نیم نگاهی به رمان«عشق و رنج و بلوط»اثر:رضا موزونی/ نوشته‌یِ: مرتضی حاتمی
نیم نگاهی به رمان«عشق و رنج و بلوط»اثر:رضا موزونی/ نوشته‌یِ: مرتضی حاتمی
موزونی در معرفی اش در این رمان نوشته:«سخت عاشق فرهنگ عامیانه ام.»واین عشق را در سطرهایی از رمانش با پانویس هایی متعدد از اصطلاحات کردی و بومی با مخاطب نوجوان در میان گذاشته. موزونی، نوجوان امروز را با بخش هایی از فرهنگ و آداب و سنن و رسوم مناطق کردزبان آشنا کرده است...

سرویس ادبیات کودک ونوجوان بلوط:رمان (عشق و رنجو بلوط)اثر (رضا موزونی)شاعر وپژوهش گر نام آشناست و (مرتضی حاتمی) بر آن نقد و نگاهی داشته که به مخاطبان بلوط ارائه می شود: 
«رمانی که جزئی ناشناخته را کشف نکند، غیراخلاقی است. شناخت، یگانه اخلاق رمان است.» «هرمان بروخ»
***
« همه‌ی ما می نویسیم و می خوانیم تا آدم های گوناگونی بتوانند در کنار هم و با هم بر این کره ی کوچک، اما هنوز زیبا زندگی کنند.» هوشنگ گلشیری/ ماه نامه‌ی ادبی،فرهنگی«کارنامه» ،دوره‌ی اول،شماره ی ششم،تیرومردادماه ۱۳۷۸ صفحات آغازین
«احمدرضا احمدی»(متولد۳۰/۲/۱۳۱۹-کرمان)شاعر و نویسنده‌ی‌معاصردر مصاحبه‌ ی فصل نامه (پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان) می‌گوید:
«موضوعی که همیشه باعث تاسفم می شود این است که چرا بازتاب یک حماسه بزرگ یعنی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که از دوره ی فتحعلی شاه بی سابقه بوده و بیست و دو کشوردر جهان در آن منافع داشتند و ملتی با دست خالی مقاومت کرد آن طور که باید و شاید و به صورت زیبا در ادبیات مان خیلی کم است»

چرا این رمان «عشق و رنج و بلوط»؟
(([در]نقد ادبی، باید بی طرف و بدون غرض باشیم با پیش فرض شروع نکنیم و سراغ نوعیت متن برویم و آن را بررسی کنیم.))استاد عبدالعلی دستغیب
«عشق و رنج و بلوط» نخستین تجربه‌ی «رضا موزونی» شاعر پژوهشگرادبیات عامه غرب کشور و نویسنده ی خوش فکر است که در قالب رمان نوجوان نوشته شده و امور انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم آن را در تیراژ ۱۰ هزار جلد به قیمت ۸۳۰۰ تومان و در ۳۰۸ صفحه منتشر کرده است.
می توان رمان«عشق و رنج و بلوط»  را در گروه «رمان تاریخی» (Historical novel)  قرار داد. با این توضیح که «رمان های تاریخی، تقریباً صحنه های تحقق یافته دارند و بر محیط و زمینه های واقعی جریان می یابند.»
موزونی، در ابتدا شاعری کردی سراست و پژوهشگری جان آشنا و مجری‌کارشناسی محبوب و مردمی در شبکه‌ی استانی صدا و سیمای مرکز کرمانشاه ، که برنامه هایش مخاطبان بی شماری دارد و معمولاً «برنامه هایش موجب آشتی مردم استان با صدا و سیمای مرکز کرمانشاه شده است.»«شاید مهم ترین بخش «شوتان وه خیر» حضور رضا موزونی در این برنامه باشد؛ شاعر مطرح کرمانشاهی که یکی از مجریان معروف و پرطرفدار شبکه زاگرس طی سال های اخیر بوده و هر بار که مجال هنرنمایی یافته، توانسته طرفداران بسیاری را جذب برنامه های زیبای خویش کند» سایت کردپرس۲۴/۱۰/۹۳
سابقه و تجربه ی رمان نویسی موزونی در عشق و رنج و بلوط آغاز می شود و این تجربه ی مفید در این رمان حجیم همچون سایر آثارش دارای ویژگی هایی خاص است.

تعهد (Commitment)
«ما برای خواندن این قصه ی عشق به خاک / خون دل ها خورده ایم، خون دل ها خورده ایم» زنده یاد نادر ابراهیمی
«ادبیات دفاع مقدس را ، از یک نگاه، می توان برای هرنوع بینش و دیدگاه حاکم بر آنها به سه دسته ی کلی متعهد، نامتعهد و خنثی تقسیم کرد.)سرشار،محمدرضا.در مسیر تندباد،بررسی ۲۰ سال ادبیات داستانی دفاع مقدس ویژه ی کودکان و نوجوانان، چاپ اول، ۱۳۸۱،تهران،انتشارات پیام آزادی.
موزونی نویسنده ی رمان یادشده، با نگاهی از سر تعهد و رسالت محوری اقدام به نگارش و انتشار رمانش کرده است.او نسبت به وقایع و اتفاق های کوچک و بزرگ روزگار جنگ و بمباران و در به دری و فرار و ماندگاری و مقاومت بی تفاوت نبوده و از سر دلسوزی و تعهد قلم چرخانده است. 
او دوربین خاطراتش را از فیلم ها و تصاویری پر کرده که برای مخاطبان امروزی بسیار جذاب و دیدنی و خواندنی است و برای هم دوره ای هایش در دهه های شصت و هفتاد لبریز خاطرات زیبا و نوستالوژی است.
او به «حب الوطن من الایمان»به خوبی پای بند بوده و ارزش های دفاع مقدس وجنگ تحمیلی که استانش قبل از اعلام رسمی جنگ با این مقوله درگیر بوده، پرداخته است.
او غم خوار مردمی است که در جنگ آواره شده اند و برای عشق به این آب و خاک اجدادی و مام وطن؛ جان داده اند و مرگ سرخ را پذیرفته اند. 

رضا موزونی کیست؟چیست؟چه کاره است؟
«نه من!که هیچکدام از کودکان هم بازی من یک دل سیر پفک نخوردیم!! یک ماشین پلاستیکی نو نداشتیم. اما به بچه هایم می گویم ما صددل سیر دویده ایم،خندیده ایم!بازی کرده ایم!ما ثروتمند بودیم وخود ندانستیم.یک کوچه داشتیم پر از(پپو).یک ایوان داشتیم پر از جیک جیک عاشق گنجشک!یک دشت پر از گل های (کَلمَس) و یک مادر تمام معنی دلخوشی من بود.یک مادر بی سواد که استاد دانشگاه عشق بود و مهربانی و صبوری وخدا باوری را تدریس می کرد.من ثروت مندبودم و ثروتم هی تمام نمی شود، ثروت من خاطراتی است که باآنها نفس می کشم.ثروت من سادگی و صداقتی است که نمی توانم پنهانش کنم.ثروت من کودکی است که هنوزدر من جاری ست.می دود و شیطنت می کند و گاه خیالم را قلقلک می دهد.» (بخشی از گفت وگوی سایت بلوط با رضا موزونی)
نویسنده در پایان رمانش به شیوه ی معمول نویسندگان طرح رمان نوجوان امروز کانون پرورش فکری ، خودش را این گونه معرفی کرده است:
«کردزبان هستم.اهل شهرستان گیلانغرب و تبارم به ایل کلهر می رسد. کودکی و نوجوانی ام را در روزگار جنگ و رنج به جوانی رساندم.کارشناس علوم اجتماعی و کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی هستم.با نوشتن و سرودن آرامش می گیرم و سخت عاشق فرهنگ عامیانه ام.هشت عنوان کتاب به زبان کردی و فارسی دارم.مثل:یخی که عاشق خورشید شد، مورچه و گلوله کاموا، تاتیو  اخیرا کاری پژوهشی در فرهنگ عامیانه به نام ترانه های سرزمین مادری.بیش از ده سال است که با صدا و سیمای کرمانشاه به عنوان نویسنده گوینده و کارشناس برنامه های کردی همکاری دارم و ۱۸ سال است که مربی و کارمند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم.کودکی شیرینی با طعم مادر داشتم و تو فکر کن که این رمان برشی از زندگی من است. »
موزونی، متولد روستای «دیره»از توابع شهرستان گیلانغرب استان کرمانشاه است و اگر اشتباه نکنم همین روستا زادگاه استاد مسلم خوشنویسی ایران «میرزامحمدرضا کلهر (۱۲۰۷- ۱۲۷۱ تهران) »است. همان خوشنویس نام آور و قَدَرقلمی که در تاریخ هنر ملی خوشنویسی نامی بزرگ و مانا و بی مثال است و نوآوری و قدرت نوشتاری قلمی‌اش چنان حیرت انگیز و شاهکار است که مسیر خوشنویسی را به کمال و جمال تغییر داده و تمام خوش نویسان طراز اول سرزمین مان با افتخار؛ از شیوه و اسلوب استاد کلهر پیروی می کنند و استاد الاساتید خوشنویسی «غلامحسین امیرخانی/۱۳۱۸-طالقان» با دو فاصله ی نسلی، به شاگردان استاد کلهر می رسد.ضمن آن که عزت مندی؛ آزادی خواهی و جسارت و شجاعتش در رویارویی با شاه وقت(ناصرالدین شاه قاجار)(همان شاهی که شاگرد استاد در مشق خوش نویسی بود. زبانزد تاریخ است، که بی شک ریشه در اقلیم و زادگاه و منطقه ونوع تربیت خانوادگی او دارد.
و موزونی در میان ایل بزرگی که «کلهر» می نامندش بالیده و رشد و تعالی داشته است و الان هم به عنوان مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمانشاه، بعد از سال ها همکاری و حضور در مراحل و پست های مختلف از سال ۸۷ تاکنون برای کودکان و نوجوانان و اهل قلم و فرهنگ استان کرمانشاه چراغ افروی می کند.

آثار وموفقیت ها:
موزونی، اهل قلمی است که آثارش موفقیت هایی به همراه داشته و مورد اقبال مخاطبان ومنتقدان قرار گرفته است:
«بر اساس اعلام مسوولان فروش و بازرگانی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ادبیات داستانی و کتاب‌های علمی، بیشترین درصد فروش را در نمایشگاه کتاب تهران داشته‌اند.به گزارش اداره‌‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون پرورش فکری، فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های این انتشارات در نیمه‌ی اول نمایشگاه کتاب تهران از سوی بخش بازرگانی اعلام شد که بر اساس این لیست، کتاب‌های داستانی کودکان و رمان‌های نوجوان بیشترین فروش را داشته‌اند.در بخش رمان‌های نوجوان نیز آثاری چون: «عشق و رنج بلوط از رضا موزونی» ، هستی،گردان قاطرچی‌‌ها، بردیا و ملکه‌ی سرزمین آج‌ها، پریانه‌های لیاسندماریس، کابوس ماهان از پرفروش‌ترین‌های امسال بوده‌اند.بازی‌ها و لحظه‌ها، دوجلدی جزیره‌ی بی‌تربیت‌ها، قندآباد، تانک آرزوها، دختری با روبان سفید و من و عجیب‌غریب از دیگر آثار پرفروش هستند. پنجشنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
از او آثاری در شعر کردی کلهری و به ویژه برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است. برخی دیگر از آنها عبارتند از:
۱. یی شو اگر بچیدن (یک شب اگر بروی) مجموعه غزل کردی
۲. میمگه جاروبرقی(خاله جاروبرقی)مجموعه شعرکودک،نخستین مجموعه شعر کودک به گویش کردی کلهری (کرمانشاهی)۱۳۸۳
۳. مورچه وگلوله کاموا (داستان کودکان.)چاپ سوم.ناشرعلمی فرهنگی،این اثر یکی از ۱۴ اثر برگزیده‌ای است که نویسندگان،تصویرگران درنخستین دوره‌ی مسابقه‌ی قصه‌نویسی و تصویر‌گری برای کودکان (انتشارات علمی فرهنگی)پدیدآورده‌اند.این مسابقه با حضور ۷۰۰ قصه‌نویس و ۱۵۰ تصویرگر برگزار گردید. ضمناً مورچه و گلوله ی کاموا در جایزه ی ادبی اصفهان نیز برگزیده شد.
۴. چراخ (چراغ) مجموعه غزل کردی
۵. یخی که عاشق خورشید شد.(داستان کودکان) ناشر کانون پرورش فکری.ترجمه شده به زبان های پرتغالی واسپانیولی.
۶. ترانه های سرزمین مادری (پژوهشی در ترانه های عامیانه کرمانشاه) با مقدمه ی : دکتر میرجلال الدین کزازی.چاپ دوم 
۷. تاتی (آبجی) مجموعه شعر کودک کردی/نشر باغ نی کرمانشاه
۸. عشق و رنج وبلوط (رمان برای نوجوانان.ناشر کانون پرورش فکری )
زیر چاپ:
۱-پدری که روی سرم دست نمی کشد.(داستان برای کودکان.بنیاد حفظ آثار)
۲-چل تاق چل نیم تاق (مجموعه چیستان های کردی کرمانشاه.نشر دیباچه) 
۳-پشی رایانه سنیه(گربه رایانه خریده!)شعرکردی برای کودکان،نشر دیباچه)
ترجمه:
کتاب داستان کودک«یخی که عاشق خورشید شد.»به دو زبان اسپانیایی و پرتغالی ترجمه شده است. ترجمه ی پرتغالی این کتاب همچنین در جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ به عنوان هدیه ای فرهنگی به کودکان برزیل، از سوی تیم ملی فوتبال ایران به تیم ملی فوتبال برزیل اهدا شد.
در تازه ترین موفقیت کسب شده این رمان، آن که «عشق و رنج و بلوط»در فهرست شانردهم لاک پشت پرنده در زمستان ۹۴ (با دریافت ۳ لاک پشت پرنده)قرار گرفت.

عنوان اثر:(name)
به‌قول‌کنستانتین ‌پائوتوفسکی(نویسنده‌ی‌روسی)«یافتن عنوان خوب برای داستان،امری است حقیقتاً دشوار»
«عشق و رنج و بلوط»اضلاع مثلثی است که رضا موزونی دوران کودکی و نوجوان و جوانی و میان سالی اش را با این سه ضلع سپری کرده وبا آن زندگی می کند.عشق واژه ای مهم و مقدس است که او در رمانش به خوبی از آن بهره ها برده است. عشق به مادر، عشق به خاک و سرزمین و زادگاه و عشق به همه ی خوبی ها و بدی ها و هر آن چه که در دنیای نویسنده رخ داده.
و رنج باز هم واژه ای گرامی از دردبه دری ها و حسرت ها و ناله های بی پیر و طولانی و خواستنی های ناکامش. او از رنج و اندوه های کوچک و بزرگی می گوید که در لابه لای رمانش برای مردم و مخاطبانش می گوید. 
در تابستان ۹۲ با موزونی دیداری با هم داشتیم، گفت:«هرجا بلوط هست، کرد هم هست.»جمله ای کوتاه و عمیق و البته من به حذف به قرینه ی معنوی در ذهن تصویر کردم که: که هر جا بلوط و کرد و زبان و گویش های متعدد و مختلف و زنده‌ی کردی هست، عشق هست.ایمان هست.زندگی هست پایداری و ایستادگی هست. ریشه هست آن هم ریشه هایی از جنسی دیگر. بلوط و کرد و زبان کردی نمی توانند از هم جدا باشند و این ها با هم لازم و ملزومند. بلوط درخت مقدس زندگی ما کردهاست. همان درختی که بخشی بزرگ ار زندگی مردم کرد را تشکیل داده است.
عنوان اثر؛ زیبا و پذیرفتنی است و مخاطب نوجوان به راحتی با آن ارتباط برقرار می کند.موضوع رمان در همین سه کلمه خلاصه شده و نوجوان امروز کنجکاو می شود تا با خواندن رمان به واکاوی و لایه شکافی این سه کلمه بپردازد.
رمان نوجوان آن هم از نوع «امروزی»اش بایستی ویژگی هایی داشته یاشد که به برخی از نیاز وابهامات وسوالات بی پایان نوجوان امروز که بسیار دانا و پُرسا وعمیق والبته مضطرب؛ پاسخ هایی قانع کننده بدهد.
عشق و رنج وبلوط، به قول نویسنده، «برشی از زندگی اوست.»و چه به سادگی و صمیمیت و صداقت بیان کرده.
رمان دارای ویژگی هایی است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می کنم:

زبان نوشتاری: (language)اصطلاحات کردی(باورها،ضرب المثل ها،شخصیت هاو...):
موزونی در معرفی اش در این رمان نوشته:«سخت عاشق فرهنگ عامیانه ام.»واین عشق را در سطرهایی از رمانش با پانویس هایی متعدد از اصطلاحات کردی و بومی با مخاطب نوجوان در میان گذاشته.
موزونی، نوجوان امروز را با بخش هایی از فرهنگ و آداب و سنن و رسوم مناطق کردزبان آشنا کرده است.البته بهتر بود که آوانگاری و فونوتیک کلمات و اصطلاحات را هم در پانویس می نوشت تا مخاطب فارسی زبان با مفاهیم مورد نظر بیشتر و عمیق تر آشنا می شد.
موزونی لبریز از اصطلاحات و کلمات ضرب المثل ها و چیستان ها و...کردی در گویش های مختلف است.او پژوهشگری فعال و پرتوان و کارشناسی آگاه و خبره در این زمینه است.او با شناخت و دانایی، برخی از مفاهیم و اصطلاحات مناطق کردزبان را که در بیشتر مناطق این استان نقشی مشترک و همگرا دارد، را در رمان آورده است:
«مادر می‌گوید:پشت بچه لکه ی سیاهی دارد،مال این است که مادرش چیزی دلش خواسته و نتوانسته بخورد.»۱۹۳
«زن خالو خمان به پسرش اشره می کند:نافش افتاده؛از روی طویله پریده توی خانه»۴۸
«آخه چند روز است مثل خروس قوقولی قوقومی کند.مرغی که قوقولی قوقو کند؛برای صاحبش بدشگون است و باید سرش را برید».۱۹۴
«ای خدا برایت نسازه خالو، همه را خیس و تلیس کردی!»۲۴۵
«زن ها سربند بسته اند.آنها که فامیلمان هستند،جلوی سرشان را گِل مالیده اند و کنار هم می ایستند و دسته دسته و آرام آرام جلو می آیند.دست هایشان را‌هماهنگ و با هم روی گونه هایشان‌ می کشند:« وی... وی... وی...»۶۲
«مادر عصبانی می شود:بس کنید.شدید شاکه و خان منصور»۵۴
«...مگر نمی دانی در شب جاروکنی، روزی آن خانه از بین می رود. »۵۵
«امروز هوره ی علی نظر را پخش می کند.»۲۲
«-مگر نگفتی پسر خالومردان توی آب رودخانه افتاده بود و هفت شب کنار آب رودخانه دهل زدند که آخرش راضی شد جنازه ی پسرش را پس بدهد!»۲۴
«مادرمی گوید:ما آواره می شویم،دربه در می شویم.زوزه ی سگ ها شگون ندارد.اگر سگ ها بی دلیل زوزه بکشند،صاحب آن ها آواره می شود.»۱۳۵

شخصیت ها:(character) شخصیت اصلی (Protagonist)
«شخصیت چیست؟جزآنچه حادثه تعیین می کند؟حادثه چیست؟ جز نشان دادن شخصیت؟»  هِنری جیمز
(شهریار مندنی پور)، نویسنده و مؤلف کتاب وزین «کتاب ارواح شهرزاد» سازه ها، شگردها و فرم های داستان نو در صفحه ی ۷۲ این گونه می نویسد:
«شخصیت های داستان ایرانی، معمولاً بر منش از قبل مشخص شده شان، بیش از حد پایداری و اصرار دارند و به همین دلیل هم آن ها را می توان شخصیت های ساده یا مخلوط به حساب آورد.» 
«مصطفی مستور» نویسنده‌، در کتاب (مبانی داستان کوتاه/نشر مرکز)هم درخصوص «شخصیت»این گونه می نویسد:
شخصیت ها در آثار ادبی معمولاً به دو دسته کلی تقسیم می شوند: شخصیت پویا(dynamic) و شخصیت ایستا (satic)
رمان با توجه به ماهیت آن،معمولاً شخصیت های بی شماری دارد.فضای رمان امکان شخصیت پردازی بسیار را برای نویسنده و آفرینش گر موجب می شود.شخصیت های اصلی و فرعی بی شماری در رمان، بار روایت وحوادث و جریان هایی را که نویسنده در نظر داشته را بر عهده می گیرند و در مناسبت ها و موقعیت های مختلف نقش آفرینی می کنند.
در رمان عشق و رنج و بلوط، با انبوه شخصیت ها روبه رو هستیم.شخصیت هایی که گاه لحظه ای در رمان به ایفای نقش می پردازند و گاه تا پایان رمان و در تمام فصل ها حضور دارند.(شخصیت اصلی و خانواده اش)
موزونی در انتخاب و آفرینش شخصیت های رمانش تلاش زیادی از خود نشان نداده.او به راحتی و آشنایی به نام و عنوان شخصیت های دهه ی شصت که در آن زمان نوجوان بوده پرداخته:
«مشی آوختی، مشی میفر، خالوشاه مراد، خاله طلا، خالو شیرزا، ممی ریحان، میمی طلا، مشی زارا، عموصوفی، و...»
مخاطب باهوش امروز متوجه می شود که انتخاب نام برای شخصیت های رمان با نام آدم های امروزی کاملاَ متفاوت است و ویژگی اجتماعی و مردم دهه ی شصت درانتخاب نام شخصیت‌های رمان، منطبق است.


طنز(satire) در رمان:
طنز، قالبی موثر جذاب برای انتقال مفهوم به مخاطب است و تجربه نشان داده که مخاطب نوجوان امروز به دو قالب گرایش بیشتری دارد. 
الف:خواندن داستان ها و رمان های ژانر ترسناک(وحشت) آثاری از سیامک گلشیری(۱۳۴۷/اصفهان) تهران،کوچه اشباح؛ دیدار با خون آشام(نشر افق) کتاب گورستان(نیل گی من/نشر افق)و... 
ب:خواندن داستان ها و رمان های (طنزآمیز)،آثاری از شهرام شفیعی:(جزیره ی بی تربیت ها/چند جلدی)فرهاد حسن زاده:(هندوانه به شرط عشق)،(روزنامه سقفی) احمد عربلو:(تاریخ از این ور)؛قند و نمک؛)طاهره ایبد:(خانواده آقای چرخشی)،(پپورغاتی)علی باباجانی: (تانک آروزها)،(آقای بی رویه) و سیدسعید هاشمی:(وام دماغ و...)داوود امیریان:(جام جهانی در جوادیه) و البته نویسندگان هم با توجه به این نوع نیاز آثاری را هم برای مخاطبان نوشته اند.
اما در رمان (عشق و رنج بلوط) که در فضای جنگ و بمباران و دربه دری اتفاق می افتد،نویسنده هوشمندانه با انتخاب لایه هایی طنرآمیز، از میزان شدت و سختی ودردناکی جنگ بر ذهن و دنیای مخاطب می کاهد.
نویسنده، دلش نمی خواهد رمانش سراسر تلخی و درد واندوه و خون و مرگ و... باشد.هرچند پردازش به این موارد و وقایع و واقعیت های موجود در حادثه‌ی اجتماعی جنگ، غیرقابل انکار است و یکی از رسالت های نویسندگان ژانر ادبیات پایداری پردازش به این وقایع است وآگاه کردن مخاطبانی که جنگ را درک نکرده و تنها از آن صحنه ها و فیلم ها و تصاویری در قالب فیلم و... دیده اند، اما نویسنده ی رمان عشق ورنج و بلوط، آگاهانه تلاش داشته تاضمن مرور خاطراتش برای مخاطبان نوجوان که در روزگار کودکی ونوجوانی که در جنگ و آوارگی و دربه دری و...گذشته، تلخی و شدت دردناکی وقایع جنگ را با بهره گیری از عنصر طنز در روح و روان و ذهن مخاطب نوجوان بکاهد و به طور غیرمستقیم هم به او بگوید که جنگ با تمام بدی های ذاتی اش، زیبایی هایی هم داشته و با لحظه هایی به نام زندگی همراه بوده است.
«خالو منصور،کلاهش را روی سرش جابه جا می کند و به سنگی که کنارش گذاشته اشاره می کند:نه روله!این صف آخر است.توپشت سر این سنگ هستی.»
«خالو شاه مراد می خندد:
-من پشت سر این سنگم؟
-ها!این باجناقم مشی مایخان است.
دهانم از تعجب باز شده است:این سنگ،باجناق شما مشی مایخان است؟»
خیلی جدی نگاهم می کند :«آره!این سنگ را مشی مایخان پشت سر من گذاشته و رفته که کوپن هایش را بیاورد.»۲۷۸
«طوبا سرش را نزدیک گوش دخترعمو می کند:می دانی چرا دندان هایش بزرگ شده اند؟
-نه!
-می گویند وقتی دندان هفت سالگی را انداخته،قبل از آن که دندانش دربیاید،سوارخرشده!برای همین دندانش بزرگ شده است.»۹۱
البته موزونی در این رمان در انجام این کار آفرینش گر و نوآور نیست، پیش تر نویسندگان دیگری در قالب رمان نوجوان در پردازش به ادبیات پایداری و بهره گیری از عنصر طنز هم به خوبی عمل کرده اند: فرهاد حسن زاده در (رمان هستی) داود امیریاندر (رمان گردان قاطرچی ها)و...
آن چه که مهم است، دقت و پردازش نویسندگان به این عنصر در رمان برای نوجوانان است تا با استفاده از از قدرت اثربخش طنز، لایه های تلخ و اندوه آفرین جنگ را کم رنگ و ذائقه و ذهن مخاطب نوجوان را شیرین و خندان کنند.

تکنیک(Technique) وشیوه‌ی نگارش (Style)
در نوشتن رمان، تکنیک های مختلف و معمولی وجود دارد که در نگارش از آن استفاده می کنند.البته ناگفته نماند که به کارگیری تکنیک در نگارش رمان و یا داستان کوتاه، امری کاملاً شخصی است.نویسنده می تواند در نگارش آثارش ساده و بی دردسرترین تکنیک (رئال) را انتخاب کند و به کار ببندد بدون آن که مورد بازخواست یا تشویق قرار گیرد.
در آفرینش رمان برای مخاطب نوجوان، یکی از بهترین شیوه های بیان و شرح ماجرا و روایت رمان، استفاده از شیوه‌ی رئال(واقع گرایی)است.این شیوه یکی از بهترین نوع تکنیک برای انتقال مفاهیم به مخطب است.شیوه ای مطلوب و مورد اقبال که البته بهترین آثار ادبیات داستانی کلاسیک ایران وجهان نیز به همین شیوه نگاشته شده است.
نویسنده در نوشتن این رمان از تکنیک های متعدد و مختلفی استفاده نکرده. البته ضرورتی هم نیست تا در نوشتن رمان نوجوان از تکنیک های معمول استفاده شود. معمولاً با توجه به نوع مخاطب تکنیک در نوشتن تغییر می کند و مخاطب نوجوان را با درگیرکردن تکنیک های مختلف نویسندگی نمی توان تا پایان رمان با خود همراه کرد. نوجوان امروز دوست دارد تا به راحتی و ممکن در فضای متن و اثر قرارگیرد و با شخصیت ها فضا حوادث و... همذات پنداری کند.به کارگیری تکنیک های مدرن و حتی پست مدرن در رمان نوجوان، خیلی منطقی و ضروری نیست.
موزونی در نوشتن این رمان از تکنیکی بسیار ساده و البته تکراری استفاده کرده.
(نویسنده برای رفتن به شهرستان گیلانغرب و خاکسپاری مادر سوار آژانس می شود و رمان در فاصله ی زمانی کرمانشاه-گیلانغرب در ذهن نویسنده به صورت خاطره وار دنبال و مرور می شود و تارسیدن به مقصد رمان ادامه پیدا می کند و با رسیدن به مقصد رمان به آخر می رسد.)
 این همان تکنیک استفاده شده در داستان است. این شیوه ی اجرای رمان تازه گی ندارد و اما برای بیان روایی رمان، کاربردی است.
«...با عجله لباس هایم را می پوشم،راننده ی آژانس هم رسیده.می دوم بیرون. مقصد را می پرسد:
-گیلانغرب
راه می افتیم...»ص۹
«-رسیدیم.از کدام خیابان بروم؟
از خاطراتم بیرون می آیم.انگار از خوابی عمیق بیدار می شوم.تنم خیس عرق شده است:...
در خانه مردم زیادی جمع شده اند.علی را می بینم که توی سرش می‌زند.زانوهایم سست می شود.می‌دانم که دیگر مادر منتظرم نیست... مادر را بلند می کنم.توی تابوت می گذارم.مثل پر سبک شده است.» صص ۳۰۵ و ۳۰۴
نویسنده برای این که از واقعیت روایت رمان دور نشود،گاهی گاهی تکنیک را دوباره تکرار و یادآوری می کند:
«آقا! آقا!
-ها!ها! این جا کجاست؟کجا هستیم؟
-ببخشید مسیر گیلانغرب را بلد نیستم.از کدام راه بروم؟
-ببخشید. من توی فکر بودم.
راننده نگاهم می کند و می گوید:خیلی توفکر هستی!حتی یک کلمه هم حرف نزده ای!»ص۱۳۱
و البته راننده ی جوان کرمانشاهی،نمی داند که سکوت مسافرش، در حال به دنیا آوردن رمانی پر کشش و خواندنی وخودش هم نمی داند که در آفرینش آن هم سهمی دارد!

زمان در رمان :
نویسنده در بیان رمانش از رمان حال استفاده کرده است.استفاده از زمان حال، می تواند تداعی کننده ی آن باشد که جنگ و کودکی و نوجوانی و خاطرات ریز و درشت هرگز تمام نمی شوند و سیال هستند و جاری.پس انتخاب زمان حال برای روایت رمان، نشان گری مناسب برای در جریان بودن زمان در رمان و انتخابی هوشمندانه است.
«فردا سر کلاس می گویم:اجازه آقا من انشایم را نوشته ام.امروز آن را بخوانم؟»

نوستالوژی(nostalozhy) در رمان:
سرتاسر رمان «عشق و رنج و بلوط» از نوستالوژی زیبایی برخوردار است، البته نه برای خواننده و مخاطب.بلکه برای شخص نویسنده، یعنی رضا موزونی.از ویژگی های برجسته ی این اثر آن است که مخاطب بزرگ سال هم می توان با شخصیت ها و حوادث و وقایع رمان ارتباط برقرار کند و تا آخر با آن همراه شود.فضای رمان، در مناطق غرب کشور(روستای دیره و شهرستان گیلانغرب، شهر کرمانشاه و...) اتفاق افتاد و وجه مشترکی که استان های دیگر همچون:ایلام و کردستان وحتی خوزستان را با حوادث و وقایع رمان پیوند می دهد «جنگ»است.
این حادثه ی اجتماعی در ذهن و اندیشه و خاطرات اهالی استان های جنگزده هرگز کم رنگ و فراموش نخواهد شد و بی شک با آن لحظه هایی پر خاطره دارند. موزونی با نگارش این رمان، نوستالوژی های آن دوران را یک بار دیگر در ذهن و اندیشه ی هم سالان و حتی پیرمردان وپیرزنانی درگیر جنگ، زنده کرده است.نه این که جنگ ممکن است از یاد برود،نه.حاصل جنگ ریختن خون انسان بر زمین است و زمین هرگز نمی تواند گرمی و داغی خون انسان را از یاد ببرد و تا زمانی که خاک و انسان هست، خاطرات تلخ و اندوه ناک جنگ هم هرگز از یاد نخواهد رفت.

رمان یا خاطره؟
رمان رئال «عشق و رنج و بلوط»، حاصل خاطرات ساده ، صمیمی و صادقانه‌ی‌نویسنده‌ای است‌که خودشخصیت اصلی آن است. شخصیتی که ویژگی هایی مخصوص خود دارد.
او کودکی است که به شدت «بزرگ»و «مرد» شده و در غم و شادی و اندوه و عروسی و عزا و تمام حوادث کوچک و بزرگ مردم و ایلش شریک و همراه بوده.البته جنگ و طبیعت و روزگار، سختی ها و مشکلات و زخم و درد و ناکامی و... او را «زودتر»از کودکان دیگرهم سن و سالش به ضرورت بزرگ کرده است.
کودکی و نوجوانی نویسنده با طبیعت، دشت و رودخانه و مرتع و جنگل های بلوط همراه بوده.با آن ها زندگی کرده. نفس کشیده و همراه شده است.او از دشت ها و بلوطزارها و رودخانه ها و صخره ها و دره ها و...خاطره دارد و با خاطراتش زنده است. 
رمان، از اوهام و تخیلات و داستان پردازی ذهنی و آسمانی، به دور است. البته ماهیت آن اجازه نداده که موزونی از تخیل و وهم و دنیای ذهنی در رمانش استفاده کند.رمان، کاملاٌ رئال و واقع گراست.زیرا بر مبنی ریشه ی خاطره شکل گرفته.
حال این که منتقدان تکنیک و محتوایی رمان، بر خاطره‌گی بودن این رمان موافق و مخالف باشند، بحثی جداست و مقالش اینجا نیست، اما آن چه که مهم است، استقبال مخاطبان از آن می تواند بر موفقیت آن صحه بگذارد. همین را برای نویسنده کافی است که مخاطب با اثرش ارتباط برقرار کند وآن را بپذیرد.
حال آن که رمان هایی که بر مبنای خاطره نگاشته شده اند هم چون: هستی(فرهاد حسن زاده) لحظه های سکسکه (احمد اکبرپور) آن سوی پرچین خیال (عبدالصالح پاک)آوازهایم برای تو(نورا حق پرست) و...از اقبال مخاطبی خوبی هم بر خوردار بوده اند و همین اقبال و پذیرنده گی، مهر خوبی بر اثر است که خوانندگان آن را قبول کرده اند.

«طبیعت» در رمان
«ناتورالیسم یا طبیعت گرایی یکی از کانون های توجه شاعران و نویسندگان ادبیات در غرب و شرق بوده است. «طبیعت گرایی» با صفت های دوگانه اش، طبیعت گر، طبیعت گرایانه، اصطلاحی فریبنده است زیرا بی درنگ نسبتی با «طبیعت» و «طبیعی بودن» را به ذهن می آورد....ناتورالیسم(طبیعت گرایی)،فورست لیلیان و اسکرین، پیتر، ترجمه:افشار،حسن،چاپ اول،تهران، نشر مرکز، ۱۳۷۵
بیشترین مکان و فصای موجود در«عشق و رنج و بلوط» طبیعت است.نویسنده؛ بابهره گیری از این موقعیت پناهگاهی برای مردم آواره و جنگزده به خوبی از سخاوت مندی و همراهی و مهربانی طبیعت و مخصوصاً جنگل های بلوط گفته. بی خود نیست که بخشی از عنوان رمان را همین درخت به خود اختصاص داده است.طبیعت برای مردمجنگزده برکتی بزرگ بوده و از آن به عنوان پناهگاه و ...استفاده کرده اند.

ساده گی و صمیمیت زبان:
زبانی که نویسنده برای آفرینش اثرش به کار برده، ساده وصمیمی است.زبانی است که همه آن را دوست دارند.البته برای نوشتن رمان نوجوان هم توقعی غیر از انتخاب این نوع زبان نمی رود.بسیاری از رمان نویسان ادبیات نوجوان را می شناسم که در انتخاب زبان ساده و صمیمی تلاش هایی مقدور داشته اند وانصافاًآثار خوبی را هم آفریده اند.از جمله:(عبدالصالح پاک/۱۳۴۱بندرترکمن-رمان:پشت پرچین خیال)
زبان ساده و صمیمی، به فطرت و اصل و ذات انسان نزدیک تر است تا زبانی پیچیده ودیر فهم و مغلق.نویسنده می خواهد مخاطب اثرش به راحتی با مفهوم و اندیشه ی مورد نظرش ارتباط برقرارکند واو را تا پایان اثر با خود همراه نماید.
موزونی، زبانی ساده و صمیمی انتخاب کرده تا آنجا که حتی بسیاری از افعال ادبیات کردی را با همان ویژگی و ماهیت در رمانش به کار برده:
خالو چرا مرغ را سر می بری؟ مگر تخم نمی کند؟
-تخم می کند؛اما باید سرش را ببرم»ص۱۹۴
در این فعل مرکب، تخم گذاشتن صحیح است، اما به ضرورت ساده گی زبان فعل را همان گونه که مردمان کردزبان به کار می برند، استفاده کرده.. ونمونه های بی شمار دیگر...


طرح روی جلد:
مهم ترین ضعف عمده طرح روی جلد، عدم انطباق درخت بلوط با واقعیت های ماهیتی و چیستی آن است. درخت بلوط که بخشی اصلی از عنوان را به خود اختصاص داده و در سطر سطر و فصل فصل رمان جاری است، شباهت نزدیکی به این درخت ندارد.تنه و شاخه‌ها و برگ و میوه‌ی آن خبر از بودن درختی غیر درخت بلوط است. با این که تصویرگر تلاش کرده طرح جلدی متناسب و مرتبط با متن بیافریند، اما درخت غیراستاندارد است و حتی میوه هایش کمترین شباهت به بلوط های حداقل مناطق غرب کشور و استان کرمانشاه دارد.
به قول(موریس سنداک نویسنده وتصویرگر آمریکایی وبرنده‌ی جایزه ی جهانی هانس کریستین آندرس و آسترید لیندگرن):«تصویرگر دنباله‌رو نویسنده نیست، یک شریک است. کسی است که مانند نویسنده ی کتاب، حرف مهمی برای بازگو کردن و گاه نقاش مهم تر از نویسنده بر عهده دارد».
ضرورت توجه و پردازش جدی اصولی و حرفه ای در تصویرگی روی جلد بسیار مهم  و موثر است.

جملات ادبی وشاعرانه:
به قول نویسنده ای(؟)که در مصاحبه ای گفته بود: «داستان نویس می تواند شعر هم بگوید،اما هیچ گاه نباید آنها را منتشر نماید.» رضا موزونی، را بیشتر شاعری کرد زبان وبعد فارسی زبان و بعدتر پیژوهشگر ادبیات عامه ودر آخر نویسنده و رمان نویس می دانم.
اودر اولین تجربه هایش در دنیای کتاب و مطبوعات به عنوان شاعر شناخته شده است.تجربه ی کتاب اولش(یی شو اگر بچیدن)در سال ۱۳۸۱ اما این بدان معنا نیست که موزونی نتواند نویسنده و رمان نویس هم باشدو البته که در انتخاب موضوع ومضمون برای نوشتن داستان کودک و رمان نوجوان گزیده وموفف عمل کرده است.
«یخی که عاشق خورشید شد./کانون پرورش فکری»مورچه وگلوله کاموا(انتشارات فرهنگی هنری)و همین رمان مذکور نشان هایی از تلاش و همت اودر رمان و داستان کودک است.
موزونی شاعر، از بارمعنایی کلمات به خوبی آگاه است و از میزان اثربخشی و انتقال پیام توسط کلمات آگاه وبا تجربه. پس اگر از او در استفاده وبه کارگیری کلمات تازه وزیبا و خواندنی در آثار داستانی اش ببینیم نبایستی تعجب کرد.
نویسنده ی شاعر در برخی از سطرهای رمان به شاعرانه گی و بار غنی ادبی در کلمات توجه می کند:
«پپوها توی کوچه رزه می روند.»۹۹
«دست هایی که بوی رنج می دهند.»۵۷
ونمونه هایی دیگر...
ویراستاری (edit)رمان
« نوشتن رمان، صبر ایوب می خواهد.»گفت و گوی مجله ی آدینه(شماره ۵۵ و ۵۶) با زنده یاد هوشنگ گلشیری
 این که گلشیری از نویسندگان و رمان نویسان مشهور و صاحب سبک معاصر در این جمله ی قصار وکوتاه گفته نبایستی شک کرد. اهل تجربه در رمان نویسی چه در ادبیات کودک ونوجوان وچه در ادبیات بزرگ سال به این جمله رسیده اند و گاه ممکن است نوشتن و نگارش رمانی سال و حتی یکی دو دهه هم طول بکشد.
رمان «عشق و رنج و بلوط» ، رمانی است که به ویرایش و پیرایشی ادبی و دقیق  نیاز دارد. از مدت رمان نگارش این اثر توسط موزونی بی خبرم. البته با این که این اثر نخستین تجربه ی موزونی در نگارش رمان نوجوان است، می بایست به او دست مریزاد و سپاس گفت. اما ویرایش و پیرایش رمان، کاری است طاقت فرسا.اگر به اندازه ی صبر ایوب نباشد، بی شک کمتر از آن هم نیست.ویرایش رمان، کاری است تخصصی و حرفه ای والبته رمان نویسانی را می شناسم که کارشان فقط و فقط نوشتن وآفرینش است و کاری به ویرایش و پیرایش آن ندارند.
این روزها به مدد بهره گیری از نرم افزارهای ویرایشی زمان کمتری برای ویرایش آثار صرف می شود.هر چند استفاده از این نوع نرم افزارها هم محدودیت هایی به دنبال دارد.
در مقابل برخی نویسندگان و رمان نویسان چنان بر انتخاب کلمه و جمله و جمله سازی و ویرایش و پیرایش اثرشان وسواس و حساسیت فراوان به خرج می دهند که حتا تا قبل از انتشار وثانیه های آخر هم دست از ویرایش آن بر نمی دارند.
رمان عشق و رنج و بلوط، رمانی است که به ویرایش وپیرایشی ادبی و حرفه ای نیاز دارد.البته این به آن معنا نیست که ارزش وقابلیت و قدرت مندی اثری کاسته شده.این رمان چون به شدت از زبانی و بیان ساده وصمیمی و راحت و روان در نگارش استفاده شده، بی شک برخی اصطلاحات و کلمات وجملات موجب شده تا زبان ادبی رمان، کمرنگ باشد و پیراستن شاخ و برگ های اضافی اثر ضروری و لازم به نظر آید.
نکات تربیتی و آموزنده گاه...!
موزونی در این رمان به شدت «موزونی کودک و نوجوان» است و به کسی دروغ نمی گوید.شیطنت ها و خرابکاری ها و بدافعالی هایی که او و برادر و دوستانش از خود نشان می دهد گاه با طنزی پر معنی همراه می شود وگاه با بدآموزی های بسیار، هم شیرین است و هم خنده دار.
((فرهاد فوری تیغ را باز می کند،وبا یک حرکت سریع،گوش چپ بازه [اسمی برای سگ ها]را می برد.خون از گوش بازه فواره می زند و روی لباس های مان می پاشد....گوش دیگر بازه تا نصفه بریده شده که سرش را بیرون می کشد و باگوش نیم بریده فرار می کند.با لباس های خوبی ،دنبالش می دویم...یک ماه بعد گوش نیم بریده اش در دعوا با سگ های دیگر با گاز سگ ها جدا می شود.))۹۷
نوجوان امروز عمراً بتواند از این افعال بد انجام دهد. بریدن گوش سگ و...حتی در تصورش هم نمی تواند بگنجد که بتواند گوش سگی را با تیغ ببرد آن هم ناتمام و نیمه تمام!
اما رضا موزونی این کار چندش آور و حیوان آزار را با دوستانش تجربه کرده، حال اگر خودش مجری نبوده دست کم از عوامل اجرایی بریدن گوش سگ شان بوده است و در رمان به آن پرداخته بدون آن که به کسی دروغ گفته باشد و یا خواسته باشد، این کار و سایر کارهای مشابه را ماست مالی کند.
«بهروز یک سنگ برمی دارد و به طرف قورباغه ای پرت می کند. سنگ به قورباغه می‌خورد.قورباغه با سنگ توی گِل فرومی رود و ناپدید می شود. صدایش خاموش می شود.»۱۵۳
 اما موزونی واقعاً به مخاطبش دروغ نمی گوید و این از همان ویژگی های مطلب و خواستنی قلم نگارشی رضا موزونی در رمان «عشق و رنج و بلوط» است.
پایان رمان(Enging)
موزونی پایان رمانش را با غم و اندوه مرگ مادرش رقم می زند:
«مادرم را خودم توی قبر می گذارم.شانه هایش را تکان می دهم: مادر خوبم ما را حلال کن...ما را دعا کن.»
خاک های کنار قبر را روی شانه های مادر می ریزند و من ساکت و سرد نگاه می کنم...»ص۳۰۶
نویسنده، با خاک‌سپاری مادر،پرونده ی رمانش را نمی بندد. مادر،خاطرات،نوستالوژی،جنگ و...همچنان ادامه دارد. رمان ، پایانی باز دارد و به انتها نمی رسد.زیرا در سطرهای آخر دوباره موزونی مخاطب را به ابتدای رمانش ارجاع می دهد تا به او بگوید که رمان زنده است و نمی میرد:
«...و چند سال بعد می نویسم:عشق و رنج و بلوط»
*************************************************************
منابع:
۱. مندنی پور، شهریار.کتاب ارواح شهرزاد ، سازه ها، شگردها و فرم های داستان نو؛ چاپ دوم، تهران انتشارات ققنوس، ۱۳۸۴
۲. میرصادقی، جمال. ادبیات داستانی (قصه، داستان کوتاه، رمان)، چاپ دوم، تهران، مؤسسه ی فرهنگی ماهور. بی تا
۳. مستور،مصطفی.مبانی داستان کوتاه.چاپ اول ۱۳۷۹،تهران نشر مرکز

تیرماه ۹۳
ویرایش نهایی:بهمن ماه ۱۳۹۴

نظرات [۴]
پنجشنبه، ۱۹ فروردین ۱۳۹۵ :: ۰۹:۱۰
با سلام و احترام به نویسنده و پژوهش گر گرامی،آقای موزونی... باعث افتخار است خوانش آثار شما و یادداشت نویسی بر آن ها. منتظر سایر آثار خواندنی تان هستم. برقرار و بردوام مدام باشید.
پنجشنبه، ۰۵ فروردین ۱۳۹۵ :: ۰۶:۵۴
کاش چندفصل از این رمان او بلوط منتشر بشه
چهارشنبه، ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ :: ۰۴:۲۱
نقدی مناسب و پر وپیمان است.
دوشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۹۴ :: ۰۴:۵۵
سلام برنویسنده ی توانا وارجمند جناب حاتمی از اینکه برای نقد کتاب من این همه وقت گذاشته اید سپاس گزارم .خیلی خوب و منصفانه با نگاهی زیبا وعلمی نوشته اید .
اطلاعات شما ذخيره شود ؟