بازگشت آگاهانه به زبان مادری / یادداشتی برای بابک دولتی و هنر ناب او در غزل کُردی / جلیل آهنگرنژاد
بازگشت آگاهانه به زبان مادری / یادداشتی برای بابک دولتی و هنر ناب او در غزل کُردی / جلیل آهنگرنژاد
مگر می شود هنرمندی سالها تمام دغدغه‌ها، آرزوها، عشق ها، خنده ها و گریه هایش به زبان مادری اش باشد اما در آثار هنری‌اش ردّ پایی از این همه داشته‌ی ارزشمند دیده نشود؟ بسیارند هنرمندنمایانی که با سرک‌کشیدن به بازار آشفته‌ی هنر، سر در بیابان گم بودگی می‌گذارند و پس از مضمضه‌ی چند «احسنت گویی» ساختگی، سرانجام به فراموشی، فسیل شدگی و خاموشی می‌رسند و تنها خاطراتی بی‌مایه را در خلوت خویش مزمزه می کنند...


 مگر می شود هنرمندی سالها تمام دغدغه‌ها، آرزوها، عشق ها، خنده ها و گریه هایش به زبان مادری اش باشد اما در آثار هنری‌اش ردّ پایی از این همه داشته‌ی ارزشمند دیده نشود؟ بسیارند هنرمندنمایانی که با سرک‌کشیدن به بازار آشفته‌ی هنر، سر در بیابان گم بودگی می‌گذارند و پس از مضمضه‌ی چند «احسنت گویی» ساختگی، سرانجام به فراموشی، فسیل شدگی و خاموشی می‌رسند و تنها خاطراتی بی‌مایه را در خلوت خویش مزمزه می کنند. این تقدیر نانوشته‌ی خیل «شاعرنمایانی» است که ترقی را در کوچ از داشته‌های جغرافیای بکر فرهنگ و زبان مادری می دانند.
🔹جریانات نوگرایی در شعر کُردی کرماشان  و ایلام که از حدود دو دهه پیش آغاز گردید، جانی تازه برای زبان کُردی در گستره‌ی جنوبی بود تا ادبیات این حوزه به «پوست اندازی» ویژه‌ای برسد. در این میان، یک نسل جوان در غزل معاصر فارسی مثل جویندگان معادن طلا به این سرزمین بکر رسیدند و قالب های «کلاسیک» و گاه «آزاد» را در این گستره‌ی زبانی تجربه کردند.
🔹بابک دولتی نیز در این اواخر به کاروان پویای شعر «نئوکلاسیک کُردی» رسید. دولتی را همه عاشقان غزل در پهنه‌ی زبان فارسی می شناسند. شاعری با «نام و نشان» خاص خود و مجموعه غزل هایی فارسی که در گوشه گوشه‌ی این سرزمین هواخواهانی دارد. این شاعر کرمانشاهی که از کُردان کلهر است، در سالهای پشت سر نیز گه گاه به شکلی حاشیه‌ای آثاری به زبان مادری‌اش سروده بود اما مدتی است که پروسه‌ای تازه را به شکلی جدی در سرایش غزل کُردی کلید زده است. کاری که از هر جهت شایسته ی تقدیر است. 
🔹در کرماشان یکی از مهمترین فاکتورهای توفیق هنری را باید درک موقعیت های خاص زبانی و فرهنگی دانست. اکثر مخاطبان هنر در این استان، آنانی هستند که دوست دارند آفرینش های هنری با فرهنگ و زبان آبا و اجدادی ساکنان این خاک گرده خوردگی داشته باشد. به عنوان مثال در بین شاعران مطرح غزل‌سرای این سامان می‌توانیم به ده ها نام قابل اعتنا برسیم. نامهایی که هر کدام برای خود در چهارچوبه‌ی شعر، حرف های بسیاری برای گفتن داشته‌اند. در میان این همه، نام چند شاعر بر سر زبانها افتاده است؟ کمتر کسی است که در این دیار نفس کشیده باشد و نام «پرتو کرماشانی» را نشنیده باشد. چرا پرتو در بین مردم بیش از هر شاعر دیگری نام آوازه دارد؟ کیست که قابلیت های هنری این شاعر ارزنده را نادیده بگیرد؟ با یک حساب «دو دو تا چهار تا » می‌توان فهمید که مردم بین غزل‌های فارسی و کُردی‌اش کدام را انتخاب کرده اند... در جغرافیای زبان کُردی فراتر از مرزهای کرماشان برای نام و آثار معدود کُردی اش حرمت ها قائلند و این خود حدیث مفصلی است که در این مجمل نمی گنجد. 
🔹در باورها و انگاره های این دیار تاریخی، شاعری که به «جامعیت» می رسد، شخصیتی دیگرگون می یابد و از جغرافیای محدود شعر به سامان «بسامان» و گسترده ی فرهنگ و هنر می‌رسد و مقبول عام و خاص می‌شود. برای رسیدن به رتبه‌ی جامعیت، به فاکتورهای ویژه‌ای نیاز است. قبل از هر چیز شاعر باید امتحانش را در حوزه ی تخصصی هنری‌اش پس داده باشد. سپس با درک ضرورتهای فرهنگی و زبانی این سامان تاریخی به صید لحظه‌های ناب هنری بپردازد.
 🔹در دیار ما درک ضرورت زبان کُردی می تواند فرصت نابی برای شاعر به وجود آورد. آنانی که به زبان مادری رجعت کرده اند، می دانند که بازگشت به دنیای متفاوت این زبان به همان بازگشت به معادن ناب طلا و الماسی شبیه است که غافل وار روزگاری از کنار آن گذشته اند و با شادی مضاعف، دوباره آن گم شده ی گرانبها را یافته اند. 
🔹بابک دولتی با کوله باری از تجربه‌های گران به دامن زبان مادری بازگشته است. چندین غزلش را شنیده و خوانده ام. ماه های پشت سر همکاری با او در یک محیط فرهنگی به نگارنده این فرصت را داد تا هر هفته شاهد تجربیاتش در غزل کُردی باشم. او براستی توانسته است فضاهای تازه‌تری را کشف کند و با اثر انگشت خاص خود به این جغرافیای شاعرانه وارد شده تا با آفرینش جانی تازه در غزل کُردی، حرف‌های ماندگاری را به ثبت برساند.
🔹 اشراف او بر تکنیک های ویژه در خلق تصاویر بکر شاعرانه و غنای انبار واژگانی‌اش در دایره‌ی این فرهگ و زبان فاخر از یک سو و اصرار او بر فرار از متد ها و فرمهای عادت شده در فضای غزل کُردی از سوی دیگر دست به دست هم داده اند تا مخاطبان چشم به راه زایش نگاه تازه‌تری در شعر کُردی جنوبی باشند. نگاهی که در صورت استمرارش در شعر بابک دولتی، او را همسنگ شاعران نام آور دیاری می کند که مردمانش به بزرگان فرهنگ و ادب به شکلی ویژه با احترام برخورد می کنند
نظرات [۵]
سه شنبه، ۲۳ شهریور ۱۳۹۵ :: ۰۹:۰۴
امیدوارم همه شاعران کرمانشاهی همانند بابک دولتی به زبان مادری اهمیت دهند و زیبایی های آن را در هنرشان نشان دهند
سه شنبه، ۲۹ تیر ۱۳۹۵ :: ۰۷:۴۰
درود به دکتر آهنگرنژاد و بابک دولتی عزیز.بابک جان منتظر سرودن بیشتر اشعار ناب کردی ات هستیم.برای این دو دوست فرهیخته آرزوی توفیق روز افزون دارم.
چهارشنبه، ۲۳ تیر ۱۳۹۵ :: ۱۵:۴۳
بابک عزیز سلام،نمیدانم بیادم بتوانی بیاری یانه،باورکن از ته دل شادشدم هنگامی که غزل کردیت را میخوانم،گفتنی هارا بسیار زیبا وبجا دوست خوبم در بالا فرمودند،خوشحالم خوشحال که مردانه میسرایی باورکن
چهارشنبه، ۲۳ تیر ۱۳۹۵ :: ۱۳:۰۸
ده‌س خوه‌ش. ئومێدوارم له کاره‌یل کوردی به‌رده‌وام بوود
سه شنبه، ۲۲ تیر ۱۳۹۵ :: ۱۹:۵۸
من هم غزلهای کردی آقای دولتی را شنیده ام و بسیار لذت می برم .تصاویر بسیار زیبا وخلاقی دارند .
اطلاعات شما ذخيره شود ؟