
من از جنون کفش هام می ترسم
با اشاره ی گردن
اطرف چشم های مرا محدود می کند
و گاو های مجنون
و گاو ها ماغ کشنده
از تصادم خط
لج عریض به سمت تمام
سمت رسیدن
شتاب خط
شتاب زخم
در ادامه ی سنگ.
من از جنون کفش هام می ترسم
من از تصّرف چشم
از لج عریض
لج حمله ور
لج معصوم
بی گناه
با خیال تمام
و هول سمت رسیدن
در شتاب شیار
اطراف چشم های مرا محدود می کند
و هول سمت رسیدن در گذار مدام
گذار بی جهت
لج عریض موزاییک.
سیداشکان خطیبی