببخشد.
اهل قلم کُرد به تبع زیستن در یکی از اقالیم کُردنشینِ تابعُ یکی از کشورهای ایران، عراق، ترکیه و سوریه، عموما اگر بخواهند اقبالی بیابند و مورد توجه جدی قرار بگیرند، ناچارند به زبان رسمی بسرایند و بنویسند. این درحالی است که کشش‌های جادویی و جاودانه‌ی زبان مادری و اشراف آنان به ظرفیت وظرافت این زبان باستانی و توقعی که جامعه‌ی کُردی از فرزندان اهل ذوق و هنرمند خویش دارد، آنها را سرانجام به این مهم می‌رساند که زبان مادری‌شان را دریابند و  به ساحت این میراث مشترک و مقدس هم ادای دین کنند. در چنین ناگزیری گرانی، اهل قلم کرد، به صورتی مانند اند که همزمان باید هم بخندد و هم بگرید. هم بشنود و هم سخن بگوید. همزمان، هم باید دستی به کار تکان دادن گهواره‌ی کودکی خویش برآورد در روستا و شهرستانی دوردست، و هم دستی به هل دادن چرخک نیازهای روزمره‌اش دراز کندوو در شهرهای بزرگ و شلوغ و بازار اصطلاحات روزافزون و ظریف زبان رسمی و ملی. به این ترتیب، شاعر و نویسنده کُرد باید تلاشی همه‌جانبه و همزمان در دو جبهه به خرج دهد تا بتواند از مسیر بایستگی، شایستگی‌اش را نشان بدهد. آنچه به شاعر و نویسنده کرد وزن و اعتبار و رسمیت می‌دهد خطی است که به زبان رسمی مملکتش می‌نویسد اما آنچه غرور فرهنگی جمعی و خرد شخصی تاریخی و هویت ملی‌اش را مجاب و راضی می‌کند، آثاری است که به زبان مادری می‌نگارد؛ اولی معمولا زودتر به شهرت و ثروت منتهی می‌شود و دومی، اغلب اوقات رهاوردی جز رنج و زحمت ندارد. 
در عین حال، شاعر یا نویسنده‌ی آزاده و آگاهی که یک زبان بیش از دیگران می‌داند و این میراث مهم را دست‌کم نمی‌گیرد، هیچگاه صرفا اولی را انتخاب و -به‌ویژه- به هیچ قیمتی، دومی را فراموش نمی‌کند.
استاد علی اشرف نوبتی مشهور و متخلص به پرتوی کرمانشاهی، ازاین دسته انسانهای والا و کُردهای دانا و ادبای توانای عصر ماست. مجموعه اشعار استاد پرتو که با نام «کوچه باغی‌ها» به سال ۱۳۷۷ و به اهتمام محمدعلی سلطانی به چاپ رسیده، گزارشی از احوال شاعری است که مصداق مدعای مقدمه‌ی این یادداشت است. هرچند که بیشتر اشعار این دیوان در قالب شعر کلاسیک و به زبان فارسی است، اما درخشیدن چندین غزل کُردی در لابلای اشعار فارسی کتاب، نه تنها نمونه‌های برجسته‌ای از شعر کردی کرمانشاهی را پیش چشم گذاشته که عمق دغدغه‌های فرهنگی-زبانی شاعر و توان و تسلط او بر ظرفیت زبان مادری را به‌خوبی روایت کرده است.
مجموعه‌ شعر کوچه‌باغی‌ها که خوشبختانه با اقبال مخاطبان، به چاپهای بعد هم رسیده، در نسخه‌های جدیدتر، اشعار بیشتری از ذوق و ذهنیت کُردی استاد با خود دارد و نشان می‌دهد که دردی راستین در دلی روشن و نهادی پاک و قامتی راست، شاعر را به سمت سرچشمه‌ی زلال عواطف و احساسات انسانی سوق داده است. اندوهی که در اغلب اشعار کردی و فارسی استاد پرتو موج می‌زند، حکایت از روح بی‌قراری می‌کند که به تعبیر مولوی در بازجُست روزگار وصل، سر به ساحل کلمات غم‌انگیزِ یادهای شورانگیز می‌کوبد.
کاج تناور بسان رایت ماتم/ کنج حیاط ایستاده خسته و دلگیر
گیسویش آشفته از غبار مه و سال/ سر به کمند زمان و پای بر زنجیر
پنجره با چشم‌های شیشه‌ای خویش/ خیره همی پایدم مدام ز دنبال
خم شده در زیر بار گردش ایام/ طاق‌نماهای پیر و تاک کهنسال....​
شعر استاد پرتو، گزارش صادق احوالات انسان معاصر کُرد است. این همان درد و دغدغه و آرزویی است که من کُرد خراسانی همواره به دل دارم و گاهی به لب. و صدالبته استاد پرتو، آن را به زیبایی و استادی آواز می‌کند. چقدر خوشحالم که فرزندان دلیر و دبیر کرمانشاه، راز روشن کاج‌های کهنسال و باستانی بیستون را دریافته‌اند و زندگی دوباره این راست‌قامتان را در قامت بلند مردان بزرگی چون استاد پرتو، تمثیل و متجلی می‌کنند و چقدر مفتخرم که امسال، در این عرض احترام و ارادت عاشقانه،

به کوشش: دنگ پراو

اطلاعات شما ذخيره شود ؟