صریح و بی پرده با استاندار کرمانشاه؛ «تحول» را با تغییر مدیران آغاز کنید!
seda445.jpg
 
صدای آزادی - جلیل آهنگرنژاد:  گفته اند که: امید٬ نان روزانه ی آدمی و نیمی از خوشبختی است. ما هم به امید زنده ایم و خوشحالیم که شعار دولت «بنفش» با این موهبت الهی گره خورده است. اگر چه تجربیات تلخ مردم کرمانشاه از اولین مدیر کلان دولت «تدبیر و امید» تا حدودی شعار ها را کم ر نگ کرد و نگاه ها را با تردید مواجه نمود، اما تغییر در این حوزه دوباره پرندگان امید را به آسمان شهر و استانمان برگرداند و مدیر کنونی کلان استان با شعاری متفاوت به مردم سلام کرد و «تحول» را خمیر مایه اولین برنامه های کاری اش قرار داد. این شعار را به فال نیک گرفتیم و آرزومندیم که در صفحات کاغذهای کاهی روزنامه ها بایگانی نشود و عملا شاهد تحول به معنای واقعی اش باشیم.
مردم این استان در طول سالیان دیر و دور بارها شاهد سخنان نغز٬ شیک٬ دلفریب و بزک شده بوده اند . کلماتی که تنها در همان روزهای اول برخی از کام ها را شیرین و برخی را با اگرهایی روبرو کرد که نهایتا به ناامیدی ختم می شد.حال ، این کرمانشاه است و حال و روزی که بیش از پیش به تسکین و تدبیر نیاز دارد.
دکتر رازانی این روزها باید گره از راز فرو بسته ی مدیریت ناکارآمدی بگشاید که سالهاست مثل یک بیماری مزمن در تن زخمی این سامان جا خوش کرده است و بیم آن می رود که همچنان بی درمان بماند. به حقیقت یکی از دردهای عجیبی که دامن مدیریت استان را گرفته «رخوت مدیریتی» است. طیفی از مدیریت استان بیش از آنکه به خلاقیت٬ جریان سازی و برنامه ریزی بیردازند خود را در نُه توی محافظه کاری پنهان کرده اند و ریسک پذیری را که یکی از عوامل تاثیر گذار در فرار از این رکود است٬ یا به فراموشی سپرده اند یا اصلا به آن معتقد نیستند.

چراغ فرهنگ کرمانشاه رو به خاموشی است
در حوزه های مختلف با مشکلاتی از جنس های مختلف روبروییم. مدت هاست که چراغ فرهنگ کرمانشاه رو به خاموشی است و هیچ ابتکار و خلاقیتی در این حوزه به چشم نمی آید. به عنوان کسی که سه دهه از عمرش را صرف مسائل فرهنگی کرده ٬ می گویم اگر قرار است در فضای مدیریتی استان، خانه تکانی اتفاق بیفتد٬ این خانه تکانی ابتدا باید«فرهنگی» باشد. فرهنگ عرصه ی نوآوری هاست. عرصه ای است که می تواند موتور محرک «تدبیر و امید» باشد. می تواند تابلوی رسمی اعتبار مردمی باشد که با خدمت کارانشان در سیستم های دولتی مرتبط اند . حوزه ی فرهنگ آیینه تمام نمای گنج های آشکار و پنهان معنوی هر منطقه و هر قوم و ملت است. فرهنگ بال پر توان حرکت به سوی آینده ای درخشان است پس ضرورت دارد بیش از هر چیز به این مقوله توجه جدی شود. 
خوشحالیم که نام و اعتبار استاندار امروز کرمانشاه به این خاک گره خورده است و او بیش از هر مدیردیگری قطعا باید بداند که کرمانشاه از روزگاران دور در «مستطیل طلایی» تاریخ و تمدن ایران باختری( از تیسفون گرفته تا کرمانشاه و...) واقع شده است. همچنان که لرستان او نیز بخشی از این مستطیل طلایی است. 
اینجا روی سخنم با دکتر رازانی است: نیک می دانید که توجه به حوزه ی فرهنگ در این سامان نابسامان، حکم عنصری حیاتی همچون آب دارد. این عنصر حیاتی را می توانید و قطعا باید بتوانید به بزرگانی بسپارید که در دایره ی ذهنشان طرح ها و برنامه های بزرگی نشسته است.این بزرگان در کرمانشاه ما کم نیستند و عقلانی است که برای حوزه فرهنگ حتما مدیریت بومی سکان داری کند. کافیست به حافظه اهالی فرهنگ در این چندین سال گذشته رجوع شود جدا از افرادی که ممکن است مهر جناحی بودن بر سینه شان خورده باشد٬ نام های وزینی در حوزه ی مدیریت فرهنگی ماندگار و با اعتبارند و چه خوب است با ایده ای اینچنینی به سراغ مدیران خلاقی از جنس آنها رفت.
می دانم و دیگران نیز می دانند که ساده ترین تعبیرتان در این روزها برای این استان بزرگ تاریخی ممکن است این جمله باشد که امید وارم به آن رسیده باشید:« در حوزه ی مدیریتی بر سر ویرانه ای نشسته اید». خوب است یادآور شوم که مدیر پیش از شما انسانی با کارنامه ی قابل دفاع بود (البته پیش از آمدن به کرمانشاه) «هر کجا هست خدایا به سلامت دارش». آمارهایی که می آمد نشان از امید نداشت. نشانه ای از تلاش در آنها هویدا نبود و شاید چاپ یک شماره ی «صدای آزادی» بصورت کاملا سفید که بازخوردی ویژه در بین رسانه ها داشت، می تواند هم نشان بارزی از عملکرد ایشان باشد و هم مجموعه عوامل تاثیر گذار مدیریتی در کرمانشاه. 

«اشتغال» شاه کلید مهم مشکلات استانی
«اشتغال» شاه کلید مهم مشکلات استانی است. اگر برای این کار برنامه ریزی ویژه ای صورت گیرد، بی شک مردم شما را ازیاد نخواهند برد و نام «رازانی» در حافظه تاریخی مردم کرمانشاه خواهد ماند. اما اگر با آمارسازی های دولت قبلی قرار است شما نیز به ظاهر مشکل گشایی کنید، راه به جایی نخواهید برد. خوب است به یاد بیاورم که یکی از استانداران که مدیریتش کوتاهترین مدیریت استانداران کرمانشاه بود، در یک اظهار نظر عجیب آمار داد که در زمانی بسیار کوتاه ۱۳ درصد بیکاری کرمانشاه را تقلیل داده است و این اظهار نظر همچنان مایه تفنن ناظران و اهالی رسانه است.
در کدام حوزه مشکل نداریم؟ برخی از مدیران ما (بنا به دلایلی که بسیاری می دانند و شاید گفتنش به صلاح نیست) انگار مادام العمر باید «مدیر» باشند و یا شاید اصولا مدیر زاده شده اند و باید مدیر بمیرند. اینان نیز با ترفندهایی عمر مدیریت شان را بقا داده اند. عکس هایشان همواره در صفحات رنگارنگ برخی از روزنامه ها می نشیند. آن هم با هزینه ای که از جیب مبارک اداراتشان تامین می شود. 

باید برخی از اتاق ها گرد گیری شوند!
ما بهترین فرصت برای رونق مبادلات خارجی داریم اما از این فرصت بهتر٬ چه استفاده ای کرده ایم. آیا نیازی نیست که بعضی از اتاق ها گرد گیری شوند تا بازرگانان و فعالان با توان بیشتری گام در عرصه تحول بگذارند؟ در این حوزه حرف های ناگفته ی بسیاری هست که در این مقال نمی گنجد «شرح این ... خون جگر» باید برای وقتی دیگر داده شود.
روزگاری ورزش کرمانشاه حداقل در چند رشته در کشور هماورد می طلبید و یکی از مهمترین قطب های ورزش کشور بود اما اکنون : ما همه شیران ولی شیر عَلَم .... مشتاقان ورزش در کرمانشاه نیاز دارند که این سامان تاریخی، تیمی در لیگ های معتبر ورزشی داشته باشد. چه گامی برای این کار برداشته شده است؟

امیدواریم پتروشیمی اسلام آباد با راه آهن غرب کشور به پالایشگاه آناهیتا نرسد!
این روزها اخباری از شما روی خروجی سایت ها می رود که از سویی مایه امیدواری است و از دیگر سو با آن حافظه تاریکِ تاریخی، مردد می شویم. به یاد می آوریم که سالیان پیش کسی آمد و گفت: پالایشگاه آناهیتا بزودی راه اندازی می شود و بسیاری جوانان هم دیاری ام در آن به کار مشغول می شوند.... به یاد می آوریم که پیشینیان شما سالها پیش گفتند: راه آهن غرب کشور بهشت موعود کرمانشاهیان است ولی ... به یاد می آوریم که سالیان پیش بحث راه اندازی منطقه های بزرگ آزاد تجاری و ... که با شعارهای شیک همراه شده بود و قرار بود با آنها ریشه بیکاری از بیخ!! سوزانده شود. از یاد نمی بریم که شما هم در همین ابتدا قول های بسیاری داده اید. امیدواریم پتروشیمی اسلام آباد با راه آهن غرب کشور به پالایشگاه آناهیتا نرسد... امیدواریم که تدبیر نقشی ویژه در عملکردتان داشته باشد. 
جناب استاندار بگذار کمی هم ناامیدانه بگویم: سابقه ی مدیران «انشاءالله گو» در گذشته فراوان بوده اما کارنامه هایشان شایسته «ماشاءالله» نبود. ما از شعار خسته ایم. اما آیا می توانیم گیس آرزوهایمان را به «انشاءالله های» تازه ی شما ببندیم؟ منتظر می مانیم چرا که روزگار، قاضی خوبی خواهد بود.

نظرات [۱]
پنجشنبه، ۲۱ آبان ۱۳۹۴ :: ۰۷:۴۱
اول ازهمه باید رحیمی زنگنه را باید جابجا کند
اطلاعات شما ذخيره شود ؟