نگاهی به کتاب تاریخ به افق مرزبانان کورد / اکبر رضایی کلهر
نگاهی به کتاب تاریخ به افق مرزبانان کورد / اکبر رضایی کلهر
نویسنده زحمت گردآوری و هزینه چاپ را بر عهده داشته است اما وظیفه مردمی که این کتاب درباره معرفی منابع تاریخی آنهاست و کسانی که حساسیت و علاقه به این دستگاه‌ها دارند، ایجاب می نماید که این کتاب به صورت خوب معرفی، مطالعه و درباره آن نوشته شود. این صورت ابتدایی مبارزه با تنبلی فرهنگی و شفاهی بودن و شفاهی است.
 دکتر علی سهامی اخیرا اقدام به جمع‌آوری تحقیق و پژوهش مجموعه‌ای با عنوان «تاریخ به افق مرزبانان کُرد» کرده است. تجمیع منابع در دسترس و توین آنها گونه‌ای تجهیز فرهنگی محسوب می‌شود و زحمات خود را دارد. علاوه بر آن آسان کاری برای سایر علاقمندانی است که در این عرصه فعالند یا دوست دارند درباره آن بدانند 
عدم اطلاع، گردآوری نشدن، در دسترس نبودن منابع تحقیقی یا قلت و فقدان آنها در کارهای فرهنگی یک خلاء محسوب می شود روشن سازی و نمایاندن در این گونه کارها می تواند شروع نقشه راهی در تحقیقات تاریخی باشد. به کاک علی خسته نباشید می گویم این نوشته را به عنوان معرفی کار ارزشمند ایشان از سوی خودم به علاقمندان این عرصه از طریق روزنامه صدای آزادی ارائه می‌شود.
 پیشنهاد دارم کسانی که مایل به دانستن و میل و شوق منابع تاریخی دارند، حتماً آن را تهیه نمایند و خوب بخوانند. اگر حتی نمی خوانید، بدعت گذاری در امر خرید کنند و آنرا به دیگر کتابخوانان هدیه کنید به یادتان می آورم که ما مردمی شفاهی بوده و هستیم حداقل کاری که می شود برای عبور از این موضوع شفاهی بودن انجام داد، خواستن، مطالعه، پژوهش و کتاب است
 یکی از مصادیق بارز و معیارهای فرهنگی هر جامعه می تواند تعداد کتاب های منتشر شده و تیراژ آنها باشد. صریح و دوباره می‌گویم و مسئولیت آن را می‌پذیرم که ما مردمی شفاهی با تنبلی فرهنگی ویژه و ترسو از تغییرات در عادات و رفتار مخصوصاً در امر مطالعه هستیم. منظورم مردمی است که این کتاب درباره آنهاست.
 اما در باره کتاب «تاریخ به افق مرزبانان کرد» این مجموعه جمع آوری و به صورت صرفاً روایی است.  کتب تاریخی دست کم میتوانند به سه روش انجام و تدوین شوند:
۱.روایی: یعنی عیناً مطالب به صورت روایت نقل و آورده شوند و هیچ جرح و تعدیلی در آنها انجام نمی شود. 
۲. تطبیقی: یعنی مطالب مورد نظر با دیگر منابع موجود و قابل استناد باهم آورده می شوند. سنجیده و تقابل گرایی در مورد آنها انجام و خروجی مطرح می گردد 
۳. تحلیلی: یعنی اینکه علاوه بر آوردن مطالب و سنجش آن ها نویسنده یا راوی خود نیز دست به تحلیل و برآورد و آوردن استدلالات لازم برای توجیه صحت و یا سقم موضوعات می زنند. هر حال و هوایی بودن مطالب و کتابهای تاریخی در بدایت امری عادی است و بعد از فراهم آوری موارد روایی است که می‌توان به تطبیق و تحلیل پرداخت و البته سختی کار هم گردآوری منابع و ماخذ است.
 آنچه که در مقطع زمانی مورد اشاره در کتاب آورده شده و درباره کردان کلهر است از زبان و قلم خودشان نبوده بلکه دیگران آنها را نوشته اند این مصداق بارز شفاهی بودن است که بایستی پذیرفت و درمانش کرد عنوان و نام کتاب را نمی‌پسندم. این کار ارزشمند و تقریباً دسته اول به لحاظ جمع آوری منابع بایستی نامی موجزتر و رساتر و ساده تر اما محکم و پتک گونه می داشت چون در خور شأن مردمی بزرگ، لایق، زیبا وبا تبار و البته مغرور است. در بازه زمانی که کتاب درباره آن است، مرزی به این صورت فعلی وجود نداشته است و در هر دو طرف این مرز فعلاً مدنظر کردان کلهر ساکن بوده و هستندو
مرزبانی بیشتر یک وظیفه است و نه افتخار من در مورد واژه ها و کاربرد آنها نسبت به خودم سخت گیرم. البته وقتی پای نوشتن درمیان است دقت نیز بر آن افزوده خواهد شد. بنابراین گذر از واژه ها نباید ساده باشند و نه ساده تلقی شود. ضمن اینکه ما هیچ وقت مرزبان نبوده ایم.
 اما دو مقطع خاص را باید از این گفت جدا کرد ۱. نبرد معروف به «تنگه حاجیان» کلهر ها با سپاه منتسب به عثمانی.  ۲. شکست ارتش متجاوز عراق در زمان جنگ تحمیلی در گیلانغرب که البته مدافعان جسور و دلیری از سایر نقاط کشور با مردم کلهر در آن شرکت داشتند. یاد شهیدان شان گرامی و بخیر.
 به موضوع مرز عنوان کتاب برگردیم. این مرز، مرز ما نبوده بلکه مرزی تحمیلی است که به اعماق سرزمین، عقب آورده شده است. مرزما «بدره جسان مندلی و بعقوبه، بلدروز گولاله و غرب ارتفاعات معروف به جبل حمرین» است. به لحاظ تاریخی، مردم شناسی، جغرافیایی، زبان شناسی و غیره، مرز واقعی ایران و عراق غرب مناطقی است که نام برده شد. مرز فعلی، ما را از اقوام خود در دو سوی آن جدا کرده است که اینک به لطف و امنیت پایدار ملی در مرزها و راه عتبات عالیات، این ارتباطات مجدداً در حال شکل گیری است.
به آقای دکتر سهامی پیشنهاد می کنم در صورت تمایل به ادامه این کار نسبت به تحلیلی کردن و تطبیقی کردن آن برای تکمیل و ماخذ بودنش اقدام کنند. آنکه کتاب میخواند را می‌توان آدم برنامه‌ریزی دانست اما کسی که می نویسد را می شود جدی، با اراده و هدف دانست. این تنها راه خروج از پروسه شفاهی بودن فرهنگی است. کاک علی سهامی همیشه دغدغه دانستن و تحقیق را در حرف هایش می شنوم. هدف از نوشتن این مطالب از قلم من، قدردانی فرهنگی از یک تلاش مستمر فرهنگی است.
 نویسنده زحمت گردآوری و هزینه چاپ را بر عهده داشته است اما وظیفه مردمی که این کتاب درباره معرفی منابع تاریخی آنهاست و کسانی که حساسیت و علاقه به این دستگاه‌ها دارند، ایجاب می نماید که این کتاب به صورت خوب معرفی، مطالعه و درباره آن نوشته شود. این صورت ابتدایی مبارزه با تنبلی فرهنگی و شفاهی بودن و شفاهی است.

اطلاعات شما ذخيره شود ؟