آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می گردیم / جلیل آهنگرنژاد
JALIL209696.jpg

مگر غیر از این بود؟ همه چیز غیر منتظره نشان می‌داد. آن هم برای مردمی که سال‌ها تجربیات تلخ جنگ را در دفتر یادشان حفظ کرده بودند. مردمی که طعم تلخ مظلومیت را سال‌ها و دهه‌ها چشیده‌بودند. 
به ناگهان همه چیز فرو ریخت و تاریخ، برگ‌هایش را به رنگی دیگر نوشت. رنج‌های ناگهانی به طور شگفت‌آوری در دریای مهر هم‌وطنانم به فراموشی سپرده شد. ترافیک محبت همه‌ی مسیرهای رو به استانم را لبریز کرد. 
سیل کمک‌های مردمی در میان مدیریتی مستأصل به صورتی نیمدار به دست مردم رسید و در میان خرابه‌های آوار زلزله، نهال زندگی دوباره رویید. چقدر زیبا بود پیوند ویژه‌ای که مردمان کُرد هم استانی‌انم با گوشه‌گوشه‌ی خاک سرزمین بزرگم ایران گرفته بودند. پیوندی که غبار تلخ بی‌کفایتی روی آن را سال‌ها پوشانده بود.
آن همه احساسات و عواطف ملت به صورت طبیعی در ایامی کوتاه توانست بخشی از مشکلات را به فراموشی بسپارد. اما پس از حوالی ۴۰ روز از زلزله، زلزله‌زدگان بیشتر احساس تنهایی می کنند و کم کم زخمهای فروخفته‌ی زلزله خود را نشان می دهد.
در این میان زلزله‌های دیگری در راهند و البته برخی نیز پیش‌لرزه‌هایشان علنی شده است. تغییر در زیر مجموعه های کاری برای هر مدیری امری طبیعی است. امری که می تواند ممد حیات مدیریت باشد و برای پیشبرد امور کاملاً ضروری است. اما کرمانشاه همواره دستخوش آشوب‌های مدیریتی بوده است. انگار مدیران اینجا با شیوه‌ای متفاوت تر از سراسر این «کهن بوم و بر» انتخاب یا انتصاب می شوند. باید صریح گفت: هر مدیر لایقی در این سرزمین بزرگ می تواند در هر جایی که صلاح باشد،خدمت کند اما اصولاً برای انتخاب مدیر، اصولی باید رعایت گردد. 
همگان شنیده‌اند که :«آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می گردیم» این ضرب المثل مصداق بارز کرمانشاهی هاست. در این استان بسیارند استعدادهای موفق مدیریتی که همواره در قطار فراموشی به صف می شوند تا در روزهای آینده‌ی مه‌آلودشان یا مسیر مهاجرت در پیش بگیرند و یا بسوزند و بسازند و شاهد تلنبار شدن مدیران متوسط وارداتی باشند. مدیرانی که بیش از هر چیز به «نمایش» مدیریت می پردازند تا اینکه عملاً گامی برای توسعه‌ی این استان بردارند. 
عمده ترین عامل مدیران دست دوم وارداتی، خلاء ویژه‌ی مؤثران سیاسی است. سیاسیون ما سال‌هاست نشان داده‌اند که هیچ برنامه‌ای برای مدیریت استان ندارند و یا لااقل برنامه‌هایشان توان عملی شدن نداشته است. جریانات جناحی و حزبی بیش از هر عاملی در این خطای بزرگ مدیریتی مقصرند و باید پاسخگو باشند. چرا زمانی که لازم است، جبهه‌ای سیاسی به نفع استان شکل نمی گیرد تا مطالبه‌گرانه از دولت محترم خواسته شود به استعدادهای مدیریت بومی توجه کنند؟ 
به هر حال پیش‌لرزه‌ای که با آمدن الهی نژاد از همدان به جان مدیریت استان افتاده، اگر در کوتاه ترین زمان ممکن برنامه ریزی و کنترل نشود، معاونان بعدی، مدیران بعدی ، پیمانکاران بعدی و دهها مورد دیگر در راه خواهند بود. آقایان! بارها گفته‌ام این استان با نیروهای ذاتی خود توانست هشت سال جنگ را مدیریت و اداره کند چرا امروز دولتیان این همه توان مدیریتی را نادیده گرفته‌اند؟در هفته‌هایی که مردم نجیب این استان گرفتار زلزله‌ای طبیعی اند، به صلاح نیست زلزله‌های برساخته‌ی دیگری این استان را درنوردد. ما توان مدیریت استان را داریم. کی باید این سخن را بشنود؟
اطلاعات شما ذخيره شود ؟