من از جنون کفش هام می ترسم

من از جنون کفش هام می ترسم


با اشاره ی گردن

اطرف چشم های مرا محدود می کند

و گاو های مجنون

و گاو ها ماغ کشنده

از تصادم خط

لج عریض به سمت تمام

 سمت رسیدن

 شتاب خط

شتاب زخم

 در ادامه ی سنگ.

من از جنون کفش هام می ترسم

من از تصّرف چشم

از لج عریض

لج حمله ور

لج معصوم

 بی گناه

  با خیال تمام

و هول سمت رسیدن

در شتاب شیار

اطراف چشم های مرا محدود می کند

و هول سمت رسیدن در گذار مدام

گذار بی جهت

لج عریض موزاییک.

 سیداشکان خطیبی

نظرات [۶]
چهارشنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ :: ۱۰:۴۴
من توفیق اشنایی با اشکان ودوست دیگرش امین و همایون رادارم سه نوجوان نوجو که نیازبه حمایت بیشتری دارند باتشکر
شنبه، ۰۷ خرداد ۱۳۹۰ :: ۲۰:۵۱
سلام و سپاس فقط سطر اول شعر افتاده است. : "لج عریض موزاییک"
شنبه، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ :: ۲۰:۰۳
شعر های دیگر اشکان را نیز شنیده ام. جوان ویا نوجوان موفقی است. نقد و نظرهایش را نیز شنیده ام می توانم بگویم در حوزه شعر و ادبیات آدم باسوادی است. امیدوارم روزی شعرهای زیبایش را به زبان کردی ببینم.
دوشنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ :: ۱۰:۱۴
کوردی هم بنویس
دوشنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ :: ۰۹:۳۳
آقای خطیبی چیستان خوبی بود امیدوارم خودتان جوابش بلد باشین
شنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ :: ۰۸:۱۰
شعر درگیرکننده ای بود،/اما پایان می توانست بهتر از این تمام شودـ،اشعاری اینچنین شاعر ومخاطبی خاص می خواهد ،موفق باشید
اطلاعات شما ذخيره شود ؟