شاگرد مغازه ای که مدیر یک شرکت بین المللی شد؛ گفتگو با منصور سرمست
sarmast04.jpg


صدای آزادی: متولد ۴۹ است و دوران کودکی اش را در سرپل ذهاب پشت سر گذاشته. پدر جانبازش را در حوالی جنگ از دست داده و در سنین نوجوانی مسئولیت خانواده ای پر جمعیت را بر عهده گرفته است. در دوره ی دبستان اوقات بیکاری اش را صرف شاگردی در مغازه ی پدر و فروش بیسکویت در مدارس شهر کرده است. در سال ۱۳۸۴ به عنوان مسئول ستاد انتخاباتی آیت الله هاشمی رفسنجانی، اولین گامهای مهم اش را در حوزه کارهای سیاسی برمی دارد تا بعدها در نزد «آیت الله» مقبول افتد. این چهره ی نام آشنای اقتصادی استان و مدیر یک شرکت بین المللی ، منصور سرمست است که از پنجره ی این گفتگو دیدنی است:
***
برای شروع، مشتاقیم از ایام کودکی تان بگویید:
در سال ۱۳۴۹ متولد شده ام. در منطقه ای به نام «جسر و کوکاو» کرند، زمیندار بوده ایم. مرحوم پدر در بازار بود. هم چندین ماشین سنگین و هم مغازه لوازم یدکی داشتیم. کودکی ام را در شهر سرپل گذرانده ام .به یاد دارم که در ماههای گرم آن سالها به دلیل کمبود امکانات خنک کننده، مردم از دست گرما شبها به پشت بامها پناه می بردند. یکی از آن شبها که به صبح رسید، هوا که روشن شد، به شکل غیر طبیعی شاهد تردد نیروهای ارتش بودم. حتی از پشت بام می توانستم منطقه «سراب گرم» را ببینم. آنجا تانک های ارتش مستقر شده بودند. همه این مسائل مرا با نوعی تشویش همراه کرد. از مادر پرسیدم که:«این تانک ها اینجا چه می کنند؟» مادر برای اینکه از نگرانی ام بکاهد، گفت: اینها نیروهای پشتیبانی هستند. نیروهای اصلی در مرز می جنگند. اما این سخنان در ساعتی دیگر نقض شدند و به دلیل حملات ارتش بعث، مردم گروه گروه از شهر خارج شدند. ما نیز به خیل آوارگان پیوستیم و راهی کرند شدیم.
در روزگار دبستان چه آرزوهایی داشتید؟ 
دوست داشتم یک حقوقدان شوم.
ولی در آن روزگار واژه حقوقدان برای دانش آموز ابتدایی خیلی جا نیفتاده بود.
بله درسته ! اما من در فضایی بزرگ شدم که افراد بزرگی در آنجا بودند. شهردار وقت، همسایه ما بود. با انجمن شهر و بحث های آنان بیگانه نبودم. مادر از وکیل های آن روزگار تعریف می کرد و مسائلی از این دست، مرا به وادی تازه ای کشاند.فضایی که وکالت و کلماتی از این دست در آن واژه هایی آشنا بودند. 
آیا برایتان پیش آمده که در همان ایام کودکی چیزی آرزو کنید ولی بضاعت مالی آن را نداشته باشید؟
من از ایام دبستان کار می کردم و حق الزحمه می گرفتم. شاگرد مغازه ی پدری ام بودم و علاوه بر آن در زمانی که بیکار می شدم، بیسکویت می بردم در درِ مدارس می فروختم. چون می توانستم درآمد داشته باشم، پس آرزویی برای خرید وسیله ای نداشتم. 
از چه زمانی رسماً وارد حوزه اقتصاد شدید؟
سال اول دبیرستان که پدرم را از دست دادم، چون پسر بزرگ بودم، بناچار مسئولیت اقتصادی خانواده را بر عهده گرفتم. در آن ایام مجبور بودم برای خرید لوازم مغازه به تهران رفت و آمد داشته باشم و این کار تا پایان دبیرستان ادامه داشت. نقش برادرم مسعود که خیلی مهربان و عزیز است ، در آن زمان از من در تامین اقتصاد خانواده بیشتر و تعیین کننده تر بود. در دوران دانشگاه که در دانشگاه اصفهان مشغول به تحصیل شدم، کار اقتصادی را هم پیگیر بودم. به عنوان مثال اواخر هفته به نمایشگاههای فروش خودرو در اصفهان می رفتم و هر هفته ماشینی می خریدم و در سرپل یا کرمانشاه می فروختم و این کار مدتها ادامه یافت و احساس کردم دیگر روی پای خودم محکم ایستاده ام . 
پله بعدی اقتصادی تان چگونه طی شد؟
واقعیت این است که پله بعدی ام با سیاست گره خورد. همزمان با قبولی در مقطع فوق لیسانس در رشته ی روابط بین الملل، به عرصه ی سیاسی ورود کردم و زندگی سیاسی باعث شد که نگاه اقتصادی ام کم رنگ تر شود. با اولین بیانیه شکل گیری «تشکل کارگزاران»، به آقای مرعشی گفتم که می خواهم با این تشکل کار کنم. آن زمان او مسئول دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. روزی برای کار بر روی پایان نامه ام -به واسطه ی دوستی که بعدها سفیر شد،- به مرکز مطالعات وزارت امور خارجه رفتم و در آنجا به طوری اتفاقی با آقای مرعشی برخورد کردم. آشنایی با ایشان باعث شد که به افراد دیگری معرفی شوم. نگاه سیاسی و اقتصادی ام با کارگزاران از همان زمان شروع شد.
در این ایام همچنان همان کار خرید و فروش خودرو را ادامه دادم. این بار به جای اصفهان، در تهران و در پارکینگ بیهقی، «پیکان موتور تخت» می خریدم و در زادگاه می فروختم.
پس از دانشگاه مسیر زندگی اقتصادی تان به چه جاهایی ختم شد؟
ببینید! در سرِ راه انسانها در طول زندگی شان فرصت هایی ویژه پیش می آید. گاه اقتصادی، گاه سیاسی و... اما مهم این است که چگونه بتواند از این فرصت ها استفاده کند. زمانی که بعد از فارغ التحصیلی به کرمانشاه برگشتم،بایستی خدمت سربازی ام را به پایان می رساندم. بخشی از آن را قبل از دانشگاه انجام داده بودم. نیروی سپاه بودم. در استانداری مشاور اقتصادی مهندس مقیقمی شدم. در آن زمان از محل بازارچه ها درآمدی حاصل می شد که بایستی بین ارتش، سپاه، استانداری و سایر دستگاه های خدمت رسان تقسیم می شد. به گونه ای که سردار ربانی می گفت: فلانی ئر استانداری حق سپاه را از محل درآمدهای بازارچه ها می گیرد. در آن ایام بازارچه های مختلف استان در حال شکل گیری بود. این بازارچه ها زیر مجموعه ی کاری ام در استانداری کرمانشاه به حساب می آمد. همان زمان مسئول مطالعات دفتر سیاسی استانداری بودم. استانداری شرکتی به نام «تلاش فراگیر عمران غرب» داشت که کارش امور اجرایی مناطق ویژه اقتصادی استان بود. مثلا منطقه ویژه اقتصادی اسلام آباد غرب را ما از همان ابتدا تا خریداری زمین و... تدارک دیدیم. شهر شیمی، مطالعات منطقه ویژه اقتصادی قصرشیرین و... کار ما در همان شرکت بود
منطقه ویژه اقتصادی اسلام آباد هیچ ربطی به نمایندگان اسلام آباد از جمله فلاحت پیشه نداشت. حتی خرید زمین آن هم بر عهده ما بود و از مهندس منصور میرزایی آن هفتاد هکتار را با ۵۰ میلیون تومان خریدیم.
اکثر مخاطبان، شما را با فعالیت های ویژه اقتصادی می شناسند. آخرین و مهمترین گام تان برای ورود به مباحث اقتصادی از کجا آغاز شد؟ 
ورود جدی ام به بخش اقتصاد خصوصی از سال ۱۳۸۳ آغاز شد. با مهندس مهرداد سالاری وامی از بانک سپه گرفتیم و در کردستان عراق شرکتی ثبت کردیم . آن زمان که به کردستان عراق ورود کردیم ، شرکت های خارجی هنوز به شکل جدی وارد نشده بودند. آن زمان «دکتر برهم» استاندار سلیمانیه بود. او را در سفرهای رسمی تیم استانداری کرمانشاه به کردستان عراق می شناختم و او نیز شناختی از من داشت. همین شناخت کمک کرد تا ارتباط بیشتری ایجاد شود و طرح احداث یک پارک کوچک به ما سپرده شد. پس از مقبول افتادن طرح، قراردادی را به مبلغ دویست و هفتاد هزار دلار بستیم. این اولین کار ما در صدور خدمات فنی مهندسی بود. اما در پایان کار اتفاق جالبی افتاد:
برای زیباتر کردن پارک از نخل های پلاستیکی و یک شیر سنگی استفاده کردیم. شب که چراغ های نخل ها روشن شد، کم کم گروه های مدنی، خبرنگاران و جمعی از مردم، آنجا جمع شدند و صدای اعتراض بلند شد که :« چرا از نمادهای حکومت صدام استفاده کرده اید و...» و مجبور شدیم هر آنچه را که به عنوان تزیین پارک نصب کرده بودیم، جمع کنیم. 
قرارداد بعدی ما سه میلیون دلاری شد و پروژه ی بعدی بیست و شش میلیون دلاری و ....تا امروز همچنان در عراق به فعالیت مشغولیم و تازه ترین پروژه ای که در دست کار داریم، احداث یک مجتمع ۶هزار واحد مسکونی و هزار گاوداری کوچک ۵ رأسی به ارزش هفتاد میلیارد دینار در عراق است. 
آیا در ایران هم فعالیت خاصی داشته اید؟
بله . بایستی به دوسته کار اشاره کنم یکی کارهایی که در سازمان همیاری و دیگری کارهایی را که در بخش خصوصی انجام داده ایم . در بخش عمرانی ساخت تقریبا ۵۰۰ واحد ارزان قیمت، ساخت ساختمان مرکزی، ساماندهی نقاط گردشگری اعم از غار قوری قلعه، بیستون ، سراب نیلوفر، پارک کوهستان و غیره و در بخش خصوصی کاری که در ایران انجام داده ایم، ۵ هزار واحدی مسکن مهر دولت آباد کرمانشاه بود.
به عنوان کسی که در حوزه ی اقتصاد قدرت مالی قابل توجهی کسب کرده اید، چه توصیه ای به جوانان این دیار دارید؟
سوال خوبی است. فکر می کنم سخت ترین شروع ها، شروع کار اقتصادی است. مهمترین درسی که یک جوان باید در این عرصه بیاموزد، «تحمل»است. البته در استانی مثل کرمانشاه به جوانانی نیازمندیم که «نوآور» باشند. در اینجا بسیاری از کارها بر زمین مانده است. به عنوان مثال در بخش کشاورزی مشکل «بسته بندی» داریم. اگر محصولات ما به بهترین شکل بسته بندی شوند، وقتی آن را به بازاری مثل عراق وارد کنیم، با استقبال بیشتری روبرو می شوند. از این دست، نمونه های فراوانی در استان ما هست که مغفول مانده است.
یک فرد موفق در حوزه ی اقتصادی باید شناخت کافی از «بازارِ مقصد» داشته باشد. این خلاء متاسفانه در استان ما به شدت وجود دارد. مثلا یک بانک اطلاعاتیِ «بروز» برای بازار عراق نیازمندیم تا با شناخت به موقع، محصول ضروری بازار عراق را پیش از دیگران صادر کنیم. به عنوان مثال در کشور عراق مرغ یک تا یک و نیم کیلویی بیشتر از مرغ دو کیلویی بازار دارد. اینجا باید اطلاع رسانی شود که مرغدار کرمانشاهی با صرف زمان کمتر در پرورش مرغ، به سود بیشتری نیز فکر کند. 
پس نیاز به بانک اطلاعاتی جامع بسیار ضروری است. مدیران تولیدات صنعتی و کشاورزی ما باید بدانند که مثلا کشور هدف در چه زمانی از سال کدام میوه ها را مصرف می کند؟ در چه زمانی بیشتر گوشت مرغ و در چه زمانی گوشت قرمز می خورند و صدها سوال دیگر که کارشناسان از آن آگاهند. بر این اساس می توان نوع محصول کشاورزی را کشت کرد و محصولی را که مشتری ندارد از سیستم کشت حذف نمود. متولی این امر در استان و در کل کشور متاسفانه نامشخص است. اگر این سیستم به طور کارآمد فعال شود، بسیاری از مشکلات حل می شود. 
نکته دیگری که در اینجا می تواند راهگشا باشد، استفاده از مهندسان کشاورزی است. این همه دانشجو در این رشته فارغ التحصیل شده . چرا جهاد کشاورزی به دنبال برنامه ای نیست که بین مهندسان و کشاورزان رابطه ای جدی و موثر برقرار کند؟ سالهاست چندین هکتار زمین کشاوزی دارم . یکبار هم نشده که از سوی این نهاد یکی از این مهندسین برای نظارت به این زمین ها سری بزند. چرا این کارشناسان را با ساز و کاری مناسب به سوی زمین های کشاورزی گسیل نمی کنند. هر کارشناس با کشاورزان مرتبط باشد و مشکلات زرع را حل نماید، در این صورت می توان برا معضل بیکاری هم گام کوچکی برداشت. 
چه مسائلی باعث شده ورودتان به حوزه ی سیاست آنقدر پررنگ باشد که مثلا همین چند روز پیش با رییس تشخیص مصلت نظام ملاقات داشته باشید؟
درباره سابقه ورودم به حوزه سیاست، نکاتی را در پاسخ یکی از سوالات قبلی گفتم. ارتباطم با چهره ی شاخص و بزرگی مثل آیت الله هاشمی رفسنجانی به سال ۱۳۷۴ با تشکیل جمعی از کارگزاران سازندگی برمی گردد و در سال ۸۴ رییس ستاد ایشان در استان کرمانشاه بودم. پس از آن نیز ارتباطاتم همچنان ادامه دارد و در جلسات خاص مذهبی و غیره خدمت شان می رسم . در سال ۱۳۹۲ که باز قصد ایشان حضور در انتخابات بود، ستادش را در استان فعال کردیم اما به دلایلی که از شرکت در انتخابات بازماند، اعلام کرد که از دکتر روحانی حمایت کنیم. با همان تیم، ستاد دکتر روحانی را در استان راه انداختیم. 
در آخرین دیدارتان با ایشان چه گذشت؟
با آیت الله نریمانی خدمت ایشان رسیدیم و خلاصه دیدارمان درباره سفر ریاست جمهوری به کرمانشاه بود و انتظاراتی که از این سفر برای کرمانشاه داشتیم، خدمتشان ارائه کردیم و امیدواریم که حضور دکتر روحانی سفری کاملا مثبت و ویژه باشد.رییس جمهور در این سفر بایستی برای حل مشکل ناامیدی جوانان با بسته حمایتی تشویقی برای سرمایه گذاری در استان بیاید. مشکلات معیشتی و اقتصادی ، مردم کرمانشاه را به شدت آزار داده است. مدتهاست که دکتر روحانی به کرمانشاه نیامده است. اگر دولت با این بسته ی تشویقی و حمایتی به استان کرمانشاه نیاید، مطمئنأ باید چشم انتظار ریزش آرای بسیار در کرمانشاه باشد 
نمایندگان دولت دکتر روحانی در کرمانشاه نمره قبولی نگرفته اند. عملکردشان در استان به وضوح این امر را نشان می دهد. شما به عنوان یک کارشناس اقتصادی و آگاه به مسائل سیاسی چه نمره ای به مدیریت این دولت در کرمانشاه می دهید؟
ببینید! فکر می کنم نمره دادن ملاک و معیار خاص خود را دارد. باید به پارامترهای خاصی توجه کرد. باید ببینیم چه ابزارها و امکاناتی در دست داشته اند و کوتاهی کرده اند؟ واقع بینانه تر به این مسئله توجه کنیم. مثلا در امر بیکاری در استان با نرخ بیکاری انباشته شده ای مواجهیم . این بیکاری تنها در دوره دولت دکتر روحانی بوجود نیامده است. 
ولی این پاسخ، فرا فکنی نیست؟ به این شکل که هر دولتی بیاید و مشکلات را بر گردن دولت قبلی بیندازد. پس خود دولت تازه چه باید بکند؟
طبیعی است که همه مشکلات مال دولت قبلی نیست و من هم موافقم. ولی باید توجه داشت که دولت قبل ۷۵۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشت. به معنای این است که به اندازه ۵۰ سال از ۱۰۰ سال عمر اکتشاف نفت در ایران درآمد داشته است.که این درآمد بالا جز تورم و افزایش نقدینگی دستاوردی برای اقتصاد ایران نداشت. اما باید دولت تدبیر با تعامل و راهکارهای تازه به دنبال حل معضلات باشد. 
شاید در استان ما یکی از راهکارهای شاخص توجه به بخش خصوصی است. ورود بخش خصوصی به شکلی جدی و حرفه ای می تواند برخی از کاستی ها را جبران نماید. اما متاسفانه در کرمانشاه دولتمردان استانی به این نتیجه نرسیده اند که خود را از سیاست اقتصاد دولتی کنار بکشند و به بخش خصوصی میدان بدهد. حتی برخی از مراکز اقتصادی مثل بازارچه های مرزی به شکل شبه دولتی اداره می شوند.
اگر بخواهید به کوتاه ترین شکل، راهکاری برای حل مشکل بیکاری ارائه کنید، چه می گویید؟ گره کار کجاست؟
کرمانشاه استان فقیری نیست. دارای ثروت خدادادی ،منابع ملی و انسانی سرشار و موقعیت استراتژیک منحصری است. اینها مزیت های نسبی استان هستند. ولی بایستی مزیت سازی در کنارش اتفاق بیفتد تا استان توسعه پیدا کند و برای عبور از بحران بیکاری بایستی حلقه های مفقود شده زنجیره توسعه و تجارت را پیدا کرد . این مسیر نمی شود جز با منابع مالی ، مدیریت و برنامه ریزی صحیح . در غیر این صورت معجزه در اشتغال استان صورت نخواهد گرفت. در پایان به رئیس جمهور محبوب و دولت محترم پیشنهاد می کنم با پیام شفاف و روشن و تخصیص تسهیلات برای پروژه های عمرانی به کرمانشاه سفرنمایند. تسهیلاتی کافی برای پروژهای سرمایه گذاری (منطقه آزاد قصرشیرین، راه آهن ملایر به کرمانشاه، راه آهن کرمانشاه به خسروی، سد های مطالعه شده، تسریع در طرح گرم سیری، اعتبار از صندوق توسعه ملی خارج از نوبت، مجاب کردن تور لیدرها برای برنامه گردشگری توریست خارجی به کرمانشاه، پالایشگاه آناهیتا، اعتبار راه کامیاران به کرمانشاه،اعتبار لازم برای زنجیره توسعه تجارت استان، اعتبار لازم برای روشهای آبیاری نوین، اعتبار لازم برای طرح جامعه کشاورزی استان واعتبار لازم برای اشتغال خرد) در این استان بسیار مهم و ضروری است. در غیر این صورت دکتر روحانی در کرمانشاه با کاهش آرا در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری مواجه خواهند شد.
از لطفتان سپاسگزاریم






اطلاعات شما ذخيره شود ؟