نگاهی به چهارشنبه سوری / مهتاب سلطانی
نگاهی به چهارشنبه سوری / مهتاب سلطانی
واژه ی «سوری» واژه ای فارسی است. در پهلوی به گونه ی «سور» یک صفت است. Sur یعنی سرخ. گل سوری یعنی گل سرخ. به این جشن به آن خاطر چهارشنبه سوری می گویند که عنصر اصلی مراسم آن افروختن آتش سرخ بوده است...


واژه ی «سوری» واژه ای فارسی است. در پهلوی به گونه ی «سور» یک صفت است. Sur یعنی سرخ. گل سوری یعنی گل سرخ. به این جشن به آن خاطر چهارشنبه سوری می گویند که عنصر اصلی مراسم آن افروختن آتش سرخ بوده است. سور در فارسی به معنی «مهمانی» هم هست. لفظ سور دادن به معنی مهمان کردن و مهمانی دادن در فارسی رایج است. در کُردی «سور» به معنی عروسی است. علاوه بر اینکه معنی سرخ هم می دهد.
بر پا داشتن آتش در این روز گونه ای گرم کردن جهان و زدودن سرما و پژمردگی و بدی از تن بوده است. یکی از جنبه های مقدس آتش، پاک نمودن بیماری ها و دور کردن ارواح خبیثه است. مثلاً در صورت سرایت طاعون، رخت و ابزار بیمار را در آتش می ریختند تا از بدی ها پاک شوند.
آتش نماد پاکی، روشنی، طراوت، سازندگی، زندگی، تندرستی، بارزترین نماد خدا در روی زمین است. بشر، پیشرفت قسمت مهمی از زندگی خود را مدیون وجود این عنصر مفید است. بیماری ها، زشتی ها، بدیها و همه ی آفات در عرصه ی تاریکی و ظلمت جای دارند. اهریمن مظهر تیرگی و جایگاه او در تاریکی است. افروختن آتش کنایه از راه یافتن روشنی معرفت در دل و روح است. آتش آثار اهریمنی و ناپاکی را می زداید.
در زمان ایران باستان و هم چنین پیروان امروزی آیین بهی(زردشتی) از آنجا که برای اهورا، خالق مطلق گیتی سمت و سویی جغرافیایی و مادی قایل نیستند هر جا که فروغی دیده شود، آن را نشانه ای صوری از وجود روشنایی و حقیقت و وجود اهورامزدا می دانند. از این روست که هنگام نماز رو به فروغ، نمازمی گزارند.
برگزاری چهارشنبه سوری که در همه ی شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه ) بیرون ازخانه، جلوی در، در فضایی مناسب آتشی می افروزند و اهل خانه از روی آتش می پرند و با گفتن سرخی تو از من ، زردی من از تو، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.
در ایران باستان در پایان هر ماه، جشن و پایکوبی با نام سور مرسوم بوده و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب، یوم الارباغ خوانده می شد و از روزهای شوم و نحس بود و بر این باوربودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. ایرانیان هم آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال می انداختند و درآن به شادمانی می پرداختند . منوچهر دامغانی در یکی از ابیات خود آورده است:
چهارشنبه که روز بلاست باده بخور
به ساتکین می خور تا به عافیت گذرد
نحس بودن چهارشنبه در فرهنگ عامه ی کُردی هم وجود دارد. برای مثال اگر کسی را شب چهارشنبه در قبر دفن کنند حتماً دو نفر دیگر از اعضای خانواده را هم با خود به دیار باقی خواهد برد. پس برای رفع این نحوست  دوتکه چوب صاف را همراه مرده دفن می کنند( به نیابت دو نفر دیگر) و یا شب چهارشنبه به عیادت مریض نمی روند.
عدّه ای دیگر بر آنند که چون اعراب؛ ایرانیان را محدود ساخته بودند، ایرانیان روشی را که برای اعراب نحس بوده جشن می گرفتند. در فرهنگ اعراب هم چهارشنبه نحس بوده است. بی گمان سالی که این جشن را به شکلی گسترده بر پا کرده اند مصادف با شب چهارشنبه بوده و از آن تاریخ به بعد چهارشنبه ی آخر سال را با جشن سوری به شادمانی پرداخته و بدین وسیله نحوست چنین شب و روزی ر ا می خواستند دور کنند.
نظریه ی دیگر راجع به چهارشنبه سوری آن است که می گوید: مختار ثقفی ( که اصالتاً ایرانی بوده) بعد از حادثه ی کربلا، هنگامی که از زندان آزاد شد، به خونخواهی شهدای کربلا قیام کرد و برای تشخیص موافقان  و مخالفان خود دستور داد شیعیان بر بالای بام خانه های خود آتش بیفروزند و این مصادف بود با چهارشنبه ی آخر سال.
برخی باورشان این است که واژه ی چهارشنبه برآمده از فرهنگ تازی و سامی است. پس چهارشنبه سوری، ارمغانی از سوی تازیان است. چون می دانیم ایرانیان باستان برای هر روز نامی ویژه داشته اند. هرمز روز، وهمن روز، اردوهشت روز، سروش روز و ...
هفته ریشه در ادیان سامی دارد که باور داشتند خداوند جهان را در شش روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش پایان یافت و از همین رو، روز هفتم را به زبان یهودی، شنبد یا شنبه نامیده اند که به معنی «فراغت و آسایش» است. بخش بندی روزها از یهود به عرب و از عرب به ایرانی رسیده است.
دلیل دیگر این است که در گاه شماری قمری، آغاز بیست و چهار ساعت یک شبانه روز از غروب آفتاب روز پیش است و چهارشنبه سوری مثل بسیاری از آیین های مذهبی که بر اساس گاه شمار قمری است درغروب روز پیش (عصر روز سه شنبه) برگزار می شود و عوام عصر پنج شنبه را شب جمعه می نامند. در صورتی که آیین های کهن مثل نوروز، مهرگان و سده، که براساس گاه شماری خورشیدی است، آغاز بیست  و چهار ساعت روز، از سپیده دم یا از نیم شب است.
قبل از هجوم اعراب به ایران، هراسی به نام آتش روی بام خانه «رواج داشته که صبح نوروز انجام می گرفته است. از جشنهایی که با آتش برگزار می شود: آذرگان، شهریورگان و جشن گجری در ترکیه است. آریاییان قفقاز در این شب، هفت توده ی آتش می افروزند و روی آن می جهند. بنا به آیینی کهن در سوئد، شبی را که «والبوری» خوانده می شود به عنوان آغاز بهار می شمارند و در آن آتشی بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی می پردازند. آتش افروزی نوروزی نزد مردم روستاهای جنوب رومانی هم گزارش شده است. امروزه رسم اسفند دود کردن و گردخانه تاب دادن که بین ما رایج است، برای زدودن شر و بیماری و چشم زخم بازمانده ی گذشته است. پریدن از روی آتش هم می تواند فلسفه ی پاک کردن نفس باشد. که البته امروزه استفاده از مواد منفجره و آتش زا به این مراسم اضافه شده است و جزء اصل رسومات نیست.
از جمله رسوماتی که در این شب برگزار می شود (و می شده) رسم بوته افروز ی ، آب پاشی و آب بازی، فالگوش نشینی، قاشق زنی، کوزه شکنی، فال کوزه، آش چهارشنبه سوری، آجیل مشکل گشا، شال اندازی، شیرسنگی، توپ مروارید.
از شعرهای معروفی که در این شب، هنگام پریدن از روی آتش خوانده می شود این است: سرخی من از تو، زردی تو از من که عدّه ای بر آنند این شعر نوعی بی احترامی به جایگاه آتش است.
جرقه های امید در دلهایتان فراوان، شعله های محبت در قلبتان فروزان، و آتش ایمان در وجودتان زنده و پاینده باد.

اطلاعات شما ذخيره شود ؟