شعر، مشغولیت باشکوه/ به بهانه دو کتاب علی الفتی
شعر، مشغولیت باشکوه/  به بهانه دو کتاب علی الفتی
دو کتاب شعر از علی الفتی بنام های ا- له چییمنه رییه و چیمنه رییه و ۲ گلوی زود اخیراً به دستم رسید. او با هر کارش کتابخانه فرهنگ کوردی را ثروتمند می کند ایثار او دارای ارج است، شاعری شایسته که فرهنگ را به سایر ظواهر ترجیح می دهد. خدمت به جامعه و فرهنگ روح ما را درخشان می کند. انسانی که می نویسد روزهایش بی هدف نیستند.

اکبر رضایی کلهر-صدای آزادی: دو کتاب شعر از علی الفتی بنام های ا-  له چییمنه رییه و چیمنه رییه و ۲ گلوی  زود اخیراً به دستم رسید. او با هر کارش کتابخانه فرهنگ کوردی را ثروتمند می کند ایثار او دارای ارج است، شاعری شایسته که فرهنگ را به سایر ظواهر ترجیح می دهد. خدمت به جامعه و فرهنگ روح ما را درخشان می کند. انسانی که می نویسد روزهایش بی هدف نیستند.
آنکه خود را موظف می داند، به تعریف من اخلاقمند است. هیچ کس با اخلاقیات خلق نمی شود این مقوله اکتسابی است. اما شجاعت بکار گرفتن عقل و اندیشه  و فراتر از آن ذوق و خوش بودن با رویاهایی که خواب جماعت را تعبیر می کند، اراده می خواهد این را می توان جزو اخلاقیات فعال دانست و این فعالیت مختص زندگان هوشمند و متفکر است.
شاعر جدای از مردم همواره در رویای خود و ذوق خود در برابر بخش خوب قرار می گیرد و به همین دلیل حرف دلش را می گوید. ناچار و مجبور به دفن  کردن همه چیز نیست. فرافکن، گستاخ، برون گرا و قانون گذار است. شاعر زبان گویای مردمی است که در بین آنها زندگی می کند. وقتی جامعه این زبان را درک نکند، نشنود و خود را به نادیده انگاری بزند. مخاطب شاعر تغییر می کند. منشأ اشعارش، ایماهایش، به جغرافیای دیگر می رود حتی اگر این جغرافیا خیالی باشد. آبشخور فرهنگی اش رویای تر می شود و زبانش سنگین تر به گوش جامعه می آید و سخت تر و یا بسیار ساده تر می شود. مانور و هارمونی واژه ها چیزی است که در شعر بایستی لحاظ شود. علی الفتی این مانور را بلد است اما انتخاب مصالح بنای اشعار شاعر، فراوانی خود را دارد از جمله این فراوانی ها و بدیهی ترین آنها ذائقه قومی است.
اغلب جامعه  خود را با گفت و گوهای نه چندان لازم، بطالت گفتاری، بی ربط بودن صورت مسئله یا واقعیت گریزی مشغول می کنند و ذوق نداشته خود را با فضای مجازی  اشباع می کند یا ذوق خود را می کشند تا خیالشان  از مزاحمت های  گاه و بی گاه او راحت شود. این معادله تیرکش به سمت هویت فرهنگی می رود. عوامل زیادی در معادله هویت دخیل اند: نژاد، جنس، قوم، میراث ژنتیکی، جهت گیری، مفاهیم مذهبی، زمینه های خانوادگی و...
یک ضرب المثل روسی می گوید" ماهی از سر فاسد می شود" این مثال خوبی برای جماعتی است که پاره های عمده ای  از فرهنگ و داشته های ارزشمند خود را عمداً تعطیل می گذراند یا رها می کنند. تعریف من از مردمی که نتوانند  خوب به زبان خودشان صحبت کنند این است (( دسته انسان های سرگردان)) شکل دادن، هدایت، مصادره  به مطلوب، بهره برداری به دلخواه و ...  از دسته انسانهای سرگردان سود آورترین کار و مشغولیات است. این غفلت مطبوع  برای بی تفاوت ها زمینه ی عفونت فرهنگی را فراهم می کند  شایع ترین اپیدمی فرهنگی را دامن می زند و رشد می دهد.
ما کوردها محتاج ترین ملت به مطالعه هستیم. به کتاب خواندن و البته به خوب خواندن و باز خوانی رئالیستی خود. عمق آسیب وارده به فرهنگ ما  در اثر همین غفلت مطبوع  به لحاظ  تنبلی فرهنگی که البته باید گفت نامطبوع، بسیار است. چنانچه تبدیل به یکی از جدی ترین پارادوکس های انسانی جامعه ما شده است. کادرهای خود ساخته فرهنگی مثل شاعران، تلاش های شخصی ای دارند تا این زخم را بدوزند، با شعر، با افسون شعر، من شعر را یک (مشغولیت با شکوه  می نامم)  اما مگر مردمی که متوسط به پایین فکر می کنند به لحاظ زبانی می توانند و جرأت نزدیک شدن به این مشغولیت با شکوه  را دارند؟!!
شعر فاکتور فاخری است. کارا ، که توانایی ریکاوری فرهنگی را داراست. اگر گوینده اش فرهنگ شناس هم باشد، دانته در کمدی الهی می گوید (( داغ ترین مکان ها در جهنم به کسانی اختصاص دارد که در دوره ای از بحران اخلاقی بی طرفی خود حفظ کرده اند))  حال این را تعمیم دهیم به کسانیکه به مقوله فرهنگی بی تفاوتند. ترجیح بند فرهنگی رایج در استان کرمانشاه، بی تفاوتی فرهنگی است، اما هستند در بین این مردم دانه درشت های فرهنگی که مثل علی الفتی خستگی نمی شناسند. قلم و قدمشان آهسته  و پیوسته است.
گلوی زود
یکی از کارهای تازه چاپ  علی الفتی است  که زبان فارسی در ۶۸ صفحه . اشعار این اثر متراکم، روز آمد، اندکی متفاوت  از آثار قبلی اش به لحاظ زبان گفتاری و پر از فریاد.
شاعر در این اثر ذهنی گرایی اخلاقی آمیخته به حس نوستالوژیک در باب فرهنگ و طبیعت دارد.  او شاید به عمد  زبان خود را سنگین می کند با ایماء، اشاره  و دیگر ابزارهای پنهان در زبان شعری و رویا، خواسته و حرفش  همه در یک بسته مفهومی قرار می دهد. قرائت نیت شاعر به خواننده و شیوه تفسیر او از مطالب است. اما ذوق شخصی من صریح و  سر راست رفتن بر سر مسئله است. مار زهری را نمی شود در بسته کادویی گذاشت. ...
و برای دوستان فرستاد . به نظر من دست مایه اصلی شعر اجتماعی، تفکرات ریسک محور است. این بستگی به شاعر دارد که چگونه، به چه عمقی، و در چه ظرفی شعرش را ارائه دهد.

طرح جلد گلوی زود:
علی الفتی گلوی زود را به جای بریدن، دار زده است . دار گلوی زود را شکسته است. او در گلوی زود میل اش به سمت فلسفه است. تا نفس شعر. گویا هرچه پیش می رود راه فلسفه را ترجیح می دهد. به او می گویم فلسفه راه نه هات است خود دانی!!!  گلوی زود و طرح جلد آن مرا به یاد یکی از شعر های خودم می اندازد به این معنی :
اگر واژه ها/ تو را نسرایند/ آنها را دار خواهم زد.
کتاب شعر کوردی به نام  ( له چیمنه رییه و ، چیمنه رییه و ) در یک صد صفحه  با مضامین شعری یادآور، ئاخین، هشدار دهنده، آوردن نمونه های اساطیری برای ارتقاء و غنای مصالح شعر و پیام آن و...   گونه ای رقیق از طبیعت گرایی و یا حسرت پنهان  عدم ارتباط دائمی با آن،  شاید گوشه چشمی به این گفته ویتگنشتاین دارد که می گوید (( اینگونه نیست، آینگونه باید باشد))
در اشعار این کتاب گویی روح شاعر رنجیده است  و رنجش  را مرتباً ایضاً می زند و مکرر می دارد. نگاه اجتماعی الفتی در اشعار تقلیل گرایانه است. شاید به این دلیل که از اجتماعش دلشکسته و مایوس شده است.
طرح روی جلد این کتاب نشان از رفتنی است ناموقع،  نا به دل، شاید گونه ای باور پنهان به  جبر واپس رونده در شخص شاعر باشد که در رویایش به دنبال پیچ های تاریخی است و اما آنرا نمی یابد، هر ملتی پیچ تاریخی نداشته باشد، جهش تاریخی هم ندارد، مسئله اصلی  به نظرم به خود شاعر بر میگردد، روحش رنجیده است،  زود رنج شده است ،  یا بوده است،  زود قهر می کند. یعنی دل نازک است. مرحوم پدرم که از خداوند برای روانش آرامش و شادی را آرزو دارم  به من می فرمود: پسرم اهالی گرمیان (گرمسیر) زود رنج اند اگر بینشان دوستی واقعی داری به این مسئله توجه داشته باش.  علی الفتی اهل گرمیان است.

آدمهایی که به عنوان اجتماع با آنها هم عصر هستیم ، اکثراً شفاهی اند، آوانگارد ، اگزیستانس به معنی واقعی بسیار کم داریم، جراح اجتماعی نداریم  و غده های بدخیم و خوش خیم ضد فرهنگی بدن جامعه را فراگرفته اند این در بین کوردها حاد است. فریاد شعر علی الفتی همین هاست که گفتم.
نیچه و رولان باروت هردو نظریات متفاوتی درباه نقد دارند. آقای نیچه به مولف عقیده داشت و نابغه را از فرد معمولی متمایز می کرد و به ذات تکین و متفاوت انسان ها احترام می گذاشت.  و اعتقاد داشت  که هر هر انسانی در زندگی باید به دنبال مسیری شخصی و اختصاصی و منحصر به فرد خویش بگردد و آن را بیابد.
رولان باروت مولف را صاحب هیچ معنای شخصی نمی بیند و اثرش را دارای معانی کثیری می داند که از خود زبان سرچشمه می گیرند و نه شخص. اما نیچه مولف را دارای نظر شخصی ای می داند که در اثر هوش و سخاوت و تجربه های شخصی و روانی او بدست آمده است و می توان با شناخت مولف تا حدودی معنای اثر را دریافت کرد. البته به شرطی که مولف ما را عمداً نفریبد.
(( ما کاری به مولف نداریم:)) این جمله رولان باروت است. اما این نمی شود و من این نظر باروت را نادیده انگاری می دانم و گونه ای سانسور است.
که به بی انصافی نزدیک است. اما  آقای نیچه به مولف اعتقا دارد . هردو به گونه ای بخشی از موضوع را نادیده می گیرند به نظر من مولف و اثر هردو کلیت کار  را تشکیل  می دهند و نمی شود از هیچ کدام غافل بود.
ما کردها هیچ وقت دانشمندانی در سطح آلمانها نداشته ایم، فیلسوفانی نیز، . اما شاعران ما از شاعران آنها کمتر نیستند  من علی الفتی را به رخ شاعراشان می کشم  قصدم مقایسه نیست بلکه آنها را به این دلیل مثل می زنم که عملگراترین ملت اروپا هستند. الفتی دارد کارهایی می کند  که شعر کوردی را به قله می برد. نُرم خاصی در اشعار اخیر علی الفتی دیده می شود این نُرم به شعرش رنگ می دهد  رنگ شعر شاعر مثل تنوع گیاهان زاگروس است مثل تنوع و فراوانی رنگ در پیراهن  زنان کورد. بعضی اوقات او را بیزار می بینم شاید خودش منشاء بیزاریش را نداند. بیزاری  او دلیل دارد. بی تفاوتی فرهنگی  جامع اصلی ترین دلیل آن است. اما روزهایش بی هدف نیستند اگر درست به شعرهایش بنگرید حسن فرهنگی او در باب هنرش این است که تجویزی نیست. علی الفتی یک شهروند خوب است چون هنرمندی است که رویایش را، نقدش را و راهکارش را به لطیف ترین وجه یعنی شعر کتاب می کند، تولید فکر می کند و به جامعه تقدیم می دارد، چنین کسی شهروندی جهانی است که وظیفه اش را در قبال فرهنگ انجام می دهد.

اطلاعات شما ذخيره شود ؟