روزنه‌ای متفاوت بر فرهنگ کرمانشاه / جلیل آهنگرنژاد
روزنه‌ای متفاوت بر فرهنگ کرمانشاه / جلیل آهنگرنژاد
کرمانشاه و فضای فرهنگی‌اش فراتر از چرخ های لنگ اداری، به این گونه گردهمایی‌های مکتوب برای امور فرهنگی نیاز دارد. کاری که علی الفتی کرمانشاهی انجام داده، می تواند سرآغازی برای نگاه‌های پیشرو فرهنگی باشد. نگاه‌هایی که می‌توانند ضمن توجه به بزرگان فرهنگ و هنر این سامان تاریخی، به راهبری فرهنگی کرمانشاهیان نیز یاری برسانند و ...

ویژه نامه‌ی «مجتبی ویسی» مترجم کرمانشاهی خواندنی است؛
روزنه‌ای متفاوت بر فرهنگ کرمانشاه 

مگر چه چیز مهمی قرار است به مخاطب بدهد؟ این سؤالی است که بسیاری در روبرو شدن با کتاب‌ها، مجلات، گاهنامه‌ها و... از خود می‌پرسند. به ویژه در زمانه‌ای که «ناسره»ها کالای مقبول روزگارند!. با ورق‌زدن اولین برگ‌های «روزنه‌ی فرهنگی» همان سؤال را از خودم می‌پرسم. چند سالی است با قلم مدیرمسؤولش «داریوش معمار» در عالم شعر آشنا هستم. یادداشتش بر پیشانی این «دوماهنامه» با عنوان: «رؤیای سرزمین‌های دوردست سلام» لابُد از سرِ تکلیف نوشته‌شده و مخاطب را تکانی نخواهد داد و ...  این‌ها بُرش‌هایی از قضاوت‌های پیش از روبرو شدن با مجموعه متن‌هایی بود که برای مجتبی ویسی و به یاد فرامرز ویسی با تلاش های یک مرد فرهنگی در مجموعه‌ای وزین جمع شده بودند.
پس از آغازیه‌ی خوب داریوش معمار، اولین یادداشت جدی را از دکتر علی الفتی می خوانم. او «دبیر تحریریه مهمان» این شماره از «روزنه فرهنگی» است. قلمش این سالها در عرصه‌ی روزنامه‌نگاری هم آبدیده شده و کششی زلال، مخاطب را به دنیای آن سوی واژگانش می کشاند. از قرارهای «بود و نبود» برای این مجموعه می گوید و پنجره ای بر مخاطب می گشاید و می رود. یادداشت کوتاه «مجتبی ویسی» که شاید از سر اجبار برای این ویژه نامه نوشته را که می خوانی و رد می شوی، به صاحب‌قلمی می رسی که «حرف دارد». اما چرا باید این آدم ها در گوشه ای از این شهر، آرام و بی سر و صدا بنشینند و ابزارهای رسانه ای و فرهنگی به دست افرادی مثل من و امثال من بیفتد؟ 
در این برگه های سیاه و سفید کاهی با قلمی آشنا شدم که براستی مرا به شوری متفاوت کشاند. «عابدین زمانی»!. نشانی او را گرفتم. اما در این زمانه‌ی غریب، او بر مسندهای فرهنگی و دانشگاهی تکیه نداده بود! بلکه او را در یک پیرایشگاه ساده‌ی چند متری در یکی از محلات قدیم کرمانشاه در حال کار، ملاقات کردم و ... 
در این مجموعه بسیاری دیگر از این جنس حضور دارند که آنها را ندیده‌ام اما یقین دارم که در پشت متن های حاضر،آدم های متفاوتی نشسته اند که هر کدام قابل احترامند. متن هایی که از سر تکلیف نوشته نشده اند. اینجاست که روزنه‌ی فرهنگی، مخاطب خاص را «میخکوب» می کند که تا آخر ادامه دهد و با قلم ها گاه برقصد و گاه بموید!.  به قولی در خود این مجموعه، «علی» ارتش چند نفره ای را آماده کرده که با سادگی محض، می‌تواند کشور قلوب بسیاری را فتح کنند.  
کرمانشاه و فضای فرهنگی‌اش فراتر از چرخ های لنگ اداری، به این گونه گردهمایی‌های مکتوب برای امور فرهنگی نیاز دارد. کاری که علی الفتی کرمانشاهی انجام داده، می تواند سرآغازی برای نگاه‌های پیشرو فرهنگی باشد. نگاه‌هایی که می‌توانند ضمن توجه به بزرگان فرهنگ و هنر این سامان تاریخی، به راهبری فرهنگی کرمانشاهیان نیز یاری برسانند و فراتر از فیلترهای سیاه و سفید، به بازخوانی پرونده‌های غبارگرفته از کج‌مداری‌های ناخواسته بپردازند. به الفتی شاعر و دوستان بزرگش در این کار ارجمند فرهنگی درود می فرستم. برای «مجتبی ویسی»، شاعر و مترجم توانمند کرمانشاهی پرواز آسمان‌های بزرگتری را آرزو می‌کنم و به یاد «فرامرز ویسی» در دل هایمان شمعی روشن خواهیم کرد
نظرات [۴]
یکشنبه، ۲۴ تیر ۱۳۹۷ :: ۲۰:۳۶
سلام و سپاس از شما که صادقانه برای فرهنگ کرماشان عزیز سال هاست در تلاش و تکاپو هستید
یکشنبه، ۲۴ تیر ۱۳۹۷ :: ۲۰:۲۹
...
یکشنبه، ۲۴ تیر ۱۳۹۷ :: ۱۸:۲۶
خوب برای همدیگر پپسی باز میکنید دکدر ها !!!!خخخخ
یکشنبه، ۲۴ تیر ۱۳۹۷ :: ۰۸:۱۵
با سلام واحترام و قدردانی بسیار از گردلنندگان سایت بلوط و تبریک شانزده سالگی این درگاه الکترونیکی مفید و متعارفو همچنین به بخش اعظم فرهنگ و هنر یعنی مخاطبین که همواره با نگاه ظریف خود رسانه را یاری می کنند بلوط خوب ظاهر شد و خوب ماند و این نتیجه سعی وتلاش اعضاء آن است. درباره ویژه نامه برادران ویسی نیز باید عرض شود من نقش چندانی نداشته ام ولطف دوستان است اگر هم چنین احساس می شود چیزی جز وظیفه نبوده است
اطلاعات شما ذخيره شود ؟