حسنعلی مهدوی چشمه گچی : فضای مجازی در کرماشان به صورت قهوه خانه ای اداره می شود
واقعیت این است که رسانه‌های کرمانشاهی به درد های عمیق جامعه ورود نکرده اند. اگر کرده‌اند بسیار مختصر بوده است. به اعتقاد من این کار در رسانه‌های استانی تا امروز نبوده است و این دلایل خاص خود را دارد و یکی از این دلایل، نبود شرایط لازم برای این کار است.
محمدجواد جلیلیان: حسنعلی مهدوی چشمه گچی هر چه باشد، برای اهالی سیاست و رسانه در کرماشان آشناست. مدیریت دو نشریه آفتاب کرمانشاه و غرب را در کارنامه ی کاری اش دارد و حزب توسعه‌اش در میان احزاب معدود استانی با گرایش به جریان اصلاحات و البته مواضع گاه متفاوتش، برای سیاسیون غریبه نیست. یک سایت را هم سال هاست در فضای سیاسی،اجتماعی استان مدیریت می کند. «مهدوی» شیبه هیچکس نیست و تنها و تنها به خودش شباهت دارد. هم در کار رسانه و هم در اموری که به حزبش مربوط است. سه دهه فعالیت رسانه‌ای کافی است تا به عنوان یکی از گزینه های مصاحبه در حوالی روز خبر نگار سوژه‌ی خبرنگار صدای آزادی باشد. این گفتگو را بی کم و کاست با هم می خوانیم:

به عنوان یک رسانه‌ای پیشکسوت، «خبرنگاری» در نگاهتان چه تعریفی دارد؟ 
گل آقا روزگاری می نوشت: برخی با قلم «نون» می خورند.  قلم براستی مقدس است. انسان یک رسالت مقدس دارد. برحسب آن کار روزنامه‌نگاری هم یک کار مقدس است. وظیفه یک خبرنگار در جهان توسعه یافته تاباندن نور بر تاریکخانه هاست. کانالیزه کردن خواسته‌های طبقه فرودست و طبقات پایین به بالا در یک جامعه!.  اینها همه وظایفی است که یک خبرنگار باید انجام دهد. خبرنگاری شغلی در کنار همه شغل ها نیست. بلکه رسالتی است که بر عهده عده‌ای معدود نهاده شده و از تقدسی خاص برخوردار است.
 به گونه ای اشاره کردید که به قول گل آقا عده‌ای از قلم نون می‌خورند. اگر بخواهید به زبانی شفاف اوضاع خبرنگاری در استان کرمانشاه را با این عینک بررسی کنید، چه خواهید گفت؟
 به اعتقاد من در استان کرمانشاه حدود ۸۵ درصد از رسانه ای ها از قلم نون می خورند. البته من به اقتصاد رسانه ایمان دارم. چرا که رسانه باید بتواند سر پای خود بایستد و مشکلات اقتصادی اش را حل کند. اما اگر یک رسانه تنها هدف از مسائل مالی باشد و افزایش ثروت، آن وقت از مسیرش منحرف می شود. رسانه باید با آزادگی خاص خود بتواند برخی از مسائل پنهان را افشا کند و باندهای ثروت و قدرت را به مردم معرفی نماید. در این صورت طبیعی است که هزینه هم خواهد داشت. اگر کسی به فکر فایده بدون هزینه باشد، به نظر من تاجری است که در جامعه به کار اقتصادی مشغول است. اما لباس رسانه‌ای بر تن کرده است. من دوباره تاکید می کنم که متاسفانه ۸۵ درصد از رسانه های کرمانشاه در این وادی قدم می زنند.
در استان کرمانشاه، گاهی اوقات رسانه هایی داریم که در چاپخانه ها تیراژ شان به ۳۰ تا ۴۰ نسخه می رسد و بر این اساس چند نسخه از آن را بایگانی می کنند. چند نسخه به صاحب آگهی می دهند و یکی دو نسخه ای هم که مانده بر اساس قانون تحویل ارشاد اسلامی می دهند این گونه رسانه‌ها باید شناسانده شوند و از امکاناتی که سیستم اداری در اختیار آنها قرار می‌دهد، محروم گردند که از جمله آنها یارانه مختصری است که در اختیار نشریات قرار می گیرد. حدود یکصد مجوز رسانه در استان داریم. اما شما بروید و پیگیر باشید. ببینید چند نسخه از آنها در روی دکه های مطبوعاتی استان توزیع می‌شوند؟ چرا اینگونه نشریات متوقف نمی شوند؟ حتماً منافع خاصی در پی آنها هست و آنها به دنبال آن منافع تعریف شده است ند حالا چقدر منفعت دارد بماند
به نکته خوبی در میانه بحث ها اشاره کردید آیا اقتصاد رسانه در استان کرمانشاه می تواند استقلال نشریات استانی را هم همراه خود داشته باشد؟
در استان کرمانشاه معدود نشریاتی چاپ می شوند و روی دکه میروند. از جمله: همین نشریات: غرب، صدای آزادی، باختر و چند نشریه دیگر. ما نمی‌توانیم منافع شخصی خود را فدای کار حرفه‌ای روزنامه‌نگاری کنیم. ناف مطبوعات کرمانشاه به آگهی ادارات و سازمان ها بسته است. ادارات و سازمان های استانی آگهی دارند و این آگهی ها به ناچار باید در نشریات منتشر شوند.
متاسفانه باید به نکته تلخی اشاره کنم و آن اینکه چون ما به نوعی با اینگونه ادارات در ارتباطیم و ارتباط ما از نوع آگهی گیری است پس به اجبار نمی توانیم به نقد جدی آنها بپردازیم. به دوستانم در حزب توسعه گفتم که باید دنبال ساز و کاری باشیم که این قدر وابستگی به ادارات و سازمان ها نداشته باشیم. مثلاً با تشکیل تعاونی یا هر کدام از ساز و کارهایی از این دست می شود به برخی از مشکلات مالی روزنامه پایان داد
می شود به مشکلات عدیده ی دیگر هم اشاره کرد. به طور مثال عرض کنم نمایشگاه بین المللی کرمانشاه هر هفته یا هر دو هفته یکبار آگهی دارد. برای منِ مدیر روزنامه سنگین است که هر بار هم برای آگهی و هم برای گرفتن هزینه آگهی به فلان مدیر ۱۰۰ بار زنگ بزنم و در خیلی از مواقع پاسخی نشنوم.
من وقتی مجبورم به خاطر سرپا ماندن روزنامه به فلان مدیر زنگ بزنم و از او آگهی بخواهم، هم شخصیت رسانه ای و هم شخصیت سیاسی‌ام مخدوش می شود و لذا برای ما پارادوکسی ایجاد کرده است. اگر بخواهیم ادامه دهیم، شخصیت رسانه ای زیر سوال می رود و اگر هم بخواهیم نقد کنیم، از این گونه امکانات مالی ادارات محروم می شویم.
به عنوان مثال روزگاری که آقای آرش رضایی بر مسند شهرداری کرمانشاه نشسته بود و ما بر اساس رسالت مطبوعاتی، این حوزه مدیریت شهری را نقد می کردیم، حدود یک سال و نیم از آگهی های شهرداری کرمانشاه محروم شدیم. جالب است به نکته تازه تری هم اشاره کنم همین چند هفته پیش دانشکده سما زیر مجموعه دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمانشاه یک آگهی به مجموعه رسانه ای غرب داد. آگهی در روزنامه برای چاپ آماده شد و قرار شد فردای آن روز به چاپخانه برود و منتشر شود. رسم ما بر این است که شبی که قرار است فردایش نشریه به چاپ برود، تصویر آن را در فضای مجازی منتشر می کنیم. نیمه شب دانشگاه آزاد اسلامی استان متوجه شده بود که این آگهی از طرف دانشکده سما به نشریه غرب داده شده. به دلیل این که سابقاً ما انتقاداتی نسبت به مدیر قبلی این دانشگاه داشتیم و این روند مدتی ادامه داشت، مجموعه دانشگاه آزاد رئیس دانشکده سما را مجبور کرد که در همان نیم شب آگهی را کنسل نماید و همکاران ما حوالی ساعت یک بامداد مجبور می شدند دوباره برای صفحه بندی و حذف آگهی به محل کار رجوع کنند و آگهی کذایی حذف شود. این نمونه‌ای از مجموعه اتفاقاتی است که ممکن است هر چند هفته یکبار در فضای رسانه های مکتوب استان و به خصوص در فضای نشریات منتقد شکل بگیرد و این به گونه‌ای شرایط مالی و اقتصادی رسانه ها را تهدید می کند.
این مسائل به ما می‌گوید که باید به سمت کارهای مستقل مالی رفت و به دنبال راهکار تازه ای بود که نشریات موثر  استانی بتوانند از مسیری غیر اداری مشکلات عدیده اقتصادی خود را حل و فصل نمایند که البته کار بسیار مشکلی خواهد بود. به عنوان مثال همین نشریه صدای آزادی را نگاه کنید. من همیشه صدای آزادی را میخوانم. این روزنامه کمترین آگهی را در میان نشریات استان دارد و هزینه های روزنامه را من نمی دانم با چه مشکلاتی تأمین می کند. شکی نیست که عشق و علاقه شخصی باعث شده است که روزنامه باکمترین آگهی بیرون بیاید و متحمل هزینه‌های بسیار شود. راستش را بخواهید در نشریه ما گاهی اوقات نماینده مجلسی،کسی ورود می کند، هدیه ای را هم به نشریه می‌دهد.
 آیا این هدیه ها می‌تواند به این دلیل باشد که شما از آن ها نقدی نداشته باشید؟
ممکن است برخی ها هم توقعاتی داشته باشند. اما الزاماً به این معنا نیست که کسی این گونه افراد را نقد نکند. ما در اساسنامه حزب توسعه آورده‌ایم که راه های تامین هزینه های حزب می توانند موارد زیر باشند و البته این اتفاق مال حزب توسعه به تنهایی نیست. اکثر احزاب هم می توانند از این گونه فرصت‌ها استفاده نمایند. یکی از بندهای مورد نظر من این است که در اساسنامه آمده: کمک های دولتی و وصیت ها و کمک های خصوصی می تواند شامل حال احزاب باشد. گاهی اوقات به شوخی به دوستان روزنامه‌ای می‌گویم که اگر روزنامه نداشته باشیم، درآمد حزب رقم قابل توجهی خواهد بود.
نکته دیگری که در همین راستا می‌توان از شما بپرسید این است: روزنامه نگاری هم شغل است و هم رسالت.  شغل به این معنا که باید بتواند هزینه های روزمره زندگی اش را تامین نماید و رسالت به این معنا که در مقابل مردم و مخاطبان خود و وظایف ویژه و تعریف شده ای دارد حال یک روزنامه نگار چگونه می تواند بین این دو یک تعادل مطلوب ایجاد نماید. به گونه‌ای که نه رسالتش زیر سوال برود و نه هزینه های زندگی اش دچار دست انداز شود.
ببینید! عموماً در حوزه رسانه‌های استان کرمانشاه مدیران رسانه ها اکثراً شغلی جدای از روزنامه نگاری دارند و البته اول تا آخر منابع مالی روزنامه ها بر عهده اینهاست. خبرنگار حقووقش را می‌گیرد و دبیر سرویس نیز حقوقش را می‌گیرد. به عنوان مثال در نشریه «غرب» هر دبیر سرویسی در قبال هر صفحه ای که آماده می‌کند، ۷۵ هزار تومان دریافت می کند. روزنامه نگار در این وضعیت، خیلی دغدغه مالی ندارد و این دغدغه ها کلاً بر عهده مدیران رسانه‌ها است. البته ما در بعضی از مواقع خبرنگار آزاد هم داریم که این خبرنگاران آزاد استان کرمانشاه وضعیت شان متفاوت است و دردسرهای خاص خود را دارند. بر همین اساس یک روزنامه‌نگار آزاد تمام درآمد و مسیر زندگی اش از کانال خبرنگاری می‌گذرد. متاسفانه الزاماً باید هویتش را قربانی تامین منابع مالی زندگی عادی خود نماید. فکر می‌کنم این موضوع در همه استان‌های کشور و به خصوص در نشریات محلی وجود دارد.
اجازه بدهید وارد بحث دیگری بشویم! با توجه به تجربیات چندین ساله جنابعالی در عرصه رسانه‌های مکتوب کرمانشاه، چه چشم اندازی را از اینگونه رسانه‌ها می توانید به مخاطبان صدای آزادی بدهید؟!
واقعیت این است که رسانه‌های کرمانشاهی به درد های عمیق جامعه ورود نکرده اند. اگر کرده‌اند بسیار مختصر بوده است. به اعتقاد من این کار در رسانه‌های استانی تا امروز نبوده است و این دلایل خاص خود را دارد و یکی از این دلایل، نبود شرایط لازم برای این کار است. به عنوان مثال من نقدی علیه شهرداری کرمانشاه داشتم. به دلیل همین نقد یک‌سال ممنوع القلم شدم و سه ماه آن سپری شده است. برخی از قوانین هست که متاسفانه شرح قوانین کاملاً ملموس و مشهود نیست. مثلاً قانونی داریم تحت عنوان تشویش اذهان عمومی. روزنامه هایی که دغدغه دارند، نمیدانند مرز تشویش اذهان عمومی کجاست؟
کار روزنامه به نوعی هشدار دادن است و این هشدار می‌تواند برای مسئولان مربوطه بسیار قابل توجه باشد. به عنوان مثال ما در سال ۸۸ پروژه‌ای را در کرمانشاه افشا کردیم. وام کلانی را آقایان ریخته گران گرفتند و متاسفانه بنا به شواهد موجود چند سال بعد مشخص شد که این هزینه ها صرف خرید و فروش در خارج از مرزهای کشور شده است. به خاطر این مسئله و البته به خاطر یکی دو مورد دیگر هم در آن روزها بازداشت شدم بجای اینکه مسئولان می‌آمدند و از من تشکر می‌کردند که این قضیه را برملا ساختید، زندانی شدم. و باعث شد که بعد از چند سال پرونده این ها به دادگاه برود و زندانی شوند. حال تصور کنید برخی از نشریات در کرمانشاه هم داریم که به کوچکترین موضوع مهمی ورود نمی کنند و مورد اقبال هم هستند. مگر رسالت روزنامه نگار چیست؟ جز افشای حقایق و جز پیشگیری از مشکلاتی که ممکن است در آینده گریبانگیر جامعه شود؟! در آن وقت به من دستبند و پابند زدند. حال ببینید این وضعیت نشریات است در کرمانشاه.  خبر هایی از این دست که چقدر نخود تولید شده و کدام خودرو در کدام کوچه خیابان تصادف کرده؟، دردی را دوا نمی کند. اگر چه اصل خبر رسانی به این حوزه ها هم می‌تواند ورود کند. ادعا هم دارند که خوشحالیم که هنوز به دادگاه نرفته ایم. کسی نیست از اینها بپرسد که مگر شما چه دارید می نویسید که باید دادگاه هم بروید؟
بخش قضایی استان چقدر توانسته از حرمت نشریات دفاع نماید؟
ببینید! بخش قضا در استان کرمانشاه دو بخش عمده دارد. یک مرحله در دادسرا اتفاق می افتد و مرحله‌ای دیگر به دادگاه مربوط می‌شود. در میان قضات، انسان‌های بسیار شریفی داریم. زمان آقای احمدی نژاد در روزنامه کاریکاتوری  چاپ کردیم و یکی از نهادها از ما شکایت کرد قاضی حکم داد که شماچه نیابتی از جانب ریاست جمهوری دارید که علیه روزنامه شکایت می کنید؟ و قضیه ختم به خیر شد. اگر دست و پای نشریات استان باز شود، حرف های زیادی برای گفتن دارند و تاریک خانه ها را در این استان را افشا می کنند. ما محدودیت داریم. تذکر می خوریم...
آقای مهدوی! همانطور که می دانید دنیای اینترنت و فضای مجازی خیلی از اتفاقات تازه را در حوزه رسانه ایجاد کرده است. کانال های تلگرامی و بهره گیری از سایر اپلیکیشن ها برای خبر رسانی توانسته دسترسی مردم را به اخبار آسان تر نماید. اما این اتفاقات حواشی بسیاری نیز دارد. نگاه شما به این حوزه تازه چیست؟
معتقدم که ورود به فضای مجازی الزاماً به معنای مرگ رسانه های کاغذی نیست. در کشورهای توسعه یافته ای مثل ژاپن و آمریکا و اروپا، فضای مجازی بسیار پیشتر از ما تجربه شده اما رسانه های کاغذی نه تنها اعتبار خود را از دست نداده اند، بلکه به روال طبیعی حیات خود ادامه می‌دهند و همچنان اثر بخشند الزاماً بودن رسانه‌های مجازی به معنای خداحافظی رسانه های مکتوب نیست.
 در کرمانشاه و با وجود رسانه های مجازی روزنامه ما همچنان تیراژ سابق خود را دارد. مخاطبانمان را از دست نداده ایم. به این دلیل که ما محور هایی برای کار رسانه تعریف کردیم. به سمت مصاحبه و تحلیل رفتیم. فضای مجازی به نشریاتی ضربه زده است که کارشان تنها کپی پیست است و بیشتر به یک آگهی نامه می مانند.
فضای مجازی کرمانشاه به قول یکی از دوستان به صورت قهوه خانه ای اداره می‌شود. یعنی این که هر کسی بی هدف در هر موضوعی کاملاً پرت حرف می‌زند. البته در ایران همیشه این بلیه وجود داشته است. در کرمانشاه متاسفانه از فضای مجازی استفاده درستی نمی شود. ۸۰ درصد افرادی که در فضای مجازی مشغول اند عموماً بیکارند. در کرمانشاه تعداد بسیار معدودی کانال تلگرامی داریم که کار می کنند. این ها زحمت می کشند و حتی ما گاه گاهی از مطالبشان در روزنامه در نشریه غرب استفاده می کنیم. اما اکثر آنها از سر بیکاری به این فضا ورود کرده اند و متاسفانه ارشاد اسلامی هیچگونه ساماندهی و اقدامی در این حوزه برای این‌گونه کانالها نداشته است. حتی استانداری هم به اینها جایگاه می دهد. شبی که قرار بود سیل بیاید و نیامد جلسه مهمی در استانداری برگزار شد. دیدم چند تلگرامی هم در آن جلسه حضور دارند اما از هیچ کدام از رسانه‌های معتبر استان خبری نبود. کدام مدیران هستند که به آنها بها می‌دهند؟ اصلاً چرا به اینها بها می‌دهند؟
خیلی ها از این تلگرامی ها بدون شناسنامه وارد فضای مجازی می شوند رسانه‌های مکتوب با شناسنامه آشکار فعالیت می کنند.  مدیر مسئول، سردبیر، دبیران سرویس، خبرنگاران، عکاسان و غیره برای همه مخاطبان شناخته شده هستند. اما اینها بدون سند و شناسنامه اند.  ممکن است در پی آبروی کسی باشند بارها به منتقدان مانع اعلام کرده‌ایم: هرگونه سندی علیه حزب توسعه دارید، رو کنید. ما خوشحال خواهیم شد. غرض از این صحبت ها این است که به همان بحث اول برگردم که فضای مجازی در کرمانشاه هدفمندانه عمل نمی کند و متاسفانه مدیران استان هم در این قضیه مقصرند. چون به صورت ویژه به این ها بها می‌دهند. اینها بهایی در رابطه با انتقاد ناسالم خود را پرداخت نمی کنند اما اگر نشریه ای کوچکترین لغزشی داشته باشد با آن برخورد می‌شود.
متاسفانه ارشاد هیچ گونه عزمی برای ساماندهی اینگونه کانال های مجازی نداشته و ندارد. استانداری هم نه تنها عزمی برای ساماندهی ندارد، بلکه برای این گونه کانالها حساب ویژه‌ای باز کرده و آنها را به مراسماتی از جمله روز خبرنگار و غیره دعوت می کند و درد اینجاست که آنها را در کنار روزنامه‌نگاران با شناسنامه‌ای میگذارند که در عرصه مطبوعات استخوان خُرد کرده اند. این یک غُصه است!.
جناب آقای مهدوی مشتاقم در پایان این مصاحبه کمی از دردها و رنجهای حالی رسانه صحبت کنید!
ببخشید! بذارید صریح حرف بزنم. چند درصد از این افرادی که شما می گویید، اهالی واقعی رسانه هستند؟ مطبوعات کرمانشاه هنوز به یک جریان فرهنگی تبدیل نشده است. دلیل این کار چیست؟ چرا الان فضای مجازی بیشتر از رسانه‌های مکتوب کرمانشاه دیده می‌شوند؟ فکر می‌کنم مطبوعات کرمانشاهی با دو مشکل عمده روبرو هستند: یکی از مشکلات ساخته و پرداخته دست خودشان است و بخش دیگر به نهادهای متعدد تصمیم‌گیر در فضای رسانه مربوط است که دست و پای مطبوعات را می بندند. تا یک سازمان یا اداره را مورد نقد قرار میدهی اولین کار آن اداره قطع آگهی هایی است که تا قبل از آن در اختیار شما قرار می دادند. اگر دوست نباشی با آن ها نمی توانی آگهی بگیری و اگر دوست شوی، طبعاً انتقاد را هم باید کنار بگذاری. اینهاست که جلوی رشد مطبوعات را در این استان گرفته است. استقلال مطبوعات را از بین برده است. تا زمانی که بند ناف مطبوعات ما به کمک ها، آگهی ها و رپرتاژ های دولتی وصل باشد، ما با این مشکل  روبه‌رو هستیم.
اطلاعات شما ذخيره شود ؟