یک انتشاراتی و پنجاه رمان نویس! در ایران / منصور یاقوتی
یک انتشاراتی و پنجاه رمان نویس! در ایران /  منصور یاقوتی
رمان با نام «دُن کیشوت» اثر سروانتس اسپانیایی به شهرت عام رسید. بعد«اونوره دو بالزاک»پدر رئالیسم، نویسنده فرانسوی، با انتشار تعداد زیادی رمان که معمولاً حجمی در حدود صفحه را به خود اختصاص می داد، موقعیت رمان را در جهان تثبیت کرد:«زنبق درّه»، «دختر عمو بِت....

این تیتر برای کسانی که از رمان درک دُرست و همه جانبه و عمیقی دارند، چنان حیرت انگیز است که گفته شود پنجاه دایناسور در سرزمین ایران حضور به هم رسانده اند، هنگامی هم که کسانی پیگیر خبر می شوند، خواهند دید که با پنجاه مارمولک از تیره دایناسورها روبرو هستند!
اما کسانی که از رمان درکی تا سطح «حجم گرایی» دارند و هر نوشته داستانی و سر هم بندی شده ای را به سبب حجم صفحات رمان تلقی می کنند، البته که خبر هم درست است و هم مایه ی شادمانی و- با خوشبینی بیشتر-، افتخار!
بار دیگر خبر به روایت تبلیغ ناشر می خوانیم، درست است، اسامی افراد و کتاب هایی که با نام پُر اعتبار رمان منتشر کرده اند، حتا از پنجاه نفر هم بیشتر است!
اگر از ابتدای قرن نوزده تا امروز، به مدت نزدیک به صد وبیست سال پرونده رمان های پر قدرت و ماندگار را در روسیه، فرانسه، انگلیس، آمریکا ورق بزنیم، با دشواری بسیار در سرتاسر کره زمین [اگر قاره آفریقا و چین و اقیانوسیه را هم به حساب بیاوریم] تعداد رمان های خوب و قابل اعتنا به پنجاه رمان می رسد.
بنابراین موضوع جای کنجکاوی، بررسی و پژوهش دارد. با توجه به این موضوع که این پنجاه رمان را فقط یک ناشر به بازار عرضه کرده، ناشری که تک تک رمان ها را خوانده و در هنگام فروش، بویژه در نمایشگاه های کتاب، حاضر است یک به یک این رمان ها را توضیح  دهد و لااقل خطوط اصلی آنها را برای مخاطب و به قصد فروش البته، توضیح دهد.
اخلاق حرفه ای و رعایت حق و حقوق و امنیت و آبروی ناشر، اجازه نمی دهد که نام نشر و ناشر و نام نویسندگان این پنجاه رمان و رمان هایشان تک تک مطرح شود. در هر صورت اسامی هر پنجاه رمان و نویسنده های آنها نزد نویسنده این سطور محفوظ است.
□□□
آیا به راستی سرزمین ایران دچار چنان قحط الرجال و ضعف تئوریکی شده، که هر کالای بُنجُلی، صرفاً به خاطر «حجم» و تعداد صفحات، از دویست صفحه به بالا.... تا برسد به سه هزار صفحه، نام پر اعتبار «رمان» را یدک بکشد؟
این خطا از کجا شروع  شده و چه تَوَهُماتی به آن دامن زده؟
پاسخ به این پرسش هم کار جامعه شناسیک می طلبد، هم تحلیل روانشناسی جامعه، هم بررسی فراز و فرود رمان در ایران و سیر قطور و تکامل و احیاناً سقوط آن و نیز بررسی آثار معروف نویسندگانی که قادر نبودند و نیستند تفاوتی بین بیوگرافی و رمان قائل شوند، همچنین انتشار آثاری در ده جلد یا بیشتر به نام رمان که در دهه سی و چهل «پاورقی» نامیده می شد.....
رمان با نام «دُن کیشوت» اثر سروانتس اسپانیایی به شهرت عام رسید. بعد«اونوره دو بالزاک»پدر رئالیسم، نویسنده فرانسوی، با انتشار تعداد زیادی رمان که معمولاً حجمی در حدود  صفحه را به خود اختصاص می داد، موقعیت رمان را در جهان تثبیت کرد:«زنبق درّه»، «دختر عمو بِت»،«زن سی ساله»،«چرم ساغری»، «بابا گوریو»، «آرزوهای بر باد رفته»، «گبسک ربا خوار»... از جمله آثار نویسنده ایست که آثارش مورد توجه «انگلس»و «مارکس» قرار گرفت....
اما  آثار حجیم با پاورقی های معمولاً تاریخی همچون«آتیلا» و«ده نفر قزلباش»...، در ایران مطرح شد. محمود اعتماد زاده [م.ا.به آذین] مترجم بزرگ و نامدار ایران، با ترجمه ی رمان های بالزاک، و ترجمه ۴ جلدی رمان گرانسنگ و جاودانه«دُن آرام»، اثر میخائیل شولوخِف، و ترجمه هفت جلدی رمان ارزشمند«ژان کریستف» اثر رومن رولان نویسنده فرانسوی و ترجمه رمان قطور «جان شیفته»از همین نویسنده، سپس ترجمه آثار حجیم داستایوسکی مثل جنایت و مکافات و برادران کارازِف...، برای برخی نویسندگان ایرانی این توهم پیش آمد که اگر رمانی در چهار جلد یا ده جلد بنویسند، پا جا پای شولوخف و رومن رولان گذاشته اند!
نویسندگانی مانند«صادق هدایت» و «بزرگ علوی» که پر نسیب واقعی یک نویسنده واقعی و طراز اول را داشتند، در دام این توهم نیفتادند: می بینیم که هدایت«حاجی آقا»و «بوف کور» را می نویسد که حاجی آقا چاپ جدید ۲۵۳۶ انتشارات هدایت«حاجی آقا» و «بوف کور»چاپ یازدهم ۱۳۴۴ به قطع جیبی کتاب های پرستو ۱۷۹ صفحه است.
یعنی همان قطع و اندازه آثار جاودانه بالزاک. اما انتشارات و ترجمه«دُن آرام» که ابتدا در ۴ جلد توسط انتشارات نیل به بازار آمد، و بعد کتاب ۷ جلدی «ژان کریستف» و سپس آثار حجیم داستا یوسکی و بعد «پا برهنه» اثر زاهاریااستانکو...، برای نویسندگانی که درکی ژرف از پیچیدگی های دنیای رمان نداشتند و مفتون حجم این آثار شده بودند و مرعوب قدرت قلم نویسندگان آن، کار را به طبع آزمایی کشاند: آقای علی اشرف درویشیان خاطرات خود را که پیشتر ها در کتاب های دیگر منتشر کرده بود، در یک حجم۴ جلدی و به نام رمان به بازار فرستاد. همچنین محمود دولت آبادی که قبلاً رمان شسته رفته ای با توجه به تجربیات روزگار جوانی در روستاهای سبزوار، نوشته بود و با استقبال هم روبرو شده، در گوشه خانه نشست و با نگاهی به برخی صحنه های رمان«دن آرام» و «اینجه مَهَد» از یاشار کمال و حتا نگاهی به داستان بلند«چراغی بر فراز مادیان کوه» از این قلم... مطلبی را که می شد در نهایت سیصد صفحه جمع و جور کند، در چنان حجمی در آورد که روی دست پاورقی نویس های دهه سی و چهل هم آمد. بعد از او، تب حجم گرایی و مسابقه دراز نویسی راه گرفت و نویسنده رمان «پر کاه» در اواخر دهه چهل، مدعی شد که رمانی نوشته بیشتر از بیست جلد!.. 
در غیاب نقد ادبی و بسیاری ملاحظات سیاسی مربوط به مردمان مشرق زمین، هم بیوگرافی۴ جلدی «سال های ابری» و هم پاورقی حجیم«کلیدر» در میان خانم های خانه دار یا به اجبار خانه نشین شده گُل کرد و جای سریال «اوشین» را گرفت. از جهتی این پدیده مثبت بود و باید آنرا در مقطعی مثبت ارزیابی کرد، از این منظر که بسیاری از خانم های خانه دار و تحصیلکرده و دیگر اقشاری  را که با کتابخوانی میانه ای نداشتند، با کتاب آشنا کرد.
تا اینجا حجم گرایی پدیده ای خجسته بود. اما هیچ کس پیامد این دراز نویسی ها را نمی توانست پیش بینی کندکه به زودی، روزی می رسد که فقط یک ناشر ایرانی، که چند سالی هم بیشتر نیست ناشر شده ، پنجاه عنوان رمان از پنجاه رمان نویس چاپ و منتشر می کند!

نظرات [۱]
جمعه، ۲۷ آذر ۱۳۹۴ :: ۱۰:۰۹
پاینده و مانا باد استاد ارجمند جناب یاقوتی عزیز. با شما موافقم بله " در غیاب نقد ادبی "منسجم و و البته به موقع از هر دستی نوشته چاپ میشود و این معضل منحصر به داستان نویسی و رمان نیست متاسفانه بیشتر گریبانگیر شعر است و هر روز مجموعه هایی چاپ می شود که در گوشه کتاب فروشی ها خاک می خورند براستی در دنیای نظارت های جوار جور این همه خطا سر باز می نماید در دنیای بی نقد و نظر قاطع چه می شود اینجاست که باید همدمی با سایت وزین بلوط که گرداننده گانی ادیب و اهل فضل چون دکتر آهنگرنژاد و حضرت عالی و... دارد غنیمتی بزرگ دانست
اطلاعات شما ذخيره شود ؟