سه شعر از کتاب تازه علی کاکاوند / ه دو جشم سیاه ، ه آخر تنها
سه شعر از کتاب تازه علی کاکاوند / ه دو جشم سیاه ، ه آخر تنها
سه شعر از کتاب: ﻫ دو چشم سیاه ه آخر تنها
علی کاکاوند ، تاریخ انتشار: اردیبهشت ۹۹، نشر نصیرا
عشق‌های شرقی

خوب است آدم بهار به دنیا بیاید و
نهالی باشد در حیاط خانه‌ی تو
صبح هر جمعه سر و دستش را آب بزنی
بنشینی کنارش درد‌ دل کنی
خوب است آدم نهالی باشد در باغچه‌ی تو
و اختیار ماندن و مردنش دست تو باشد
موها و ناخن‌هایش را با قیچی باغبانی کوتاه کنی
برگ‌هایش را بشویی
وقتی تشنه ست تو آبش بدهی
خوب است آدم یک هفته تشنگی بکشد وُ
منتظر باشد تا تو از سفر برگردی
و هر روز که از رفتنت می‌گذرد
او هم رو به زردی و پژمردگی برود

***
گل‌لوله

و اما در زبان فارسی نیز
گُل انواعی دارد:
گل سرخ
گل‌لاله
گل‌لوله ...
وقتی به سینه‌ی کسی می‌چسبند
بر تمام تنش سنگینی می‌کنند
او را با وقار بر زمین می‌نشانند
و کاری می‌کنند
که چشم‌هایش را
به دوردست‌ها بدوزد

***
کندو

تو را به تیرک می‌بندند
یک خشاب پُر رویت خالی می‌کنند
سوارخ سوراخ می‌شوی
نترس!
تو لیاقت این را داری
که برای زنبورهای گوشت‌خوار این شهر
کندوی پر برکتی باشی.
اطلاعات شما ذخيره شود ؟