فرهنگ و جامعه مدنی / یادداشتی از اصغر عظیمی مهر
فرهنگ و جامعه مدنی / یادداشتی از اصغر عظیمی مهر
از ضروریات تحقق جامعه ی مدنی رشد فرهنگ مسوولیت پذیری و حق آزادی انتخاب در برابر قدرت سیاسی حاکم است که طی آن فعالیت های افراد در عرصه های مختلف ( و از آن جمله در عرصه فرهنگی) از استحاله شدن در منافع قدرت سیاسی حاکم در امان می ماند...


ضروریات توسعه فرهنگی استان کرمانشاه به بهانه ی راه اندازی «کافه کتاب کالج»
به تازگی در روبروی درب اصلی پردیس مرکزی دانشگاه رازی کرمانشاه؛ در محله ای که به اذعان همگان از وضعیت فرهنگی چندان مطلوبی برخوردار نیست، مکانی فرهنگی تحت عنوان «کافه کتاب کالج» راه اندازی گردیده است که طی چندین مرتبه حضورم در این کافه از برنامه های متنوع و در نوع خود بیسابقه ی مدیریت آن شگفت زده شدم و به همین خاطر تصمیم گرفتم در حد توانم در تحقق این اهداف متعالی به ایفای نقش بپردازم.
مدیر کافه کتاب کالج دختری جوان است با ایده هایی ناب. مریم بابایی پنجشنبه ی هر هفته را به نام یکی از شاعران یا نویسندگان صاحب کتاب کرمانشاهی نامگذاری میکند و با حضور خودِ شاعر و نویسنده و جمعی از فرهیختگان استان از فعالیتهای فرهنگی و ادبی او تقدیر میکند. از هیچ نهاد و ارگان و اداره ی دولتی هم، ریالی حمایت دریافت نکرده است. طی یک ماه اخیر برای پنج تن از شاعران کرمانشاهی مراسم قدردانی باشکوه برگزار کرده و عکس امضا شده ی آنها را بر دیوار کافه اش نصب کرده است.
برنامه هایی که به اذعان شاعر معاصر و نام آشنای کشور- بابک دولتی- تاکنون ادارات و دستگاههای متولی عرصه فرهنگ با تمامی امکانات و بودجه ها و نیروهای انسانی خود نتوانسته اند برگزار کنند. خبرهای مربوط به این فعالیتها هم در شبکه های مجازی در سطح گسترده ای دست به دست میشود. این دختر جوان میگوید برنامه هایی دارد تا «کافه کتاب کالج» را تبدیل به ویترین ادبیات استان کرمانشاه کند و حتی فکرهایی هم برای معرفی شاعران و نویسندگان کرمانشاهی به گردشگران خارجی دارد! حضور چهره های سرشناس و شناخته شده ی فرهنگی و ادبی استان از جمله بابک دولتی- جلیل آهنگرنژاد - امین شیرزادی- علی الفتی- رضا حساس- محسن عزتی- محسن حسینخانی- مریم رحمانی- محسن احمدوندی- سمیه قبادی - الهام مظفری- حامد شاهین مهر و بسیاری دیگر در برنامه های کافه کتاب کالج نشانه ای روشن است که مریم بابایی در عین جوانی و به دور از حواشی، تجربه ی لازم را برای گرد هم آوردن جامعه ادبی استان در زیر یک سقف واحد دارا میباشد. 
من شاعری هستم که درس سیاست خوانده ام و کار و حوزه تخصصی من گزارش نویسی نیست . بدین لحاظ به دوستان رسانه ای استان توصیه میکنم در گزارشهایی به اهداف کافه کتاب کالج (که به عقیده ی من در عین سادگی، ناب و بی سابقه است) بپردازند،  اما اینکه دختری جوان ضرورت راه اندازی یک مکان فرهنگی (و به عبارت بهتر، نهاد فرهنگی) را(آن هم در این نقطه از شهر) حس کرده است، بهانه ای شد تا در نوشتاری به اهمیت حضور اینگونه نهادها و نقش آنها در توسعه فرهنگی و تحقق جامعه مدنی در حوزه ی فرهنگ بپردازم.
جامعه ی مدنی در راستای تقویت فرهنگ سازش برای دستیابی به توافق است که از یک سو رابطه ی حکومت با مردم و از سوی دیگر روابط افراد با حکومت را تنظیم میکند. وجود جامعه ی مدنی به دولت وابسته نیست و به شکلی میتوان گفت که مستقل از جامعه ی سیاسی است اما بدون موجودیت دولت شناخت جامعهء مدنی کاری به غایت دشوار است.
در بیان مؤلفه های جامعه ی مدنی در یک نگاه کلان میتوان به محورهایی همچون وجود روحیه ی تفاهم، حس معاشرت احترام آمیز در عین اختلاف نظر، و تلاش برای رفع اختلافات از طریق مذاکره و مفاهمه اشاره نمود. هر قدر روحیه ی تفاهم و میل به گفتگو در میان اعضای یک جامعه بیشتر باشد به همان اندازه زمینه تحقق اهداف جامعه ی مدنی بیشتر فراهم میشود . میتوان به جرأت چنین عنوان نمود که هرچه در یک کشور جامعه ی مدنی گسترش بیشتری یابد  به همان اندازه زندگی اعضای آن جامعه صلح آمیزتر خواهد بود، چرا که در جامعه ی مدنی افراد پیش و بیش از آنکه به فکر منافع شخصی خود باشند، تحقق اهداف جمعی مشترک و رفاه اجتماعی را مدنظر قرار میدهند. بدین ترتیب میتوان گفت که جامعه ی مدنی در قبال نظام و سیاست، نقشی اصلاحی را ایفاء میکند.
جامعه ی مدنی اگرچه در سیاستگزاریهای حکومتگران تاثیر میگذارد اما در کل یک پدیده ی اجتماعی محسوب میشود و نه سیاسی. اما تحقق آن بدون موجودیت دولت، نظام و حکومت امکانپذیر نیست. 
در جامعه ی مدنی نهاد های گوناگونی به ایفای نقش میپردازند که اگرچه در تقابل با دولت نیستند اما خارج از تسلط و کنترل دولت فعالیت میکند. نکته ای که باید بر آن تأکید کرد این است که جامعه ی مدنی در پی به دست آوردن قدرت سیاسی نیست، اما میتواند به عنوان یک اهرم فشار بر دولت عمل کند تا دولت را ملزم کند که در اتخاذ تصمیمات خود، نقطه نظرات نهادهای جامعه مدنی را در نظر داشته باشد. از این منظر تمامی سازمانها و انجمنهای غیر دولتی و موسسات اجتماعی، خدماتی، مذهبی، رفاهی، فرهنگی- علمی و تجاری همه و همه اعضای این جامعه محسوب میشوند.
از ضروریات تحقق جامعه ی مدنی رشد فرهنگ مسوولیت پذیری و حق آزادی انتخاب در برابر قدرت سیاسی حاکم است که طی آن فعالیت های افراد در عرصه های مختلف ( و از آن جمله در عرصه فرهنگی) از استحاله شدن در منافع قدرت سیاسی حاکم در امان می ماند.
بی گمان فقر فرهنگی و فقر اجتماعی از اساسی ترین موانع جامعه برای دستیابی به توسعه (به صورت عام) و توسعه فرهنگی -که موضوع این نوشتار است - (به صورت خاص)  است و بدین لحاظ جامعه ی امروز ما نیاز به گسترش نهاد های مدنی در حوزه فرهنگ دارد. باید اذعان کرد که در جامعه ی ما ارزش های برآمده از فرهنگ مدنی،  همچون مسوولیت پذیری، فعالیت های آزاد فرهنگی در چارچوب قانون اساسی، حق آزادی انتخابهای فرهنگی در برابر قدرت سیاسی، پیگیری  اهداف معقول مدنی، احساس مسوولیت متقابل در برابر زندگی فردی و زندگی اجتماعی و آزادی برای فعالیت های اجتماعی آنطور که باید و شاید مورد پردازش قرار نگرفته است و این باعث شده است که این مفاهیم برای عموم مردم، دور از ذهن و ناآشنا باشند.
اما نکته ای که نباید از آن غفلت کرد این است که این در متن و بطن سنت قابل تحقق اند و برای ایجاد زمینه ی تحقق آنها لازم نیست که ارزشهای کهن معدوم گردند و تنها از این طریق است که این ارزشها امکان نهادینه شدن و تبدیل شدن به ضرورت اجتماعی و نهایتاً واقعیت اجتماعی را دارا میباشند.  برای تحقق این مهم جامعه ی امروز ما نیاز به تأسیس و گسترش نهاد هایی دارد که حیات و فعالیت آنها مستقل از دولتها باشد تا در صورت تغییر و تحولات دولتها، این نهادها از دگرگونی مصون بمانند. 
کارویژه ی این نهاد ها اعمال فشار از طرف جامعه مدنی بر دولت است تا آزادی اندیشه و بیان، و آزادی ادبیات و هنر را تضمین کند و اجازه ندهند که دولت درین عرصه ها اعمال نفوذ سیاسی کند. در یک جامعه مدنی مطلوب ، اگرچه دولت از شاعران، نویسندگان و هنرمندان حمایت میکند اما دولت به هیچ وجه الگوهای عمل مخصوص و شیوه هایی مشخص را برای آنان در نظر نمیگیرد که به طور مثال شاعر باید چنین شعر بگوید و یا نویسنده باید چنان بنویسد. 
به عبارتی دیگر در این نوع از جامعه قضاوت و رأی بر آثار ادبی و هنری در حوزه ی صلاحیت جامعه است و نه دولت.  ما در این روزگار بیش از هر زمان دیگری نیاز به نهادهایی داریم که  بتوانیم به دور از ملاحظات مسوولین سیاسی و دولتی ، تجربه هایمان را درر زمینه ی فرهنگ و ادبیات برای همدیگر بیان کنیم و به اشتراک بگذاریم  و تجربه های فکری خویش را برای یکدیگرمطرح کنیم.
نگارنده معتقد است آنچه تاکنون باعث شده است که مسوولین فرهنگی در دولتهای مختلف وقع چندانی به مطالبات فرهنگی اهالی فرهنگ و ادب و هنر استان ننهند، در واقع عدم همآوایی و هماهنگی در میان خود اهالی فرهنگ بوده است. به همین خاطر جامعه فرهنگی ما باید با تأکید بر منافع و اهداف مشترک صدای خود را به شکلی روشن و رسا به گوش مسوولین استان از کلان تا خرد برسانند و همواره صدای جامعه ی مدنی را بلند نگهدارند تا روزی که جامعه ی ما به اهداف قانونی و مشروع خود در عرصه فرهنگ دست پیدا کند، چرا که تنها جامعه ای به رشد و توسعه دست خواهد یافت که فرهنگ توسعه را دارا بوده و شایستگی خود را برای شکوفایی احراز کرده باشد.
در این میان از جمله اقدامات لازم، کشانیده شدن فعالیت نهادهای جامعۀ مدنی به عرصه ی عمومی است تا با برپایی همایشها و برگزاری جلسات نقد و نظر، زمینه و بستر مطلوب برای گفتمانها و تحلیلهای مختلف مهیا شود و عرصه ای برای ابرازوجود گروه های جامعه ی مدنی، با گرایشهای متعدد و متنوع فراهم گردد.
با حرکت در این مسیر، نهادهای خودگردان و خودساخته توسط شهروندان این قابلیت را دارند که مناسبات «مدنی» را میان شهروندان با یکدیگر از یک طرف، و شهروندان و دولت از طرف دیگر، شکل داده و تنظیم نمایند. مناسباتی ارجمند که بر اساس آنها برای هر مشکلی میتوان از طریق مفاهمه، گفتگو و درک متقابل، راه حلی  «مدنی» و به دور از هرگونه خشونت یافت. 
نتیجه ی این نوشتار آنکه کثرت نهادهای جامعه ی مدنی بویژه در حوزه فرهنگ، زمینه ی مطلوبی را برای حفظ و ایجاد توازن میان تفاوتهای فرهنگی ایجاد می کند که از طریق تعامل فرهنگی مانع از تبدیل شدن این تفاوتها به تضادهای فرهنگی میگردد و در نتیجه تنوع فرهنگی استان را از رفتن به طرف کشمکشهای فرهنگی محافظت خواهد نمود که با در نظر داشتن تنوع جمعیتی استان کرمانشاه در ابعاد مختلف، تحقق این موضوع، ضرورتی انکارناپذیر است که غفلت از آن میتواند لطمات جبران ناپذیری به همراه داشته باشد.