ریسه... شعری از آفاق شوهانی . ایلام
ریسه... شعری از آفاق شوهانی . ایلام
راست ریسه مى‌روم
و دو نقطه
یکى براى اسب بگذارم
بنشینم تا قله‌ى «مانشت» (*)
و هیچ از قله برف پوشیده‌اى تا حالا؟
تاول زده اسب تاختنم بى تو
...

راست ریسه مى‌روم

و دو نقطه

یکى براى اسب بگذارم

بنشینم تا قله‌ى «مانشت» (*)

و هیچ از قله برف پوشیده‌اى تا حالا؟

تاول زده اسب تاختنم بى تو

که تخت نشستم تمام

باختنم ببین!

دور از «تخت ِ خان» (*)

سال‌ها یکى یکى ‌بردار

منصور ریسه رفتنم بگوید تا کى تا کجا؟

خاطى سرزمین بودم خدا!

اسب برمى‌گردانم بى نقطه

راه کش مى‌آید تا خدا

 

_______

* کوهى در ایلام

نظرات [۷]
جمعه، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ :: ۱۸:۲۲
با سلام با چند شعر کوردی بروزیم :م ده خاک مانیشتم ده عشق بریاگه خشتم ...
یکشنبه، ۲۷ فروردین ۱۳۹۱ :: ۱۲:۰۹
خیلی عالی بودآفرین برشما
سه شنبه، ۲۲ فروردین ۱۳۹۱ :: ۱۴:۴۷
با سلام بنظر من شعری که در مورد کوه مورد علاقه من گفته میشود بایدبا زبان کردی با شد
یکشنبه، ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ :: ۱۷:۴۵
khob ama na kafi
دوشنبه، ۱۲ دی ۱۳۹۰ :: ۱۶:۰۴
آفاق خوب ! کردی فکر می کنی و فارسی شعر می گویی .همزمان نباید از مغز انتظار داشت که به دو چیز فکر کند و در هردو هم موفق .در کردی آزمایش کن تا همه به سیران تخت خان بیایندو از روی بلندیهای آنجا شاید خانقین را هم ببینند .
سه شنبه، ۲۹ آذر ۱۳۹۰ :: ۱۰:۲۹
ای کاش سروده ات دروصف مانشت کردی بود
سه شنبه، ۲۹ آذر ۱۳۹۰ :: ۱۰:۲۰
باسلام بهتربود که شعرها دروصف مانشت کردی باشند
اطلاعات شما ذخيره شود ؟