«باخچەێ مناڵان» اثر جمشید ویسی؛گامی در جهت احیای ژانر کودک
«باخچەێ مناڵان» اثر جمشید ویسی؛گامی در جهت احیای ژانر کودک
اگر جمشید ویسی دو نکته را رعایت میکرد بسیار بر غنای اثرش افزوده میشد : اول اینکه در سرودن اشعار باید دنیای ذهنی کودک را بیشتر مورد توجه قرار می داد و اگر بیشتر از دریچه ی نگاه کودک به دنیا مینگریست، از سنگینی اشعارش کاسته میشد...
«باخچەێ مناڵان» اثر جمشید ویسی؛گامی در جهت احیای ژانر کودک 
در ادبیات کرمانجی نو(کوردی جنوبی)[۱]
علی سنایی«کارزان»
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که کودکان کرماشان و ایلام و سایر گویشوران کرمانجی نو ، عمده قربانیان سرگردان در برزخی  هستند که  همواره متهم به آسمیله بودگی نیز بوده اند. این در حالی است که ژانر کودک، تقریباً کم حجم ترین آثار فرهنگی منتشر شده از قبیل فیلم،کتاب،موسیقی،انیمیشن و غیره ، با محوریت گویش کرمانجی نو را به خود اختصاص داده است. اما نکته ی مهم اینجاست که در چنین شرایطی نوک پیکان نقد باید به کدام سو بچرخد؟! آفرینندگان این برزخ هویتی کیستند؟ والدین یا مسئولین ؟ یا اهالی قلم؟ بدون شک پاسخ به این سوالات میتواند گامی برای برون رفت از این برزخ هویت و به طور مشخص، بحران زبان مادری در این مناطق باشد.
باید روز به روز این نکته را به خود یادآور شویم، مادام که کودک در حال هویت یابی و هویت سازی؛ محصولی فرهنگی متناسب با فرهنگ و به زبان مادریش را دریافت نکند، بی شک بنا بر فطرت و نیاز کودکانه اش به شعر ، موسیقی ، داستان، فیلم و در یک کلام هنر، بالاجبار این هویت یابی از طریق هنر را در قالبی غیر از زبان مادری انجام می دهد.
با توجه به کم توجهی اهالی فرهنگ در چند سال گذشته ، و در مقابل تولید  روزافزون آثار کودک به زبان فارسی ، که از طریق سیستم نشر و توزیع و همچنین رسانه های جمعی در اختیار کودکان ما قرار میگیرد، خواه ناخواه نوک پیکان نقد از والدین به سوی اهالی فرهنگ ، هنرمندان، شاعران و نویسندگان کورد بر میگردد که تا چه اندازه به این پایه ای ترین فعالیت فرهنگی اهمیت داده اند. نگاهی سطحی و معمولی به تولیدات فرهنگی در دست کم یک دهه اخیر این غفلت را بیش از پیش نمایان می سازد که مشکل حتی در «کمیت» آثار منتشر شده ی کودک با گویش کرمانجی نو می باشد. حال چگونه می توان «کیفیت» آثاری که تولید نشده اند را به نقد کشید؟!
 شاید تنها روزنه امید بخش "شعر کودک" باشد که خوشبختانه در چند سال اخیر شاعران و نویسندگان به اهمیت این حوزه ی حساس پی برده اند و کارهای درخور توجهی تولید شده است که جای بسی تقدیر و تشکر دارد. متأخر ترین فعالیت در این حوزه، برگزاری جشنواره «مناڵ و مەلۆچگ» در شهرستان ایوان در استان ایلام بود که اگر از کمی ها و کاستی های این جشنواره که جزویی لاینفک از جشنواره های کوردیست بگذریم ، جشنواره ای قابل تقدیر بود که کمبودش به شدت احساس می شد. اما متاسفانه شاعران و نویسندگان کودک نیز در این حوزه تنها هستند و تولیدات آنها حتی پشتیبانی صمعی و بصری مناسبی هم ندارد که این نشان از ضعف تولیدات فرهنگی کودک  در سایر زمینه ها در این استان ها است.
باید قبل از هرگونه صحبت از آسمیلاسیون، نخست این سوال را از خود بپرسیم که ما-این منتقدان بی عمل- چه محصول فرهنگی درخور توجهی را به کودک ایلامی یا کرماشانی عرضه کرده ایم که به راحتی وی و والدش را به خودکمبینی میکنیم؟ هنرمندان ما چه پاسخی به نیاز فطری کودک به دیدن و شنیدن موسیقی، آهنگ و انیمیشن کوردی به منظور جهت دهی عواطف و احساسات او داده اند؟ کدام داستان نویس ما ارزش های اخلاقی و علمی و فرهنگی را به منظور گسترش دنیای ذهنی کودک در قالب داستان کوردی به وی عرضه کرده است که به راحتی این کودکان فراموش شده را به فرار از هویت متهم میکنیم؟ کودک ما زمینه های بروز استعداد، فراگیری زبان و گسترش دایره واژگانی،شیوه صحیح حرف زدن و بسیاری معیارهای دیگر شخصیتی و اجتماعی را به صورت مستقیم از شعر و داستان و موسیقی و انیمیشین می آموزد. حال ما که اینهمه دیگران را نقد میکنیم ولی عمل نمیکنیم، چگونه با فرافکنی کم کاری خودمان به مسئولین،به راحتی بار مسئولیت را از دوش خود بر میداریم؟!!
با توجه به مشکلات موجود و ضعف در کمیت آثار منتشره در ژانر کودک با گویش کرمانجی نو، مطمئناً تولید هر اثری که مربوط به کودک باشد قابل ستایش، قدردانی و البته هوشمندانه است. به این دلیل که بدون اهمیت دادن به این ژانر به عنوان سنگ بنای پروسه ی بازتولید هویت کوردی، هرگونه فعالیت فرهنگی در سایر حوزه های و ژانرهای کوردی با مشکلات بسیاری مواجه خواهد بود. در همین راستا نگاهی کلی و حمایتی به یکی از آثار تازه منتشر شده در حوزه ی شعر کودک خالی از لطف نخواهد بود. ذکر این نکته نیز ضروریست که مطالبی که در ادامه خواهند آمد نقد تخصصی شعر کودک به شمار نمیروند. بلکه معرفی اجمالی  کتاب «باخچەێ مناڵان» است به این امید که راه برای نقد هرچه بیشتر ومنصفانه ی آثار کودک هموارتر گردد.

«باخچەێ مناڵان» نام کتاب تازه منتشر شده ی جمشید ویسی نویسنده و شاعر خوش ذوق و فعال گیلانغربی در حوزه ی ادبیات کودک و از برگزیدگان جشنواره ی مناڵ و مەلۆچگ است که به راستی اثری است قابل تقدیر و درخور توجه که نشان از آشنایی بالای وی با ژانر کودک دارد. باخچەێ مناڵان که توسط انتشارات «ماه و آفتاب» کرماشان منتشر شده است اثری ۱۵ صفحه ای با هفت شعر زیبا که با همراهی تصویرگری سارا پورجهان، مطمئناً جذابیت لازم را برای کودکان پیدا می کند. بسیاری از مولفه های مهم در تاثیرگذاری اثر هنری با محوریت کودک در این کتاب رعایت شده است. استفاده از کلمات اصیل کلهری، ترجمه اشعار به فارسی در مقابل اشعار کوردی، واژه نامه با ترجمه فارسی واژگان در انتهای کتاب،طراحی زیبا و جذابی که توسط بابک نیری صورت گرفته است،قیمت مناسب و از همه مهمتر سی دی صوتی اشعار که به همراه کتاب منتشر شده ،از نقاط قوتی است که این اثر را متمایز میکند. 
همراه داشتن سی دی صوتی نکته ایست که باید اکثر شاعران و داستان نویسان کودک به اهمیتش واقف باشند که ویسی در این زمینه بسیار خوب عمل کرده است.البته اگر این سی دی به صورت تصویری باشد تاثیرگذاریش بسیار بالاتر خواهد بود. شاید مهمترین نقطه قوت و همزمان نقطه ضعف این اثر،اجرای اشعار توسط فرانک وکیلی با آهنگ سازی وحید کرماشانی باشد. متاسفانه با توجه به عدم آشنایی کودکان و حتی والدین با رسم الخط کوردی که یکی از عوامل تاثیرگذار در عدم استقبال است،همواره استقبال درخور توجهی از کتاب های کوردی در حوزه ی کودک به عمل نمی آید. اما نقطه تمایز این اثر همراهی صوت با اشعار است که تا حدود بسیار زیادی این مشکل را برطرف نموده است.
اجرای زیبا، با فضایی کودکانه و جذاب، اثری گیرا و قابل قدردانی را به ارمغان آورده است. اما متاسفانه موسیقی مورد استفاده در آهنگ ها موسیقی تکراری و البته غیرکوردیست که مشخصاً در حد و اندازه ی یک موسیقی درخورتوجه برای کودک نیست.مطمئناً با توجه به ماهیت دوران کودکی، تاثیر ادبیات با فرمت صمعی بصری بر روی کودک، بسیار بیشتر از متن است که همین نکته حساسیت ومسئولیت هنرمندان در قبال نوع موسیقی که به کودک ارائه میدهند را افزایش میدهد. چه بهتر که همزمان با بازتولید هویت کوردی از طریق سرودن و نشر شعر و داستان به زبان مادری، موسیقی مادری هم نقشی در این بازتولید ایفا کند. البته که این مهم نیازمند تخصص و توانایی موسیقیایی است. و اینجاست که هنرمندان سایر حوزه های فرهنگی-در اینجا موسیقی- باید در خصوص کم کاری در حوزه ی کودک مورد نقد قرار بگیرند. اگر این اثر صوتی با تم موسیقی کوردی بر روی یک انیمیشن، حتی در سطحی ساده پیاده میشد بی شک بسیار بر ارزش و اثرگذاری این اثر می افزود.
خوشبختانه جمشید ویسی بسیاری از مولفه های یک اثر تاثیرگذار کودک را در باخچەێ مناڵان رعایت کرده است. زبانی گیرا و اصیل و کودکانه مشخصه ی اشعار این کتاب است که اگر جمشید ویسی دو نکته را رعایت میکرد بسیار بر غنای اثرش افزوده میشد : اول اینکه در سرودن اشعار باید دنیای ذهنی کودک را بیشتر مورد توجه قرار می داد و اگر بیشتر از دریچه ی نگاه کودک به دنیا مینگریست، از سنگینی اشعارش کاسته میشد. چرا که انتقال مفاهیم و مضامین کودکانه باید متناسب با زاویه ی دید کودک نیز باشد وگرنه تاثیر لازم را نخواهد گذاشت. و دوم اگر گامی در جهت معیارسازی زبان کوردی -که مهمترین بحث در شرایط فعلی ادبیات کرمانجی نو است-در این اشعار بر میداشت ، بی شک شاهد اثری قوی تر و قابل تقدیر و هوشمندانه تر می بودیم. چرا که مشخصاً مخاطبان هدف این اثر تمامی گویشوران کرمانجی نو هستند و با توجه به مشکلات موجود و خلاء گویش استاندارد و معیار در این مناطق، بهتر این است که این استانداردسازی و معیار سازی را از ژانر کودک آغاز کنیم. و اشراف بر این موضوع نیز نیازمند آشنایی با علم زبانشناسی و در نظر گرفتن مفاهیمی همچون هوشیاری زبانی و برنامه ریزی زبانیست که امید آن میرود که در کارهای آینده تمامی شاعران و نویسندگان ما به این نکته واقف باشند.
 نکته دیگر که بر تاثیرگذاری این اثر افزوده طراحی دلنشین و فانتزی صفحات است که اگر اشعار را با فونتی فانتزی تر و جذاب تر برای کودک ارائه می داد نمونه ی یک طراحی چشم نواز را شاهد می بودیم. می توان به اشراف ویسی بر تاثیر شعر و ادبیات بر گسترش دایره واژگانی زبان کودک در قسمت «واژه نامه»ی این کتاب اشاره کرد. ارائه بالغ بر ۷۰ واژه ی اصیل کوردی و ارائه ترجمه فارسی آنها در واژه نامه ی انتهای کتاب یکی دیگر از نقاط قوت این اثر است که بی شک گامی مهم در تقویت زبان کوردی در ادبیات کودک خواهد بود. ارائه مضمامینی کودکانه ، ساده ، روان و قابل درک و البته امیدبخش و نشاط آور با ریتمی آهنگین و موزون از مشخصه های اشعار ویسی است که وظیفه ی جهت دهی عواطف و احساسات کودک در ادبیات را ایفا نموده است. برعکس ادبیات بزرگسالان ما که سرشار از ناامیدی و خشونت و افسردگیست، خوشبختانه شاعران و نویسندگان کودک بر اهمیت و مسئولیت خلق دنیایی امیدبخش و امن برای کودک که نویدبخش آینده ای روشن باشد پی برده اند که این جای بسی امیدواری و خوشحالیست.
باخچەێ مناڵان و کارهای مشابه از نویسندگان و شاعران خوش ذوق فعال در حوزه ی کودک نیاز به حمایت و پشتیبانی از سوی اهالی فرهنگ و هنر دارد. تا روز به روز شاهد تولید آثاری با کیفیت و درخور شان کودکانمان باشیم. 



[۱] «کرمانجی نو» برگرفته از تقسیم بندی جناب «کامران رحیمی» و مشخصاً از مصاحبه ی علی حیات نیا با استاد رحیمی تحت عنوان " لاغری نثر و چاقی شعر، یکی از فاکتورهای مهم توسعه نیافتگی است " که در سایت بلوط منتشر گردید. این تقسیم بندی به شرح زیر می باشد :
«...زبان کُردی براساس سیر تطور و دگردیسی دو شاخه بیشتر ندارد . اول : گورانی با شعبات آن نظیر هورامی ، لکی ، و زازاکی . دوم : کرمانجی که سه شاخه عمده دارد : ۱- کرمانجی اصیل و کهن ۲ - کرمانجی میانه که شامل سورانی ، جافی ، اردلانی و گرمیانی است ۳ - کرمانجی نو شامل کلهری و فیلی است این شاخه ی اخیر  در ایران به کردی کرماشانی و در خارج از کشور به کردی فیلی اشتهار دارد.». به نظر میرسد که این تقسیم بندی مناسب ترین راهکار برای خروج از بحران نامگذاری گویشی است که پیشتر تحت عنوان کلهری، کوردی یا کرمانجی جنوبی و... از آن یاد می شد. 

اطلاعات شما ذخيره شود ؟