اول تعهد، آخر تعهد / گذری برمجموعه شعر «اخگری در مه»اثر «منصور یاقوتی»/مرتضی حاتمی
اول تعهد، آخر تعهد / گذری برمجموعه شعر «اخگری در مه»اثر «منصور یاقوتی»/مرتضی حاتمی
شاعر که کودکی اش در دامان طبیعت بکر و زنده گذرانده و در آثار داستانی اش اشاره به این مسأله هماره وجود داشته و بسیاری از داستان هایش در فضای روستاهایی که آموزگار در آنجا بوده، با ذکر جزییات آن نوشته....

مدیر انتشارات دیباچه(کرمانشاه)،«سعید شرافتی زنگنه» از جوانان شوریده و عاشق ادبیات و فرهنگ دانایی و کتاب خوانی است.او در کتاب فروشی «سینا» در «پاساژ حافظ» کرمانشاه بهترین و نایاب ترین و نفیس ترین کتاب ها را تهیه و عرضه می کرد. گاهی وقت ها هم رونمایی از کتاب های تازه را برگزار و جمع اهل قلم را دور هم به ضیافتی فرهنگی و همدلانه دعوت می کرد و الان هم با تمرکز بر مدیریت «باغ کتاب کرمانشاه» و اداره ی کتاب فروشی حافظ در میدان شهرداری شهر کرمانشاه همین رفتار فرهنگی را توسعه داده و با به کارگیری سایر امکانات موجود توانسته موجی تازه در فرهنگ و دنیای کتاب و کتاب خوانی شهر کرمانشاه به وجود بیاورد و با دریافت مجوز نشر «دیباچه» توانسته حوزه ی فعالیتش را در عرصه ی تولید و انتشار آثار فاخر و درشت محتوا توسعه دهد و خدمتی نو و حرفه ای به اهالی قلم ارائه دهد.
زنگنه در تازه ترین اقدام فرهنگی مجموعه شعری از «منصور یاقوتی» (که ۲۵سال کار برده) (از متن نامه ی آقای یاقوتی به اینجانب) با کیفیتی مناسب در ۱۰۰۰ نسخه در ۱۹۸ صفحه و به قیمت ده هزار تومان منتشر کرده است.امور فنی و گرافیکی این اثر را هم خانم «مریم میرزایی» انجام داده.
«اخگری در مه» عنوان یکی از شعرهای کتاب(ص۱۳۷) است که نام این اثر را هم بر پیشانی دارد.
قبل تر و شاید ده سال پیش اشعاری از آقای یاقوتی در نشریات تخصصی(کلک،رودکی و...)  و پایگاه های مجازی می خواندم، از جمله (پاییز و گل چشمه) و...با خودم این سوال را تکرار می کردم که آیا شاعر؛ همان نویسنده ی معروف کرمانشاهی است یا خیر؟
بعدها وقتی به لطف و عنایت جلدی امضا شده برایم فرستاد، یک نفس آن را در خواندم.آن جا که وقتی به ایشان زنگ زدم در دفتر هفته نامه مبشر بود. دقایقی با ایشان صحبت کردم از زندان رفتنش به خاطر سرودن شعر در سال ۱۳۴۶ گفت. می گفت با شعر و نقاشی شروع کرده و شعر او را به زندان نظامی کرمانشاه کشانده و این چنین بود که اخگری در مه به عنوان نخستین مجموعه شعر آقای یاقوتی متولد می شود.
کتاب پیشگفتاری چهار صفحه ای دارد و شاعر در آن به بررسی کوتاه تاریخ شعر و ادبیات شعری کشور و اندکی کرمانشاه و مباحث دیگر پرداخته است:
«...ابوالقاسم لاهوتی شاعر کرمانشاهی،برای نخستین بار در زمینه ی موسیقی شعر بدعت کرد و اوزان عروضی را پیش از "نیما"از قید قالب های پیشین آزاد کرد.»ص۹
«فرخی یزدی شاعر لب دوخته،شاعر آزادی است و هر جا نام مقدس"آزادی"به گوش می رسد تصویر لب های دوخته فرخی یزدی در ذهن ما جا می گیرد و میرزاده ی عشقی که استبداد او را ترور کرد، اگر زنده می ماند یکی از قله های عظیم شعر بشریت می شد و...»ص۹ و مواردی دیگر.
شاعر در پایان مقدمه می نویسد:«کار این قلمزن داستان نویسی است و در حاشیه به نقد ادبی و سرودن شعر می پردازد...»
از ص ۱۱ تا ۱۳۳ شاعر قطعات شعری در قالب غزل و مثنوی ترانه، چارپاره، شعری به گویش کردی کرمانشاهی، با تقدیم به برخی چهره های ادبی و فرهنگی و علمی ایران زمین آورده.از ص ۱۳۴ تا ۱۳۶ شاعر در یادداشتی با عنوان (شعر یا قطعه ی ادبی) با نیم نگاهی انتقادی به بررسی این دو مقوله و مبحث «نوآوری» و  ضرورت توجه به اصالت هنر و ادبیات در جامعه و پرهیز از (انکار هرگونه رسالت اجتماعی[در شعر]) پرداخته است.
نیمه ی دوم کتاب اخگری در مه را اشعار نیمایی و سپید تشکیل می دهد که «آوای زخم جان» شاعر را فریاد می زند. شاعر در انتهای کتاب فهرستی از (معانی برخی واژگان) را هم برای آشنایی بیشتر و ابهام زدایی مخاطب آورده است.
مجموعه شعر اخگری در مه، لبریز است از اندیشه های ناتورالیستی، ملی گرایی و آزاداندیشی و مقابله با ظلم و ستم و...
شاعر که کودکی اش در دامان طبیعت بکر و زنده گذرانده و در آثار داستانی اش اشاره به این مسأله هماره وجود داشته و بسیاری از داستان هایش در فضای روستاهایی که آموزگار در آنجا بوده، با ذکر جزییات آن نوشته. از جمله کتاب های:(داستان های آهودره/تهران نشرشبگیر اردی بهشت ۱۳۵۵)با بچه های ده خودمان(تهران نشر پیوند، چاپ پنجم، ۱۳۵۸) دهقانان (رمان) و...
تصویرسازی شاعر از طبیعت چنان زیبا و هنرمندانه است که مخاطب حرفه ای را به یاد تصویرسازی طبیعت در اشعار شاعر چیره دست طبیعت «منوچهر دامغانی» می اندازد:
«درون ساقه ی سبز گلسرخ/خزد آهسته گلخون بهاران    ص ۸۷
باران بهار سنبل آورد/نوروز وکبوتر وگل آورد ص۱۱۹
در باغ کنار جوی بالا/آلوچه شکفته چون دل ما    ص۱۱۹
صدای خنده ی کفتار و زاغان/طنین اندازد اندر سینه ی دشت   ص۸۳
ز ابر تیره باران ها ببارد/نشان از آتش سرکش دهد دود    ص ۸۳
ببین لک لک و سبزه بر پشت بام/شقایق کنار گل زردفام     ص۱۰۲
 پونه عطر افشان و "ریحان" همچنین/بوی جادوی گردوهای کال     ص۶۳
رویش "ریواس" و قارچ و "ازبوه"/بر فراز کوه زیبای"نسار"     ص۶۴
وده ها نمونه ی دیگر...
و شاعر گاه در ستایش ایران زمین چنین می سراید:
بهاران سال نو را تازه گردان/بیاور چشمه های رنگ و امید
بریزان عطر شادی را به ایران/به یاد شوکت دیرین خورشید    ص۸۸
«قلم داند ومن در این تیره شب/نیاید به جز نام ایران به لب    ص۹۴
نخواهم به جز مهر ایران زمین/بر این بوم و بر صدهزار آفرین     ص ۹۴
سخن را بگردان ز ایران بگو/ز مهد دلیران وشیران بگو    ص۱۰۱
به پس کوچه باغای ایران درود/به آهنگران ،خوشه کاران درود    ص۱۰۱
توجه به مفاهیم و اندیشه های تاریخ ایران باستان از مقوله هایی دیگر است که شاعر با تعهد و حسن ایران و وطن دوستی به آن پرداخته:
زگفتار نیک و ز پندار نیک/خوش است پیش فرزانه کردار نیک      ص۱۰۴
چو کیخسرو آن مظهر مهر و داد/جهان را به بی مایگان وانهاد    ص۱۰۴
به "مهر"فروزان درودی فرست/به بانوی ایران(آناهیتا)سرودی فرست     ص ۹۶
ز زرتشت و مزدک بشو چاره خواه/و یا همچو"عشقی"بیاموز راه     ص ۹۵
در نگاه تحلیل محتوایی و ظاهری شاعر بخش نخست کتاب را به توصیف طبیعت و انتقال اندیشه های وطنی و مردمی با به کارگیری نمادها وسمبل های موجود در طبیعت (کلاغ، زاغ، آفتاب، ابر، خزان، پاییز، زمستان، باد و سوز و..)می پردازد.
بر شاخه ی آن کهن سپیدار/زاغی به فریب لانه بگرفت ص۳۷
نفرین چه کنی به بخت خاموش/توفان به چمن شبانه بگرفت ص۳۸
در شب تیره ی یلداری وطن ای بلبل/شکوه سرخ تو و ناله ی من پایا نیست ص ۴۴
به شهری که کورند و کر جملگی/چه بانگ پلنگی ، چه بانگ سگی!ص۱۰۱
بسا آرزو که تبه شد چو دود/چو گل پرپر اندر سر انگشت رود ص ۱۱۳
در این روزگار دروغ و ریا/در این قرن آلوده به نام و ننگ ص ۸۹
شاعر، رسالت اجتماعی و ظلم ستیزی و مشکلات و سختی ها با زبان شعر به اعتراض لب گشوده است.
*
شاعر در بخش دوم کتاب، به فضایی تازه و متفاوت پرداخته و در قالب (سپید)به بیان اندیشه هایش پرداخته. در این بخش شاعر به همان مواردی که در بخش اول مجموعه اشعار اشارت داشته و تمام مفاهیم و اندیشه ها را این بار در فرمت و قالبی تازه ریخته و پرداخته:
«برفی
جاودانه
بر یال اسب ها فرو می ریزد...»ص۱۴۹
«بر جار خیس
جایی که ماده کل تنگه ی پرآو
-دیشب-
در انبوه تیرگی می گذشت...»۱۵۹
«...باری!
نوروز نیامده است اما
گل نوروزی
به پیشواز بهاران دمیده است
جایی که کاکلی
-سال پیش-
در خون تپیده است.صص۱۵۹ و ۱۶۰
«...آه !
موریانه های شعر می آیند
و نمی فهمند
که شعر
تخریب ایده نیست
و تکریم زر
و بی حرمتی به ساحت انسان»صص۱۸۸ و ۱۸۹
 و...
شاعر خود را به مباحث اجتماعی جهان بی تفاوت نشان نداده و در شعرهای(شعری برای تیمو شنکو) و (گیسوی تیمو شنکو) رییس جهور زندانی اوکراین واکنش نشان می دهند و می سراید:
«...قاضی ها با آسمان و پروانه و پگاه بیگانه اند.»ص۱۸۰
«...در پس میله ها وچکمه ها
از عدالت سخن بگو
و زلفت را به ماه و به آزادی سنجاق کن!»ص۱۸۲
و شاعر نخستین تجربه ی خود در عرصه ی سرودن شعر را در ۲۰۰ صفحه با صفحاتی «باز» به پایان می برد.

نکته ی آخر:
این که منصور یاقوتی نویسنده و رمان نویس پیشکسوت کرمانشاهی با بیش از نیم قرن فعالیت مستمر ادبی و نوشتن و انتشار مدام و تمرکز بر عرصه های داستان کوتاه، بلند، رمان، نقد وپژوهش در ادبیات کلاسیک، عامه و فولکلور با حضور در این عرصه های جریان ساز بوده و تأثیرات خود را بر ادبیات معاصر به خوبی گذاشته و می گذارد، مزد و دستمزد خود را در این پنچاه سال نوشتن مدام، نگرفته باشد،شکی نست.زیرا هرگز او برای دستمزد و واکنش و به! به! و ... ننوشته و نخواهد نوشت، زیرا مجموعه آثار وی و اندشه های پنهان و آشکار در داستان ها و آثارش چنین تفکراتی را فریاد می زند.
انتشار مجموعه شعر «اخگری در مه» شاید از برخی عناصر و اسلوب شعر معاصر کم بهره و از نظرگاه و نگاه زبانی، خیلی امروزی نباشد، اما همین مجموعه شعر مخاطب و منتقد و پی گیر آثار یاقوتی را به این باور می رساند که اندیشه و محتوا و تعهد و رسالت های اجتماعی که متأسفانه این روزها کم رنگ شده و گاه در پشت نقاب ها و تابلوهای مدرنیته و پست مدرن خود را قایم و محتوا و اندیشه را فدای تکنیک و بازی های زبانی می کنند، هم چنان در متن آثار منصور یاقوتی جاری و جاودانه است.
اخگری در مه، بهانه ای تازه در انعکاس و انتقال پیام و اندیشه ی نویسنده ای پیشکسوت است که به زبان شعر تبلور پیدا کرده است.
و آخر این که «اخگری در مه» ، مجموعه داستانی تازه از منصور یاقوتی است که در قالب شعر نوشته شده.
 
نوشته اول:اسفندماه۹۴
نگارش تازه:ایلام/تیرماه۹۵
اطلاعات شما ذخيره شود ؟